اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 21052 |
نام:
عبد الفاطمه
شهر:
همین نزدیکی
تاریخ:
5/8/2006 4:15:57 PM
کاربر مهمان
|
اي خدا
سلام عليكم دوستان
خدايا! بارخدايا! مي داني كه بدون خويش چه سبكبالم و مي داني كه بي تو هيچم و مانده در خويش. نپسند كه در خود گرفتار باشم و تو در چند قدمي لمس دلم.
الها! بار مهربانا! مگر مي شود اشكي در همين نزديكي ها بر خاك فرو افتد و عبدالفاطمه را آتشي بر دل نريزد!؟ خداي من! مگر مي شود من بسوزم و تو... اي خدا! فريادم را مي شنوي!؟؟؟
مرا چه مي شود امشب!؟
مي گويند بدون عشق زندگي محال است، راست مي گويند، اگر عشق تو نباشد كه لذتي ندارد اين زندگي در ميان رياكاران و دغل بازان و فرو مايگان!
رحيما! بار نگار! شنيده ام، نه! خوانده ام كه مرا هر نفسي به عشق تو بند است، در لوح دلم چنين حك نموده اي كه بي عشق من دم و بازدمي نباشد! راست است، ايمان دارم و امشب يقين حاصلم شد كه اگر عشق و دوست داشتن و شوق ديدارت نبود لحظه اي در ماندن درنگ نمي كردم!
كريما! بار حميدا! عجيب است كه هنوز مات و مبهوت مانده ام .
مانده ام و هنوز با خويش است كه قدم بر مي دارم و براي خويش است كه مي خوانم و براي خويش است كه زبان باز مي كنم، تو نمي داني كي از دست اين من رها خواهم شد!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خدايا! بار خدايا! گويند كه هر كه بر تو نزديكتر شود سخن كوتاه نمايد، ومن بر خود غمگينم كه چرا هر روز پر حرف تر مي شوم!!!!!!!!!!
آخ اله نازنين من! كاش مي شد در اين تنهايي .... نمي شود كه بي تو قدمي براي رسيدن به تو برداشت! مي شود؟؟؟
الهي! شكر، شكر و شكر كه هنوز اشك هايم با تلنگري به تلاطم مي افتند و مرا از رسوايي ريختن اشك بر پهناي صورتم ترسي نيست!
عليما! بار رحمانا! سكوت امشبم را جز به عشقت مشكن! بشكن اين من را!
يا الله.....
هر چه فرياد زنم در قالب حرف و كلمه اي نگنجد، اي آنكه صدايم را مي شنوي به فريادم برس!
حرف دلي ها! كمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممك!
خدايا! اجازه دارم كه بگويم : كيست مرا ياري كند!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واي بر من! واي بر من كه باز براي خويشتن خويش فرياد بر مي آورم.
لااله الاالله
آقاي كيميا! برادر ..... چشم مؤمن!
يازهرا(س)
|
|
| 21051 |
نام:
حسین کیمیا
شهر:
تبریز
تاریخ:
5/8/2006 4:11:34 PM
کاربر مهمان
|
ترسم از اینکه ...
ناله هایم بشکند تاب و توان ندارم...
بادل شکسته یارب سویت بیایم!
نی شکسته ای ماند . گمشده ای از این دیار داشتم
ملال خسته گی ها را دل شکسته میداند...
سنگ هم، هم دم شیشه بود ، تجربه ای برایه منه...!
شما را نمیدانم ؟ عبدالفاطمه...!
(یاحق)
|
|
| 21050 |
نام:
مسافر
شهر:
دلتنگ یک آسمون خدا هستم
تاریخ:
5/8/2006 3:55:16 PM
کاربر مهمان
|
هوالبصیر
سلام
http://www.mohammadsadeg.blogfa.com
مهاجر از غریبستان تو چگونه مهاجری وهنوز قریب نشده ای
هجرت کن از خویش خود را بگذار وبگذر راه تو به قربت الهی بسیار نزدیک است .
هجرت کن از بدیها وبه سوی خوبیها برو .
مرا ببخش اما اگر پرنده مهاجر نبودی این حرفها را نمی زدم
چون پرندگان مهاجر هر غریبتر از قبل به دنیا غریب می شوند وقریب خدا می شوند
|
|
| 21049 |
نام:
حسین کیمیا
شهر:
تبریز
تاریخ:
5/8/2006 3:39:04 PM
کاربر مهمان
|
جانم از این تیره گیها به لب امده ،اخر این قصه ها به کجا میرســــــــــــــــــــــــــــــه؟
خروش عزیز بخروش منتظرم دلاور ...
(یاحق)
|
|
| 21048 |
نام:
تنها
شهر:
رهگذر
تاریخ:
5/8/2006 3:36:45 PM
کاربر مهمان
|
http://najva.blogfa.com/
ببخشید فراموش کرده بودم
|
|
| 21047 |
نام:
تنها
شهر:
رهگذر
تاریخ:
5/8/2006 3:33:45 PM
کاربر مهمان
|
بنام خدا
سلام دوستان هرکی داره هوس کربلا یک نگاهی به این وبلاگ بکنه .
التماس دعا
|
|
| 21046 |
نام:
خروش!
شهر:
همین دور و برا
تاریخ:
5/8/2006 3:32:55 PM
کاربر مهمان
|
شب همگی بخیر...
|
|
| 21045 |
نام:
حسین کیمیا
شهر:
تبریز
تاریخ:
5/8/2006 3:21:42 PM
کاربر مهمان
|
سلام بر همه بزرگواران
قربان دل باصفایه همتون ...
شب بر همگی شکر. شاکرم ...
(یاحق)
|
|
| 21044 |
نام:
marzia
شهر:
toronto
تاریخ:
5/8/2006 3:15:02 PM
کاربر مهمان
|
ya zamene ahoo delem bazam barat tangeh
har kas ke raft emem reza baram doaa koneh
az hame eltemase doaa daram
|
|
| 21043 |
نام:
فاطمه(کنیز حضرت زهراس)
شهر:
تهران
تاریخ:
5/8/2006 2:16:31 PM
کاربر مهمان
|
برادر بازماندهسلام
ببخشید این سوال رو پرسیدم فوضولی نباشه.آخه من به یه وبلاگ شخصی رفتم.که نوشته بود بازمانده تنها-وبلاگ شخصی سید انجوی نزاد خیلی هم مطالبشون زیبا بود بعد فکر کردم که شاید یرادر بازمانده ی خودمون باشه.خلاصه ببخشید
التماس دعا
|
|