اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 22682 |
نام:
امین
شهر:
آلمان
تاریخ:
6/12/2006 6:03:45 AM
کاربر مهمان
|
ما اينجا نشستهايم در محل كارمان، در خانههايمان، در هر جايي كه فكر ميكنيم بهتر از همه جاست و پيروزي تيم ملي آنجا بيشتر لذت ميدهد. ما نشستهايم با پرچمهايي در دست و نقشههايي در سر براي اينكه به خيابان بياييم، فرياد بزنيم و پايكوبي كنيم، مثل آن معدود جشنهاي به ياد ماندني گذشته. ما اينجا نشستهايم با هزار رويا و آنجا پشت صفحه تلويزيون، در ورزشگاه جامجهاني نورنبرگ، برانكو ايوانكوويچ دل توي دلش نيست. چسبيده به نيمكت، قدش كوتاهتر از هميشه به نظر ميرسد. خدايا اين مرد چقدر ناتوان است براي برآورده كردن آن همه آرزويي كه يك ملت در سر دارد. چقدر ترسيده و رنگپريده است. لبخند بزن مرد! ناسلامتي آمدهاي جامجهاني، لبخند بزن! مگر تو نبودي كه همين يك ماه پيش ميگفتي چرا بايد نگران باشم وقتي ميدانم يكي از آن 32 مربي خوشبختي هستم كه هر 4 سال يك بار به باشكوهترين ميهماني جهان ميروند* جملههاي قشنگ ديگرت را هم هنوز يادم هست. آن روز هم ترسيده بودي، اماچنان سخن گفتي تا ما باور كنيم كه تو بزرگي، نميترسي و بهترين مديري براي اداره تيمي كه قرار است تلخيهاي 4 سال زندگي ما را از يادمان ببرد.
نه برادر، تو برادر ما نيستي! يك سال التماس كرديم، نوشتيم، فرياد زديم كه نترس و ترسيدي. مثل آينه روبهرويت بوديم و نشانت داديم كه دروازهبان تيم ما ضعيف است، نميتواند توپ را 20 متر از دروازه دور كند، باور نكردي. گفتي كه دشمنيد. علي دايي را وزن كرديم سنگينتر بود، كندتر ميدويد، نميپريد و راه ميرفت در زمين و تو هيچكدام اينها را نديدي. گفتي كه همان كاري را ميكند كه از او ميخواهم. رضا عنايتي را ديديم كه هر سال 20 گل ميزند، يكي از ديگري بهتر. آرش برهاني، رسول خطيبي، ايمان مبعلي و ديگران را ديديم كه چالاكتر و توانمندتر از كاپيتان 37ساله تيم تو هستند و تو نديدي. همه اين چيزها را نديدي و اگر ديدي، ناديده گرفتي و... ما با تو به امروز رسيديم.امروز اينجاييم. شكست خورده و از نفس افتاده، هركدام به گوشهاي رفتهايم و به كسي بد و بيراه ميگوييم. ما شكست خوردهايم، نه از مكزيك، از تو آقاي برانكو ايوانكوويچ، نه امروز، يك سال پيش، همان زمان كه به قول خودت ما را به جامجهاني بردي. يادت هست با چه بازيهايي* آن روز هم چقدر ترسيده بودي!لابد بايد بترسم و ننويسم كه »كار تمام شد«، لابد بايد يادم باشد كه 2 بازي ديگر مانده ولي اگر پرتغال و آنگولا را ببريم صعود ميكنيم. بله، ما بايد مواظب باشيم كاري نكنيم تيم ملي روحيهاش خراب شود. بايد به مردم يادآوري كنيم مكزيك تيم بزرگي است كه در جام كنفدراسيونها برزيل را شكست داده، با پنالتي به آرژانتين باخته، 13 بار به جامجهاني رفته، 2 بار به يكچهارم نهايي رسيده و امسال هم سرگروه بوده. يادآوري كنيم كه با 2 اشتباه فردي گل خورديم وگرنه بازي يك - يك ميشد.مثل هميشه مجبوريم فراموش كنيم و بگذريم. كار ديگري نميشود كرد. مقايسه برانكو با لاولپه، مربي مكزيك هم بيفايده است. او كه شهامت داشت و اول نيمه دوم 2 بازيكنش را بيرون كشيد با مربيما كه چشمانش را بسته بود، مبادا واقعيت را ببيند.فرق سرمربي تيم ما با مربيان بزرگ همين است. با
|
|
| 22681 |
نام:
پشه
شهر:
منشور
تاریخ:
6/12/2006 3:38:39 AM
کاربر مهمان
|
سلام به همه دوستان به خصوص گم شده عزیز که هنوز مارا فراموش نکرده بودند .
این یه مدت که شاید کمتر می شد اینجا سر بزنیم به قول معروف درگیر مادیات شده بودیم .
عمو عباس ما هم به رحمت خدا رفت به خدا پدرم اینقدر شکسته شده که ایشان هم در خانه بستری شده اند.
به خدا الان نبود وجود عمو عباسم را می فهمم؟؟؟
*******
لای لایی
لای لایی
لای لایی اصغرم ؟؟؟؟؟؟؟
|
|
| 22680 |
نام:
تهنا
شهر:
غربیستان
تاریخ:
6/12/2006 3:21:21 AM
کاربر مهمان
|
سهلام
خداحافظ
|
|
| 22679 |
نام:
مسافر
شهر:
مسافرخانه
تاریخ:
6/12/2006 2:53:39 AM
کاربر مهمان
|
گم شده عزیز و تمام عزیزان حرف دلی : سلام :
امیوارم روزی بیاد که همه ما پروانه وار به دور خاتم آل ابا آن گل زیبای زهرا (س) بگردیم.
خدا کنه که من با عملم حضرتش را یاری کنم.
شما هم با یک صلوات مرا یاری کنید/
**بزرگی میفرمود من خود شنیدم :
***زیارت آل یاسین ۲ و ۵ شنبه خوانده شود***
|
|
| 22678 |
نام:
دوست ناشناس
شهر:
از شهر ناشناس
تاریخ:
6/12/2006 2:39:58 AM
کاربر مهمان
|
هوالحق
سلام بر دوستان ناشناس كه دوستان من هم مي شوند!
ناشناس!
حرفي نيست براي گفتن!.............................
تنها!...
دوست ديگر ناشناس!....
دوستاي ناشناس دوستاي منم مي شن!!!!
يادم باشد
در و ديوار اتاقم را خط خطي كنم!
سفيد يك دستش چشمانم را ميزند
يادم باشد
تمام شيشه ها را بشكنم
تا كي باد تن زخمي اش را
به اين شيشه ها بكوبد؟!
يادم باشد
باران كه ميبارد
بي چتر تا ته دنيا بدوم
شايد رهايي يابم از اين اتش
يادم باشد
غبار ائينه را پاك نكنم
چه عيب دارد گاهي دل ائينه هم بگيرد
يادم باشد
شب باشم آن گونه ستاره ها يارم خواهند شد
يادم باشد....!
(از وبلاگ دختري به نام شراره!)
يا مقلب القلوب
|
|
| 22677 |
نام:
گم شده
شهر:
همین وطن
تاریخ:
6/12/2006 1:59:45 AM
کاربر مهمان
|
هوالمعشوق
باسلام
فکر کنم بازم ناخواسته قصور کردم. مسافر گلم از مسافرخانه من اسم شما در ذهنم نبود هر چند مسافر همیشه در ذهن است به لحاظ غربت اما شما حاضرید . من هم خوشحالم . منو ببخش
بی قرار عزیز ، حاجی حرف دل می گه مشکل دارم . می گه برایش دعا کنید همانطور که برای من دعا کردید لطفاً برای حاجی حرف دل، داداش بزرگه قلعه هم دعا کنید . همه با هم .
برای عبدالفاطمه هم دعا کنید تا از غم و هجران قالب تهی نکند .
خاک هم یادمان نرود . دردی غریبی در دل دارد . می دانم چه می کشد . شاید هم ندانم . او خوب می داند حال علی یا فاطمه را هر چند تشبیه اینجا جایز نیست اما همراه، همراه هست اگر علی باشد فاطمه .تنها فاطمه لایق است و اگر خاک باشد همسفر او .
طیبه عزیز مشروط نمی شوید اینها حضور غیاب نیست بلکه این است که یاران ما به یادتان و دوستتان داریم .
*امین عزیز از المات: انشاء الله بازی های آتی جبران می شود خوش آمدی به قلعه آوینی امید که پای ثابت شوید.
*روزان نیری عزیز ساکن محترم شیراز خوش آمدی عزیزم . امیدوارم همیشه باشی . خوشحال می شویم حرف دل مزین شود گوهر نابتان .
بازمانده ارجمند امید که گرفتاری تان حل شود اما شما پیشکسوت سنگر هایید باشید تا قلعه بادوام باشد .
سرنای گلم : ای به چشم سعی می کنم بعد از نوشتن به خاطر گل روی شما هم که شده مطالب را بخوانم تا غلط تایپی نه املایی! نباشد . هر چند فردا امتحان دارم و وقت خیلی کم است اما باز هم به چشم . اگر قصوری بود همه عزیزان ببخشند .
دوست عزیز ناشناس عزیز : سلام . برای خود اسمی گزین و بمان و با ما باش . خوش آمدی عزیز . سلام ما را به ناشناس برسان و بگو جایش بدجوری خالی است .
****
عزیزانی که حاضرند با کمک استعارات به برخی بفهمانند به من بفهمانند که دین خدا چه بانویی را از دست داد تا پابرجا بماند . از شهادت نوزاد متولد نشده بگویند نه از سقط شدن یا کشته شدن که این الفاظ لایق آن علو نیستند . از کتک نگویند از گل بگویند که کبود شد . بگویند که علی با تنهایی چه کرد . چطور شیر خدا به خاطر دین خدا سکوت در برابر کتمان حقایق غیر قابل انکار توسط شغالان روزگار برگزید تا دین خدا جاودان بماند و به ما برسد .
از عطر یاسی بگویید که از باغی بی نشان سالهاست در کوچه ها می پیچد .
از بغضی بگویید که سالهاست راه گلوی آسمان را بسته .
بلی بگویید .
**
روده درازی کردم بروم درسم را بخوانم تا عصر یا صلات ظهر
یا حق :
التماس دعا
|
|
| 22676 |
نام:
یکی دیگه از دوستای ناشناس
شهر:
غریبستان ناشناس
تاریخ:
6/12/2006 1:55:06 AM
کاربر مهمان
|
السلام عليك ايتها الصديقة الشهيدة
یا فاطمة الزهرا
فاطميه فصل تجديد غم است
بر لب شيعه سرود ماتم است
فاطميه حرمت حيدر شكست
فاطميه پهلوي كوثر شكست
فاطميه وقت آه و درد بود
فصل داغ و غربت يك مرد بود
فاطميه حجله غم بسته است
ساقي كوثر به غم بنشسته است
************************************************
بانویم ، سرورم ، خانومم ، زهرا جان
اومدم پیشت تا رخصت بدی برات بمیرم ....
اومدم تا بازوی زخمیت رو ببینم تا شاید با این دیدن برات بمیرم
اومدم تا آخرين صدايي كه مي شنوم ، سفير تازيانهایی باشه كه توی آسمون چرخيد و بر دستای سيمين تو فرود اومد ، شايد با اين صدا برات بمیرم .
من طناب و رسن و ريسمان زیاد ديدم اما میخوام
طنابی رو به ياد بیارم كه به بازوي علي بستند و كشان كشان بردند ، یاد شما بیافتم که كمربند علی رو به طرف خودت می كشيدی ، شايد از به خاطر آوردن اين درد برات بمیرم .
میخوام به ياد بیارم غلغله پريشون اطراف خونتو كه هر چی بالا میگرفت ، شما توی خونه بيشتر میلرزيدی و برای دو ريحانه ات میترسيدی ، شاید از این غصه برات بمیرم.
میخوام بوی سوخته چوب درگاه خونه ات رو با آخرين نفسهام به حلقوم ببرم ، شايد خفه بشم و با اين خفگی برات بمیرم.
خانومم ، زهراجان ، بگذار برات بمیرم ،
آخه بود و نبود من چه فرقی برای این دنیا و آدماش داره ، وقتی توی برزخ اعتقادات دست و پا میزنیم و برای حرف زدن ، عاشق شدن ، خندیدن و اشک ریختن باید کسب تکلیف کنیم ،
چه فرقی میکنه که باشی به یادت نباشن و وقتی نیستی که ...... بگذریم
چه فرقی میکنه ، وقتی برای غربتت ناله سر میدیم ، میگن دیوونه ها بازم شروع کردن
چه فرقی میکنه ، وقتی صداتون میکنیم ، یه جماعت نامرد میگن : حالا صدا کنید ببینیم کی جوابتونو میده
چه فرقی میکنه وقتی ......... آه ه ه ه ه ه ه بانو بزرگوارم قربون تو و شوهر تو و فرزندای تو ، چیه این بود من که بی اعتبار میشم وقتی طلب میکنم و وقتی ازم طلب میکنن اونقدر دست خالیم که باز بی اعتبار میشم
اما وقتی بگذاری برات بمیرم چه با اعتبار چه بی اعتبار این دنیا ، اون دنیا اعتبارم به اینه که برای تو مردم .....
خانومم ، جان مهدیت بگذار برات بمیرم که تنگی قفس این دنیا راه نفس کشیدنم رو بسته ........
(درد دل ناشناس)
(نمیدونم چرا اما شکسته بود وقتی برگشت)
(میگه تنها شادی که میشه درش دید توی نگاهشه ، آخه دید چیزی که لیاقت دیدنش رو نداشته ....)
گفت بگم التماس دعا
و .......
یاعلی
|
|
| 22675 |
نام:
مسافر
شهر:
مسافرخانه
تاریخ:
6/12/2006 1:20:35 AM
کاربر مهمان
|
سلام :
من چند وقت که خواب هایم فراموشم میشود چه کارکنم؟
برای شفای تمام مریضها ۱ صلوات با عجل فرجهم
|
|
| 22674 |
نام:
طیبه
شهر:
کرج
تاریخ:
6/11/2006 8:48:16 PM
کاربر مهمان
|
سلام دوستان خوب حر ف دل
امیدوارم همگی خوب و سلامت باشید
لطفا حضوری منو بزنید میترسم آخرش با این غیبت های زیاد مشروط شم ولی من حتما میام سر میزنم
التماس دعا
الهم عجل لولیک الفرج
|
|
| 22673 |
نام:
بی قرار
شهر:
تهران
تاریخ:
6/11/2006 7:12:22 PM
کاربر مهمان
|
سلام به همه ی بامعرفتهای حرف دلی!
خیلی دلم برای دلنوشته هاتون تنگ شده...دعا کنید که گرفتاریهای داداشتون هم حل بشه تا بیشتر در خدمتتون باشم.
دوست عزیز و بزرگوارم بازمانده جان!
خیلی شرمنده که نمی تونم به وبلاگ سر بزنم دوستان جای ما رو هم خالی کنند...
گمشده ی بزرگوار !
خوشحالم که به حرف دل برگشتی...
ارادتمند همه ی دوستان قدیم و جدید.....
داداش کوچیکتون بی قرار
|
|