شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
23072
نام: سیمرغ
شهر: قاف
تاریخ: 6/21/2006 2:26:56 PM
کاربر مهمان
  سلام
تو دل یه مزرعه یه کلاغ رو سیاه
هوایی شده بره پابوس امام رضا
......
به نظرتون کبوترا کلاغ روسیاه رو را می دن تو جمعشون
نمی دونم امیدوارم بدن امیدوارم مثل شما باشن مثل شما که الان اسم همتون تو ذهن کوچیکم نیست فقط به نمایندگی همه اسم عبدالفاطمه رو می برم
اون که خودش سر درسته کبوتراست
آبجی بقول بزرگترا سفر سلامت

زیر پاتون هم نگاه کنید
التماس دعا
23071
نام: یه بنده ی خدا
شهر: آسمان
تاریخ: 6/21/2006 2:26:54 PM
کاربر مهمان
  به نا خدا
ناشناس عزیز!
چشم من سعی می کنم که دیگه ازاین حرفا نزنم تادوستی مون پابرجای بمونه.
عبدالزهرای عزیزم!
من خیلی کوچیکتم توخیلی برام عزیزی ببین من خیلی آدم بدی هستم قربون بزرگیت برم که من رو بخشیدی می دونی اگه نمی بخشیدی چی می شد؟من دیونه می شدم.درضمن ازاینکه خودتو رو معرفی کردی من خیلی نظرم نسبت بهت برگشت.چون من اصلادوست ندارم مخاطبم پسرباشه واز وقتی که فهمیدم دخترنازی هستی خیلی بهت علاقه پیداکردم.ان شاالله که خداخودش مشکل همه مارو حل بکنه.ببین فقط این رو بدون که خیلی بزرگی وهرکاری برات بکنم بازم کم کردم.ببین توانقدربزرگی که من حتی خاک زیرپات هم به حساب نمی یام.چه برسه به اینکه به شماتوهین کنم.اگه یه وقت چیزی ازاین حقیردیدی بدون که ازجهالتش بوده والآن خیلی ازبرخوردش ناراحته.من خیلی احمقم.........
تو.خیلی بزرگی.........قربونت برم.برام خیلی دعاکن عزیز.
عبدالفاطمه مهربانم!
شما هم خیلی بزرگوارین ومن ازرفتارم خیلی پشیمانم فقط امیدآن دارم که قلبا این حقیر را بخشیده باشین.بزرگواری شماآنقدرزیاداست که درلفظ نمی گنجد.فقط بدون که من خیلی کوچیکم و شما خیلی بزرگ .نمی دونم تاحالا برات پیش اومده که اونقدرشرمنده بشی که زبونت بندبیاد ونتونی بنوسی من الآن اون حس رو نسبت به شما دارم.وحلا می فهمم که م لیاقت صحبت کردن بابزرگی همچون شما رو ندارم.خیلی ببخشید وقت شریف را گرفتم.بنده سعی می کنم ازدنیای اینترنت بیرون بیام و ارتباط با محبوبم را قوی تر نکنم.اما این را هم بگویم که حرف دل کلاس اخلاق و عرفان و دین است آری به همه می گویم که قلعه شهیدآوینی استادان بزرگی چون عبدالزهرا و عبدالفاطمه دارد.هرکه می خواهد خودساخته شودبرودپای درس این بزرگان.
والسلام علیکم ورحمةالله
خداحافظ.التماس دعا
23070
نام: عبدالزهرا
شهر: همین نزدیکی ها
تاریخ: 6/21/2006 1:13:41 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهداءوالصدیقین
***
همانافاطمه(س)فاطمه(س)نامیده شد"چراکه مردم ازشناخت ایشان ناتوانند
امام صادق (ع)
***
هم قدم ...
اگرهمین طوربگویی آرام می شوم !!...
پشت سرت یه کاسه آب که ازگل بافته شده وآب وگلهای غنچه رزصورتی سایه داردرونش است خواهم ریخت ...
به شرط آن که همه اطلاعات دقیق را بدهی...
تاوقتی خودت برنگشتی ....
فی امان الله
یامجیب الدعوات...
23069
نام: سورنا
شهر: نزدیک کربلا
تاریخ: 6/21/2006 1:03:15 PM
کاربر مهمان
  بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله
-:--:- o -:- o -:- o -:- o -:- o -:- o -:- o
از بزم طرب باده گساران همه رفتند
ما با که نشینیم که یاران همه رفتند
نه کوهکن دلشده مان هست و نه مجنون
از کوی جنون سلسله داران همه رفتند
زین شهر،شهیدان تو با جامه ی گلگون
پاکیزه تر از ابر بهاران همه رفتند
چون گرد که اندر هر پی هر قافله ماند
ما مانده در این راه و سواران همه رفتند
از دست غمت آیینه دارن همه رفتند
اندوه خوران ،سینه فکاران همه رفتند
زان طوطی طبع تو خموش است خزانی
کایینه دلان نکته گذران همه رفتند

ما با که نشینیم که یاران همه رفتند...
ما با که نشینیم؟
*************
یا محول الحول و الاحوال،حول حالنا الی احسن الحال.
23068
نام: ...
شهر: ...
تاریخ: 6/21/2006 12:48:47 PM
کاربر مهمان
  سلام
چقدر دلم برای اینجا تنگ شده بود!!!!!!!!!!!
23067
نام: عبد الفاطمه
شهر: همین نزدیکی
تاریخ: 6/21/2006 12:35:26 PM
کاربر مهمان
  لااله الا الله
بار خدايا!
همه ي اهل دلي ا را ببخش و بيامرز.
الهي آمين
غريب عزيز!
دريا دل!
اومدي بالاخره!؟؟؟
قدم رنجه فرمودين، مشفرمون كردين.
مؤمن خدا! خدا كريمه ، فقط بايد كمي آرام بگيري ، قدري تفكر كني و اندكي تأمل كني، ايمان دارم كه خدا بزرگتر از اين حرف هاست كه توبه نپذيرد.
من نهآگاه از اعمال شمايم كه قضاوت كنم و نه در جايي كه راهنمايي نمايم.
فقط...
فقط برايتان دعا مي كنم، دستان رو به آسمونم از هميشه بالاتر مي رود، شايد كه قدري آرام گيري.
غريب عزيز!
خدا به دستاني كه حماسه ي برادران ايثار گر خود را ثبت مي كنند، توجه بيشتري دارد، خدا، فقط خداست كه آرامت خواهد كرد.
در اين دشت، جود خداوند بسيار ديده ام، صاحب قلعه نيز آگاه است و سربازان و سرداران قلعه برايتان دعاي خير خواهند كرد.
...
سيمرغ عزيز!
خبرآمد خبري در راه است، دعايمان كن...
...
هم قدم!
هم مسلك!
آرام گرفتي!؟؟؟
دختر خوب!
پشت يه مسافر آب مي ريزند نه باران!...
نگذار قبل رفتن، باران اشك هايم آب پشت سرم شود!!!
....
صداي اذان چه دلنوازتر از هميشه مرا مي خواند
الله اكبر
...
فعلاً
در پناه خدا
يازهرا(س)
23066
نام: ساره ب محمد
شهر: خوزستان
تاریخ: 6/21/2006 12:18:10 PM
کاربر مهمان
  تو باعث شدي يه چيزي رو بفهمم . بفهمم عشق يعني چي ... بفهمم دل کجاست ... بفهمم وقتي کسي عاشق ميشه چه حالي داره ... بفهمم درد عشق چيه ... حالا مي دونم ... ميدونم عشق يعني تشنگي . عشق يعني نياز . عشق يعني التماس . عشق يعني
آرزو . عشق يعني خواستن و بدست نياوردن . عشق يعني دويدن و نرسيدن . آره ، عشق يعني نرسيدن
23065
نام: ساره
شهر: خوزستان
تاریخ: 6/21/2006 12:13:27 PM
کاربر مهمان
  من عاشق کسی هستم که از طریق چت با هم اشنا شیم این ÷سر واقعا ماه است میدانم الان همه چه فکری میکنید که من ندیده چه طور این تصور را میکنم اون اینقدر منو دوست داره که از شمال کشور اومده به جنوب کشور اینقدر دوستم دراه که بخاطرم همه کاری کرده خیلی دوستش دارم اما متاسفانه خیلی از هم دوریم منو راهنمایی کنید چطوری اتیش این عشقو خاموش کنم
23064
نام: محجوب
شهر: کرمانشاه
تاریخ: 6/21/2006 11:17:47 AM
کاربر مهمان
  هر کی برام دعا کرد بگه تا باورم بشه توی این دنیا هم کسی هست که بدون چشم داشت برای کسی کاری انجام بده.
23063
نام: عبدالفاطمه
شهر: همین نزدیکی
تاریخ: 6/21/2006 11:11:42 AM
کاربر مهمان
  يا معين الضعفاء
يا الله
الله اكبر
خدايا!
چه شده!؟
نازنين اله من!
مرا چه مي شود!؟
راست مي گويند مرا چه شده!؟
آه خدايا!
توآگاهتر به احوال مني!
...
سورنا خانم!
شما نزديك كربلايي و اونوقت...
سورنا جان!
مي دوني يكي از حسرتام همينه... همسفر كربلا شدن!...
اي خداااااااااااااااااااااااااااا !
مي گم... ولي به موقعش!
هم قدم!
حالت خوبه!؟؟
خانمي!
بايد فهميده باشي عبدالفاطمه حسرت كشيده است، پس شما رو به جان ناقابلم كه فداي بانو باد، اينقدر بي تابي نكن! چيزي نشده!
بي قرار رفتنم! همين!
بهت مي گم! اولين كسي هم كه بهش خبر مي دم شمايين و بچه هاي حرف دل!...
هم قدم!
دلت مي خواد...
دلت مي خواد ...
اگه مي توني يه سر بزن سقاخونه حاجي بازمانده!
اونجا برو يه سفر زيارت كربلا!
نمي دوني چه صفايي داره!
...
منم هيچيم نيست، سالم و زنده نشستم تو خونه و دارم براي پايان نامه ي ترم بعدم نقشه مي كشم!!!
خودت مي دوني شدي خواهر خوب من!؟؟؟ شدي يكي از همونايي كه من حسرت يه لحظه دعاشون رو دارم!؟؟؟
سورنا خانمم خدمتشون ارادت خاص دارم!
آخه هنوز بهم نگفته با زيارت عاشورايي كه ازش خواستم چي كار كرده!!!!
آروم باش! باشه!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نگذار نرفته دلتنگت بشم!!!!!
...
خدای من! بگذار از اون موقع هایی که دلم رو می گیری تو احاطه ی عشقت بگم، از اون موقع های نابی که .......... نه! خدایا! آنقدر خوبی و من خودخواه که دلم نمی خواد از تنهایی هامون کسی چیزی بدونه!
نمی خوام .......خودت می دونی که وقتی تو دل شب من وخودت می شینیم به گفتگو یادم می ره از خواسته هام بگم ، یادم می ره از غصه هام بگم، یادم می ره از دوری یه مهربون بگم! یادم می ره گله کنم از نامردی روزگار، یادم می ره دلم می خواست کجا باشم و.....
خودت می دونی تو خلوت هام چی با تو می گم که اونقدر غرق شادیم می کنی که بعدش نمی دونم این همه شادی رو کجا خرج کنم!! وقتی دلم می گیره، بهم می گی: انّ مع العسر یسری و.... یا می گی: یا ایتها النفس المطمئنه... یا که می گی: یا ایها المزمّل، قم الیلی الّا قلیلا ...و بعدش من می شم وخودت و خودت وخودت
خدایا! می خوام امشب فقط با تو بگم.......
خدايا! مي خوام امشب از همه نعماتي كه بهم دادي بگم، از اهل دلي ها بگم، از گل هاي با غنچه ي سفيد و سايه ي صورتي بگم!
مي خوام از سنگ صبوري بگم و از هم قدمي!
مي خوام ازت بخوام ازم نگيريشون.
هم قدم!
مي توني از يه دوست (مثل پدر) كمك بگيري براي ميل درست كردن! حتماً اين كار رو در اولين فرصت انجام بده.
من اينجوري بيشتر منتظرتم آبجي گلم!
خداباماست، همين نزديكي ها!
مي دوني چيه!؟
از خدا بخواه، توانايي بيش از حد مهبان بودن با مردم رو بهمون عطا كنه!
باشه!؟؟؟
در پناه خدا
فعلاً
يازهرا(س)
<<ابتدا <قبلی 2313 2312 2311 2310 2309 2308 2307 2306 2305 2304 2303 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved