اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 23782 |
نام:
سیمرغ
شهر:
قاف
تاریخ:
7/10/2006 10:33:09 AM
کاربر مهمان
|
خدایا خودت کمک کن
خودت تمام مریضارو شفا بده
به خاطر آبروی اونایی که پیشت آبرو دارن
اونی که تا اون نخواد منجی نمی آد
خدایا خودت شفا بده
|
|
| 23781 |
نام:
سیمرغ
شهر:
قاف
تاریخ:
7/10/2006 10:25:47 AM
کاربر مهمان
|
http://simorghghaff.mihanblog.com
|
|
| 23780 |
نام:
سیمرغ
شهر:
قاف
تاریخ:
7/10/2006 10:12:31 AM
کاربر مهمان
|
http://simorghghaff.mihanblog.com
|
|
| 23779 |
نام:
دوست ناشناس
شهر:
از شهر ناشناس
تاریخ:
7/10/2006 10:11:10 AM
کاربر مهمان
|
يا من اسمه دوا و ذكره شفاء
دوستان ناشناس سلام
بچه ها ناشناس شديداً به دعاهاي خالصانه تون نياز داره، دوباره اوضاع جسميش ريخته به هم.
شما رو به خدا برا سلامتيش دعا كنيد.
دعا كنيد كه روحش بتونه تحمل درد جسمش رو داشته باشه.
برادر بازمانده، تو سقا خونه تون مي شه يه شمع روشن كرد برا خوب شدن ناشناس!؟
برادر خروش! ناشناس خيلي سلام رسوندن و فرمودن كه از اون دعاهاي با چفيه تون! سر نمازاي بي رياتون، يادتون نره ، چشم ناشناس به آسمون نگاه يه مهربوني دوخته شده!
عبدالزهرا
عبدالفاطمه
سيمرغ
كيميا
گم شده
سورنا
براش دعا كنيد
يا علي
|
|
| 23778 |
نام:
خورشیدی که هرگز طلوع نکرد
شهر:
غمکده
تاریخ:
7/10/2006 10:04:53 AM
کاربر مهمان
|
روزهای زیا دی را پشت سرگذاشتم غریب ۲۰ سال در روزهای که سپری کردم رسم باغبانی ندانستم از دنیا
ادمک های چوبی گلی نچیدم در این ماتمکده جز خار دلبری نداشتم
رسم وفا اموختم اما از عالم ادم بی فای کشیدم
انکه خود را دوست نامید دوشمنی بیش نبود پس از دنیا بریدم به خدا پنا بردم او که تنها مونس تنهایم بود اما دیر زمانیست که معشوق نیز ----
امروز که نا گفته هایم را بر دل زمان حک میکنم
به یک امید زنده ام که شاید در این باغ شاید ادمکی هنوز رسم وفا می داند بگوی به چه گناه مجازات میشوم
دیگر ازو که همیشه معشوقم بود بریدم اگر رسم وفا داری زکات وفا ادا کن پرنده ای تنها
|
|
| 23777 |
نام:
سیمرغ
شهر:
قاف
تاریخ:
7/10/2006 9:37:12 AM
کاربر مهمان
|
سلام
التماس دعا
|
|
| 23776 |
نام:
گمنام
شهر:
غربت
تاریخ:
7/10/2006 9:24:31 AM
کاربر مهمان
|
سلام.یه خواهشی ازتون دارم.نامزد من سرطان خون داره .می خواستم سر نمازاتون برای همه اونای که سرطان دارن دعا کنین.ممنون .
|
|
| 23775 |
نام:
عبد الفاطمه
شهر:
همین نزدیکی
تاریخ:
7/10/2006 8:17:38 AM
کاربر مهمان
|
به نام خداي بزرگ
سلام
خدايا!حرف براي گفتن بسيار دارم! گويي تمام ثانيه ها رو برا اين گذاشتم كه فكر كنم چي بگم موقع غروب!
خدايا!چقدر اميدوارم ولي ته دلم، يه جور....
مي دوني خداي من! هميشه برام عجيب بوده كه چطور بنده اي هستم و هنوز اطمينان ندارم به قدرت و توانايي ات ....!!!
بعدش زير لب مي گم: عبدالفاطمه !.... استغفرالله ربّي واتوب اليه يا الهي العفو يا الهي! انا عبدك الضعيف
الهي! يه چند وقتي هست كه ورد زبونم شده، اين معز الاوليا و مذلْ الاعداء ؟؟؟
منتظرم، خسته ام، رنجيده ام، اصلاً .... يه جور سنگينم، هراس دارم از اينكه جمعه بياد و من اينطوري باشم!
خداي من! شرم دارم از اينكه هم قدمم همين نزديكي ها باشه و كمك بخواد و من نتونم كاري بكنم!
خدايا! نگرانم...
الهي! خسته ام از اينكه بدانم و نتوانم.
اله من! به فريادم برس.... يه جور حس غريب نا آشنا كه حتي بعد وضو گرفتن هم ....
لااله الاالله
الهي!
اشهدان لااله الا الله، وحده لا شريك له
يا خدا! هنوز هم منتظرم
يه چيز ديگه!
سنگ صبور من!.... از دل برود هر آنكه از ديده برفت!؟؟؟؟ نگي زياده خواهم كه به همينم راضيم!!!
يا علي(ع)
فعلاً
|
|
| 23774 |
نام:
حمید۱۳۵۷
شهر:
کرج
تاریخ:
7/10/2006 8:15:13 AM
کاربر مهمان
|
خیلی بدی کرده ام میخواهم جبران کنم یکی به من کمک کنه
برام خیلی خیلی دعا کنید
|
|
| 23773 |
نام:
مهدی
شهر:
تهران
تاریخ:
7/10/2006 8:02:02 AM
کاربر مهمان
|
میلاد فاطمه
|
|