اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 22752 |
نام:
امين الله
شهر:
مشهد
تاریخ:
6/13/2006 11:11:35 PM
کاربر مهمان
|
سال پيش با خودم گفتم خدايا شكر كه نسبت به سال پيش بهتر شدم ولي امسال نمي دونم بازم اينو خواهم گفت يا نه
|
|
| 22751 |
نام:
طیبه
شهر:
کرج
تاریخ:
6/13/2006 10:38:49 PM
کاربر مهمان
|
سلام دوستان خوبم
*****************************
۲۲۷۱۲ از لطف شما بسیار سپاسگزارم
*****************************
خسته از تمام دل تنگیهایم، از طلسم هجران و انتظار، به سویت میآیم، به جمع عاشقان بیقرارت. باران بیامان عشق بر شورهزار دلم میبارد و من باز هم لبریز از انتظار به جادههای سبز عشق قدم مینهم.
عطر نرگس از حرم ملکوتیات مشام جان را مینوازد. به گنبد فیروزهای بیقرارت چشم میدوزم. گنبدی که بیقرارتر از من آسمان را مینگرد تا ببارد و تو همدوش آیههای باران، بر گل های یاس نازل شوی.
بر آستان تو عاشقانه میایستم و تو را ای بهار ابدی صدا میکنم. با هر گام که به سوی تو برمیدارم، از بهار و عطر انتظار لبریز می شوم.
دانههای الماس اشکم، واژههای سرد نبودنت را به زلالی لحظههای بودنت جلا میدهد.
دلم را به بال و ردای سبز نسیم دخیل میبندم و ندبه انتظار و عهد دلتنگیهایم را آغاز میکنم. چشم میگشایم و با تمام نرگسها از نبودنت میگویم و از اطلسیها سراغ آمدنت را میگیرم.
کمیل اشکهایم توسل غریبم را غریبانهتر میکند و من به جادههای بیقرار آمدنت چشم میدوزم. عاشورای قلبم آغاز میشود. نمیدانم در های هوی کدامین توسل غریبانه ندبه عهد بخوانم.
تمنای جانم! منٍ عاشق، تو را به پاکی باران و عشق میخوانم، تو را که شبی از فراسوی سبز احساس، هم دوش ستارههای منتظر از آسمان کویر دلهای بیقرار طلوع میکنی.
سمات میخوانی در یک عصر آدینه و پا میگذاری بر بال فرشتههای عاشق و میخوانی نماز عشق را در مصلای دل تنگیها و اقتدا میکنند به تو، به ردای سبزت، به زلال مهربان حضورت و میخوانند تمام دل های بیقرار نماز عشق و باران و انتظار را.
قلبم به وسعت جامعه کبیره، از عشق میگوید و زیارتی عطرآگین میخواند.
آقای مهربانم میآیم و آه میکشم تو را با تمام انتظار. پرشکوفه کن مرا ای کرامت بهار.
آقای خوبم میآیم و میدانم میآیی در صبح یک آدینه، وقتی لالهها از طلوع شادی و عشق، به کبوترها سلام میکنند. میدانم میآیی هم دوش فرشتههای عاشق، همراه با هلهله ملائکه، میآیی و صحرای دلم آباد میشود و جرعه جرعه زمزم نور میشوم.
|
|
| 22750 |
نام:
مرضيه
شهر:
كانادا
تاریخ:
6/13/2006 10:10:14 PM
کاربر مهمان
|
هر كسي از شما امشب دعا ي توسل خوند منو از دعا فراموش نكنه
اجرتون با بي بي فاطمه زهرا
خيلي دلم گرفته
|
|
| 22749 |
نام:
اهل دل
شهر:
تهران
تاریخ:
6/13/2006 4:45:23 PM
کاربر مهمان
|
خدای کعبه ای یکتا
فروغی جاودان بفرست کاین شبها بسی تار است
و دست اهرمن هاسخت در کار است
|
|
| 22748 |
نام:
عبد الفاطمه
شهر:
همین نزدیکی
تاریخ:
6/13/2006 4:42:56 PM
کاربر مهمان
|
ياعزيز
..
سلام... هم قدم!
آخه مؤمن! وقتي با نقطه چين صدامون مي كني، من كه نمي دونم با مني!
مي دوني! حرفم چيه!؟
عزيز! بزرگوار! هم قدم و هم مسلك من
غريبي نكن!
يه مدت كه بياي، دلت درياتر از اين حرفا مي شه.
مي دوني! گفتم كه نذر كردم تا وقتي بيدارم و جزوه ام رو برا فردا ورق مي زنم، فقط براي رسيدنت به معشوق، بگم: خداي من! شكرت
امروز از اون روزاييه كه من برا دلت خيلي خوشحالم!
فقط...
اگه بخواي حرفا اين همه تكراري نشن! غريبي نكن
هرچه مي خواهد دل تنگت بگو!
خدا خودش شاهده اينجا هر كسي چه نيتي تو ذهن ودلش داره.
يادت باشه، هنوز هم قدم شدنت تو كوچه هاي خودسازي رو بهم اعلام نكردي!!!!
...
سكوت موقعي آدم رو نجات مي ده كه كلام و صدا باشه! ولي تو كلمات گم مي شه اين سكوت!
سكوت موقعي قشنگ مي شه كه نگاه باشه و خودت و خدات! ولي تو نوشتن كلمات رو صفحه ي قلعه، سكوت غريبه!
منتظرم ...
مراقب روح و دلت باش مؤمن خدا!
مي دوني! طهارت خيال رو يادت نره!...
باشه!؟؟؟؟؟
اينجا به قول بچه ها خيلي نامحرم مي ياد و مي ره!
بازم مراقب روح زلالت باش
يازهرا(س)
|
|
| 22747 |
نام:
عبدالزهرا
شهر:
خیلی دور
تاریخ:
6/13/2006 4:17:45 PM
کاربر مهمان
|
یاعزیز
..........
صدای سکوت داره گوشامو کر میکنه ....
...............
...............
...............
...............
|
|
| 22746 |
نام:
عبدالزهرا
شهر:
خیلی دور
تاریخ:
6/13/2006 4:14:34 PM
کاربر مهمان
|
هوالحبوب
سلام
اول این که اصلآمنظورت رومتوجه نشدم ....بی زحمت کمی واضح تر ......
اما من معنی چیزی رو که نوشتی میدونم ....
فعلآ
|
|
| 22745 |
نام:
عبد الفاطمه
شهر:
همین نزدیکی
تاریخ:
6/13/2006 4:06:23 PM
کاربر مهمان
|
هوالمعبود
سلام عليكم
...
خانم!
بانو! درود خدا بر شما باد
روضه ي امشب رو از زبون مولا عرض مي كنم.
مولا! فداي اين همه معرفتتان، كه بشر آن روز توان دركش را نداشت.
علي كه گورخو آدي گلمميشدي هچ ديلينه
ورر دي قبر بتول اوسته هي الي الينه
خانم !
بانو!
روضه ي مولايم در فراق شما چيست!؟
آه اي دنيا!...
ديردي گورخوم بودي فاطمه ، اجل يوبانا
عم اوغلووون هله عمري گوتارميا ، اوزانا
گرك منيم حاليمي جانه درد آلان دانيشا
گوزونده قوم ، بوغازيندا سوموگ قالان دانيشا
خانم!
حيا و عفتو وه مرحبا، حيالي خانم
ياراوي هچ منه گورستمدين ، يارالي خانم
هميشه يار سوزون آختارار يارا دانيشار
علي كه بيركسي يوخودو ، قويالارا دانيشار
زهرا خانم!
مولا چي فرمودند!؟...
بو زندگي منه سن سيس قفسدي زهرا جان
سينه ام نن اوت چوخور ، آدي نفس دي زهرا جان
اي آفتاب ، سنه دوت ستاره ام آق لياجاق
منيم ده حاليمه قلبيمده يارام آق لياجاق
...
مي دوني مولايم، حسن(ع) چي مي گن!؟
به خدا كه حق داره از جفاي اين مردم چنين بفرمايند...
ظالم يولو كسنده، قلبيم منيم سخلدي
بير ايش گورودوبدي اوندا، گوردوم ننم يخلدي
اون زمون كه ظالم جلوي مادر رو تو كوچه گرفتند، قلبم از درد به خود پيچيد
آخ!
اون ظالم كاري كرد كه ديدم مادرم به زمين افتاد
يازهرا(س)!
بانو...
به زبون خودمه كه واقعاً دلم مي خواد روضه بخونم..
...
دوستان ترجمه ي اين روضه رو واقعاً نمي تونم بنويسم، خيلي سخته، خيلي سخته...
گم شده ي عزيز! اگه زحمتي نبود، شما لطف كنيد كه ديگه تاب ندارم، اشك امانم نمي دهد در اين لحظات...
دعا كنيد شرمنده ي بانو نشوم.
يازهرا(س)
|
|
| 22744 |
نام:
عبد الفاطمه
شهر:
همین نزدیکی
تاریخ:
6/13/2006 3:02:28 PM
کاربر مهمان
|
به نام او كه هر چه عشق از اوست
سلام عليكم دوستان
.
.
.
ناشناس عزيز! هر كي ندونه شما كه درد آشناي روزهاي غريبي عبدالفاطمه اي، مي دوني كه من خودم حسرت كشيده ام! مي دوني كه وقتي مي رفتي دشت عباس، يه دنيا غبطه نشست رو دلم، يادت هست موقع رفتن كه نگاه هميشه منتظرم رو چگونه بدرقه ي راهت كردم!.... آه حسرتم رو شنيدي وقتي دشت عباس بودي و تنگه ي مرصاد!؟
نگذار اين بار در حسرت عشقبازيت با خداي خودت بمونم....
...
شهيد گمنام! مي دوني كه نامت چطور تو دلم رو خالي مي كنه!؟
اگه مرام كشي رسم جونمرداي اين دوره و زمونه است، بكش ما رو مؤمن!
مي گن! دنيا پر آواي سكوته.... اگه سكوت شما رو هم گوش من بشنوه ....
اگر با ديگرانش بود ميلي--- چرا ظرف مرا بشكست ليلي!!!
خدايا! شكرت
...
شلمچه ي عزيز!
درس و امتحان كه هميشه هست، اون چيزي كه مهمه رسيدن آدم به جاييه كه ديگه شرمنده از امتحاني آفريدگارش نباشه، ممنون كه به يادم بودين.
يه دنيا دلم تنگ شلمچه است...
...
گم شده جان! سپاس كه زحمت دوبله رو كشيدين، عالي بود.
برادر كيميا! ... سوختن دل يه چيز ديگه است، اين روزا بدجور تشنه ام مي شه!
...
و اما!.... حالا كه صدا كردن هم مسلك و بقيه!!! با نقطه چينه! خوب ديگه!... امان از دست اين نقطه چينا!
ببين هم مسلك!
زندگي هر آدمي بسته به افكار اونه كه رشد پيدا ميكنه، مسائل دنيوي و مادي به يه طرف كه زندگي رو تحت الشعاع قرار مي ده و افكار زلال و گاه ناجور! آدما هم يه طرف!
نمي دونم چي بهت گذشته، ولي اين رو مي دونم كه روزي خود منم اينطوري بودم!
ولي خيلي خوشحالم، اونقدر شادمانم كه نذر كردم، تا جايي كه مي تونم امروز بگم: خدايا شكرت كه قلعه ي سيد شده محلي براي يافتن تو...
خوشحالم حداقل اينجا تونسته تو رو به معشقوقت نزديك كنه.
حرف زدن براي روح زلالي مثل يه هم قدم... آخه روح من در برابر روح شماها خيلي كوچيكه، حتي تو خواب هم نتونسته بود هم قدم يه عزيزي بشه، كه اين روزا شده يه پله براي اوج گرفتن من از اين زمين آلوده به خون!
مي خواي بدوني!؟ حالا من كه آي كيوم پايينه! فرض مي كنم با بنده بودين!!!!!!
ببين مؤمن خدا!
عبدالفاطمه يكيه مثل خودت، يه خورده ديرتر از شما به خودش فكر كرد!
... مي گن گاهي اوقات ، سكوت، آدم رو از خفه شدن ! نجات مي ده!... هنوز برامون روضه نخوندي ها!
فعلاً
يا علي ويازهرا(س)
|
|
| 22743 |
نام:
بازمانده
شهر:
متولد تهران از غربت
تاریخ:
6/13/2006 2:27:16 PM
کاربر مهمان
|
با سلام
من هنوز حاضرم و از همه دوستان ممنون ، عبدافاطمه بزرگوار ممنون بابت همه چیز....
ناشناس عزیز ! رسیدن بخیر زیارت قبول
سورنای مومن! خدا باز هم کربلایت کنه
ماه مهربان ! منتظر جوابت هستم
برای گجایش کار بی قرار عزیز مون یک صلوات محمدی بفرستید..
حسین آقا ! خیلی محبت داری ، بگذار بگویند ، زمستون میگذره و رو سیاهی برای ذغال میمونه...
از همین جا همه اهالی قعله را صدا میکنم و ار همگی التماس دعا دارم
یا علی یا حسین
|
|