شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
22422
نام: حسین کیمیا
شهر: تبریز
تاریخ: 6/6/2006 3:02:23 PM
کاربر مهمان
  سلام بر همه
امشب هم بر همگی شکر موفق باشین این ارزوی منه !
همه با معدل الـــــــــــــــــــــــــــــــــف
(ياحق)
22421
نام: باران
شهر: كرمان
تاریخ: 6/6/2006 2:46:55 PM
کاربر مهمان
  بعضي ها فكر ميكنن كه منتظر يعني ثابت و بيحركت يا يك گوشه نشستن ولي بدونن منتظر چيز ديگست مسخره كردن نداره وريا هم تو كارش نيست امام شو دوست داره براش هم جون ميده به بعضي از ادمهاي بي معرفت كه اينقدر براي فوتبال دعا مي كنيد براي آقا هم دعا كنيد.
22420
نام: محسن
شهر: زاینده رود
تاریخ: 6/6/2006 2:34:34 PM
کاربر مهمان
  ای کاش ما هم شهید می شدیم
راستی این حرف دل برادر کوچکم
چه آرزوی بزرگی؟؟؟؟؟؟؟
انشا الله دوتایی ......
22419
نام: مجتبی
شهر: تهران
تاریخ: 6/6/2006 2:09:25 PM
کاربر مهمان
  من دلم گرفته گرفتارم چکنم؟
22418
نام: مریم
شهر: کاشان
تاریخ: 6/6/2006 2:04:29 PM
کاربر مهمان
  ببینم با رضا ازدواج می کنم یا نه
22417
نام: طیبه
شهر: کرج
تاریخ: 6/6/2006 1:22:05 PM
کاربر مهمان
  کی شود در ندبه هاي جمعه پيدايت کنم
گوشه اي تنها نشينم تا تماشايت کنم
مي نويسم روي هر گل نام زيباي تو را
تا که شايد اين شب جمعه ملاقاتت کنم

هر سحر با ياد تو در گريه ام مي خوانمت
تا به کي از سوز دل ناله ز هجرانت دهم

چشمهاي خسته ام بارد ز هجرانت عزيز
انقدر بارم ز ديده تا که پيدايت کنم

هردم از نوميدي شمارم عقده هاي خويش را
تا به کي از پشت در اهسته نجوايت کنم

بي قرارم مهديا از بهر ديدار رخت
تا به کي از مادرت زهرا تمنايت کنم ؟؟؟

22416
نام: سلما
شهر: سيبستان
تاریخ: 6/6/2006 12:29:09 PM
کاربر مهمان
  سلام
خيلي خوش حالم كه اوناي كه نبودند حالا هستند*خیرمقدم* و بقيه هم صحيح و سالم حضور دارند...خداروشکر
باشید...همیشه!
22415
نام: عبد الفاطمه
شهر: همین نزدیکی
تاریخ: 6/6/2006 12:23:01 PM
کاربر مهمان
  يا ديّان
سلام عليكم
پشه عزيز! تسليت عرض مي كنم.
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم وايّد قاعدناامام الخامنه اي.
چشم فاتحه ام هم مي خونيم!
يه چيزي!!! منده آذر بايجان اوركسين ننم، آذربايجان اوياغدي، انقلابا داياخدي! الله اسلام و انقلاب و اذربايجاني ايران حفظ السين!
خدايا!
هرچي منافق و توطئه است نقش بر آب كن!
+/+/+
خدايا!
تو آگاه هستي برايم كافي است.
خدايا!
نگذار دلي را ناخواسته برنجانم.
خدايا!
تو شاهد باش كه در حضور تو با همقدمم همكلام مي شوم!
خدايا!
به اميد نگاه تو! ... ياحق.
مي داني كه با تؤام!!! پس خوب گوش كن هم مسلك!
مي خواي تو مسير خودسازي قرار بگيري، مخصوصاً الان كه دقيقاً وقتشه!؟
اگه حاضري يه سبحان الله بفرما رفيق!
از گفتار استاد حسن زاده ي آملي شروع مي كنيم!
مي فرمايند:
اگه كسي مي خواد بدونه تو مسير خودسازي قرار گرفته يانه! ببينه كه نسبت به اطرافيانش بدگمان هست يا نه!؟
اگه بدگمانه، بدونه كه در سير انساني نيست! چرا كه اولين قدمي كه انسان رو تو مسير خودسازي قرار مي ده، خوش بينيه!
" اگه بدبين باشيم، از الان هر دو تصميم بگيريم اولين پله رو خوب قدم برداريم! "
هركجا ديديم سوء ظني پيدا كرديم خلاف اون رو در نظر بگيريم. امام صادق (ع) مي فرمايند:" ضع امر اخيك علي احسنه " يعني: امر برادرت رو حمل بر احسن آن كن.
امام " علي احسنه" فرمودند و " علي حسنه" نفرمودن! يعني امر برادرتون رو بر نيكونرينش حمل كنيد....
تا بعد...
+/+/+/+
خدایا! وقتی بر می گردم و به اعمال گذشته نظر می کنم و با خود حساب مهربانی هایت، می بینم که چرتکه و ماشین حساب ۵۶۰۰ کاسیو هم نمی تونه رقم گناهانم رو در برابر بزرگی و رحمانیت و ستارالعیوبیت به عدد بکشه!
با خودم برنامه ی آینده رو می برم رو نمودار!!! که خودم رو تحویل بگیرم وبر عزت نفسم بیفزایم که می بینم...، آنگونه که نزد بندگانت عزیزم کرده ای در مقابل تو هیچم و حقیر و می ترسم از روزی که پرده بیفتد و من واقعی ام نزد تو آشکار گردد، هر چند تو خوب می دانی که سعی کردم جز تو نگویم وجز با تو نگردم وجز با تو سخن نگویم و جز در خانه ی تو دست بر سوی بنده ای دراز نکنم!
خدای من!
وقتی دفتر حساب و کتاب هام رو باز می کنم و یه مرور به همین دیروز می اندازم می بینم به حساب خودم! چند صفحه پر است از گناهانی که باید تر ک می شد ونشد!، ۶ صفحه پر است از پوشاندن گناهم توسط تو! می بینی تفاوت تا به کجاست!؟؟؟
خدایا! بعدش برا اینکه یه کم اعتماد به نفس پیدا کنم می یام و کارهایی که به نظرم خوب بوده رو می شمارم.... فکر می کنی چند تا می شه!؟؟؟؟
اله من!
به صفحات حرف دلم که می رسم می بینم ای داد و ای امان از حرف دل که ... دفترم تموم می شه!!
هر روز یه دفتر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!به اضافه ی ستون حرف دل!!!....بقیه اش می شه شفاهی با تو گفتن!
خدایا! حالا با خودم می گم : خدایا! چقدر رحیم غفار و غافر الذنوبی!؟؟ من گناه می کنم و تو باز می خوانیم!؟ من سرکشی می کنم و تو می بخشایی ام؟ من دائم دست تهی از اخلاص می آورم و تو پر می کنی از باده ی عشقت ومستم می کنی صبحگاهان!؟
من به خرید ناز می آیم و تو.......
الهی! عبدالفاطمه می ماند در پیچ و خم این همه بزرگی و جودت، به کجا می خوانی ام!؟
به كجا مي خواني يمان!؟......
در پناه خدا – يازهرا(س)
22414
نام: سورنا
شهر: نزدیک کربلا
تاریخ: 6/6/2006 12:15:20 PM
کاربر مهمان
  توجه!
توجه!

از خودم و همگی خواهش می کنم،علی رغم تألمات روحی-چه مادی و چه معنوی-،در راه رضای خدا،لااقل یک روز در هفته،غم خانه ها رو تعطیل کرده و فقط از شادی و امید سخن بگیم.
خواهش میکنم این تقاضا رو جدی بگیرید.
وگرنه بیم آن می رود!! که همگی به بیماری افسردگی-چه به دلایل مادی و چه به دلایل معنوی-دچار بشیم.
لا اقل یه روز در هفته...
هر کسی هم از غم و غصه حرف زد بقیه امیدوارش کنند.
قبوله؟
قبول کنید...خواهش!
22413
نام: شلمچه
شهر: ساکن در غروب شلمچه
تاریخ: 6/6/2006 11:55:51 AM
کاربر مهمان
  ستاره ها نهفتند
در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست
هوای گریه با من
<<ابتدا <قبلی 2248 2247 2246 2245 2244 2243 2242 2241 2240 2239 2238 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved