اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 21152 |
نام:
سیما
شهر:
؟؟
تاریخ:
5/10/2006 5:17:22 PM
کاربر مهمان
|
؟
|
|
| 21151 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همین نزدیکی
تاریخ:
5/10/2006 5:05:26 PM
کاربر مهمان
|
يا مقلب القلوب و الاحوال
حوّل حالنا الي احسن الحال
سلام خدا
اله من! چقدر دلم تنگ شده بود براي با تو گفتن!
خدايا! ميان اين همه سال هيچ كه نيافته باشم و هيچ جا كه نرسيده باشم، يقين پيدا كردم كه عشق...، تنها عشق برازنده ي توست!
خدايا! شكرت، بي نهايت شكرت كه باز مرا خواندي!
خداي من! چگونه سپاس اين همه نعمت به جاي آورم، شك اين درد كه بر جانم نهادي و مرا تا خود عشق و سوختن در عشق كشاندي! چگونه سپاست گويم!؟ اين نعمت شانزدهمي هم كه غوغا به پاكرده!!!!!!!
الهي! شكرت! شكر كه متوجه شدم كه اشتباه مي كنم، اشتباه مي كنم كه همه ي كارهاي دنيا را با شريعت توجيه مي كنم، اشتباه مي كنم كه راحت اجازه مي دهم .... الهي ! شكرت.
خدايا! عليما! از اينكه آگاهم كردي كه كجا چنين شتابانم كه حتي نحوه ي گفتنم با تو تغيير كرده است!!!
عجيب نيست!؟؟؟؟ عجيب نيست كه اين روزها ديگر حرف دلم شده بود ناله و نياز و نياز!!! عجيب نيست كه اين روزها دائم براي خود از تو طلب مي كردم! واي كه چه روزگار غريبي بود! سپاس و حمد كه باز اين نعمت شانزدهمي به فرياد دلم رسيد كه داشتم غرق مي شدم در خويشو اين روزمرگي ها و آه و ناله كردن ها!!!!
خدايا! خطر.... نزديك بود!
الهي! چه شبي است امشب!؟ ديشب يه جور و امشب هم يه جور! انگار آسمان هم مثل دلم باراني است، اين بار نه از اشك و آه گريزانم كه مرا باده اي مست كننده است!
خدايا! امروز عزيزي بهم گفت كه اسم اين بيماري جديد من چيست!؟ چه بايد مي گفتم!؟ جز اين كه بيماري عشق خود داروي روح خسته و پريشانم است!؟
خداي من! دارويي به جز وصال مي شناسي!؟ نه! خداي من! هجران نيز با اين همه درد ميهمان دل شكسته ام است! بگذار بماند و دل را خاكستر كند! مگر مبتلاي عشق بودن شفا نيست!؟
عشق را قيمتي است گزاف! بنجل ترين آن كه ارزان ترين است، همين عشق سرخيابوناست! بايد عشق رابشناسي!
عشق مقل خيلي چيزاي ديگه واجبه!!!
يافتن بهترين نوع عشق، نگاه نيك بين مي خواهد!
خداي من! مگر شيرين تر و زنده و پوياتر ازعشق، نيروي ديگري وجود دارد كه انسان را به شوق ديدارت به بيابان بلا كشاند!؟
با همين نيروست كه نه سوختن را مي فهمي! و نه قطعه قطعه شدن را ونه حتي مردن . ونه به انتظار نگاه سبز پشت قاب عكس نشستن را بيهوده!
چه رسمي دارد اين عشق! كمترينش سوختن است، گاهي به اندازه يك عمر..... ويران مي كند و از نو بنا مي نهد... آنچه نگاه سبز مي گويد! ويرانيش زيباست و شناختنش كاري عظيم....
خدايا! عشق........ قوي است، روح و دل تنها دارايي باارزشي است كه دارم! و آن را به راحتي به دست بقال محله يا عطار بازار شهرمان نمي دهم به هيچ برايم بفروشد!!!
خدايا! سال هاست گشته ام، امروز عصر عزيزي يادم آورد كه عشق.... عشق تنها بهايي است در ازاي روح و دلم! و عشق نزد توست! عشق تنها برازنده ي توست، عشق بهاي دل است و روح ....
خدايا! عشق در ازاي اين دل مي دهي!؟ دل! گفتم دل! انگار اين دل مال خود اين من ِ بيچاره است، اين دل كه مدت هاست از آن توست، مدت هاست پيشكشش كرده ام به ساحتت! هنوز... خدايا! تو بگو! درست است كه آنچه از آن توست به تو بفروشم!؟؟
خداي من! رحيما! كريما! كبيرا! اين دل براي تو و اين روح در آسمان عشق تو به پرواز در خواهد آمد! در ازايش عشق نصيبم مي كني!؟ نكند اين نيز نياز باشد!؟...
... اصلاً مگر به جز نياز من چه دارم كه با تو بگويم! اين نياز من است كه براي تو شدن نياز به گفتن دارد!
حرف دل! عشق.... تو كه وسعت تاخت و تازت از صحراي
|
|
| 21150 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همین نزدیکی
تاریخ:
5/10/2006 5:05:25 PM
کاربر مهمان
|
من بارش عاشقانه ديده ام و رويش عارفانه... من جمع مستان ديده ام...
عشق، رسم عاشقي است كه معادله هاي كله گنده هاي دنيارو به هم ريخت! راستي معجزه نيست!؟ همه ابر قدرت ها جمع بشن و فكرها و مكر ها و نيروشون رو به كار بگيرن تا ملي روئ از پا در بيارن و اونوقت! در خرمشهر بمونن و داغ تصاحب رو دلاشون!
****
... دوكوهه! دلم تنگه! نيومدي!؟؟
اي خدا! نكنه دلتنگ كربلا... برگشتي يه خبر بده! سوغاتي نخواستيم مؤمن!!!!
عبدالرضا! نمي دونم، شايد شماها قتي مي ريد مشهد، يه چند ماهي از ديد افراد فاميل و دوست و اشنامي گريزيد، كه نكنه سوغاتي بخوان!!!!!!!! (شوخي كردم، برگشتي جان عبدالفاطمه يه خبر بده كه مردم از دلشوره!)
آقا كيميا!... بنده ي عشق باش!
ناشناس! نفست گرم مؤمن! مي دوني كه هر جاباشي منم هستم!
بي قرار جان! خبر دارم كه هنوز دلتنگي!!! فكر نكن حواسم نيست ها!
فاطمه خانم! حسابي داري پابند حرف دل مي شي! در حال حاضر درس خوندن مهتمرين وظيفه است در قبال خون شهدا. بر قرار باشي خواهر.
غريب جان! بي قراري هات رو مي فهمم! اين چند روزه احساس غربتت نشسته رو دلم عزيز!
بقيه! كجاين!؟
خدايا!... بي عشق نميرانم!
اللهم عجّل لوليك الفرج
اللهم الرزقني شهادة في سبيلك
در پناه خدا- يازهرا(س)
|
|
| 21149 |
نام:
بی قرار
شهر:
تهران
تاریخ:
5/10/2006 5:04:35 PM
کاربر مهمان
|
سلام!
مولایمان امیرالمومنین علی(ع) فرمودند:
عبرت ها چه فراوانند و عبرت پذیران چه اندک !
***********************************************
۱.عبدالفاطمه ی بزرگوار!
من هم ناراحتم و هم خوشحال ناراحت از اینکه چرا قسمت من نشد که برم و خوشحال از اینکه می دونم کسانی رفتن که حتما" به یادم هستن....البته سفارش همه ی بروبچه های بامعرفت حرف دلی رو کردم....پس مطمئن باشید دعاتون می کنند.
۲.سلما سیبستانی!
حرف دل جاذبه ای داره که به این راحتی نمیشه ازش جدا شد...البته به قول اون رفیقمون حتما" به جایی رسیدی که دیگه فقط باید با حضرت دوست مستقیم صحبت کنی تا آروم بگیری...
۳.ناشناس عزیز!
الحمدلله........
۴.خروش عزیز!
هیچی آقا...ما هم صدات کردیم که بی حساب بشیم...(شوخی کردم...)دعا هم بفرمایید.
به همه ی دوستان جدید هم خوشامد میگیم...در خدمتیم.
داداش کوچیکتون بی قرار
|
|
| 21148 |
نام:
نیا
شهر:
نیشابور
تاریخ:
5/10/2006 4:58:45 PM
کاربر مهمان
|
دلم خیلی میخواد برم جمکران خیلی حرفا برای گفتن دارم
اميدوارم خدا مارو ببخشه البته مي دونم كه اين كارو ميكنه ان الله يحب التوابين
|
|
| 21147 |
نام:
نیا
شهر:
نیشابور
تاریخ:
5/10/2006 4:58:42 PM
کاربر مهمان
|
دلم خیلی میخواد برم جمکران خیلی حرفا برای گفتن دارم
اميدوارم خدا مارو ببخشه البته مي دونم كه اين كارو ميكنه ان الله يحب التوابين
|
|
| 21146 |
نام:
بگدریم
شهر:
؟
تاریخ:
5/10/2006 4:28:37 PM
کاربر مهمان
|
سپاس خداي را سزاست كه تا صدايش ميكنم پاسخم مي گويد ...
اگر چه وقتي او مرا صدا مي زند ... من كاهلي مي كنم ...
و سهل انگاري براي پاسخ گفتن و جواب دادن .
سپاس خدائي راسزاست كه هر چه از او مي طلبم عطا مي كند ...
اگر چه وقتي او درخواستي مي كند ، يا چيزي ميطلبد ، من بخل ميورزم و خست به خرج ميدهم
سپاس خدايي را سزاست كه هر وقت بخواهم ، ميتوانم صدايش كنم
و هرگاه در پي خلوتي با او باشم ، بي هيچ واسطه اي ميتوانم داشته باشم
و او هميشه برآورنده خواسته هاي من است
سپاس خدايي را سزاست كه غير از او را نميخوانم
و اگر بخوانم هم پاسخي نميشنوم
سپاس خدايي را سزاست كه به غير از او دل نميبندم
و اگر ببندم هم ، دلم را ميشكند و پشتم را خالي ميكند
سپاس خدايي را سزاست كه به او تكيه ميكنم و او گرامي ام ميدارد و دست نوازش بر سرم ميكشد
و به مردم تكيه نميكنم كه اگر كنم خوارم ميكنند و تنهايم ميگذارند
سپاس خدايي را سزاست كه از من بي نياز است اما با من دوستي ميكند و به من محبت ميورزد
سپاس خدايي را سزاست كه با من بردباري ميكند انگار كه من هيچ گناهي نكرده ام ، به گونه اي در من مينگرد انگار كه هيچ خطايي از من سر نزده است ، با من طوري رفتار ميكند انگار كه هيچ لغزشي نداشته ام
اين خدا ، اين خداي من ، به راستي ستايش بر انگيز است . به حقيقت دوست داشتني است و به واقع سجده كردني راستي كه محبوبي يه خوبي او نيست و او معشوقترين من است ....
|
|
| 21145 |
نام:
مهدي
شهر:
نجف اباد
تاریخ:
5/10/2006 4:15:43 PM
کاربر مهمان
|
ياحق
كيست مهدي؟همدمي نشناخته...
خلق نا ديده به اودلباخته
مهدي جان هرادينه منتظرت هستيم
|
|
| 21144 |
نام:
بگذریم
شهر:
؟
تاریخ:
5/10/2006 4:02:47 PM
کاربر مهمان
|
دوباره دل هوای با تو بودن کرده
نگو این دل دوری عشقت رو باور کرده
دل من خسته از دست به دعا ها بردند
همه آرزوهام با رفتن تو مردند
حالا من یک آرزو دارم تو سینه
که دوباره چشم من تو روببینه
واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا می دم
آخه تو رنگ چشمات قیمت دنیا را می دم
تو یک هفت آسمون تو تک ستاره منی
به خدا ناز چشمات رو به دو دنیا نمی دم
|
|
| 21143 |
نام:
زهرا نجفي
شهر:
اصفهان
تاریخ:
5/10/2006 3:36:01 PM
کاربر مهمان
|
اسلام علي فاطمه الزهرا
من روايت اول شهادت حضرت زهرا رابه همه ي شيعيان تسليت ميگم
دلم ميخاد پر بكشم كنار قبر زهرا برم و گريه كنم براي غربتشون دلم از همه ي ستم هاي اين دنياگرفته!!!
|
|