اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 21182 |
نام:
haji
شهر:
canada
تاریخ:
5/11/2006 2:33:08 PM
کاربر مهمان
|
when I saw a picture of the women with blue and ugly dress on internet in tehran swimming pool and when I saw in canada son of than Ayatollahs in spending thou send Dolores for blond lady's to sleep with them in vancouver... and buying million dolor's house in west Vancouver or in Toronto, I like to send this messages to Dr, Ahamadaei nejad, suck you man, and your Mahdi and your Islam and your Mohammed,This is not Islam . Islam all about and love and respect freedom and justice and kindly
I was be member of Iranian revolutionary guard in Iran and basij, I be in was and be member of Islamic hezbolah and I lost my brother in war and I wounded in war, I did all of them for Iranian and my country now those mother fucker Ayatollahs stolen money from Iran to canada for own and people in Iran living under discrimination like that,
If Bush send troops in Iran I like to volunteer go in Iran fully armed and bring when is times came up for you are in Iran God will be punishing all of you toghter because hand of the God is greatest of any things (Koran)those mother sucker Ayatollahs in justice,
Thank you for your times
hajji
|
|
| 21181 |
نام:
حسین کیمیا
شهر:
تبریز
تاریخ:
5/11/2006 1:44:51 PM
کاربر مهمان
|
درود و مهر فراوان به همه عزیزان
هر کس که جرات کار شایسته را دارد مرد خداست!
عبدالفاطمه چی شد؟ .کجایی باصفا من که حقیرتم...
(یاحق)
|
|
| 21180 |
نام:
فاطمه(کنیز حضرت زهراس)
شهر:
تهران
تاریخ:
5/11/2006 1:24:47 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب المهدی
حریم حرمتت رو نمیشکنم تا راست راست با من اشتی کنی ومیدونم که سرشت کسی رو درسینه می پروری که صدبار ,نه شایدم هزاران بارآزردمش ولی او با من قهرنکرد و حالا با دیدن تو دلم کمی ازسوزفراقش آروم میگیره!!
دام گنبد سبزت از دورپاهای چشمانم رو اسیردستان خودش کرده و شکوهت آسمان رو به پابوس خود دراورده و زمین از بیم هیبتت می لرزه .وهرچه بیشترنزدیک میشم جوجه کبوتردلم بیشتردرسینه ام تقلا میکنه. زانوانم سست شده وحس عجیبی در قلب تنگم اطراق کرده !
میترسم شبهای بی تو بودن بگذره ودرخواب هم آن خال سیاه برگوشه ی لبهای غنچه آن مرد را به خاطر نیاورم.مگر نمیبینی که با پاهای برهنه بسوی تو آمدم و مستی جام تو خارهای دشت تورا به پاهام گلستان کرده و دلم تنگه که فرزند یاس بی اعتنا ازکنارم رد شه ومنونشناسه.
اللهم عجل لولیک الفرج
یاعلی/التماس دعا
|
|
| 21179 |
نام:
محدثه
شهر:
تهران
تاریخ:
5/11/2006 1:02:26 PM
کاربر مهمان
|
سلام
برای سلامتی و ظهور آقا امام زمان(عج) صلوات
|
|
| 21178 |
نام:
بی نام
شهر:
غربت
تاریخ:
5/11/2006 12:17:49 PM
کاربر مهمان
|
سلام نمی دونم این نامه رو کی می خونه اما من حرفم با خداست نه بنده خدا از این آدمهای بنده نما دیگه بدم میاد از اونا که دم از خدا میزنن اما به موقع عمل میشن یک شیطان انسانهایی که آبروی یه بنده رو میبرن خدایا مگه تو ستار العیوب نیستی خدایا مگه تو نمی گی انسان جایز الخطاست مگه نمی گی در توبه روی بنده همیشه باز است من که توبه کردم من که به گنهام آگاه بودم پس چرا به وسیله بنده خود آبروی منو بردی آخه چرا میدونم گناه زیاد کردم اما پس این همه رحمت و لطف کجا رفته نمی دونم شاید هم حقم بوده شاید صبر خدا هم واسه من تموم شده شاید دیگه از دست من خسته شده شاید ...
فرستنده بنده خدا
گیرنده خدا
موضوع چرا...
|
|
| 21177 |
نام:
.......
شهر:
----
تاریخ:
5/11/2006 12:14:32 PM
کاربر مهمان
|
ای تنها ای بی تو تنها من
ای با من ای همچو جان با تن
ای نسیم ای بوی پیراهن
ای زتو چشم دلم روشن
ای دل مرغ سحر
شور آواز تو کو
ای شکسته بال وپر
شوق پرواز تو کو
در دل شبهای تار
سوز تو ساز تو کو
موج سرکشم که دل داده ام به دست باد
دل به دریا می زنم تا شوم از خود آزاد
گر چه سرد وخاموشم شعله شعله اتشم
گر زبانه برکشم هر چه بادا باد فریاد
|
|
| 21176 |
نام:
حمید
شهر:
ساوه
تاریخ:
5/11/2006 12:00:00 PM
کاربر مهمان
|
امید برهی داشتن ایرانی آباد وآزاد در سایه الطاف الهی و عزم دولت و ملت
|
|
| 21175 |
نام:
عباس ملك حسيني
شهر:
تهران
تاریخ:
5/11/2006 11:52:28 AM
کاربر مهمان
|
از سايتي كه ساختيد واقعا ممنونم اگر امكان دارد خاطرات بيشتري از آقاي بهجت درج شود
|
|
| 21174 |
نام:
علی
شهر:
شیراز
تاریخ:
5/11/2006 11:41:24 AM
کاربر مهمان
|
بسم الله ا لرحمان و الرحیم به بهانه انتخاب مراکش والجزیره وتونس در شورای حقوق بشر- تونس با رهبری اقای حبیب بورقبه که واقعا یک حکومت صد درصد دست نشانده غرب بود که اولا ملت را که استعدادبسیار عالی دارند وتمدن شکوفای در اسلام داشتند بسیار عقب نگهداشت وتوهین به پیغمبر اکرم (صلواته علیه واله وسلم)کرد ونزدیک بود که قران را هم کار مشرکین بداند وبرای اظهار چننین مطالبی پاداش های کلان دریافت میکرد وهیچ قاچاقچی مواد مخدر دستگیر نمیشد وهیچ قعطنامه در سازمان ملل مطرح نکردسانسور شدیدی حتی برای مجلات اسلامی وجود داشت با وجود اینکه لباس عربی نمی پوشید جز رهبران طراز اول عرب نبود و در دانشگاه لندن نتوانستم یک دانشجوی تونسی پیدا کنم در تونس بعلت سیاسی وفقر کمونیست پیشرفت زیادی کرده بود وبسیار پیچیده عمل میردند فقط سر درس عربی درر موز ادبیات عرب کم کم دانش اموزان پی به اعجاز قران میبردند واز کمونیست دست بر می داشتند-مراکش سلطان فقید محمد پنجم انهم جز طرفداران غرب بود در یک واقعه ای در انگلستان با یک انگلیسی اشنا شدم که علی الظاهر باید کارشناس عالی رتبه سیاسی در مسائل اسلامی باشد که هم باشاه وهم با سلطان محمد عکس های خصوصی داشت شاه را رییس کل اعراب معرفی میکرد ازدواج با خانم فوزیه را در این رابطه میدانست نفر دوم سلطان محمد را میدانست فقط با این فرق که شاه برای جلب غرب لباس شیگ درجه اول انگلسی در محافل خصوصی میپوشید وهرگز لباس بومی واسلا می نمی پوشید ولی مردم عادی از جمله خود ایشان مایل بودند که لباس بومی واسلامی بپوشد ولی سلطان محمد گاهی لباس بومی-اسلامی میپوشید ور انجا هم نه قاچاقچی اعدام شد سانسور در مجله های اسلامی وجود داشت البته شخصا معتقد هستم مجلا ت خوب اسلا می با نقد وانتقاد منتطقی باید باشدو دانشجویان مراکشی در انگلستان از ابراز اظهار مسایل سیاسی احساس ترس شدید داشتند ولی اظهار میداشتند که صیهونیست های اسراییل تابستان ها به راحتی در مراکش مسافرت میکنند ویهودیان ایرانی مقیم اسرایئل هم به شایع پراکنی منفی در باره وضع زندگانی یهودیان در ایران در مراکش میپرداختند گرچه با مخالفت دانشجویان مراکشی مواجه میشدند ولی اصرار داشتند که حق میگویند که مدتی با هم گفتگو داشتیم که قرار بود ان مطالب را انتقال دهد-الجزایره دانشجو بسیار کم داشت ومیگفثند ما صبح ها با هم دست میدهیم عصر ها از پشت بهم خنجر میزنیم وشبها به ریش هم میخندیم . اقایان اول در راه اسلام کار کنند به سمت استقلال و پیشرفت بروند با مواد مخدر مبارزه جدی داشته باشند مجلات اسلامی را با نقد وانتقاد سازنده ومنطقی ازاد بگذارند وبسمت وحدت مسلمانان گام بزنند ودر سازمان ملل یار مظلوم ودشمن ظالم باشند
|
|
| 21173 |
نام:
غریب
شهر:
غربت
تاریخ:
5/11/2006 11:19:32 AM
کاربر مهمان
|
خدای مهربانم سلام
مرا ببخش که لب به اعتراض گشودم .مهربانا بسیار دوستت دارم.قربان مهربانی تو عزیز من فدای تو شوم خدای من .
روزگاری نه چندان دور مهربانی از تبار خوبیها برای بیماری من نزد غریب اهل بیت دعا کرد .نمی دانم
هیچگاه نخواستم بیماری جسمم خوب شود .خدا به دعای دل این عزیز گوش داد .
حالا آسمان عزیزم می خواهم از خدا بخواهم آنچه از شفای جسم به من عنایت کرده به عزیز تو هدیه کنم .خدای من می شود شفای جسم مرا به عزیز آسمان ببخشی می شود مهربانم .می شود کرم ولطفت را در حق خادم ابا عبدالله کامل کنی.
مهربانم بسیار دوستت دارم هر آنچه دارم می دهم اما
عزیز آسمان خوب شود .
من هیچ نمیخواهم .
به حق کرم وبزرگواریت ای کریم بخشاینده
تنها مرا بخوان مهربانا بخوان برای همیشه بخوان مرا بخوان
به حق یا ارحم راحمین
|
|