شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
23042
نام: منتظر
شهر: اينجا رو ...
تاریخ: 6/21/2006 6:52:46 AM
کاربر مهمان
  ذکري مجدداز حاج اسماعيل دولابي
ايشان اهل نوشتن کتاب نبود و به قولي حکايت نويس نبود اما چنان بود که از وي حکايتها مي نويسند . گوشه هايي ازمجالس ايشان در مجموعه اي به نام « طوبي محبت» گردآوري شده است .
آنچه امروز مي خوانيم از مقدمه جلد اول اين مجموعه انتخاب شده است :
.... دو طريق در باب سلوک به حق تعالي وجود دارد . يکي راه جذبه و رحمت حق است که در اين راه بارقه اي از دوست به سالک مي خورد و در واقع کشش دوست ، سالک را پيش مي برد و اين يک دعوت خصوصي براي اوست و از سالک اين طريق به مجذوب سالک تعبير مي شود .
به رحمت سر زلف تو واثقم ورنه
کشش چونبودازآن سوچه سود کوشيدن
راه دوم آن است که سالک بايد آنقدر مجاهده کند و رياضت بکشد تا به جذبه حق برسد و سالک اين طريق را ، سالک مجذوب گويند . در حقيقت هردو طريق جذبه حق تعالي است که سالک را به مقصد مي رساند .
بين اين دو طريق تفاوتهاي زيادي است که در صدد بيان آنها نيستيم .
روحش شاد
23041
نام: شلمچه
شهر: ساکن در غروب شلمچه
تاریخ: 6/21/2006 6:43:59 AM
کاربر مهمان
  سلام و عرض ادب به همگی
فاپات عزیز
خوش اومدی ....قدمت رو چشم
یک بنده حقیر از sydney
اگه بازم درباره حسين پناهي چيزي خواستيد در خدمتم...
.
..
... در پناه حق
23040
نام: نرگس
شهر: تهران
تاریخ: 6/21/2006 6:43:10 AM
کاربر مهمان
  با عرض سلام التماس دعای فراوان دارم فراموشم نکنید
23039
نام: سلما
شهر: سیبستان
تاریخ: 6/21/2006 6:41:46 AM
کاربر مهمان
  هی
دل من گرفته زینجا....
23038
نام: عبدالزهرا
شهر: همین نزدیکی ها
تاریخ: 6/21/2006 6:28:30 AM
کاربر مهمان
  بسم رب الدوست
سلام
معذرت ...!!
صبح دم مرغ چمن باگل نوخواسته گفت:
ناز کم کن که بسی چون تودراین باغ شکفت!
گل بهخندید که ازراست مرنجیم ولی
هیچ عاشق،سخن سخت به معشوق نگفت...
...
؟؟؟
23037
نام: روان بیمار
شهر: بیمارشهر
تاریخ: 6/21/2006 6:16:20 AM
کاربر مهمان
  بسمه تعالی
سلام بر تمامی اهالی حرفدل.
می بخشین که دارم خیلی مزاحم می شم ولی با اینکه فردا امتحان دارم نمی تونم درس بخونم. حالم بدجوری گرفته س.
**************
شاعر می گه:
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته ان از بدنم

اما من می گم:
مرغ باغ ملکوتم؟ نیم از عالم خاک؟
پس چرا همّ و غمم این که شوم چون بدنم؟

خدایا، توّابا
کمکم کن توبه کنم
پیش تو عزیزتر از اون چهارده معصوم-صلوات الله علیهم اجمعین- کسی رو سراغ ندارم که به اون قسمِت بدم.به این ذوات پاک قسمِت می دم که کمکم کنی.
**************
اللّهمّ صلّ علی محمّدٍ و آل محمّدٍ و عجّل فرجهم واهلک اعدآئهم
از همه التماس دعا
اللّهمّ صلّ علی محمّدٍ و آل محمّدٍ و عجّل فرجهم واهلک اعدآئهم.
23036
نام: يك بنده حقير
شهر: sydney
تاریخ: 6/21/2006 6:14:06 AM
کاربر مهمان
  من خودم حرفی ندارم ولی دوست دارم از حسین پناهی بنویسم چون او را باور دارم. او می گوید :
و رسالت من این خواهد بود تا دو استکان چای داغ را از میان دویست جنگ خونی به سلامت بگذرانم تا در شبی بارانی انها را با خدای خویش چشم در چشم هم نوش کنیم.
به نظر من هر انسانی یک رسالت دارد و ان این است که به دنبال حقیقت باشد.کاری بس دشوار است چرا که فلسفه میخواهد. رنج میخواهد. صبر میخواهد و ...
23035
نام: عبدالزهرا
شهر: همین نزدیکی ها
تاریخ: 6/21/2006 6:07:48 AM
کاربر مهمان
  یا رحم الراحمین
یاد باد... یاد باد... یاد باد...
هم قدم ؟؟؟؟!!!!.........
هم مسلک .....؟؟؟!!
عبدالفاطمه ..........؟؟؟؟؟؟!!!!!!۱۱۱
23034
نام: عبدالزهرا
شهر: همین نزدیکی ها
تاریخ: 6/21/2006 5:59:01 AM
کاربر مهمان
  بسم رب الزهرا(س)
***
حیدربابا،ای شهریار عالم
حیدر بابا،ای شهریار خسته
حیدربابا،کوثر به خون نشسته
حیدربابا،کوثر به خون نشسته
حیدر بابا،دنیا چه کج مداره
حیدربابا،خون می چکد،ازچشم وگوشواره
حیدر بابا،شد پرزشعله،دامن
زهرا کجاست؟به زیر پای دشمن
حیدربابا،دستتو وقتی بستن
درپشت در آیینه رو شکستن
گل پیروهن،زهرا که ناله میزد
گرگی لگد،برجسم لاله میزد
حیدر بابا،حیدربابا، حیدربابا
حیدربابا،عشقت عیان زهراست
سجاده ات چشم انتظار زهراست
حیدربابا،دنیا یالادونیادی
حیدر بابا،درد سالان دونیادی
حیدر بابا،حیدربابا،حیدربابا
...
یازهرا(س)

23033
نام: سلما
شهر: سیبستان
تاریخ: 6/21/2006 5:31:11 AM
کاربر مهمان
  روزها فکر من اینست و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
********************************
<<ابتدا <قبلی 2310 2309 2308 2307 2306 2305 2304 2303 2302 2301 2300 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved