شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
22342
نام: علی کمتال
شهر: تبریز
تاریخ: 6/4/2006 5:10:11 AM
کاربر مهمان
  عشق مدد کن که به سامان برسیم،چون مزرعه تشنه به باران برسیم،یا من برسم به یار یا یار به من ،یا هردو بمیریم و به پایان برسیم.***درود بر حضور سبزتان***
22341
نام: وصال
شهر: واصل
تاریخ: 6/4/2006 5:07:36 AM
کاربر مهمان
  لا اله الا الله رب العرش اعظیم

السلام علیک یا روح الله

ستون های حسینیه ی جماران رازداران اُستُن حنانه اند اما بر حال ما می گریند، بر حال آن دلباختگانی که بی تو دیگر جانشان جز باری سنگین بر گرده ی فراق نیست. ستون ها می نالند. ذرات چوب و آهن و خاک، هر چه هست، می نالند. آنجا که تو می نشستی، اریکه حکومت عشق بر جان های مشتاقان، خالی مانده است.

روح بلندوآسمانیم چگونه می توان اینهمه عظمت وبزرگی روح ترادیدوباز هم ندید گرفت .

چگونه می توان تلالو خدارا در روح آسمانی دید وباز هم راه به بیراهه برد.
چگونه می توان خداراکه در تو برما به نظاره نشسته است دیدوباز منکر اوشد.
اماما دلم برای آنهمه سادگی وخلوص تو تنگ شده وتنها دیدار رهبر فرزانه مان است که می تواند براین آتش مرحمی گردد.
اماما بی تو بودن چه سخت ناگواراست وچه روزهای سختی بود ان روزها که تو از پیش مارفته بودی.

دلم تنگ است وبرای دیدار تو لحظه شماری می کنم ایکاش به سویت بیایم.

اماما تو که امام شهیدان هستی ودر بهشت ماوا گرفته ای به بزرگ بانوی اسلام به زهرای مرضیه سلام مارا برسان و برای ما در نزد خانم شفاعت کن ومیدانم که خواسته شمارا رد نخواهد شد.
اماما بسیار دوستت دارمبرای رهبرما برای رئیس جمهورمان وبرای همه ملتمان دعا کنید ای مولای تمام خوبیها .

والسلام .
به حق یا علی ویا فاطمه سلام الله علیه
22340
نام: یوسف
شهر: تهران
تاریخ: 6/4/2006 5:05:17 AM
کاربر مهمان
  عشقی تو نبضم میزنی مثل نفس که خواهشی .تو خواسته قلب منی. دوست دارم سفارشی.سفارشی عاشقتم.سفارشی خاطرخاتم.سفارشی حتی تو خواب مثل سایه باهاتم.سفارشی به خاطرت بدیامو خوب مکنم.
22339
نام: مریم
شهر: تهران
تاریخ: 6/4/2006 4:53:58 AM
کاربر مهمان
  بارالهی مراآرامشی ملکوتی خودسیراب ساز.بمن قدرتی عنایت فرماتادربرابردشمنی عشق عرضه کنم.دربرابر زخم زبان گذشت کنم.دربرابر شک وتردید ایمانم افزایش یابد.دربرابر نومیدی امیدوار گردم.دربرابر تاریکی روشنایی یابم.دربرابر اندوه شادمان بشوم.
22338
نام: ف_س_ن
شهر: دیار دلدادگان
تاریخ: 6/4/2006 4:27:09 AM
کاربر مهمان
  سلام
مرحبا به این همه ظرافت دل
چه زیبا سرودید نوای دل را
سپاس سلطان دل را
هم او که عشق مهدی(عج الله) را نشاند در دل
پیروز باشید
22337
نام: هادی
شهر: اصفهان
تاریخ: 6/4/2006 4:01:03 AM
کاربر مهمان
  با همه‌ی لحن خوش‌آوائیم
در به‌در کوچه‌ی تنهایی‌ام
ای دو سه تا کوچه زما دورتر
نغمه‌ی تو از همه پرشورتر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه‌ی ما می‌شدی
مایه‌ی آسایه‌ی ما می‌شدی
هر که به دیدار تو نائل شود
یک‌شبه حلّال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه‌ی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم، لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامه‌ی جان من است
نامه‌ی تو خطّ امان من است
ای نگهت خواستگه آفتاب
بر من ظلمت‌زده یک شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یار و مددکار ما
کی و کجا وعده‌ی دیدار ما...
دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
به مکّه آمدم ای عشق تا تو را بینم
تویی که نقطه‌ی عطفی به اوج آیینم
کدام گوشه‌ی مشعر، کدام کنج منا
به شوق وصل تو در انتظار بنشینم
22336
نام: ابى
شهر: اهل لامرد
تاریخ: 6/4/2006 3:57:23 AM
کاربر مهمان
  خدايا عاشقان را غم نده شربت بده
22335
نام: دوست
شهر: کردستان
تاریخ: 6/4/2006 3:19:56 AM
کاربر مهمان
  خدایا به من قدرت وتوتانایی دربرابر مشکلاتم بده
22334
نام: حلاج
شهر: تبریز
تاریخ: 6/4/2006 2:49:46 AM
کاربر مهمان
 
انتظار


شد بهار و دل من اسير شهر طوفاني انتظار است.

حرف قلب من اين بوده و هست آن زمان که بيايي بهاراست.


قوي دل لحظه هارا شمرده تا تو از شهرغربت بيايي

نبض آلاله ها را گرفتم تا که شايد بدانم کجايي


شهرلب, باغ دل, مرزاحساس حسرت لحظه اي با تو بودن

با نگاهت سخن گفتن و بعد شعري از جنس دريا سرودن


عکس روياييت را نهادم روي يک قاب عکس طلايي

با کمي لاله رويش نوشتم لعنت عشق بر تو جدايي


مي تپد قلب در شهر غوغا باز در آرزوي رسيدن

بازهم حسرت روي يک شمع حسرت دسته اي پونه چيدن


سال رفت و من و پونه و تو حبس دربندهاي جدايي

يک جهان حسرت مهرباني,عالمي آرزوي رهايي


من نگاه تو را اولين بار روي يک شعر نمناک ديدم
22333
نام: ap
شهر: دزفول صفی آباد خ شهید چمران
تاریخ: 6/4/2006 2:45:55 AM
کاربر مهمان
  عشقش به جهان شهره آفاقم کرد دیوانهو سرمست می نابم کرد برلوح دلم نوشت جزمستی او هرمستی دیگری که شدخوابم کرد
خدایا توانچنانی که من میخواهم مراآنچنان ساز که خود میخواهی
<<ابتدا <قبلی 2240 2239 2238 2237 2236 2235 2234 2233 2232 2231 2230 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved