شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
24582
نام: سورنا
شهر: نزدیک کربلا
تاریخ: 7/28/2006 5:47:11 PM
کاربر مهمان
  یاعلی!
*عبدالفاطمه جان!
یه چیزی هست که همه می دونن،واسه همین فکر نکنم اگه منم بخوام دوباره بگم به قول بعضی عزیزان باز کردن نوشابه حساب بشه.تو با نوشته هات،دلگرمی ها و دلسوزی هات،همیشه باعث گرمی و رونق قلعه بودی و ان شاءالله هستی.اونوقت اگه این حقی که به گردن من داری رو با این چند ماه رفاقتمون جمع کنیم باید بگم نامردم اگه هر روز دعاتون نکنم.باور کنید اگه یه وقتایی اسم کسی رو نمی برم-اینو می خوام به همه بگم و به داداشمون بیقرار بزرگوار هم-نه به خاطر اینه که خدایی نکرده از کسی غفلت کرده باشم ،یا هر چیز دیگه.خدا می دونه این طور نیست.اینه که بزرگواری بفرمایید و منو ببخشید.
دیگه اینکه عبدالفاطمه عزیز!
گاهی اوقات از اینکه حس،حتی ظریفترین و درونی ترین حس ها،از پشت اینهمه فاصله اینقدر راحت منتقل میشه،من یکی متعجب میشم.شما هم حتماً تجربه کردین نه؟پس مطمئن باشین تا شما بگین"ف"بچه های حرف دل اجازه تون یه سر رفتن فرحزاد و برگشتن.نگران نباشین.همه،خیلی ها،حرفتونو دقیق می گیرن و دعاتون می کنن.منم با وجود گیرایی ناقصم،حتماً حتماً دعاگو هستم.صادقانه میگم من پیش از هر کدوم از عزیزان و نزدیکانم به فکر شماهام.همیشه...باور کنید.به اسم بردن و نبردنم نگاه نکنین....
24581
نام: عبدالفاطمه
شهر: همین نزدیکی ها
تاریخ: 7/28/2006 5:21:40 PM
کاربر مهمان
  یا صابر
سلامی چندباره!
سورنای عزیز!
من تموم تلاش خودم رو تو نصفه رها نکردن می کنم، ولی می دونی که خیلی چیزا باعث سوء تفاهم می شه، ترجیح می دم تو دلم بمونه مثل همیشه.
واما شما سورنا خانم...
یه کم از اون دعاهای نابتون برا هم بکنید اینقدر پریشون احوال رها نمی شیم، یا احساس بی تفاوتی نسبت هم ندارم.
اینا دیگه شده برا امثال من یه خونه یه سقاخونه، یه جایی که می دونم چهارتا آدم درونش رفت و امد می کنن که من براشون ارزش قائلم و می فهممشون، از دنیا رها می شم و از این همه جوزدگی های روزانه.
شما هر از گاهی برای ما دعا کنید، تا این احساس بی تفاوتی از بین بره...
ان شاءالله
یازهرا(س)
24580
نام: بی قرار
شهر: تهران
تاریخ: 7/28/2006 5:17:38 PM
کاربر مهمان
  سلام!
عبادتهاتون قبول باشه...ما رو که دعا کردید؟
۱.بهنام جان!
خیلی خوش اومدی داداش...ما در خدمتیم.
۲.خواهر بزرگوارم سورنا خانم!
از اینکه بعد مدتها نامی از حقیر بردید خیلی خوشحالم...دعا بفرمایید.
کماکان ارادت خدمت همه ی بزرگواران حرف دلی.
داداش کوچیکتون بی قرار.
24579
نام: عبدالفاطمه
شهر: همین نزدیکی ها
تاریخ: 7/28/2006 5:11:41 PM
کاربر مهمان
  یا حق
سلامی دوباره
خاموش بزرگوار
یعنی این همه دل من می گیره، ممکنه یکی اونور دنیادلگیر باشه !؟
اگه اینجوری باشه که یکی همیشه باید دلگیر باشه که من از دوشب قبل همش دلگیرم و پریشون!!!!
دوستان دعا کنید
حالا به خاطر من دعا نمی کنید، برا هر کی دلش غیر من گرفته دعا کنید!!!
شاید اگه اون بنده ی خدا از احوال پریشون رها بشه، به ما هم عنایتی بشه و از این همه پریشونی و دل درد ! رها بشیم.
خدا رو چه دیدی شایدم اگه ما از دلگیری رهابشیم یه عده هم راحت بشن از شر این همه نگرانی و دلگیری و پریشون حالی!
واقعاً جالب بود
خاموش بزرگوار دعاتون می کنم، شما هم دعا کنید.
علی یارتون
یازهرا(س)
24578
نام: سورنا
شهر: نزدیک کربلا
تاریخ: 7/28/2006 5:10:04 PM
کاربر مهمان
  سلام خواهر گلم!
جمله هاتو وقتی نصفه می ذاری دلم می گیره.البته از اونجا که گرفتن منظورت کار عقلاست بنده متوجه نمی شم.
میشه دیگه جمله هارو نصفه نذاری؟
خب حالا شما...
24577
نام: عبدالفاطمه
شهر: همین نزدیکی ها
تاریخ: 7/28/2006 5:04:19 PM
کاربر مهمان
  یابرهان
سلام
سورنا خانم!
شما بفرمایید تا من شروع کنم!!!!
راستی !
این الرجبیون!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یاحق
یازهرا(س)
24576
نام: خاموش
شهر: کوی یار
تاریخ: 7/28/2006 5:00:37 PM
کاربر مهمان
  سلام رفقا
امشب خیلی دلم گرفته و نمی دونم چرا ...
نمی دونم شما هم تا حال اینجوری شدید که من دارم میگم یا که نه ...
ولی حسش اینجوری که دل آدم میگیره و نمی دونه از چی و یا از کجا گرفته فقط می دونی که دلگیر شدی حال چطور و چگونه خدا می دونه.
قدیمیا می گن که آدما که به هم دل می بندن و خاطر خواه هم می شن اگر از هم دور بشن اگر دل یکیشون بگیره دل اون یکی هم اگر اون ور دنیام که باشه می گیره حال من موندم هاج و واج نمی دونم دل کی گرفته اونور دنیا که دل ما هم اینور دنیا گرفته.
دوست دارم غریبه دلگیر نباش چون دل ماهم می گیره
شب همه بخیر
التماس دعا
24575
نام: .
شهر: ناکجا
تاریخ: 7/28/2006 3:14:34 PM
کاربر مهمان
  آی مردم یک نفر در آب دارد می سپارد جان!تو که نمی شناسیش چرا صداش می کنی؟!!!دلا یک دم رها کن آب و گل را...
24574
نام: .
شهر: نا کجا
تاریخ: 7/28/2006 3:07:25 PM
کاربر مهمان
  سلام.من می خوام از مهدی بگم.دیدمش.تو خواب چد بار.شما نمیشناسیدش.منم همینطور.اون همیشه کنار من هست.کنار همه هست.از همه دلش خستس حتی از من...تو زمونه ای که ریا حرف اول رو میزنه...چشمای همه به واقعیت بسته شده.همین.
24573
نام: مريم
شهر: قائمشهر
تاریخ: 7/28/2006 2:56:59 PM
کاربر مهمان
  اللهم عجل لوليكل فرج
اقا جان اين جمعه هم گذشت و تو نيامدي
<<ابتدا <قبلی 2464 2463 2462 2461 2460 2459 2458 2457 2456 2455 2454 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved