شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
23452
نام: Walter
شهر: NYC
تاریخ: 7/2/2006 3:25:38 AM
کاربر مهمان
  Best regards from NY!
23451
نام: Ruth
شهر: NYC
تاریخ: 7/2/2006 3:25:36 AM
کاربر مهمان
  Very cool design! Useful information. Go on!
23450
نام: دلتنگ
شهر: غمستان
تاریخ: 7/2/2006 3:06:32 AM
کاربر مهمان
  نمی دانم در این دنیا چه لطفی دیده از ما غم
23449
نام: شقایق
شهر: تهران
تاریخ: 7/2/2006 2:52:27 AM
کاربر مهمان
  خدای خوب و مهربانم سلام.خدایا با چه زبونی ازت بخوام تو همیشه کمکم کردی همیشه به دادم رسیدی این بارم خدایی کن و دستم بگیر خیلی بهت احتیاج دارم منو از خودت نرون اگه کثف و ÷ست شدم اگه اونی که توگفتی نبودم حالا دارم التماست میکنم به زبونی که خودت گفتی به روشی که خودت یادم دادی اخه خدای من چیزی که من ازت میخوام در برابر عظمتت هیچه. منم که تلاش کردم به تو توکل کردم به دادم برس خداجونم.به ابولفضلت توسل کردم جوونیم نظرش کردم میگن هیچکی از در خونش دس خالی نمیاد منم تا حالا نیومدم.کمکم کن تا بازم بیام طرفت تا فکر نکنم منو روندی و ازت دور بشم خدایا من طاقت این امتحان ندارم.خودت دستم بگیر.
23448
نام: سید علی
شهر: کاش در زمانش و در کنارش در کربلا بودم
تاریخ: 7/2/2006 2:34:14 AM
کاربر مهمان
  آقا جان اگه گریه امونم بده می خوام چیزهایی براتون بنویسم .آقا یه روز تفلکی دلم این مرغ عاشق رفت عاشقونه چه تنها و چه خسته به دشت غریبانه به دشت دلاوران . آقا جان تا بخواد برسه همه پرهاش ریخت چه غریبانه و چه نا با ورانه .
با دلم که درد و دل میکردم بهش گفتم که ای دل پریشونم حالا دیگه یه پارچه دردی نگو نمیدونم بیراهه نرو که کارت باختنه
آقا جان رفتی و رفتی مثل تشنه ها اما..... جای آب روی شعله ها .....
لرزید و لرزید تو غاب سینه با لرزه گفت که دل کارش اینه
دل اگه ....
آقا جان به روح مادرت خودت شفاعتمون کن همه مشکل دارن به دادمون برس
با ابوالفضل تو را به دل لرزان و چشمان گریان مادرت زهرا (س) که در این دنیا و آن دنیا شفاعت ما باش و مگذار که شرمنده خدا و فرستادگانش شویم .
اخه سوختن و ساختنم حدی دارهدرد رو نشناختنم حدی داره خودت طلبمون کن بیاییم پیشت آقا ... خودت طلبمون کن ............
23447
نام: حلاج
شهر: تبریز
تاریخ: 7/2/2006 2:13:30 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم

شیپور جنگ ،
نهیب مردانگی و شرف،
لحظه ای که مرد را از نا مرد تشخیص می دهد،
لحظه ای که فداکاری و شخصیت انسانی و آزادگی او را می سنجد،
من آزادهام؛ من از جهان دست شسته ام،
من از مرگ وحشتی ندارم،
و با بساطت به آغوش مرگ فرو می روم.
شیپور جنگ . . .

شهید دکتر مصطفی چمران
23446
نام: Jose
شهر: NYC
تاریخ: 7/2/2006 1:21:23 AM
کاربر مهمان
  Very nice site!
23445
نام: Andrew
شهر: NYC
تاریخ: 7/2/2006 1:12:21 AM
کاربر مهمان
  Very cool design! Useful information. Go on!
23444
نام: عباس......و
شهر: ملاير
تاریخ: 7/2/2006 12:48:11 AM
کاربر مهمان
  تو تنها آتشي هستي كه خاموشت نخواهم كرد فراموشم مكن هرگز فراموشت نخواهم كرد
23443
نام: روشنک
شهر: کاش مدینه فاضله بود
تاریخ: 7/1/2006 11:51:18 PM
کاربر مهمان
  «به نام یگانه ضمیر مجهولی که زیباترین صفتش تنهاییست»

کی بیچاره تر اونیه که خوانواده مجبورش کنن روز به ملکوت رفتن مادرش از زیر سایه روحانی ضامن آهو بره بیرون!

عبدالفاطمه ناشناس شلمچه .. خوشبحالتون !
من عقده دلم وا نشد . . .
هنوزم دلم حرم میخواد . . .
* * * * *
من مامان میخوام . . .
* * * * *
اینکه اونا نبودم خیلی عذابم داد اما عیبی نداره چون یه چیز دیگه رو فهمیدم و اون اینه که تا . . . دلمو دربست به خدمتشون درنیارم قبولم نمیکنن . . یادمه که قبلا خودم اینو ازشون خواستم
بهشون گفته بودم میخوام وقتی کامل مال شما شدم منت رو بذارید و بهم نگاه کنید که نکنه وقتی میبینیدم آزرده خاطر شید که چرا غیر شما کس دیگه ای هم به دلم راه داره ...
حتما الان یه چیزیم هست که مامان نذاشت کنار پسرش باشم و . . .

ولی الان این دل تنگ رو چیکار کنم . . .

(یا فاطمه من عقده دل وا نکردم . . . )
* * * * *
مامان !
الان انقدر دلم تنگ شده که فکر کنم دیگه هیچی تو نباشه!
الان نیگام کن!
داری منو میبینی؟
نه صبر کن . . .
انگار دوشم سنگینه ... آره ...
هنوز با یه گناهایی رو دوشم حس میکنم
. . .
ولی بازم تو رومیخوام . . .درحالی که هنوز پاک نشدم!
. . .

مامان!
اینو فقط به تو و خدا میگم :
یه «زانو» میخوام که سرمو بذارم روش!
یه «دست» میخوام که وقتی دارم با گریه حرف میزنم رو موهام کشیده بشه!
من یه «مامان» میخوام که وقتی دارم حرفهام باهاش تموم میشه و من دارم با یه چشم منتظر نگاهش میکنم اون بهم نگاه کنه و جوابمو بده . . .
میخوام هم نگاهش کنم هم صداشو بشنوم!

نگو عجولم و باید اول خودمو پاک کنم.. تا تو رو داشته باشم . . .
بذار اول دلتنگیم درست شه . . . تو رو به اون خدایی که هم تو ازش راضی هستی هم اون از تو!

مامان!
من مامان میخوام!
. . .
مال من باش!

* * * * *

آی اونایی که مامانم عقده دلای پاکتونو وا کرد اگه دیدیدنش بهش بگید که من فقط اونو دارم .. بهم سر بزنه

* * * * *
حرف دلیها!
وفتی دارید با حرفای دلای پاکتون قلب خدا رو آتیش میزنید . . . شما رو به همون خدا :
منو از دعاهای آسمونیتون فراموش نکنید!
<<ابتدا <قبلی 2351 2350 2349 2348 2347 2346 2345 2344 2343 2342 2341 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved