اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 24152 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همین نزدیکی ها
تاریخ:
7/17/2006 5:22:23 PM
کاربر مهمان
|
یا خدا
سلامی دوباره
برادرمون آقا هدای فرمودن به خاطر مشکلات مجبورن اینجا رو ترک کنن.
دوستان اهل دلی، هر کی عاشقه ولایت مولامون اما عصره، یه صلوات بفرسته تا مشکلشون حل بشه.
آقا هادی!
خدای من خیلی زیبا فرمودند:
" تنها چیزی که درباره ی تو می گویم این است که برخی از خدایان ما تورا اسیب رسانید ه و ( عقل تو را به جرم بدگویی از بتان مغشوش گردانیده اند) هود به آنها گفت: من خدا را گواه می گیرم و شما هم گواهی دهید که از این پس من از شما و خدایانیکه غیر خدای یکتا می پستید بیزارم. آیه ی ۵۴
من بر خدا که پروردگار من و شماست توکل کرده ام که زمام اختیار هر جنبنده به دست مشیت اوست و البته( هدایت) پروردگار به راه راست خواهد بود. آیه ی ۵۶
سوره ی هود "
حال خود اندیشه کنید راه درست!؟؟؟؟؟؟؟ کجاست!؟؟؟؟
در پناه خدا باشید و راست اندیش و راست نگرو راست جو
یازهرا(س)
|
|
| 24151 |
نام:
وحید رستم زاده
شهر:
مراغه
تاریخ:
7/17/2006 5:09:28 PM
کاربر مهمان
|
سلام
من می خواهم روز مادر را تبریک گویم واز شمامی خواهم که برای من کمی مداهی بفرستید
|
|
| 24150 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همین نزدیکی ها
تاریخ:
7/17/2006 4:58:47 PM
کاربر مهمان
|
یا ارحم الراحمین
سلام خدای من
امشب می خوام فقط با خود خودت حرف بزنم، با چندتا کلمه ی ساده ای که می دونم!
امشب دلم می خواد خودت باشی و این عبدالفاطمه ای که آفریدی و مفخر به بنده بودنش کردی!
خدایا!
بار خدایا! امشب به نیتی ...
الهی! چه می کنی با این من!؟
چه زیبا گفتی و تنم را لرزاندی...
" اگر شما او را( یعنی دین رسول خدا را) یاری نکنید، البته ( خداوند او را یاری خواهد کرد چنان که) هنگامی که کافران سیامبر را از مکه بیرون کردند خدا یاریش کرد( و بر در کوه پرده عنکبوتان وآشیانه ی کبوتران گماشت تا دشمنان که به عزم کشتنش آمده بودند او را نیافتند) آنگاه که یکی از آن دو تن که در غار بودند ( یعنی رسول خدا) به رفیق و همسفر خود ( بوبکر که پریشان و مضطرب بود) گفت : مترس که خدا با ماست ، آن زمان خدا وقار و آرامش خاطر بر او فرستاد و او را به سپاه و لشگرهای غیبی خود که شما آنان را ندیده اید مدد فرمود و ندای کافران را (پست گردانید) و ندای خدا( دعوت اسلام را) مقام بلند داد که خدا بر هر چیز کمال قدرت و دانائیست ."
آیه ی 40 سوره ی توبه
این بود آنچه که تو گفتی ومن می خواهم بگویم
اله من!
چگونه در برابر این همه بزرگی ات بندگی کنم!؟ چطور می شود فرونی پیدا می شود و اینک بوشی!؟
الهی!
تو که بر هر چیز توانایی، امشب می خواهی با من چه کنی!؟ با این آیه...
این همه اشک...
با آن نیت...
چه بگویم اله من!؟
زبانم بریده باد اگرچیزی بگویم که غیر بزرگی ات باشد
الهی!
زبانم بند آمده است از این نیت و این آیه
اشک هایم...
رهایم کن خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
دستانم بگیر و ثابت کن که اشتباه نکردم در راهی که گزیدم، بگذار باورم شود که می توانم...
الهی!
با این همه درد و اشک و این همه حیرت از این آیه به کجا پناه برم جز سجاده ....
یازهرا(س)
|
|
| 24149 |
نام:
تنها
شهر:
من
تاریخ:
7/17/2006 4:56:23 PM
کاربر مهمان
|
مدتهاست که هر شب به این سایت سر می زنم و فقط می خوانم ولی امشب می نویسم چون می خواهم بدانی که
دوستت دارم شلمچه ی عزیز
همیشه بنویس ( باعث میشه که دیگه تنها نباشم .)
|
|
| 24148 |
نام:
هادی
شهر:
شیراز
تاریخ:
7/17/2006 4:53:53 PM
کاربر مهمان
|
خدا حافظ دوستان اهل دل!!!
به دلیل مشکلات مجبورم که از شما خدا حافظی بکنم!
آبرو میرود ای ابر خطاپوش ببار!!!
یا علی، یا زهرا،
|
|
| 24147 |
نام:
آرزو
شهر:
نقده
تاریخ:
7/17/2006 3:24:34 PM
کاربر مهمان
|
ايا جمعه آينده عروسيمان است؟
|
|
| 24146 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همین نزدیکی ها
تاریخ:
7/17/2006 12:34:29 PM
کاربر مهمان
|
ای پناه بی پناهان
سلام
دلتنگ کربلای عزیز!
هر چند دیر است برای عرض تسلیت و واقعاً تسلیت واژه ی کوچکی است در برابر از دست دادن عزیزی، ولی تسلیتم را بپذیر.
خدایا!
اینقدر در خودم غرق شدم که یادم رفته دور و برم دیگرانی هستن که یه روز براشون ...
خدای من!
اونقدر در خودم غرق شدم که یادم رفته، یه روز ا زدست همین من فراری بودم.
اله من!
مرا چه می شود!؟؟
خدایای!
چقدرد لم برای با تو گفتن ها تنگ شده، نه!... مناجات هایم با تو نیز آرامم نمی کند!
من تو را می خواهم خدای من!
اله من!
چقدر دلم تنگ است برای تو
الهی!
چقدر کوچکم در برابر این مه مهربانیت
چه می شود مرا یه امشب میهمان مهربانیت کنی!؟
چقدر دلم تنگ است برای الله اکبر وسبحان الله ها
چقدر دلم تنگ است برای ساده با تو گفتن ها
چقدر دیوانه ام من!!!
ای خدا
از همان جایی که هستی، از همین نزدیکی ها، صدایت می کنم! این بار صدایم را بشنو و بپذیر که بیابمت، عاقانه، نه از ترس که عاشقانه بندگی ات کنم.
بازهم صدای دلنشین اذانت چه به موقع به فریاد اشک هایم می رسد
الله اکبر
اشهدان لااله الاالله
یازهرا(س)
|
|
| 24145 |
نام:
گمنام
شهر:
جزیره مجنون
تاریخ:
7/17/2006 11:53:13 AM
کاربر مهمان
|
چطور آدم بشم
|
|
| 24144 |
نام:
دلتنگ كربلا
شهر:
دور از كربلا
تاریخ:
7/17/2006 11:39:00 AM
کاربر مهمان
|
واقعا خيلي عالي هستي .
زندگي همش امتحانه و دست اخر مروري به اين امتحان هاي داده شده و يك معدل كل و يك جايگاه
|
|
| 24143 |
نام:
سورنا
شهر:
نزدیک کربلا
تاریخ:
7/17/2006 11:20:03 AM
کاربر مهمان
|
دلتنگ کربلای بزرگوار!
من هم صمیمانه بهتون تسلیت عرض می کنم.ان شاءالله که غم آخرتون باشه
|
|