شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
23682
نام: خودمم
شهر: خودم
تاریخ: 7/7/2006 2:09:06 PM
کاربر مهمان
  بازداشت سيد مهدي سيد زاده فعال باسابقه سياسي و پيرمرد دل جوان تبريزي چله نشيني وبلاگ من را به پايان برد – چه آخرين پست اين وبلاگ در غروب اول خرداد نگاشته شد- . گرچه در حال جمع آوري آمار و مطالعه فيش هايم براي تدارك مطلبي در مورد وضعيت آذربايجان بودم ، اما نمي شد و نمي شود درباره سيد مهدي سيد زاده مطلبي ننويسم.بقیه...

http://khergheh.blogfa.com/
23681
نام: سورنا
شهر: نزدیک کربلا
تاریخ: 7/7/2006 2:01:11 PM
کاربر مهمان
 

فاااااااااااااااطمه؟؟؟؟؟؟
23680
نام: دوکوهه
شهر: همینجا...
تاریخ: 7/7/2006 1:37:40 PM
کاربر مهمان
  للحق!
یه مسجد وسط دوتا مثلث اسیره...
چه کنیم یا قدس !/ یا بقیه الله ادرکنا!
یا علی مددی!
23679
نام: نازنین
شهر: اراک
تاریخ: 7/7/2006 1:21:08 PM
کاربر مهمان
  ای وای چی بگویم
23678
نام: شلمچه ی دلتنگ
شهر: ساکن تو نور خورشید شلمچه!!
تاریخ: 7/7/2006 1:19:59 PM
کاربر مهمان
  عبدالزهرای نازنین!
چرا اینقدر پریشونی عزیز؟
می دونم که یقین داری خدا هر کسی رو که بیشتر دوسش داره بیشتر و سخت تر امتحان می کنه.....
اینم بدون که خدا مطمئنا صبرش رو هم بهت می ده!!! پس دیگه نگران چی هستی؟
راستی! از دست هم قدمت هم دلگیر نباش!به اونم حق بده...گر چه من نمی دونم چی بین شما دو عزیزه ولیکن اینو می دونم که خیلی خیلی نگرانت بود و مثل خودت پریشون!گر چه خیلی به روی خودش نمی آورد!!!
به هر حال اینو بدون خدا هیچ وقت بنده های خوبشو تنها نمی ذاره...چه برسه به شما خانم.....!!!!
امیدوارم هر چی زودتر این مشکل دست از سرت برداره
در پناه حق
التماس دعا
23677
نام: سورنا
شهر: نزدیک کربلا
تاریخ: 7/7/2006 11:54:37 AM
کاربر مهمان
 
یا صاحب الزمان!
منتظران را به لب آمد نفس...
23676
نام: بازمانده
شهر: متولد تهران از غربت
تاریخ: 7/7/2006 11:45:43 AM
کاربر مهمان
  با سلام
من مخلص همتون هستم ، خدا حافظ همگیتون باشه!!!
از نوشته های عبدالزهرا مهربان و بیقرار بزرگوار و غریب عزیز و چند نفر از دوستان دیگه بوی غم
میآید ! بیاید امروز برای این عزیزان دعا کنیم و سه تا صلوات محمدی بفرستیم که خداوند دل همه حرف دلی ها را راضی کنه....
عبدالفاطمه عزیز ، اگر ممکن است با عبدالزهرا تبادل میل کنید ، احساس میکنم ضروری باشه ، اما دلم هم روشنه که عاقبت خوبی داره...
میگویند شب و روز جمعه ۱۰۰ صلوات با عجل فرجهم خیلی ثواب داره ..
خیلی التماس دعا دارم
یا علی یا حسین
23675
نام: زهرا
شهر: كرمان
تاریخ: 7/7/2006 11:32:15 AM
کاربر مهمان
  هرانساني كه اسم مرامي بيندبراي من بايددعاكند

دلت راخانه ماكن مصفاكردنش باما

بقيه رابعدذكرخواهم كرد
23674
نام: شلمچه
شهر: ساکن در غروب شلمچه
تاریخ: 7/7/2006 10:54:13 AM
کاربر مهمان
  يا غايه آمال العارفين......
....دوباره عصر جمعه شد و دلم تنهام گذاشت.....رفت .... رفت ناكجا آباد!!!!!!
خداااااا!!!
خيلي دلم گرفته ...بد جوري هواي گريه بامنه.....دلم يه جاي خيلي خيلي خلوت مي خواد ؛ خودم باشم و خداي خودم.اونوقت هر چي دلم مي خواد بهش بگم
يه جايي دور از اين هياهوهايي كه روح آدم رو خراش مي دن...يه جايي كه دستام آسمونو لمس كنه ...آبيشو به يادش بسپاره...
ستاره هاشو تك تك بغل كنه و به ماه بگه تورو خدا از اين ابرا دل بكن و بيا بيرون....
دلم مي خواد برم يه جايي كه آدماش يه جو معرفت داشته باشن...آدمو فقط به خاطر منافع خودشون نخوان ...همه اش شعار ندن.
عمل كردن رو ياد گرفته باشن....
ولي تو اين دوره و زمونه ........چي بگم كه نگفتنم بهتره!!!!
دوست دارم برات حرف بزنم.....دوست دارم بگم ديگه از اين شهر پر دود خسته شدم
دوست دارم بگم آدماي اينجا همه ماشيني شدند.....ديگه هيچكي براي تو دلشو صاف نمي كنه.....
دلم مي خواد بگم ديگه خسته شدم از بس براي بيرون رفتن از خونه استرس دارم.......هميشه بايد كلي صلوات و آيه الكرسي و و جعلنا بخونم تا برسم خونه.....وقتي هم مي رسم خونه كلي سردرد بگيرم.....!!!!
خدايا اينجا چه خبره؟؟؟
اين آدما بنده هاي تواند؟؟؟؟
اين جا زمين خداست؟؟؟؟
به خودت قسم شرمم مي شه درباره شون بنويسم.....
چي دارم كه بنويسم؟
پسره جوري مي آد بيرون كه آدم بايد براي ديدنش كفاره بپردازه........!!!!!
دخترامون هم كه.........كم مونده همين كت هايي كه به عنوان مانتو تنشون مي كردن رو هم در بيارن!!!
اينه جامعه اسلامي؟؟؟؟
اينه كه پسرا خيلي خيلي راحت ابروهاشون رو بر مي دارن .و صورت هاشونو اصلاح كامل مي كنن؟؟
اينه كه دخترا براي نيم ساعت بيرون رفتنشون ، يك ساعت و نيم پاي آينه اند و لوازم آرايش و عطر روخودشون خالي مي كنند؟؟؟؟
الامااااااااان !!!!
خدايا
باوركن ديگه چشمام طاقت ديدن اينا رو نداره.....
خسته ام....خيلي خسته
دلم مي خواد برم يه جايي كه فقط خودت باشي و خودم!
تنهاي تنها....!!!!
خدا جونم! اينم جمعه ام گذشت و از مهدي فاطمه خبري نشد!!!
يا مهدي .....آقا جان....سرورم....مولايم.... !
صدامو مي شنوي؟
ديگه خسته شدم....خودت بيا ومنو از اينجا نجات بده....نه فقط من روسياه رو!همه اونايي كه توي اين دنياي پر تلاطم سعي كردن دلاشونو برا خداي خودشون پاك نگه دارن!!!!! و مثل من روسياه نيستند
بيا.....بيا و مرهمي باش بر اين دل خسته و شكسته ام!
بيا و انتقام اين همه مردم مظلومي رو كه بيگناه كشته مي شن رو بگير....!!!!
مگه تو آقاي ما نيستي....
مگه تو دادرس مستضعفين نيستي
پس بيا......تو را به چادر پاره پاره بي بي بيا....
بيا...............!!!!
23673
نام: شب
شهر: تهران-خاوران
تاریخ: 7/7/2006 10:41:26 AM
کاربر مهمان
  یا خودش
<<ابتدا <قبلی 2374 2373 2372 2371 2370 2369 2368 2367 2366 2365 2364 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved