اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 23282 |
نام:
بازمانده
شهر:
متولد تهران از غربت
تاریخ:
6/27/2006 3:25:05 PM
کاربر مهمان
|
دوست بزرگوار سمیه از مراغه ! حتما عاقبت بخیر میشی ، فقط با خدا دوست باش بس !! فقط دوست...
|
|
| 23281 |
نام:
بازمانده
شهر:
متولد تهران از غربت
تاریخ:
6/27/2006 3:20:00 PM
کاربر مهمان
|
سلام بر همه دوستان عزیز!
من حاضرم ، دوستان حداقل برای حاضر غایبی تشریف بیارید ، امروز سورنای مهربان دفتر حاضر غایبی را بعده داره..
دوستان عزیز ! یکی از دوستان خیلی التماس دعا برای عزیزی داره ، این پیام را تو سقاخونه گذاشته بود که با اجازه من به اینجا هم منتقل کردم ، اونهایی که پیش خدا آبرو دارید ! این عزیز را تو دعاهاتون فراموش نکنید ...
برادر بازمانده ، خوبان سقاخونه ، یک عزیزی برای فرزند دلبندش که بعلت تصادف حدود 15 روزه که توی تخت بیمارستان خوابیده التماس دعا داره ، از همه عاشقان خدا و دوستانی که به این سقاخونه می آیند التماس دعا داریم . هرکس که بتواند یک شمع توی این سقاخونه روشن کند و 5 مرتبه امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السوء بخواند برای شفای فرزند این مادر ... اجرش با امام زمان (عج ) . انشاء ا...
انشاالله همتون عاقبت بخیر و کربلایی بشید
یا علی یا حسین
|
|
| 23280 |
نام:
هجران
شهر:
اصفهان
تاریخ:
6/27/2006 3:15:20 PM
کاربر مهمان
|
بشکن ای دل سرگردان...
بریز ای اشک خشکیده...
که هنوز بوی یاس مادر" غریبانه از مدینه به گوش میرسد...
*******السلام علیک یا فاطمه الزهرا******
|
|
| 23279 |
نام:
سورنا
شهر:
نزدیک کربلا
تاریخ:
6/27/2006 2:16:56 PM
کاربر مهمان
|
سلام!
وقت همگی بخیر...
چه قلعه ی خلوتی!
نه خروش
نه عبدالفاطمه
نه ناشناس
نه عمو بازمانده
نه فاطمه!!!!!!!!!!
نه زهرای شیدایی
نه گمشده ی پیدا شده
نه روشنک...سلما...بدری...محدثه ...باران...آسمان...و نه خیلی های دیگه!
اینم یه جور حضور غیاب بود ...
راستی من فکر می کنم دعای توسل ساعت صفر باشه بهتره...منظورم همون دوازده ست-.البته تا نظر بقیه چی باشه.
واقعاً که شب غم انگیزیه!
ملتمس دعاتون"سورنا"از نزدیک کربلا
|
|
| 23278 |
نام:
سميه
شهر:
مراغه
تاریخ:
6/27/2006 12:05:47 PM
کاربر مهمان
|
من عاقبت به خير مي شوم
|
|
| 23277 |
نام:
محمد نام....
شهر:
شيراز
تاریخ:
6/27/2006 11:33:18 AM
کاربر مهمان
|
چرا ما (مسلمانان)بينمان تفرقه است و با هم سر مسايل كوچك لجبازي مي كنيم و يا رييس بازي مكنيم و همديگر را خراب وتحقير مي كنيم يا حسين(ع) ونبايد سر مسايل كوچك ناراحت بشويم وفوري اآن را بگويم
|
|
| 23276 |
نام:
محجوب
شهر:
کرمانشاه
تاریخ:
6/27/2006 11:07:14 AM
کاربر مهمان
|
ببین کسی میان شعر من عبور میکند
و یا تمام بودن مرا مرور میکند
بیا تمام سایه ام شکار ظهر میشود
و این خدای آینه که هی ظهور می کند
تو می روی و باز هم همین سئوال میشود
تمام کارهای بد که با غرور میکند
درون کو چه ها ی شب در عین کودکی هنوز
دلم کمی هوای دوره گرد کور میکند
عبور از این خیال من چه سود داردت بگو
و درس از این شتاب تو مرا صبور میکند
ببین چقدر مرده ام برای تو که گفته اند
فقط شناسنامه ات ترا صدور می کند.
عبدالفاطمه ی عزیز به خاطر اینکه باعث شدی که من دیگر احساس تنهایی نکنم متشکرم . گاهی چند کلمه میتوانند اثر یک معجزه را داشته باشند .
|
|
| 23275 |
نام:
یه بنده ی خدا
شهر:
آسمان
تاریخ:
6/27/2006 10:53:29 AM
کاربر مهمان
|
بسم رب الفاطمه (س)
شهرپیغمبرپرازبیدادشد**آسمان لبریزازفریادشد
نخل هابرسینه وسرمی زدند**طائران عرش پرپرمی زدند
چشم جبریل امین مبهوت بود**غرق ماتم عالم لاهوت بود
کینه توزی راعجب آموختند*قلب مادررابه طفلش دوختند
آن درودیوارگلگون گشت وای **فرق حیدر(ع)غرق،درخون گشت وای
ضرب سیلی دیده ای راتارکرد**مجتبی(ع)بازهرآن افطارکرد
باغلاف تیغ بازویی شکست**شمر،روی سینه مولا(ع)نشست
روی مه را،جوهرنیلی زدند**دختری درکربلاسیلی زدند
درب بیت وحی راافروختند**خیمه ی اهل حرم راسوختند
ازدل زهرا(س)برون شدبوی عود**بوی یاس وآتش واسپندودود
میخ در،پهلوی محسن رادرید**تیرشد،برخنجراصغررسید
تیغ راقنفذدرعالم تاب داد*دست عباس علی(ع)درشط فتاد
بس نیام وتیغ دررقص آمدند**بوسه برپهلو وبربازوزدند
کیست زهرا(س)آسمانی درسجود**بوسه ی دستاس بردستی کبود
عادیان،زین سووآن سوآمدند**بندبردستان دست حق(ع)زدند
دست حق(ع)دربیعت زنجیرشد**شیرحق(ع)بین دوصدخنزیرشد
گنبدنیلی،گریبان چاک زد**عصمت حق(ع)راعدوبرخاک زد
فاطمه(س)یعنی زدن درکوچه ها**مادری راپیش چشم بچه ها
چشم عالم لب به لب الماس شد**خاک یثرب مست بوی یاس شد
عالمی خاموش وبی مهتاب گشت**ارغوان رخ ،ماه عالمتاب گشت
عرش حق هم زین جفادرهوش شد**ذوالفقار مرتضی(ع)بیهوش شد
کیست زهرا(س)یکه یارمرتضی(ع)*هم زره،هم ذوالفقارمرتضی(ع)
آه زهرا(س)نعره های حیدر(ع)است**نی که دختر،مادرپیغمبر(ص)است
روضه ی رضوان به زیرپای اوست**سینه ی غم چاک ازغم های اوست
چشم عین الله گریان امشب است**بعدازاین ام ابیها زینب(س) است
گفت حید(ع)ای تمام جان من**طفل و بازویت بلاگردان من
قامتم راای وجودت قائمه**کلمینی کلمینی فاطمه(س)
فاطمه(س)چشمان خودرابازکرد**بانگه روی علی(ع)رانازکرد
دست حیدر(ع)راگرفت آن نازنین**گفت ای مولا امیرالمومنین(ع)
هرچه گویی من اطاعت کی کنم**غم مخور،خودباتوبیعت می کنم
فاطمه(س)گرددبلاگردان تو**هستی زهرا(س)فدای جان تو
گرچه می دانی تونیت های من**یاعلی(ع)بشنووصیت های من
غسل ده،من رابه زیرپیرهن**صبرکن دربستن بندکفن
ای امیرالمومنینم(ع)،بوتراب**جای من شب پیش طفلانم بخواب
جان فدایت ای پناه عالمین**جان تو،جان حسن(ع)،جان حسین(ع)
یاعلی(ع)پیش حسینم(ع)وقت خواب**جای زهرا(س)کاسه ای بگذرآب
چادری پنهان درون خانه کن**جای من موهای زینب (س)شانه کن
جان زهرایت(س)علی جان جای من**بوسه برچشمان عباسم(ع)بزن
یاعلی(ع)شب برسرقبرم بمان**هل اتی برکوثرت یاسین بخوان
گفت وگفت ودیدگان برهم گذاشت**هل اتی راغرق درماتم گذاشت
چارسازعالمی بیچاره شد**کوثرودخان،زقرآن پاره شد
یاس گلگون علی(ع)چون جان سپرد**نی که زهرا(س)،بل علی افتادومرد
شاپرک هاییم وخاکسترشدیم**وای مردم،وای بی مادرشدیم
جای سیلی تاابدبرروی ماست**تاقیامت میخ درپهلوی ماست
ردخون سینه ات برجاده است**خاک چادر مهرهرسجاده است
آه مادرکودکانت خسته اند*چشم بردست کبودت بسته اند
ای که عجل گفتی و مرگت رسید**عجلی گو تافرج آیدپدید.
|
|
| 23274 |
نام:
یه بنده ی خدا
شهر:
آسمان
تاریخ:
6/27/2006 10:40:58 AM
کاربر مهمان
|
بسم رب یاس کبود
فرارسیدن ایام شهادت صدیقه کبری(س)، فاطمه ی زهرا(س)و شفیعه ی روز جزا بر همه ی دوستداران ساحت قدس آن حضرت تسلیت و تعزیت باد::..
سلام برمهدی فاطمه(عج).آقا تسلیت
سلام برزهرااطهر (س)
سلام بربانوی قدخمیده ی شلمچه
سلام بر یاس کبود
سلام بر میخ در
سلام برکوچه های تنگ و تاریک مدینه
سلام برشیرخدا
سلام برپهلوی شکسته
سلام بر میخ در
سلام بردرودیوارغرق به خون
سلام برنفس های بریده
سلام اندوهی و غم
سلام برحسنین (ع). زینبین(ع)
وسلام برپیامبرخدا(ص)
مادرجانم!
مگرمی توانم خاموش بمانم.مگرمی توانم بلندگریه نکنم مگه می تونم مشکی تنم نکنم.وای خدابی مادر شدیم.چه اندوه و مصیبت عظیمی.بلندعزاداری می کنم.آنقدربرسینه می زنم.تابه سرخی حناشود.
بس است دیگر.اینقدرناجوانمردانه مادرم را نزنید او فقط ۱۸ سال دارد.تابه حال کی دیده یک خانوم ۱۸ ساله ازدردکمرخم بشه
بس است دیگر.آنقدرنزنید.ای مغیره لعنت ابدی برتوباد.
بس است دیگر.اینقدرسیلی نزنید.بابا امام حسن(ع) داره نگاه می کنه.آخ خانوم جان اون لحظه ای که تو کوچه ها افتادی هیچ جایی رو نمیدیدی.هی دست می کشیدی دورو برت.آخ چه سخت بوداون لحظه که امام حسن خم شدومادر رو ازرو زمین بلندکرد.مگه یه کودک ۶ساله چقدرصبرداره.مادرجون.چرامی گفتی علی (ع)نبایدبفهمه من کتک خوردم.مادرجان .گذاشتی رفتی.نگفتی این بچه ها چی جوری می خوان دوری تو رو تحمل بکنن.اون روز زینب (س)خوشحال شدگفت دیگه مادرمون خوب شده.خودش داره غذادرست می کنه.خودش داره موهام رو شونه می کنه.الهی برات بمی رم .زینب (س)جان.توفکرمی کردی مادرت خوب شده.ای اسماءسلام برتوبادای اسماء بیا وبرایم بگوکه مادرم چقدرمصیبت دیدیده.برایم بازگواسماء جان .
اون لحضات آخرخانوم عطری رو که جبرئیل از بهشت آورده ولباس نو و مقداری آب ازاسماءطلبید.خانوم با آب وضوساخت لباس نو پوشیدوباآن عطرخودراخوشبوساخت.خانوم گفت اسماء بیرون برو وبرای نمازمرا صداکن.اگه جوابی نشنیدی بدان که به پدرم پیوستم.اسماءخانوم رو صدازدند.هیچ جوابی نشنید داخل اتاق شد.پارچه را کنارزد.دید......
ناگاه حسنین(ع) وارد اتاق شدند.گفتنداسماءچرا مادرمان صحبت نمی کند.اسماءگفت مادرتان از دنیا رفت.ای خداهرموقع به اینجا که می رسم.جیگرم آتیش می گیره.امام حسن(ع) صورت خودرابه پاهای مادرچسباندوگفت.مادرجان من حسنم با من سخن بگو.امام حسین (ع)خودرابه سینه مادرافکندوگفت مادرمن حسینم تاروحم ازبدنم جدانشده بامن سخن بگو.اسماءگفت.برویدوپدرتان علی(ع) را صداکنین.بچه ها به مسجدرفتند.آخ الهی برات بمی رم.یا مولا جان چقدرغریب بودی.چقدرنامردبودن.دستان علی(ع) بسته بود.علی جان چقدرغیرتی بودی.دستان علی (ع)بسته بود.همین طورخانوم زهرا(س )رو جلوی علی (ع)می زدند.اخه بی انصاف ها اگه راست می گین.دستان علی (ع)را بازکنین.تابایک ضربه همه تان را به درک واصل کند.ای خانوم آنقدرمصیبتت عظیم است.که وقتی تمام این روضه ها رو جمع کنن.نمی توانن یکی از مصیبت هارا بگویند.
سلام و درود برهمه ی مسلمانان باد.
سلام و درودبربچه های یتیم باد.
سلام و درودبرامیرالمومنین (ع)باد
سلام و درود برمادرقدخمیدمون باد
سلام خدابرمهدی فاطممون(عج) باد.
ای منتقم!
پس کی میایی انتام این همه مصبت را بگری.
اللهم عجل لولیک الفرج
|
|
| 23273 |
نام:
ضعیف النفس
شهر:
شوریده دل
تاریخ:
6/27/2006 10:29:26 AM
کاربر مهمان
|
سلام علیکم
تسلیت عرض می کنم به آقاامام زمان
وامیدوارم هر کجا که باشید پیروژاژ جنگ جهاد اکبر
باشید
|
|