شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
21602
نام: فاطمه(کنیزحضرت زهراس)
شهر: تهران
تاریخ: 5/20/2006 11:32:52 AM
کاربر مهمان
  سلام علیکم و رحمه الله وبرکاته
بسم رب الشهدا
بازمانده ی عزیز خیلی ممنون که من رو قابل دونستین و جزو شاگردای خودتون قرار دادین.
بازمانده جان!
۱/مگه می شه آدرس سقاخونه رونداشته باشیم.من ازسقاخونه روح می گیرم.درس ایثاروفداراکاری ،عشق و شهادت رامی گیرم.
۲/من عاشق شهیدهمت هستم.خودش می دونه که چقدردوستش دارم.اونقدرکه حتی...بگذریم. یه اتفاقاتی بین من و شهید همت ویه بنده خداافتاده که اگه بگم خندتون می گیره شایدهم به نظرتون مسخره باشه.براهمین نمی گم.من ازروی علاقه که به ایشون دارم کتب زندگی نامه و...شون روشایدحدود چنج شش باری خونده باشم.وخیلی هم خوشحال شدم که شما از شید همت برامون نوشتین.بازم دوست دارم بنوسید.واقعا شهیدهمت آدم عجیبی بود.
خدایامراهمتی کن عطا که باچشم همت بجویم تورا
ان شاءالله خدامارادرقیامت باشهدامحشوربفرماید.
عبدالفاطمه ی بزرگوار!استادبزرگ بنده من که چیزی نگفتم بابا فقط گفتم دعا بفرماید.
خوب حالا دیگه نوبت سورناجون است ببین سورناجون ناراحت نشو نمی دونم چرا تا تو مطلبم اسم شما نباشه نمی تونم بفرستم.البته یه کمش رومیدونم که به خاطر بزرگواریته اما بقیه اش رو نمی دونم خلاصه من خیلی زیاد بیش از حدواندازه دوستت دارم واز خدا می خواهم هر کجا که هستی سلامت و شادباشی و کنارخانواده ی باصفالحظات رو سپری کنید.
دوستدار همیشگی تون فاطمه/التماس دعا
21601
نام: بازمانده
شهر: متولد تهران از غربت
تاریخ: 5/20/2006 10:43:18 AM
کاربر مهمان
  سردار سرلشگر شهید محمد ابراهیم همت
................
یک روز که او برای دیدار بچه ها به چادرشان می رود ازبس بچه ها حاجی را دوست داشتد می ریزند سر حاجی ، حاجی می گوید : بی انصاف ها انگشت مرا شکستید ولی هیچ کدام توجه نمی کنند . دو روز بعد همان بچه ها می بینند که انگشت دست حاجی شکسته و آن را گچ گرفته است .

******************************

مادر حاجی می گوید : به او گفتم کار درستی نیست دائم زن و بچه ات را از این طرف به آن طرف می کشی ، بیا شهرضا یک خانه برایت بخرم . گفت : نه ، نه ! حرف این چیزها را نزن ، دنیا هیچ ارزش ندارد شما هم غصه مرا نخور ، خانه من عقب ماشینم است ، باور نمی کنی بیا ببین . همراهش رفتم در عقب ماشین را باز کرد : سه تا کاسه ، سه تا بشقاب ، یک سفره پلاستیکی ، دو تا قوطی شیر خشک بچه و یک سری خورده ریز دیگر . گفت : این هم خانه ... دنیا را گذاشته ام برای دنیا دارها ، خانه هم باشد برای خانه دارها .



************************************



خواب دیدم ابراهیم توی اتاقی نشسته . گفتم : برادر همت ! شما اینجا چی کار می کنید ؟ برگشت گفت : برادر همت اسم دنیای من بود ، اسم این دنیای من " عبد الحسین شاه زید " است . بعد ها که ابراهیم شهید شد رفتم پیش آقایی تا خوابم را تعبیر کنم . آن آقا گفت : عبد الحسین شاه زید یعنی ایشان مثل امام حسین ( ع ) به شهادت می رسند . مقامشان هم مثل زید است که فرمانده لشکر حضرت رسول بود ..
21600
نام: عبدالفاطمه
شهر: همین نزدیکی
تاریخ: 5/20/2006 10:42:04 AM
کاربر مهمان
  يا ديّان
سلام عليكم
خدايا! تو شاهد باش كه امروز هم....
خدايا! در همه دير مغان نيست چو من شيدايي
خرقه جايي گير و باده و دفتر جايي !
كرده ام توبه به دست صنم باده فروش
كه دگر مي نخورم بي رخ بزم آرايي!
...
***
خروش! ... امروز نگاهم رو به آسمون دوختم شايد كه نگاهت رو دريابم، امروز .... خدايا! خروش دل خروش ما رو به درياي معرفتت پيوند زن. امشب از خدا خواهم پرسيد ، در چه حال است خروش ما!؟؟؟؟
ناشناس!.... خود شما بهم ياد دادين: اندكي صبر سحر نزديك است! صبر كن، قرار بگير مهربان! دلت رو بسپار به امواج معرفت عشق...
نسيم باد صبا دوشم آگهي آورد
كه روز محنت وغم رو به كوتهي آورد
فاطمه خانم! شما هم فهميدي كه دل عبدالفاطمه به تلنگري بنده!؟؟؟؟؟ فهميدي كه عبدالفاطمه چقدر در تب و تاب و سوز عشقه!؟ نكنه مي خواي مرام كشم كني عزيز!؟ اگه امروز و هر شب دلت به آسمون خدا عروج كرد، اين پايين رو هم يه نگاهي بنداز ....
دلتنگ كربلا! نيستي چرا!؟؟؟؟
عبدالرضا! حاجي! شنيده بودم، آدما وقتي دلشون مي شه اقيانوس، حرف دلشون مي شه سكوت، ولي من مي ترسم درياي دل شما اونقدر وسيع شده باشه كه عبدالفاطمه بميره از حسودي! نكنه موندگار جوار حرم امام رضا شدي آقا!؟ اگه برگشتي يه خبري به ما بده تا نمرديم از دلتنگي و حسودي!!!
آقاي كيميا!...
غم زمانه كه هيچش كران نمي بينم
دواش جز مي چون ارغوان نمي بينم
بر ترك خدمت پير مغان نخواهم گفت
چرا كه مصلحت خود در آن نمي بينم!
بازمانده ! .... سقا خونه كه مي رم، دلم نمي ياد با نوشته هاي آلوده به حوائج دنيوي آلوده اش كنم... شرم دارم از خويش و اينگونه بودن... همين است كه آرام مي روم و سبك و باراني برمي گردم، خدا خيرت بده مؤمن.
***
دلتنگ از غريبستان! خوش اومدي عزيز! بمون .
بي قرار، دلتنگ كربلا، گمشده ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه!، شهيد گمنام(آقا حيدر) ، مريد، زهرا خانم، علي آقا از تهران، پانيذ!، داداش بهنام!، ليلاي غريييييييييييييييييب، عبدالرضا، غريب( چند روز ديگه از مشهد برمي گردي!؟؟؟؟)، خاك، آقاي دكتر اسلاميان، آقا سيد محمد حسين، پشه!، پيمان، مست وصال، وصال، و....... همه و همه ي اونايي كه الان نيستن! دلم براي نوشته هاتون تنگ شده!
يازهرا(س)

21599
نام: سرژيك
شهر: ایذه
تاریخ: 5/20/2006 10:31:54 AM
کاربر مهمان
  قصد ازدواج دارم
21598
نام: بازمانده
شهر: متولد تهران از غربت
تاریخ: 5/20/2006 10:09:20 AM
کاربر مهمان
  فاطمه کنیز زهرا(س) فکر کردم ممکن آدرس سقاخونه را نداشته باشی http://kojayid-yaran.blogfa.com/
دلتنگ خیلی خوش آمدی......
اگر ما این سورنا را نداشتیم.....خدا حفظش کنه ، اجرش با ۱۲ امام
یا علی یا حسین
21597
نام: دلتنگ
شهر: غریبستان
تاریخ: 5/20/2006 10:08:47 AM
کاربر مهمان
  سلام خیلی دلم گرفته بود .چاره ای ندارم به جز درددل کردن .منم اگه خدا قسمت کنه قرارتا چندروز دیگه برم مشهد بایه جمع عاشق وبی ریایی که خیلی دوستشون دارم .برام دعاکنید. گاهی ادما فکر می کنند خیلی خسته شدند احساس می کنند گم شدند شایدهم اونها دنبال یه گم شده اند
21596
نام: آسمان
شهر: دلم برای اسمون خدا تنگ است
تاریخ: 5/20/2006 9:36:15 AM
کاربر مهمان
  یا سریع الرضا

برادر عزیز دلتنگ از غریبستان خوشا به سعادتتان

لطفا تو حرم اقا برای همه مریضها وگرفتارها دعا کنید برای مادر من هم دعا کنید .

یا علی ----التماس دعا
21595
نام: رضا یگانه
شهر: بروجرد
تاریخ: 5/20/2006 9:28:39 AM
کاربر مهمان
  سلام من برتمام یارانی که رفتند
سلام من بر تمام دوستانی که پر پر شده اند
ای گذشته من سلام
ای یاور من سلام
سلام من به آن آشنایی که دانست غم یار از بهر چه بود
ای دوستان لب به سخن باز کنید تا برملایی من هویدا شود
آری من خویش را گم کرده ام خدایا در تمام عمر خویشتن خویش همراهم بود ولی چه سود که من خویش راه گم کرده ام
از تمام کسانی که این درد دل را میخوانند التماس دعا دارم.
21594
نام: علی
شهر: شیراز
تاریخ: 5/20/2006 9:01:01 AM
کاربر مهمان
  رباره ی خمس
21593
نام: دلتنگ
شهر: غریبستان
تاریخ: 5/20/2006 8:01:49 AM
کاربر مهمان
  دوستان سلام ازامروزمی خوام یه عضو ثابت بشم وهم نوا بادلتنگی هاتون دلم تنگ شده . دلم عجیب گرفته .یه جورایی دلم هوای شهداروکرده به خصوص حاج همت قراره چند روزه دیگه اگه خدا بخوادواقابطلبه باچندتا ازبچه های اهل دل بریم مشهد برامون دعاکنید التماس دعا
<<ابتدا <قبلی 2166 2165 2164 2163 2162 2161 2160 2159 2158 2157 2156 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved