اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 21862 |
نام:
ناشناس
شهر:
غریبستان
تاریخ:
5/25/2006 2:40:19 AM
کاربر مهمان
|
آخر حرف دلم با یه مهربون !
_________________________
ای گلوی پاره پاره حلالم کن که ترو دوباره و دوباره و دوباره به فشار بغضی سنگین گرفتار کردم
خدا جونم تو هم حلالم کن که به سادگی یه نوشته دلمو به نگاه یه مهربون غیر تو گرفتار کردم
حلالم کنید
منه شکسته دل رو حلال کنید
خدایا نازنین یار تنهام رو به مهربونی تو میسپارم
یاعلی
|
|
| 21861 |
نام:
ناشناس
شهر:
غریبستان
تاریخ:
5/25/2006 2:20:00 AM
کاربر مهمان
|
سلام
آسمان یکریز میبارد روی بندرگاه ......
عزیز دل امروز میخوام فقط با تو حرف بزنم
امروز از خدا میخوام مثل همیشه که گوشه دلم میشینه و به همه جور حرفای دلم که تنها با خودشه گوش میکنه ، امروزو به حرفای دلم با تو گوش کنه
میخوای بگم چه بچه دروغگویی هستی !!!
مگه خودت نگفتی منو میبینی ، مگه نگفتی ستاره منو تو آسمون میبینی ، مگه نگفتی مراقب خودم باشم .... مگه ...... آخه باوفا اگه حرفات راست بود که الان دیده بودی چقدر شکسته ام ، اگه نگاه آسمونیت به من بود که میدیدی ستاره دلم خاموش شده چطور جای خالیمو ندیدی ؟! ، اگه حسم میکردی که الان چشمای ورم کرده ام دلتو بیتاب کرده بود ، اگه نگران بودی که میگرفتی مراقب خودم نبودم و افتادم اما بجای سرم ، دلم شکست !
با همه اینا بازم میگی هنوز منو میبینی ،
راستی میخوای بهت بگم از این به بعد چی صدام کنی ؟؟؟
دلشکسته !
غمگین !
دل نگران !
چشم انتظار !
بهم میاد نه ؟! اما آرزوی من چیز دیگه بود ، یادته ؟؟؟ !!!
گفتم تو مرامت هست که باور داری ، اشک بعضی مردا رو هر کسی نباید ببینه ، بغض بعضی مردا نباید هر جایی بترکه ، قلب بعضی مردا باید اونقدر قوی باشه که به سادگی نشه شکستش ، اما اگه بگم بیخبری ، بیتابی ، بیقراری ، تن تبدار ، نگاه شوریده ، منو تا حد یه بچه ۵ ساله پایین کشید باورت میشه ، میدونی چقدر گریه کردم ، میدونی بغضم به جایی رسید که جلوی غریبه ترکید ، میدونی همه جوره شکستم ؟
آخه بامعرفت ترسیدم .... ترسیدم دعام مستجاب شده باشه ، ترسیدم رفته باشی ... این بیمعرفتیه تا قبل از اینکه ببینمت بری ، ترسیدم حکایت دلم تا آسمون خدا رفته باشه ، ترسیدم بی خداحافظی ....
کاش این گریه لعنتی بگذاره ببینم چی دارم مینویسم ، کاش این قلب لعنتی بترکه ، که تاب اینهمه درد کشیدن داره و آخ نمیگه ، کاش ............ بگذریم
تو چه میدونی من چند روزه چی کشیدم
تو چه خبر داری که چند روزه تو چه تبی سوختم
تو چه خبر داری که چند روزه چهارتا نفس میکشم و آخریش آه سرد میشه و از گلوم بیرون میاد ..... دیشب فریاد زدم که ای کاش بیایی و باورم بشه اینبار حکایتی که دلم برام میگه دروغه ، حسم دروغه ، نگاهم پرته ،
اومدم اما ..........
با خودم گفتم عیب نداره - من عادت دارم - چیز مهمی نیست - از دوست به یادگار دردی دارم - کان درد را به صدهزار درمان ندهم - اما میدونی اینو گفتم و جیگرم سوخت - دوباره شدم مثل یه قصه - به خودم گفتم کاش آدرس خیمه گاه دیوونه ها رو ازت گرفته بودم آخه دعوت کردی اما آدرس یادت رفت !!!اونوقت با سر میومدم اونجا و زیر تاقی خیمه مینشستم و برای دلم عزای سووشون میگرفتم
تو سیاوش دلمی مگه نه ! رفتی از پیشم ؟
نه ترو خدا این ظلمه قبل از اینکه .............
حالا دیدی حق داشتی به دیوونه خونتون دعوتم کنی - آره مهربونم من قبل از دعوتنامه ات دیوونه بودم
آخ آخ آخ - بارون چشام ترو خدا بند بیا ، مگه میخوای سیل راه بندازی - تو که میدونی این اشکارو من خیلی جاها لازم دارم . میدونم دوباره یکی اومد که دلتو سوزوند اما بازم بگذر و این بیخبری رو دعا کن استجابت دعات نباشه
ای دل بیچاره حلالم کن که ترو دوباره به طوفان بلا سپردم
ای نگاه خسته حلالم کن که ترو دوباره به شنای داغ سپردم
ای اشک چشام حلالم کنید که شما رو دوباره به ریختنی هزارباره وادار کردم
ای گلوی پاره پاره حلالم کن که ترو دوباره و دوباره و دوباره به فش
|
|
| 21860 |
نام:
سورنا
شهر:
نزدیک کربلا
تاریخ:
5/25/2006 1:17:14 AM
کاربر مهمان
|
سلام بر همه!
فاطمه جان!
اصلاض اینطور نیست.تو برای من خیلی عزیزی دلیلی نداره ازت ناراحت باشم،آدم از کسی به زلالی تو به بامحبتی تو حتی اگه خوبی هم نبینه نباید ناراحت باشه من که جز صفا و محبت چیزی از تو ندیدم.این فکرو نکن.باشه؟
ملتمس دعات"سورنا"از نزدیک کربلا
|
|
| 21859 |
نام:
آسمان
شهر:
دلتنگ یک آسمون خدا با عدالتش هستم
تاریخ:
5/25/2006 12:13:55 AM
کاربر مهمان
|
هوالسمیع
سلام براهالی حرف دل
دوستان کسی از غریب از شهر غربت خبر نداره ؟
مارو اینجا کاشته هرروز منتظر اومدنش هستیم .
اگر ازش خبر دارید به من هم بگید.
ممنون یا حق
|
|
| 21858 |
نام:
منتظر
شهر:
انتظار
تاریخ:
5/25/2006 12:09:55 AM
کاربر مهمان
|
چهار شمع در کنار هم زندگی می کردند .
شمع اول شروع به صحبت کرد و گفت: من عشق هستم و در زندگی دوام نمی آورم این شمع پس از مدتی خاموش شد و تن به تاریکی سپرد.
شمع دوم شروع به صحبت کرد و گفت: من صلح هستم و یار و یاور ندارم پس شمع صلح هم خاموش شد و رهسپار تاریکی شد.
شمع سوم نیز گفت: من محبت هستم که پس از مدتی فراموش خواهم شد و کسی سراغ من را نخواهد گرفت محبت نیز مانند عشق و صلح خاموش شد .
پسرکی که صاحب شمع ها بود پس از دیدن شمع های خاموش به گریه افتاد اما ناگهان در این تاریکی صدای شمع چهارم به گوش رسید و گفت:پسرک ناراحت نباش من امید هستم و تو می توانی با من آن ها را روشن کنی
پس پسرک با امید عشق و صلح و محبت را زنده کرد
|
|
| 21857 |
نام:
فاطمه(کنیزالزهراس)
شهر:
تهران
تاریخ:
5/24/2006 11:17:56 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب المهدی
امروز پنج شنبه است!
*بازمی خوانمت.اشک میریزم.فریاد می کشم.بازسرگلزارشهداعاشوراوکمیل می خوانم.
تاککککککککککی؟
آقاجان!مهدی فاطمه.شماکجایی؟
بابابه والله من خودت می خام.من ازاونایی نیستم که فقط تورو به خاطرحاجاتشون مدح میکنن.یادته روزاول عیداومدم جمکران چه حالی داشتم؟اماچرا؟
آقاجان بییییییییییییا.
اصلا الآن زبونم بنداومده؟نمی تونم حرف بزنم.اماخودت می دونی که تواین دلم غوغاست.همیشه پنج شنبه ها همین طوری می شم.می گم این جمعه دیگه آقامون،سرورمون،عشقمون،مولامون،همه چیزمون.مهدی فاطممون (عج)می یاد.
اماوای برعصرای جمعه.گلزارشهداوزیارت آل یاسین وبوی گل نرگسش آدم رو مست می کنه.اما خودش نیست.یعنی هست ولی اونقدرقلبم زشت وکثیفه که لیاقت دیدن جمال ماهت رونداره.آقاجوووووووون!لیاقت ندارم ببینمت .می تونم که خاک زیرپاتون بشم؟نه.فاطمه؛ اینم لیاقت می خواهد.وای خدا پس من چه کنم؟......
اللهم عجل لولیک الفرج.
|
|
| 21856 |
نام:
فاطمه(کنیزالزهراس)
شهر:
تهران
تاریخ:
5/24/2006 10:54:44 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب الشهدا
و اين جا زبان دلم باز ميشود و چشم دلم پرواز می کند . خود را بين زمين و أسمان می بينم ......... تاريخی به عظمت انسانيت در مقابلم نمودار ميشود ........ واينجا دلم فرياد می زند :
کجايند حواريون عيسی ؟ کجايند ياران ابراهيم و موسی ؟ کجاست صدای مقاومت بلال : احد احد احد ........ کجاست عمار وبن التيهان ؟ کجاست شهيد اول و ثانی و ثالث ؟ علمای در خون تپيده . و نا گاه دلم ميگيرد که اينبار فريادش خيلی آشناست ؟
کجايی سرو رشيدم . جليل محدثی ؟ کجايی سردار شب زنده دارم . محمود کاوه ؟ برونسی ؟ باکری ؟ همت ؟ اعتمادی ؟
بيائيد . سرداران . جوانان . نوجوانان . هنوز سرخی خونتان خاشيه اروند را گلکاری کرده ...... وامروز همه می روند .... يکی يکی .... آنهم چه مفت و ارزان !!!!؟
***********************************
باعرض سلام خدمت تمامی دوستان
سورناجون!یه سوال می پرسم خداوکیلی راست بگو.
شماازدست بنده ناراحت هستید؟
فعلاخداحافظ/التماس دعا
|
|
| 21855 |
نام:
عبد الفاطمه
شهر:
همین نزدیکی
تاریخ:
5/24/2006 6:43:59 PM
کاربر مهمان
|
يا حق
سلام خداي من!
نزديك است مگر نه!؟؟؟؟
همين نزديكيا! عشقت داره بدجور درياي دلم رو طوفاني مي كنه، دلم رو كه دادم به خودت! هنوز ....
سورنا خانم! من كه دلم سوخت تو همون زيارت عاشورايي كه قرار بود رو به كربلا بخوني! هنوزم منتظرم كه بگي زيارت عاشورا رو خوندي و..........
فكر مي كني دلي برام مونده!؟؟؟؟؟؟؟؟
سوختم
سوختم
سوختم
سوختم
....
ف_س_ن
عزيز! دعا كن كه بزرگ بشه اين انسان! دعا كن كه بفهمه اشتباه كرده، دعا كن، دعا كن، دعا كن....
اي خداااااااااااااااا ! نزديك سحر است و دل ....
خدايااااااااااا! چه كنم ؟؟؟؟
داداش بي قرار! نيستي مؤمن! آروم مياي ، آروم مي ري! فكر مي كني حواسم نيست!؟ هرجاهستي دلت رو بسپار به خدا!
خروووووووووووووووووووووووووووووووووووووش! نگاه رو به آسمونت رو دارم مي بينم!
ناشناس! مي دونم در چه حالي!
آقاي كيميا!... موندم چه كنم با اين دنياي بي امام زمون(عج).
يازهرا(س)
|
|
| 21854 |
نام:
تنها ماندم
شهر:
دیار عاشقان
تاریخ:
5/24/2006 5:01:04 PM
کاربر مهمان
|
بنام یگانه مهربان
بچه ها گمشده ای دارم که نمی دانم چرا آمد وپرا رفت
برایم دعا می کنید .
التماس دعا یا علی
|
|
| 21853 |
نام:
سورنا
شهر:
نزدیک کربلا
تاریخ:
5/24/2006 4:58:23 PM
کاربر مهمان
|
خدای عزیز!
من از خودم خسته میشم ولی تو از من نه!
من از خودم نا امید میشم ولی تو از من نه!
من از خودم بدم میاد ولی تو از من نه!
من از تو دور میشم ولی تو از من نه!
من از تو...
ای خداااااااا !!!
عجب بارون نگاهی راه انداختی!
|
|