شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
24132
نام: سیف ا...
شهر: بوشهر
تاریخ: 7/17/2006 2:38:24 AM
کاربر مهمان
  امید ، امید و امید
اراده، هدف و توکل
24131
نام: ناشناس
شهر: غریبستان
تاریخ: 7/17/2006 2:24:02 AM
کاربر مهمان
  سلام

یه چیز بگم ؟؟؟ !!! ...
یه چیزی که خوندم و شد حرف دلم ؟؟؟ !!! ...
کلافه دلم بودم !!!
گفتم بزار برای همدلام بغضمو سفره کنم ...

بخونید ....

جنگ رفت و عشق هم افسانه شد ...
دل شکست و عشق هم بیخانه شد ...

چقدر گرفتار کلمه هاییم ...
سرگرم جابجایی قافیه ها و سرخوش به تقدیرهای زمینی ...

چقدر گرفتار آجر و سیمانیم ، سرگرم رنگای خیابون و سرخوش به جام های جهانی ...

آخ که چقدر از کلمه های درشت و حرفهای بافتنی بدم میاد.

امروز میخوام ساده بگم ... میخوام به کسی ربطی نداشته باشه که دلم برات یه ذره شده ...

تو هر روز و هر روز از من میپرسی چرا عادت کردم به جمله های قلمبه سلمبه ای که خودمم ازش سر درنمیارم ...

چرا یکی راحت نمیگه من و ما ندونسته چقدر خسته ایم؟

چرا یه نفر برای خودش اعتراض نامهء فراموشی آسمونو نمی نویسه؟

تو ... تو هر روز و هر روز از بهشت خدا منو صدا میزنی و من دو دستی گوشهای گناه آلودم رو گرفتم و داد میزنم کجایی ؟؟؟ !!!

ما فقط شمردن کیلومتر های زمینو یاد گرفتیم و پاک یادمون رفته به اندازهء تمام سالهای بعد جنگ ، به اندازهء هزار هزار کیلومتر از تو و اهالی آسمون دور شدیم.

آخ که چقدر دل مهربونتو شکستم ...

آخ که دیدن چشمای تو از پشت قاب آرزوهام چقدر خجالتم میده ...

من آدم پررویی شدم ولی تو منو ببخش ...
میبخشی ؟؟؟

دلم برات تنگه ؛ دلم برای خدا ، دلم برای یه دل سیر گریه تنگ شده ...

دلم برای اینکه بیام بهشت زهرا و تموم حرفامو ، تومش رو برات بگم و تو آروم نگام کنی ...

دلم...

اصلا کدوم دل؟! اصلا کدوم من ؟! اصلا کدوم ناشناس ؟! کدوم غریب و کدوم غریبه ؟!
همونکه هم دروغ میگه و غیبت میکنه ؟
هم کلی نماز قضا داره ؟
همونکه بعضی وقتها تا آخر دعای کمیل حسرت حال و گریهء حسابی به دلش میمونه؟
همونکه هی به خودش و خدا قول میده و مثل آب خوردن میزنه زیر همه قول و قرارهاش ؟
همونکه هی پای دل آدما قلبشو بی اعتبار میکنه ؟

اما آهای مرد جبهه و جنگ ! آهای رفیق با مرام خدا ! آهای پهلوون ! آهای ساقی همه یاسا و شب بوها ...

یادت میاد باوفا .... بازم گذاشتی بی نگاهت طی کنم طریق تنهایی دلمو ... بازم دریغ کردی نعمتی که خدا به تو داد و از من دریغ کرد

خواستم بدونی بازم هوای تو پیچیده توی تنم،
هوای تولد، هوای عوض شدن...
شکستن این بغض سنگین و تمام نشدنی ...
بازم یادت رفت یادم بیاری چطور باید سنگر بگیرم ...
یادم بیاری از همین حالای حالا کمین کنم برای گناه ... که تا اومد با سیم شارگشو ببرم
یادم بیاری دوره رزمندگیم هنوز تموم نشده

دلم برات تنگه ... خیلی تنگ ... خیلی خیلی تنگ
کاش بشه بیایی و دوباره پای نگاهت بشیم
دوباره توی خیمه دیوونه ها ، دیوونگی کنم و عاشقی

کاش ..... اینبار .... هیچی بگذریم


یاعلی
24130
نام: طاهره
شهر: تهران
تاریخ: 7/17/2006 1:42:37 AM
کاربر مهمان
  هرچه خدابخواهد
24129
نام: علی احمد امجدیان
شهر: کرج
تاریخ: 7/17/2006 1:03:27 AM
کاربر مهمان
  با سلام به همه دوستان خوبم
تولد بی بی دو عالم حضرت زهرا را به تمامی مادران تبریک می گویم یا قاضی الحاجات
24128
نام: رضا
شهر: کویر
تاریخ: 7/16/2006 11:54:12 PM
کاربر مهمان
  سلام
***


«اللهم كن لوليك الحجه بن الحسن صلواتك عليه و علي آباه في هذه الساعه وفي كل ساعه وليا و حافظا و قاعدا و ناصرا و دليلا و عينا حتي تسكنه عرضك طوعا و تمتعه فيها طويلا و جعلنا من انصاره برحمتك يا ارحم الرحمين»

التماس دعا
24127
نام: ناشناس
شهر: غریبستان
تاریخ: 7/16/2006 11:36:25 PM
کاربر مهمان
  سلام

با یه دنیا راز و با صدهزار دنیا نیاز
سر به آستان مهربونیت میساییم ای اله ناز

که تاب بیاره این دل

در نهایت شادمانی غمگین
و
در نهایت غمگینی شاد


« اللهم كن لوليك الحجه بن الحسن ، صلواتك عليه و علي آبائه ، في هذه الساعه و في كل ساعه ، ولياً و حافظاً و قاعداً و ناصراً و دليلاً و عينا ، حتي تسكنه عرضك طوعاً و تمتعه فيها طويلا »
« و جعلنا من انصاره برحمتك يا ارحم الرحمين »


یاعلی
24126
نام: خاک
شهر: آهن و سیمان
تاریخ: 7/16/2006 8:47:49 PM
کاربر مهمان
  اعیذ نفسی بالله العی العظیم

به به سلام
دمت گرم اون روز خیلی حال دادی
خوبی
خوبه که همیشه هستی
لااقل همینو داریم
اینم خوبه که بزرگ می شیم و بزرگ تر
به حقیقت نزدیک تر
سوالا پاسخ پیدا می کنن

ولی برا پاسخ گرفتن بعضی چیزا چقدر تحمل و صبر لازمه

حالا اینو ولش

عزیز من
دلم می خواد این سوراخ کوچولو
بشه یه در بزرگ
که وقتی باز می شه
همه ی دریا رو ببینم
خلاصه همینه زندگی
قبولش کردم
تو رو هم
اما این مدلی
که خیلی بهتره
ازت یه غول نساختم
همونی که هستی

دوست دارم
همیشگی من/.
24125
نام: روشنک
شهر: کاش مدینه فاضله بود
تاریخ: 7/16/2006 6:47:53 PM
کاربر مهمان
  آغاز ميكنم با نام خدايي كه فاطمه را آفريد تا دفتر زنان بي سرمشق نماند
او آمد تا قرآن مثال بيابد و تفسير پيدا كند . . .
او آمد تا قرآن بتواند نمونه دهد . . .
او آمد تا دفتر زنان بي سرمشق نماند . . .

سلام!
امروز تولد مامانم بود!
من هم تولدش رو بهتون تبريك ميگم
اما نميدونم كه واقعا بايد شاد ميبودم يا نه . . . آخه . . . فلسطينيها . . . لبنانيها . . .

فكر نميكنم مامان هم الان شاد بوده باشه!

واي . . . يعني اماممون داره الان چيكار ميكنه!؟ . . .
چيزايي كه اون ميدونه خيلي بيشتر از اون چيزايي كه ما ميدونيم . . . (تازه ما تحمل ديدن و شنيدن همون كم رو هم نداريم)

آخ . . . امام من! . . . مولاي من! . . . چي ميكشي وقتي ميبيني مردايي كه انسان نيستن ناگهان به حريم خونه مسلموني حمله ميكنن و . . . ؟
. . .
من ميترسم . . .
مامان ببين . . . دارم ميلرزم . . . از ترس!
از ترس اينكه . . . من اينجا . . . و خواهري اونجا . . .

مامان!
ميترسم . . . گوش كن صداي قلبمو ميشنوي؟ . . . ميبيني رنگم پريده . . .

ميترسم . . .
ميترسم از غفلت . . . ظلم . . . سكوت در برابر ظلم . . .
مامان ببخشيد اينا رو گفتم آخه ميگن اين روزها بايد شاد بود . . . (ولي من فكر نميكنم تو هم امروز شاد بوده باشي)

ولي اين روزها روز تو اس! . . . يعني تو صاحب اين روزهايي! . . تو مادري! . . مادري كن برامون! . .

«مامان! بگو اماممون بياد!»
مگه اين همه ظلم . . .
مگه خودت از در كنار امامِت بودن آروم نميشدي؟ . . .

. . .
مامان . . ميشه . . عيدي مون اين باشه كه اماممون بياد و ما هم درركابش باشيم؟ . . .
باشه؟ . . . خوب؟ . . .

* * * *
بچه ها بياييد با هم اين دعا رو بخونيم:
«اللهم كن لوليك الحجه بن الحسن صلواتك عليه و علي آباه في هذه الساعه وفي كل ساعه وليا و حافظا و قاعدا و ناصرا و دليلا و عينا حتي تسكنه عرضك طوعا و تمتعه فيها طويلا و جعلنا من انصاره برحمتك يا ارحم الرحمين»
* * * * *
(خدا رو شکر ناشناسمون برگشت!)

* * * * *
حالا كه دعا رو خونديد يه لطفي درحق من بكنيد:
منو از دعاهاي آسمونيتون فراموش نكنيد!
24124
نام: روشنک
شهر: کاش مدینه فاضله بود
تاریخ: 7/16/2006 6:34:12 PM
کاربر مهمان
  آغاز ميكنم با نام خدايي كه فاطمه را آفريد تا دفتر زنان بي سرمشق نماند
او آمد تا قرآن مثال بيابد و تفسير پيدا كند . . .
او آمد تا قرآن بتواند نمونه دهد . . .
او آمد تا دفتر زنان بي سرمشق نماند . . .

سلام!
امروز تولد مامانم بود!
من هم تولدش رو بهتون تبريك ميگم
اما نميدونم كه واقعا بايد شاد ميبودم يا نه . . . آخه . . . فلسطينيها . . . لبنانيها . . .

فكر نميكنم مامان هم الان شاد بوده باشه!

واي . . . يعني اماممون داره الان چيكار ميكنه!؟ . . .
چيزايي كه اون ميدونه خيلي بيشتر از اون چيزايي كه ما ميدونيم . . . (تازه ما تحمل ديدن و شنيدن همون كم رو هم نداريم)

آخ . . . امام من! . . . مولاي من! . . . چي ميكشي وقتي ميبيني مردايي كه انسان نيستن ناگهان به حريم خونه مسلموني حمله ميكنن و . . . ؟
. . .
من ميترسم . . .
مامان ببين . . . دارم ميلرزم . . . از ترس!
از ترس اينكه . . . من اينجا . . . و خواهري اونجا . . .

مامان!
ميترسم . . . گوش كن صداي قلبمو ميشنوي؟ . . . ميبيني رنگم پريده . . .

ميترسم . . .
ميترسم از غفلت . . . ظلم . . . سكوت در برابر ظلم . . .
مامان ببخشيد اينا رو گفتم آخه ميگن اين روزها بايد شاد بود . . . (ولي من فكر نميكنم تو هم امروز شاد بوده باشي)

ولي اين روزها روز تو اس! . . . يعني تو صاحب اين روزهايي! . . تو مادري! . . مادري كن برامون! . .

«مامان! بگو اماممون بياد!»
مگه اين همه ظلم . . .
مگه خودت از در كنار امامِت بودن آروم نميشدي؟ . . .

. . .
مامان . . ميشه . . عيدي مون اين باشه كه اماممون بياد و ما هم درركابش باشيم؟ . . .
باشه؟ . . . خوب؟ . . .

* * * *
بچه ها بياييد با هم اين دعا رو بخونيم:
«اللهم كن لوليك الحجه بن الحسن صلواتك عليه و علي آباه في هذه الساعه وفي كل ساعه وليا و حافظا و قاعدا و ناصرا و دليلا و عينا حتي تسكنه عرضك طوعا و تمتعه فيها طويلا و جعلنا من انصاره برحمتك يا ارحم الرحمين»

* * * * *
حالا كه دعا رو خونديد يه لطفي درحق من بكنيد:
منو از دعاهاي آسمونيتون فراموش نكنيد!
(خدا رو شکر که ناشناسمون اومد)
24123
نام: غریب(خدایا اذن قربتم بده جانا)
شهر: غربت
تاریخ: 7/16/2006 6:14:52 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم

بنام خدای فاطمه بانوی دور شده از آتش

حرف دلیها سلام عیدتان مبارک

اگرچه روزهای سختی را به چشم می بینیم ودرد را در جهان اسلام با تمام وجود می توان حس کرد.
ایکاش بیاید آن منتقم بزرگ وجهان را سرشار از عدل ودادکند.
برای همه دعا کنیم برای همه.
یک دعا هم برای من بکنید که بسیار محتاج دعا هستم.
شرمنده ام که می دانم دعایتان در حقم مستجاب می شود که به زحمت می اندازمتان .
به حق یا ارحم راحمین
به حق یا فاطمه یا علی
<<ابتدا <قبلی 2419 2418 2417 2416 2415 2414 2413 2412 2411 2410 2409 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved