شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
21812
نام: یوسف
شهر: مشهد
تاریخ: 5/24/2006 5:14:13 AM
کاربر مهمان
  سایت خیلی قشنگیه

از شما ها خیلی تشکر می کنم ان شاء الله خدا ازتون راضی باشه
21811
نام: گمنام
شهر: شلمچه
تاریخ: 5/24/2006 4:54:21 AM
کاربر مهمان
  شهید قلب تپنده زمان وشهادت تقویم ماندگاری-شهید چتر نجات است شهادت فرهنگ رهایی-شهیداندیشه حیات است و شهادت بعد حیات
21810
نام: عبدالزهرا
شهر: بهشت حضرت زهرا (س)
تاریخ: 5/24/2006 4:48:22 AM
کاربر مهمان
  خبر آمد خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید شاید
پرده از چهره گشاید شاید

یا صاحب العصر و الزمان مددی
21809
نام: اصف
شهر: کابل
تاریخ: 5/24/2006 4:42:21 AM
کاربر مهمان
  آیا او مرا دوست دارد؟
21808
نام: منتظر
شهر: اینجا روبه گنبد طلایی سیدالکریم
تاریخ: 5/24/2006 4:08:24 AM
کاربر مهمان
  سالروز آزادي خرمشهربرتمامي حماسه آفرينان آنروز مبارک باد روح شهداي آنروز شاد.جسم وجان جانبازان آنروز سلامت وخانواده محترم شهدا وجانبازان سلامت وشادباد
**********************************************
الهی کدام زبان به ستايش تو رسد ؟ کدام خرد صفت تو را بر تابد ، کدام شکر با نيکوئی تو برابر آيد ، کدام بنده به گزاردن عبادت تو رسد.

خدايا از ما هر که را بينی معيوب بينی ، هر کر دار بينی همه با تقصير بينی ، با اينهمه باران رحمت تو باز نايستد و جز گل کرم نرويد ، چون با دشمن با چنان پس با دوستان چه اندازه و چه پايان .

الهی اين سوز امروز ما درد آميز است ، نه طاقت بسر بردن نه جای گريز است ، اين چه تيغ است که چنين تيز است ، نه جای آرام و نه روی پرهيز است.

الهی هر کس بر چيزی است و من ندانم بر چه ام ، هميم آن است که کی دانسته شود که من کيم ؟

الهی بود من بر من تاوان است ، تو يک بار بود خود بر من تابان ، مصيبت من بر من گران است ، تو آب خود بر من باران .

خداوندا گناه من زير حلم تو پنهان است تو پرده عفو بر من گستران.

الهی دوستدار از زبان خاموش است ولی حالش همه زبان است ، و گر جان در سر دوستی کرد شايد ، که دوست را به جای جان است ، غرق شده آب نبيند که گرفتار آن است به روز چراغ نيفروزند که روز خود چراغ جهان است .

الهی چون با خود نگرم و کردار خود بينم گويم از من زار تر کيست ؟ بندگی تو بينم گويم از من بزرگوار تر کيست ؟

گاهی که به طينت خود افتد نظرم

گويم که من از هر چه در عالم بترم

چون از صفت خويشتن اندر گذرم

از عرش همی به خويشتن در نگرم

الهی گاهی به خود می نگرم هم سوز و نياز شوم و گاهی که به او نگرم همه راز و ناز شوم ، چون بخود نگرم گويم :

پر آب دو ديده و بس آتش جگرم

بر باد دو دستم و پر خاک سرم

جون به او نگرم گويم :

چه کند عرش که او غاشيه من نکشد

چون به دل غاشيه حکم و قضای تو کشم

بوی جان آيدم از لب که حديث تو کنم

شاخ عز رويدم از دل که بلای تو کشم

الهی تو آنی که خود گفتی و چنانکه خود گفتی چنانی ، عظيم شانی و بزرگ احسانی ، عزيز سلطانی ، ديان و مهربانی ، هم نهانی و هم عيانی ، ديده ها را نهانی و جان را عيانی ، من سزای تو ندانم و تو دانی .

الهی آنچه بر سر ما آيد بر سر کسی نيايد ، ديده ای که به نظاره تو آيد ، هر گز باز پس نيايد ، اصل و صال دل است و باقی زحمت آب و گل .

الهی نظر خود بر ما مدام کن و ما را بر داشته خود نام کن و به وقت رفتن بر جان ما سلام کن .

الهی نه نيستم نه هستم ، نه بريدم نه پيوستم ، نه به خود بيان بستم ، لطيفه ای بودم از آن مستم ، اکنون زير سنگ است دستم الهی فرمائی که بجوی و می ترسانی که بگريز ، مينمائی که بخواه و ميگوئی پرهيز.

الهی گريخته بودم تو خواندی ، ترسيده بودم بر خوان نشاندی ابتدا می ترسيدم که مرا بگيری به بلای خويش ، اکنون ميترسم که مرا بفريبی به عطای خويش .

الهی چو بدانستم که توانگری درويش است دوست درويشم ، چون وعده ديدار دوست کردی غلام درويشم .

الهی شادی نمی شناختم می پنداشتم که شادم ، اکنون مرا چه شادی که شادی شناسی را به باد دادم .

الهی چون عزيزان بناز پرورده ما را فراموش کنند تو بر ما رحمت کن.

الهی چو
21807
نام: بی سامان
شهر: نجم الثاقب
تاریخ: 5/24/2006 3:56:00 AM
کاربر مهمان
  سالروز فتح خرمشهر و رادمردی رادمردان گرامیباد
==============================================

"آيا نام خرمشهر به همين خانه ها و خيابانها و كوچه ها و نخلستانهايي اطلاق ميشود كه در آتش كينه متجاوزان ميسوزند ؟و يا نام خرمشهر شايسته آن خطه ايست كه جوانانش مبعوث شده اند تا حقيقت متعالي وجود انسان را ظاهر كنند ؟...روح شهر – ققنوس وار از ميان خاكستر نخلهاي نيم سوخته و خانه هاي ويران و كوچه هاي نا امن سر بر مي آورد تا زندگي جريان يابد ."......
( شهيد سيد مرتضي آويني)
21806
نام: یا زهرا(س)
شهر: نجف کوچک
تاریخ: 5/24/2006 3:47:53 AM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهدا
خدایا محبوبا به خاطر همه چیز شرمنده ایم...
سالروز فتح زیبای خرمشهر مبارک باد
یاد شهدای عزیز گرامی باد
التماس دعا
21805
نام: منتظر
شهر: اينجا روبه گنبد طلايي سيدالکريم
تاریخ: 5/24/2006 3:43:06 AM
کاربر مهمان
  خداونددر قران مجيد مى‏فرمايد:

تعاونوا على البر و التقوى (مائده 2)

در كارهاى نيك يكديگر را مدد برسانيد، كلمه تعاون از ماده عون است. اگر استعانت از غير، در هيچ حدى جايز نبود پروردگار سفارش به تعاون نمى‏كرد، بلكه مى‏رساند: شما بيكديگر محتاج هستيد و لذا بايستى يكديگر را مدد و يارى كنيد.

شخصى در حضور حضرت امير به اين تعبير دعا كرد; خدايا مرا محتاج خلق خودت نگردان!

حضرت فرمود:

ديگر اينطور نگو; عرض كرد پس چه بگويم; فرمود بگو خدايا مرا محتاج بدان خلق خودت قرار نده. و منظور اين است كه جمله اول نشدنى است زيرا نحوه خلقت انسان، اين طور است كه همواره در پيش برد زندگى دنيائى خودش بديگران نيازمند است. پس در جمله اياك نستعين نمى‏گويد كه انسان نبايد استمداد از ديگران بجويد. پس مطلب چيست؟

آنچه اين آيه شريفه مى‏رساند اين است كه: آن اعتماد نهائى و آن تكيه‏گاه قلب انسان يعنى آنچه كه در واقع و نفس الامر انسان به آن تكيه دارد بايستى خدا باشد و آنچه كه از آنها در دنيا استمداد مى‏جويد آنها را به عنوان وسيله بداند. و بداند كه حتى خود انسان قواى وجودى او، نيروى بازوى او نيروى مغزى او همه و همه وسائلى هستند كه خداوند آفريده و در اختيار او نهاده است و سررشته در دست او است. و لذا چقدر انسان در دنيا به وسايلى اعتماد مى‏كند ولى بعد مى‏بيند كه بر خلاف انتظارش آن وسيله كمكى كه بايد بكند انجام نداد.گاهى مى‏شود كه بقواى خويش اعتماد مى‏كند و مى‏بيند كه حتى آنها نيز تخلف مى‏ورزند. تنها قدرتى كه اگر انسان به او تكيه كند و برنامه‏اش را با او تنظيم كند هيچ نگرانى نخواهد داشت ‏خدا است.
21804
نام: Wahid
شهر: Afghanistant, Mazar-I-Sharif
تاریخ: 5/24/2006 3:42:13 AM
کاربر مهمان
  I just wanted to express my deep appreciation to the all working for this site and for the pros perrity of Islamic Repoblic of Iran. Allah is with us and we En(Islam) sha Allah won the game
21803
نام: تهران
شهر: تهران
تاریخ: 5/24/2006 3:38:40 AM
کاربر مهمان
  دلم از این شهر گرفته دلم از این دنیا گرفته
خدایا من در پیش خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من همچون تورا دارم اما تو همچون خودت نداری
<<ابتدا <قبلی 2187 2186 2185 2184 2183 2182 2181 2180 2179 2178 2177 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved