شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
20762
نام: یه نفر تنها
شهر: شیراز
تاریخ: 5/3/2006 6:43:32 AM
کاربر مهمان
  خدایا ترا به عابروی حضرت زهرا کمکم کن .........
20761
نام: ف.د
شهر: تهران
تاریخ: 5/3/2006 6:35:42 AM
کاربر مهمان
  نثار روح شهیدآوینیو همه شهدای جنگ تحمیلی از جمله برادر اینجانب شهید جعفر داوری صلوات
20760
نام: .....
شهر: .....
تاریخ: 5/3/2006 6:12:40 AM
کاربر مهمان
  ناشناس عزیز باشه حلالت کردم!(ملت بریزید بخوریدش،آقا شوخی کردم ها) راستش نمی دونم منو با کدوم... اشتباه گرفتی ولی به هرحال اگه سوال من هم بد بود ببخشید.راستش منم چند وقت پیش دلم اینقدر اینجا از یکی گرفت که کاسه کوزه رو سر همه بشکنم و برم حالا که برگشتم با اولین پیامم اینجوری باهام برخورد شد(منم که اصولا حسسسسساس) دیگه شرمنده ات شدم در مورد کیبرد هم اشکال نداره توفیقی بود که نصیبش شد!
یازهرا(س)
20759
نام: حسین کیمیا
شهر: تبریز
تاریخ: 5/3/2006 5:15:39 AM
کاربر مهمان
  سلام برهمه
این شعر همیشه تسکینم میدهد ای کاش برای شما هم خوشایند باشه
کوی معشوق به رندان خرابات افتاد

زاهدا بهر تو طوبی و ارم مانده به جا

جار می زد در دروازه هستی , شبحی

نقش خوشبختی ادم به عدم مانده به جا

زان همه بارگه و مسند شاهی تنها

بوی اوار به سردابه جم مانده به جا

گر زبان را نبود فرصت فریاد ولی

دل قوی دار که نجوای قلم مانده به جا

کو یلی تا که کمر راست کند پیش قضا

بعد سهراب ز رستم قد خم مانده به جا

دشت یکپارچه از غیرت و مردی پر بود

انچه امروز در این بادیه کم مانده به جا

تیغ را گر چه از این قوم گرفتند ارفع

چنگ برنده تر از تیغ دو دم مانده به جا
(یاحق)

20758
نام: ....
شهر: ....
تاریخ: 5/3/2006 4:59:20 AM
کاربر مهمان
 

می دونی داری چیکار می کنی؟
آقای ناشناس با شما نیستم.
20757
نام: محدثه
شهر: تهران
تاریخ: 5/3/2006 4:53:36 AM
کاربر مهمان
  به نام خدا
سلام
آن روز ها دیوار هم تعبیری از در بود

در آسمان چیزی که پر میزد کبوتر بود

پس کوچه ها در عطر قران چفیه می بستند

در کوچه ها هر عابری با تو برادر بود

از شهر مرگی رد نمی شد در عوض تا بود

حرف شهادت بود و آن هم شادی آور بود

تو زنده بودی چهره ات را خوب یادم هست

تسبیح دستت داشتی و گونه ات تر بود

آن روز بارانی تو قران خواندی و رفتی

لبخند بر لب داشتی و بار آخر بود

ای کاش فردا روز های رفته بر می گشت

ای کاش برمی گشتی و دستت کبوتر بود

خوشا به حال آن کسانی که شهید شدند و رفتند و نیستند تا این دنیا رو تحمل کنند و این زمانه را ببینند انشاء الله که آن دنیا دست ما راهم بگیرند .
***** ******** *****
20756
نام: عطیه
شهر: کابل
تاریخ: 5/3/2006 4:37:45 AM
کاربر مهمان
  کسی را دوست دارم اما دوست نمیتوانم چون وی میکوید که من عروسی نمیکنم تا سر پا استاده نشوم و من اعتبار ندارم اگر دوستی کنم و وی مرا رها کند؟
20755
نام: گناهکارترین
شهر: زمین
تاریخ: 5/3/2006 3:39:51 AM
کاربر مهمان
  کاش مورد مقبول خدا واقع میشدم من عاشق خدا هستم ولی ارزش بندگی شو ندارم
20754
نام: ناشناس
شهر: غریبستان
تاریخ: 5/3/2006 3:37:12 AM
کاربر مهمان
  ... عزیز سلام
بامرام مگه یه بار بهت سفارش نکردم اسموتو عوض کنی. خوبه خودت میبینی چند نفر با نام و نشونت میان اینجا پس چراااااااااااا.......؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بعدشم منو حلال کن ، قبول کن سوالت رو بد نوشتی منم به همون خروش باوفا!!!!!!!!!!!! قسم بد برداشت کردم. قربون اشک چشم جفتتون که سعادت رو نصیب کیبردتون میکنه تا قلب سیاه ما ، دیدی این اواخر چه خمپاره هایی از طرف اغیار به دل ما میزنن
گفتم (زبونم لال) تو هم از اون دسته ای که وبگردی میکنه و ما رو تیکه بارون
... عزیز نمیخوای بیایی و بگی حلالم کردی ، میدونم باور نمیکنی اما وقتی فهمیدم تویی ، کیبرد منم خیس شد.
حالا یه بارم ما جذبه گرفتیم تو که ناشناس رو میشناسی چرا بچگیش رو باور نکردی ، میدونم قبولمون نداری وگرنه اسموتو ... نمیگذاشتی چون میدونستی این نقطه چینا چقدر منو کلافه میکنن ... بگذریم

خلاصه بخشش از بزرگتراست. اگه بهم بگی منو بخشیدی بهت میگم چقدر خوشحالم کردی. خدا رو شکر به تو هم ثابت شد من چقدر کوچولوام ....

داداش بیقرار : دارم میرم جلوها نکنه برگردم ببینم حواست نیست. وای که چه قوت قلبی بهم دادی . اینجوری اگه بازم کم محلی ببینم خیالم راحته داداشم باهامه. مخلصیم..... شاگرد کوچیکتونیم!!!

و بعضیا سلام ..... منتظر جواب سلامم گفتم که واجبه!!!

داداش بازمانده شما رو هم هر روز دستبوس خدمت میرسیم. عرض ادب دلاور

حسین آقای کیمیا ! به به دوباره داری نوربالا میزنی ..... شادم میکنی

یا علی
20753
نام: سر در گم
شهر: اهواز
تاریخ: 5/3/2006 2:47:07 AM
کاربر مهمان
  به نام خالق هستی بخش
من از پشت پلک های شب انتظار تو را می کشم و به امید دیدنت هر روز در امتداد رویا ها یم تورا به تصویر می کشم
<<ابتدا <قبلی 2082 2081 2080 2079 2078 2077 2076 2075 2074 2073 2072 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved