شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
22532
نام: علی
شهر: ایران
تاریخ: 6/8/2006 6:32:30 PM
کاربر مهمان
  ای خدایی که از رازهای بندگانت آگاهی
ای خدایی که ما را فقط برای خودمان میخواهی
تو میدانی در اندرون من چه میگذرد ؛ حاجت تمام حاجت مندان این درگاه را برآورده به خیر بگردان نظری هم سوی این گدای روسیاه بنما.
آمین یا رب العالمین
22531
نام: عبد الفاطمه
شهر: همین نزدیکی
تاریخ: 6/8/2006 6:02:35 PM
کاربر مهمان
  ياحق
.... تو اين شب غريب!
نگاه مي كردم، روبرويم دري بسته بود، سالها كسي ازش عبور نكرده بود! يادم مياد آخرين كسي كه اين درو زد! يه چيزي بود شبيه يه گوله آتيش!! بعد ها يكي آروم زير گوشم زمزمه كرد! عشق بود ........ عشق!
عشق علي بود و فاطمه........
نگاه مي كردم! روبرويم دري بود سوخته! سال ها بود كسي سراغش نيومده بود....... امان از دل زينب.
نگاه مي كردم! روبرويم كوچه اي بود خاكي، بوي ياس پرپر شده تموم كوچه رو برداشته بود! نپرسيده فهميدم يكي ساكن اون كوچه است كه عزيزش رو دست بسته مي بردن برا گرفتن بيعت!
نگاه مي كردم! دستاي كوچولويي بود كه بر سر مي زدن!........
هيهات!
امان از دل علي(ع)
...
همين شبا من خودم مي شم روضه خون دلم!
مي خواي آروم بگيري!؟
ولي من دلم مي خواد بي قرارتر بشم امشب!
تا خود اذون صبح.......
هم قدم! دارم مجنون مي شم نه!؟؟؟؟
سيمرغ!.....
يازهرا(س) وياعلي(ع)
22530
نام: خاک
شهر: آهن و سیمان
تاریخ: 6/8/2006 5:59:24 PM
کاربر مهمان
  اعیذ نفسی بالله العلی العظیم
سیب خوردم
سیب
سیب
بارالها
الهی العفو
سالیان خواهم گفت
الهی العفو
خدایا چه کنم
بگو چه کنم
بگو...
دستانم می لرزد
.....
یا الله
22529
نام: ح.خ
شهر: قم
تاریخ: 6/8/2006 5:39:21 PM
کاربر مهمان
  نمی دونم چی بگم ساعت ۱ شب خواب نمیاد ۴ ساعت پیش حرم (حضرت معصومه) بودم اما اصلا حال نداد دلم خیلی گرفته نمدونم چه جوری راحت بشم اگه کسی راهی بلد برای هم چین وقتای تر خدا بنویس
التماس دعا
22528
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 6/8/2006 5:20:56 PM
کاربر مهمان
 
روایت است که :

پيامبر (صلواه الله علیه و آله) چون قصد مسافرت داشتند، آخرين كسى را كه وداع مى‏گفتند ، فاطمه بود و چون از سفرى بازمى‏گشتند ، نخستين كسى را كه مى‏ديدند فاطمه بود.»

22527
نام: فرهاد
شهر: تهران
تاریخ: 6/8/2006 5:11:57 PM
کاربر مهمان
  برای گفتن من قلم خسته است

التماس دعا
22526
نام: سورنا
شهر: نزدیک کربلا
تاریخ: 6/8/2006 4:57:29 PM
کاربر مهمان
  یا فاطر بحق فاطمه
یا مقیل العثرات
یا نور...

*******امان ز لحظه ی غفلت!که شاهدم هستی.*******

اومدم که خودمو یادتون بندازم!
دعاگوی همه ی شما،
و
ملتمس دعاتون"سورنا"از نزدیک کربلا
22525
نام: عبد الفاطمه
شهر: همین نزدیکی
تاریخ: 6/8/2006 4:46:40 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحيم
الهي وربي من لي غيرك
اللهم الرزقني توفيق الشهادة في سبيلك
اللهم الرزقني رزقاً حلالً طيّبا
اللهم الجعلني في درعك الحصينه التي تجعلي فيها من تريد
الهي!
ظلمت نفسي...........
الهي!
هذا مقام العائذ بك من النار
الهي!
....
خدايا!
من چي كاره ام هم مسلك!؟ گفتم قدم بعدي رو شما بگو! نگفتي . من جسارت كردم برا خودم رفتم بالاي منبر! حالا هم منتظر مي مونم كه بري و برگردي! من هميجا پشت در خونه ي بانو نشستم...
رفتي در خونه ي بانو، يادت باشه بگي بانو عبدت نشسته پشت در خونه، نمي خواي تقاضا نامه اش رو امضا كني!؟
رفتي در خونه ي بانو، يادت باشه بگي بانو! عبدت داره تو اوج جووني پير مي شه، نمي خواي يه نظر بهش بكني!؟
... اي خدااااااااااااا
امشب از اون شباييه كه دارم از درد بر خودم مي پيچم! امشب درد پهلو داره داغونم مي كنه! امشب فرياد مي زنم و زجه مي زنم، بعضيا فكر مي كنن به خاطر تنها كميله! نمي دونن كه چه داغي رو دلم نشسته، نمي دونن كه علي(ع) تو خونه ......... اي ....... اگه بدوني چه شبيه!
بازم داره شور دلم برپا مي شه، اشكام ....... نواي كميل تو گوشمه و اشكام....... صداي آروم گريه........ مي شنوم....
اي خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا !
كاش يكي پيدا شود
اين پرده را چاكي زند
آندم من ديوانه را
آرام بيدارم كند
گويي در اين دنيا نيم
اي واي من ديوانه ام
سيلي به صورت مي زنند
پهلو به به دردم مي كشند
داني ازل با من چه كرد!؟
پيمانه را پر مي نكرد
بازم ولي رندانه من
مي لرزدم اين شانه من
گويي همه پيمانه ها
چشم انتظار باده اند
كاشم يكي پيدا شود
اين باده را مهمان شود
انگار من ديوانه ام
با ساز غم بيگانه ام!
دف ها بگو بر هم زنند
خنجر به دل ها مي زنند
يارا بگو تا زنده ام
با عشق او درمان كجاست!؟
چشم انتظارت مانده ام
در كوچه هاي بي كسي
اي واي رفتم تا كجا
ماندم چه گويم با كلام
...
هم قدم!
ديدي جنون با من چه كرد!؟
امشب ببين ديوانه ام!
....
خداي من!
.. ديوانه ترم كن امشب!
صورتم كبود شد و پهلويم به درد عشق مبتلا!
چگونه بخوابم امشب!؟
يازهرا(س) يا علي(ع)
22524
نام: زهیر
شهر: تهران
تاریخ: 6/8/2006 4:39:11 PM
کاربر مهمان
  عمر خودرا دائم صرف دنیا نکنید به فکر آخرت هم باشید . این قدر مشغول دنیا نباشید غصه های دنیایی اجازه نمی دهد یک لقمه نان هم از گلویت پائین برود یک جرعه اب هم زهرت می شود و یا اگر با غصه بخوابی مرتب خواب بد می بینی .
نیازهای ضروری انسان پنچ شش فقره بیشتر نیست که خداوند همه آنهارا تضمین کرده است و خودش هم برکت داده است امیدوارم خداوند فکرو ذکر ما را آخرت قرار دهد . کسی که همش دنیا باشد کوچک ها را بزرگ می کند.
حاج آقا دولابی
22523
نام: طیبه
شهر: کرج
تاریخ: 6/8/2006 4:19:53 PM
کاربر مهمان
  گوش فرا بده...

با دقت گوش فرا بده...

صداي قدمهايش را خواهي شنيد.

اگر با گوش دل، گوش فر ادهي، زمزمه‌هايش را نيز خواهي شنيد.

با كه نجوا مي‌كند؟

چه مي‌گويد؟

...

با خداي خود چه مي‌گويد؟

آيا ظهورش را از خدا طلب مي‌كند؟

صداي قدمهاي استوارش را نمي‌شنوي؟

با دقت گوش فرا بده...

به كجا مي‌رود؟

نمي‌دانم.

شايد براي تسكين درد دردمندي به عيادتش مي‌رود...

شايد مي‌رود تا راه را به گمگشته‌اي نشان دهد...

شايد به ديدار يارانش مي‌رود...

شايد به زيارت قبر مخفی و بي نور و چراغ مادرش مي‌رود...

شايد به كربلا مي‌رود...

شايد به جمكران...

شايد...

شايد به كنار كعبه مي‌رود.

گوش فرا بده...

با گوش دلت گوش فرا بده...

چه مي‌گويد؟

چه مي‌شنوي؟

نداي آسمانيش عرش را به لرزه مي‌اندازد.

«انا بقية الله»

به دقت گوش فرا بده.

آنچه مي‌شنوي را با خودت زمزمه مي‌كني.«انا بقية الله»!

آيا درست شنيده‌اي...

نوا، نواي آشنايست.

وصفش را زياد شنيده بودي.

صدا، صداي منجيست.

آري.

هموست.

اين صدا به دلت مي‌نشيند.

مثل اينكه تمام هستي منتظر اين ندا است.

از آدم تا خاتم.

از اولين تا آخرين.

آري...

نداي حق طلبي و مژده ظهورش را از هم‌اكنون مي‌توان شنيد.

پس با دقت گوش فرا دهيم.

با گوش دل گوش فرا دهيم.

نكند گوشهايمان را ببنديم.

يا خودمان نخواهيم كه بشنويم.

ظهور نزديك است.

آري

ظهور منجي نزديك است.

پس بياييد منتظران واقي او باشيم.

آمين يا رب العالمين.
<<ابتدا <قبلی 2259 2258 2257 2256 2255 2254 2253 2252 2251 2250 2249 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved