شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
21932
نام: سرگردان
شهر: تبریز
تاریخ: 5/26/2006 1:19:26 PM
کاربر مهمان
  هوالمعشوق
خیلی وقت بود سعی می کردم نیایم اما حالا که اومدم دیگه نمی تونم از یاد ببرم . اینجا هم بهشتیه برای خودش .
بازمانده جان آدرس سقاخونه ات یادم رفته .
حسین جان آدرس شما و عبدالفاطمه هم از دفترم پاک شده . اگه ممکنه بنویسید برام . سرنا جان اگه ممکنه شما هم آدرستون رو لطف کنید .
یا حق
التماس دعا
21931
نام: shalamche
شهر: saken dar ghorube shalamche
تاریخ: 5/26/2006 12:18:56 PM
کاربر مهمان
  dobare ghoorube jome shodo in dele bigharare mn banaye bitabi gozasht...
aghaye mn
sarvare mn
pas chera nemiayo in delaye parishuno na arumo arumeshun nemikoni?
21930
نام: معلوم است
شهر: قم
تاریخ: 5/26/2006 11:55:09 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
این جانب با پدری زندگی می کنم که فردی خشن وبد رفتار است با وجود این که ۱۸سال سن دارم و این حرف ها به من نمی آید ازپدرم تنفر دارم لابد می گوئید برو بچه این حرف هاچیه که می زنی؟
ولی اگر درد دلم را بشنوی شاید نظرت برگردد.پدر من با هر اتفاقی عصبانی می شود وسریع شروع می کند داد وبی داد که شما به من بی احترامی می کنید مثلااگر دسته ی کتری را کج بگیری می گوید چرا اینطوری گرفتی اگر راست بگیری می گوید چرا راست گرفتی . خلاصه سرتون رو درد نیارم من یه بسیجی هستم که وضع زندگیم اینطوریه بابای من هم هر روز یک بهونه داره تا سر افراد خونه از اون بچه ۹ساله گرفته تا مادر۴۵ساله ام هروقت هم که می خوام برم مورد غیر اسلامی بگیرم من رو نه که نهی کنه ولی خوشش نمییاد.شاید بگی سیگاریه که نیست شاید بگی نامسلمونه که نه این طوریا نیست برعکس یه طلبه ی جبهه رفته است ولی چه حیف .خلاصه پیش چند نفر رفتم وقضیه رو بهشون گفتم ولی بی فایده .یکی می گه تحمل کن ،یکه می گه کاری نکن که ناراحت بشه ولی هر کار بکنی عصبانی می شه.راستی یادم رفتم بگم که خونه اجاره داده ولی اجاره نشیناش پول نمیدن اون هم شکایت نمی کنه ومجبور می شه از داداش طلبه ومادر استاد جامعه الزهرا قم پول می گیره منم وقتی این وضع رو می بینم روم نمی شه بگم بابا پول بده .حالا می گی با این بابا چه کنم ؟
21929
نام: عبدالفاطمه
شهر: همین نزدیکی
تاریخ: 5/26/2006 11:54:13 AM
کاربر مهمان
  يا وكيل
سلام
خدايا! مي دوني كه حالم اونقدر خرابه كه نمي خوام به چيزايي كه بعضيا نوشتن پاسخ بدم!!!!!!
مي گذارم برا زماني كه هم من بتونم حرفم رو برسونم و... شايدم اين بنده ي خدا به اشتباهش پي ببره!
خدايااااااااااااااااااااا! الامان!
الهي! مي دوني تو دلم چقدر آشوبه! نگذار اين انتظار داغونم كنه!
فقط يه خبر! همين!
الهي! شكرت
شكرت
شكرت
نجاتم بده از دردي كه عزيزم داره به دوش مي كشه!
نجاتم بده كه نزديك است فغان به پا كنم از ناله ي دوست.
يازهرا(س)
21928
نام: علی ساری
شهر: خرمشهر
تاریخ: 5/26/2006 11:27:34 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر یاوران سید علی و کاربران همیشگی سایت شهید آوینی.
لطفاً به وبلاگ sari1384.blogfa.com
21927
نام: تنها
شهر: غریبستان
تاریخ: 5/26/2006 10:29:49 AM
کاربر مهمان
  ادرکنا یا مولای یا صاحب الزمان العجل العجل العجل
21926
نام: فاطمه(کنیزالزهراس)
شهر: تهران
تاریخ: 5/26/2006 10:09:55 AM
کاربر مهمان
  سلام!
بدجوری سرماخوردم.الآن هم به زوردارم می نویسم.نمی تونم خوب درس بخونم .پس فرداهم امتحان دارم.برام دعاکنین امتحانم وخوب بدم.راستی برای تعجیل در فرج آقاصاحب الزمان سه صلوات محمدی
یاثارالله/التماس دعا
21925
نام: رضا زنگی ابا دی
شهر: کر ما ن
تاریخ: 5/26/2006 8:27:47 AM
کاربر مهمان
  ّباسلام

درموردسردار سلیمانی فرمانده لشکر کرمان بیشتر

بنویسید



21924
نام: بازمانده
شهر: متولد تهران از غربت
تاریخ: 5/26/2006 7:21:45 AM
کاربر مهمان
  با سلام
به امید خدا این هفته با سردار سرلشگر مهدی باکری در خدمتتون هستیم
آنچه مي‌خوانيد، روايت محسن رضايي است از اعلام خبر شهادت مهدي باكري توسط شهید احمد كاظمي:
مهدي [باكري] چون حساسيت منطقه را مي‌دانست، رفت آنجا مقاومت کرد. من تلاشي را که او در بدر کرد، در هيچ يک از فرماندهان جنگ نديده بودم. شرايط مهدي خيلي عجيب و پيچيده بود. پشت سرش يک پل پانزده کيلومتري بين جزيره شمالي تا آنجا بود، که با يک بمباران از کار افتاد. از محل پل تا آن کيسه‌اي هم حدود پنج شش کيلومتر راه بود. خود کيسه‌اي که اصلا وضع مناسبي نداشت. مهدي خودش با همان پنج شش نفري که آن جا بودند تا آخرين لحظه مقاومت کرد.

من خسته شده بودم. کمي قبل از اينکه سختي ها بيشتر شود رفتم به آقا رحيم و آقاي رشيد گفتم: «شما مواظب بي‌سيم‌ها باشيد تا من ده دقيقه استراحت کنم برگردم.» تاکيد هم کردم که زود بيدارم کنند. ربع ساعت خوابيدم که آمدند بيدارم کردند. به قيافه‌ها نگاه کردم، ديدم فرق کرده‌اند. گفتم: چي شده؟ نگران مهدي شدم، به خاطر حساس بودن کيسه يي. با احمد کاظمي تماس گرفتم، پرسيدم: «موقعيت؟»

گفت: «ديگر داريم مي‌آييم عقب. منتها روي پل ازدحام است. وضع ناجوري پيش آمده. مي‌ترسم عراق پل را بزند و هر هفت هشت هزار نفرمان بمانيم اين طرف اسير شويم.»
آن پل دوازده کيلومتري داستان عجيبي براي خودش داشت. در آن عقب‌نشيني توانست سه برابر تناژ استانداردش نيرو و ماشين را تحمل کند و نشکند.

به احمد گفتم: «مهدي کجاست؟ حالش چطورست؟»
گفت: «مهدي هم هست. پيش من است. مسئله ندارد.»

ديدم احمد حرف زدنش عادي نيست. رفتم توي فکر که نکند مهدي شهيد شده باشد. گمانم به آقاي رشيد يا آقا رحيم بود که فکرم را گفتم. گفتم: «احساس مي‌کنم بايد براي مهدي اتفاقي افتاده باشد و شما هم مي‌دانيد.»
گفتند: «نه، احتمالاً بايد زخمي شده باشد و بچه ها دارند مداوايش مي‌کنند.»
گفتم: «تماس بگيريد بگوييد من مي‌خواهم با مهدي حرف بزنم!»

طول کشيد. ديدم رغبتي نشان نمي دهند. خودم رفتم با احمد تماس گرفتم گفتم «احمد! چرا حقيقت را به من نمي‌گويي؟ چرا نمي گويي مهدي شهيد شده؟»
احمد نتوانست خودش را نگه دارد. من هم نتوانستم سر پا بايستم، پاهام همان طور بي‌سيم به دست، شل شدند. زانو زدم. ساعت‌ها گريه کردم.
حسین اقا دستت درد نکنه

21923
نام: ف_س_ن
شهر: زیباییها
تاریخ: 5/26/2006 6:43:09 AM
کاربر مهمان
  سلام به همگی
عزیزان خیلی با حال نوشتید ای ول
خصوصا فرستنده ی راز زندگی که نشون میده عجب احساس لطیفی داره ؛خیر ببینی ؛ جالب بود ؛خوشمان آمد
شاداب باشید
<<ابتدا <قبلی 2199 2198 2197 2196 2195 2194 2193 2192 2191 2190 2189 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved