اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 22832 |
نام:
وصال
شهر:
واصل
تاریخ:
6/16/2006 12:11:40 PM
کاربر مهمان
|
لااله الا الله رب العرش العظیم
بنام خدای فاطمه بانوی دور شده از آتش
************************************************
دوستان حرف دل در هنگامه اذان مغرب دعا کنید همه بندگان خدا را وبخصوص جانبازان رابیماران را وبه خصوص برادر عزیزمان علی آقا را
یک صلوات محمدی ویک حمد شفا
وخدا لحظه ای مارا به حال وامگذارد انشاءالله
به حق محمد وال محمد ....به حق فاطمه وپدر فاطمه
به حق فاطمه وهمسر فاطمه ....به حق فاطمه وفرزندان فاطمه
یا ارحم راحمین
|
|
| 22831 |
نام:
وصال
شهر:
واصل
تاریخ:
6/16/2006 11:50:22 AM
کاربر مهمان
|
http://www.bachehayeghalam.com/media/clip/biyabiya.htm التماس دعا. يابن الزهرا بيا
************************************************ http://www.bachehayeghalam.com/media/sound/tavashih05.wma اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم
|
|
| 22830 |
نام:
عبدالزهرا
شهر:
همین نزدیکی ها
تاریخ:
6/16/2006 11:36:13 AM
کاربر مهمان
|
بسم الله
سلام
ممنون
فقط خواستم خودمو مطمئن کنم ...
دیگه ازاین به بعد ازخودم بیشتر بهت اعتماد دارم
بازم معذرت می خواهم که باعث ناراحتی ات شدم ....
تا بعد...
یامهدی(عج)...
|
|
| 22829 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همین نزدیکی
تاریخ:
6/16/2006 11:29:31 AM
کاربر مهمان
|
يا خداي محمد(ص)
سلام عليكم
خدايا! به تو پناه مي برم از انديشه ها و سوء تفاهمات
خدايا! به تو پناه مي برم از ندانستن اينكه چه كنم!
خدايا! به توپناه مي برم از اينكه در موقعيتي قرار بگيرم و ندانم چه بايد كرد!
خدايا! به تو پناه مي برم از شر شيطان نفس.
خدايا! من نمي دانم و تو مي داني چه رخ خواهد داد، خود بيا و دستم را از آن آسمان و لاي پيچك ياس بگير و رهايم كن از اين ترديدهاي بي مورد.
...
هم قدم!
واقعاً موندم چرا به اين نتيجه رسيدي، من واقعاً داشتم نزديك بودنت رو حس مي كردم، حتي ....
عزيز!
اگه هم فراري هست از جانب من نيست، چرا كه من طالب رسيدنم به تعالي!
اگه مناجات ديشبم رو خوب خونده باشي از خدا خواستم كه براي رسيدن به او، هيچ كدوم هم قدم خودش رو برا خاطر خودش به امون نفس و دنيا و خيلي چيزاي ديگه رها نكنه!!!
بزرگوار! مؤمن خدا! هم قدمم! برادر يا خواهرم! مي دوني كه تو اينجا هدف يه چيز بيشتر نيست، لحظه اي كنار هم نسشتن و خستگي و كدورت از دل زدودن است و بس!
حالا بماند كه در اين ميان مي شينيم و برا همديگه هم دعا مي كنيم، يا برا آرامش ديگر دوستان نذر زيارت عاشورا و ختم صلوات مي گيريم!
ببين مؤمن خدا!
اينجا من كسي نيستم! من فقط و فقط براي خداست كه مي نويسم و دروغ نگويم براي رهايي خودم از اين همه تنش ها و جو زدگي ها و زد و خورد هاي سياسي و اجتماعي تو دانشگاهه كه مي يام آروم بگيرم و انرژي از نوشته هاي بچه ها، بازم بماند كه اينجا و بچه هاش شدن يه نعمت برا من تو زندگيم و دارم با تك تك شون و حرفاشون خودم رو پيدا مي كنم!
عبدالزهرا جان! يادت هست خواستم و خواستي كه هم قدم شويم!؟؟؟؟ يادت هست ازتون پرسيدم مطمئني از اين پيشنهادي كه دادي!؟ يادت هست گفتم راه سنگلاخي وپر پيچ و خمه!؟؟؟؟
حالا......
نمي دونم چرا اين فكرا رو كردي!
ولي مرد خدا! رو تصميمي كه گرفته مي ايسته! حالا تو خطرات مي خواي تنهامون بگذاري يه چيز ديگه است!!!!
من حرفم رو زدم، پيماني بستم وتا آخرش هم هستم، ديگه ...
اي خدااااااااااااااااااااااااااااا !
چي بگم ديگه مؤمن خدا!؟
داري از خودم نااميدم مي كني ها!!!
گفتي چرا اين همه حرف ها تكراريه!؟ عرض كردم، برما مؤمن كه استفاده كنيم، از دفترت نوشتي و از درداي كه شدن درداي من! گفتم غريبي نكن، ولي داري مي كني!
اينجا (قلعه) يه صاحب بيشتر نداره!
فقط....
بايد خودت رو بشناسي، گفتم بيا هم قدم بشيم ، شايد به خاطر پاكي وصداقت شما خدا خودش تو اين راه دستمون رو بگيره و خودمون رو پيدا كنيم!
ولي داري يه جورايي....
گفتم استوار باش وثابت !
مؤمن جوون! مرد باش و استوار ، نگذار به همين چند تا كلمه از هم وار بري عزيز!
مرد ميدون باش!
گفتم خدايا شكرت يكي هست كه وقتي دلم لرزيد از اين همه آلودگي ها و خطرات، بهش اعتماد كنم وازش بخوام راه رو نشونم بده و از خطرات آگاه! اگه قصد فراري هست من مطمئنم با اين اهداف و ديدگاهم از طرف من نيست!!!
واقعاً شوكه شدم وقتي ديدم اين جوري نوشتي!
تازگی هام که شدیم همشهری! اينجوري مي خواي هم قدم راهمون بشي!؟؟؟؟
اي خداااااااااااا ! الامان
خدايا!
تنهامون نگذار، نكنه لحظه اي مارو به حال خودمون وابگذاري!؟
هم قدم!
كنكور داره نزديك مي شه ها!!!!!!!!!!!!!
...
مراقب جسم وروحت باش!
نزديك سمات است و دعاي سمات، كسايي كه ذكر لبشون سماته، التماس دعا.
يازهرا(س)
|
|
| 22828 |
نام:
عبدالزهرا
شهر:
همین نزدیکی ها
تاریخ:
6/16/2006 10:58:17 AM
کاربر مهمان
|
به نام حضرت دوست
الهی وربی من لی غیرک ...
سلام
عبدافاطمه جان امروز ازصبح چندسری سر زدم اما دلم به نوشتن نمی رفت تا این که دلم هوای اوایل آشنایی را کرد .رفتمو یه نگاه به عمررفته کردم ...
وقتی داشتم مطالب رو می خوندم حسرت خوردم ...حسرت به این که کاش هیچ چیز بین ما نبود ویااگر هم بود کاش مثل همون اول بود ...وقتی برگشتم ومطالب حالا رو خوندم بدون اغراق میگم انگار یه جورایی می خواهیم ازدست هم دیگر فرار کنیم ...
البته این راهم می دونم که تقصیرمن بود باتمام بچگی هایی که کردم باعث شدم حرفامون مثل قبل رنگ خداییشو ازدست بده ...
هم قدمم که الان....
نظرت رو درمورد چیزهایی که گفتم بگو نظرت در مورد حرفام خیلی برام مهمه ....بی زحمت کاولآواضح وروشن
منتظرم ....
یامهدی (عج)....
|
|
| 22827 |
نام:
نمی دانم
شهر:
اسمون
تاریخ:
6/16/2006 10:35:24 AM
کاربر مهمان
|
دلم گرفته خسته تر از تمام عمرم این روز هایم میگزرد خستگی انقدر زیاد است که حتی حال فکر کردن به خدا را هم ندارم به من کمک کنید
|
|
| 22826 |
نام:
بنده خدا
شهر:
اصفهان
تاریخ:
6/16/2006 9:39:07 AM
کاربر مهمان
|
خواهر عزيزم زهرا شيدايي
اگه منو به عنوان خواهر كوچكت قبول داري برام نامه بنويس چون منم خيلي مثل شما هستم ميخوام براتون درد دل كنم .
خواهر كوچكت - زيبا از اصفهان
|
|
| 22825 |
نام:
مرتضی
شهر:
کره خاکی
تاریخ:
6/16/2006 6:24:51 AM
کاربر مهمان
|
سلام
زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته های چادرت دست نیاز می آویزد و معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه می زند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه ات با پهلویی بیمار، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...
عبدالفاطمه عزیز محتاج دعایم
کیمیای عزیز عرض ارادت دارم در پناه حق
|
|
| 22824 |
نام:
شلمچه
شهر:
ساکن در غروب شلمچه
تاریخ:
6/16/2006 6:03:43 AM
کاربر مهمان
|
یا ستا رالعیوب
سلام....
چی بگم از دل پر خونم که نگفتنم بهتره.....
حرف دلیهای عزیز..
سه شنبه قراره یه اتفاق خیلی مهم برام بیفته.... توروخدا دعا کنید به خیر بگذره...
بد جوری دلم شور می زنه
خدایا خودت منو دریاب....
******
محمد عزیز از شهر حقیقت...
برادر عزیز چرا اینقدر دلت از من پره...
من اصلا نمی خواستم ثابت کنم دوست ناشناسم....نیازی ندارم به این کار .من دوستایی دارم که لحظه هامو با یاد اونا دارم می گذرونم...غم و اندوهشون رو سینم چنگ می زنه و شادی ها شون منو آروم می کنه!!
خدایا منو ببخش اگه ......
نمی دونم باید چی بگم
فقط برام دعا کنید خدا شخصیتمو جوری کامل کنه تا اینجوری کمبود شخصیتمو ابراز نکنم......
در پناه حق.
|
|
| 22823 |
نام:
شهرام
شهر:
کرمان
تاریخ:
6/16/2006 5:50:21 AM
کاربر مهمان
|
آقای رئیس جمهوری همه حرفهای شمامبتنی بر عدالت میباشد اما هر آنچه به زبان می اوری ضمانت اجرائی
آن کجا رفته یا ساده تر گفته باشم عدالت حرف نیست بلکه عمل میباشد
|
|