اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 20632 |
نام:
بخدا نمی دونم
شهر:
اینم همینطور
تاریخ:
5/1/2006 8:25:17 AM
کاربر مهمان
|
آهاااااااااااااااای حرف دلیها
طوفان زده ترین منم.بحث هم نکنید.
|
|
| 20631 |
نام:
دل تنگ
شهر:
.....
تاریخ:
5/1/2006 8:21:38 AM
کاربر مهمان
|
به نام خدای مهربانی ها
با عرض سلام خدمت همه بچه های با صفای حرف دل
ضمن ارادت خدمت همه خوبها با خوبیهاشون
می خواستم بگم خیلی ارادتمندیم ولی یا مرامها خوبه که کمی ملاحظه کنید آخه نوشتن هرکلامی از زبان بچه مسلمان درست نیست .مومن باید زیرک باشه ودقیق
مثلا این عزیزمان خواهر بزرگوار خانم لیلای غریب خواهر گرامی نوشتن ایدیتون تو این صفحه چه معنی داره ؟ میشه توضیح بدید ؟
کوچیک همه شما هستم باید من را ببخشید
|
|
| 20630 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همین نزدیکی
تاریخ:
5/1/2006 8:17:58 AM
کاربر مهمان
|
بسم الله النور
سلامي دوباره
مهربون سنگ صبورم! ... سكوت مي كنم! خودت مي دوني كه چقدر ...
دلتنگتم خدا! مي دونم كه بنده ي خوبي نبودم! اونقدر بد بودم كه ناخواسته و ندانسته، موجب رنجشي شدم.
خدايا! هر كي ندونه، تو خوب مي دوني كه من هرگز كفران نعمت نمي كنم، اگر به زبان آورم، در دل هرگز!
الهي! به قول يه عزيزي، وقتي نوشته ها رو مي خوني دلت آروم ميگيره، ولي وقتي مي ري پشت كلمات، مي بيني كسي پشت اين كلمات نشسته، كه تو قالب كلماتم جا نمي شه!!!
خداي من! شكرت! اگه اشك ريختن مجازه!!! بگذار اين عزيز من! بزنه اين دل رو ويرون كنه، اگه انسان رو به جرمي ناخواسته و نكرده محكوم به نيستي و بي همزبوني مي كنن، ... نه اينجا ديگر تاب ندارم كه نعمت به راحتي از كف دهم!
يا امام رضا(ع)!...
خدايا! اگه ظرفيت عبدالفاطمه تا اين حد بوده، بگذار نباشد و رها شود از اين گونه كه هست.
بگذار نيست شود و نابود شود اگر به عمد موجب رنجشي شود.
اي خدا! مي دوني كه چقدر دلم تنگ بود و امروز فكر مي كردم از اين دلتنگي رها مي شم، ولي دارم دلتنگتر مي شم!
اي.......
مهربون من! نعمت خداي عزيز من!
كجاست هم نفسي تا بشرح عرضه دهم
كه دل چه مي كشد از روزگار هجرانش
***
باز آي و دل تنگ مرا مونس جان باش
وين سوخته را محرم اسرار نهان باش
زآن باده كه در ميكده ي عشق فروشند
مارا دو سه ساغر بده و گو رمضان باش
در خرقه چو آتش زدي اي عارف سالك
جهدي كن و سر حلقه ي رندان جهان باش
...
طوفان زده تر از من پيدا كردين خبرم كنيد!!!!
يازهرا(س)
|
|
| 20629 |
نام:
عبد الفاطمه
شهر:
همین نزدیکی
تاریخ:
5/1/2006 7:45:21 AM
کاربر مهمان
|
يا مقلب القلوب
سلام عليكم
دوستان حرف دلي ! فعلاً اومدم عرض كنم كه عبدالفاطمه برگشت! تعجب نكنيد، هنوز زنده ام و روي زمين گام بر مي دارم!
خدايا! چقدر خوبه وقتي آدم مي فهمه، وقتي نيست خيلي چيزا تغيير مي كنه! وقتي نيست، دنيا همين طوري مي چرخه و مي چرخه، وقتي نيستي .... اي امان از خودخواهي آدم ها!!!
داداش بازمانده! حاجي! از خدا مي خوام كه بازمانده نباشي!
داداش! جمله اي پيدا نمي كنم كه بگم، چقدر خوبين شماها!
عزيز! فكرش رو هم نمي كردم وقتي برگردم، چه اتفاقي مي افته، محشر بود، لذت بردم! وقتي تو مسافرت خدا ، تو شب جمعه، يه چيزي كه مدت ها بود لايقش نبودم رو بهم عطاكرد، فكر مي كردم، اون لحظه لذت بخش ترين ساعات عمره! ولي .... خيلي مردي به مولا!
اي خدااااااااااااااا! خيلي عزيزي و مهربان.
فقط خواستم بگم اومدم!!!
ناشناس عزيز! سوالات خيلي سخته بامرام! اجازه بدي، بعداً پاسخ بدم.
سلمااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا !
عبدالرضا ! برادر! نكنه امام رضا(ع) به شما هم ويزاي يك ماهه داده!؟؟؟؟ آقا برگشتي خبرمون كن بياييم زيارت زائر امام رضا(ع).
بي قرار! دلم مي خواست بگم..... عزيز! اگه بد جور بي قراري! به همين با معرفت هاي سايت بفرما، از امام رضا(ع) يه ويزاي چند روزه هم برا شما بگيرن!!! شما كه همين جوريش هم دربست مي گيرين مي رين زيارت!. دلت رو دريا كن بي قرار.
يازهرا(س)
|
|
| 20628 |
نام:
معصومه
شهر:
گناوه
تاریخ:
5/1/2006 7:33:47 AM
کاربر مهمان
|
خیلی خسته ام کاش می یومدی
|
|
| 20627 |
نام:
سکوت
شهر:
همین دوروبرا
تاریخ:
5/1/2006 7:25:44 AM
کاربر مهمان
|
جواب سوال ناشناس
*********************
سلام
به نظر من خدا نه بو داره نه رنگ اما هم بو داره هم رنگ ! همونطور که خدا توی هیچ مرزی قرار نمیگیره اما همه مرزها رو طی میکنه
اما اگه بخوام خدا رو تو قالب مهربونیش ببرم *****
من خدا رو با یاسهای توی جانماز مادر بزرگم بو میکنم. من خدا رو اون لحظه که توی ظرف نذری گل سرخ میگذارن و برمیگردونن بو میکنم . اونموقع که برای یه بیمار تنها و رنجور یه دسته گل رنگین کمونی میبرن ، اونموقع که فصل عاشقی سرمیرسه و هزار هزار گل نرگس شکفته میشه ......... من خدا رو با گل عشق بو میکنم.
اما رنگ خدا ... !!!
خدا همیشه نوره اما یه نور آبی آبی چه توی غم چه توی شادی ، !!! چون در هر دو حال سرم رو به آسمونه و خدا رو صدا میکنم :
توی شادی میگم الهی شکر
توی غم میگم
مولای یا مولای
انت العزیز و انا الذلیل
و هل یرحم الذلیل الی العزیز
در پناه حق
|
|
| 20626 |
نام:
حیدر
شهر:
تهران
تاریخ:
5/1/2006 7:19:19 AM
کاربر مهمان
|
شصت و پنج هزار تومان!!!!!!!!!!!!!!!!
هزینه تماس با موبایل
ماااااااااا ؟؟؟؟!!!!!!
|
|
| 20625 |
نام:
ناشناس
شهر:
غریبستان
تاریخ:
5/1/2006 7:01:57 AM
کاربر مهمان
|
سلام
وقتی دنیا به هیبت یه موج مرده در میاد دل آدم میگیره که ای داد دنیا هم بالاخره روی سرمون هوار شد.
کاش وقتی روی مرز دوستیامون داریم حرکت میکنیم ، باور میکردیم که غمهامون دیگه غم نباشه ، شادیامونم ...... ای ...... نه اون شادی که از خودمون در بیاییم.
دلم تنگه یه انتظار بود که امیدوار بودم امروز سر بیاد اما باز به نیم نگاهی ختم شد که عزیز بدون فقط هستم همین و بس .
طوفان زده تا حالا دیدید ؟ اگه ندید چشماتونو ببندید و یه نیگا به ناشناس کنید انگار موج منو گرفته. دیگه خیلی گفته ها رو ، دیگه خیلی از نوشته ها رو دیگه خیلی دلا رو ..... آره دیگه خیلی چیزا به باورم نمیاد . موندم بین مرز بین دوست داشتن و نداشتن چی داره حکومت میکنه که نمیفهمم باید باشم بالاخره یا نباشم.
تا حالا شده کسی رو توی برزخ با تو بودن نگه دارید که هر وقت نگاهش میکنید ببینید هاج و واج مونده که خدایا بالاخره باهاش راحت باشم یا نه ؟
نمیدونم تا حالا از در حیرونی کسی وارد شدید ؟
نمیدونم تا حالا شده فکر کرده باشید .... یا دنبالش بوده باشید که کاش توی هزار هزار رابطه نسبی و سببی که داریم ، کاش در هزار توی روابط دنیایی تنها یه موجودیتی بود که نه عشق بود نه دوست ، نه نسب بود نه سبب ... چطور بگم یه موجودی که لحظه ناب باهاش سر کنی در عین حال پاگیر و دست و پاگیر نباشه و نباشی ،
یه موجودی که ندید سفره محبت براش پهن کنی ، از غمت بگی ، از شادیات بگی و هیچ وقت هول ورت نداره که آخ نکنه ناراحت بشه ... نکنه دیگه نباشه ... نکنه محرومم کنه ....
خیلی فکر کردم ، دیدم آدمای این دنیا رو هیچ اعتباری بهشون نیست. تا میای بهشون بگی که ..... بگذریم ..... میدونم که میدونید چی میگم.
نتیجه : ............................. فقط خدا
اما ! مرز ادراک خدا کجا ، مرز باورهای ما کجا ، مرز احساس خدا ، مرز .......
یه مهربونی بهم گفت : تازگیها اصلا حرفاتو نمیفهمم. خیلی دوست داشتم بهش بگم : نازنین تو اولین کسی نیستی که بهم اینو میگی. خیلی وقته که خیلیا بهم میگن ما نمیفهمیم تو چی میگی . مثل اینکه من به شما بگم دارید به زبون مریخی باهم حرف میزنید !!!
آره رفقا خیلی وقته که یه همزبون پیدا نکردم که حرف بزنم و اون بیتوقع گوش بده و آخرش به تعنه بهم نگه من نمیفهمم تو چی میگی ...........................................................................................
الهی
یارئوف و یارحیم
یاعلی
|
|
| 20624 |
نام:
بخدا نمی دونم
شهر:
اینم همینطور
تاریخ:
5/1/2006 6:59:59 AM
کاربر مهمان
|
دلم آلوده است و با این حال
"حرف دل"با تو می زنم یا رب!
|
|
| 20623 |
نام:
فاطمه(کنیز الزهرا)
شهر:
جمکران المهدی
تاریخ:
5/1/2006 6:57:57 AM
کاربر مهمان
|
یسم رب الحسین
ای کاش من پیش شهدا بودم کاش در شلمچه چادر می زدم و زندگی می کردم.دیگه از این تهران خسته شدم.
همین چند وقت پیشاکه با خانواده که داشتیم از خیابون شریعتی میگذشتیم چند دختر و پسر مفسده که صدای ضبت ماشینشون رو بلند کرده بودن ریخته بودن وسط خیابون جلوی ماشین ها رو می گرفتندو می رقصیدن تازه مردم بی دین هم براشون دست می زدندو تشویقشون می کردند.چه ترافیکی ایجاد کرده بودند،چه وضع فجیعی بودمن خودم به شخصه خونم به جوش اومده بود وقتی اومدم خونه گریه امانم ندادتازه فهمیدم که چرا آقا ظهور نمی کنه.آقا جون سید علی خامنه ای ای کسی که حاضرم جانم را فدایت کنم.الهی فاطمه برایت بمیرد واین چیزا رو نشنود.وای برمن که چه همکلاسی هایی دارم چه حرف هایی که پشت سرتان زده نمیشه و چه فحش هایی که به شما داده نمی شه همین چند روزپش یکی از بچه های بی شعور مدرسه پشت در دستشویی یک فحشی نوشته بود که باخواندن آن اشک در چشمانم جمع شدوتازه فهمیدم .که شما هم مثل مولایمان علی(ع)غریبی و تعداد یا رانتان اندک است اما یارانی داری که فقط فدایی شما هستندو نورانیتی خاص در چهره شان نمایان است(غیر از خودم) خیلی هاشان را خودم دیدم.اماوای بر درد غربت که برای من پایان ناپذیر است.بیایک سال به مدیر موسسه ات اعتماد کن فکر کن که خیلی حزب اللهی است اما آخر بیاد به رهبر سخن ناروا بزند اونوقت دلت بشکنه و پاتو از موسسه ببری و دیگه اونجا نری.آقا جون الهی گوش فاطمه کر بشه و دیگه این چیزارو نشنوه.تا کی باید پشت سرت حرف بزنن. تا کی...
آقا جوم مهدی فاطمه(عج) بیا انتقام همه رو بگیر.خدایا خودت می دونی که من مقابل تمام حرف ها ها سکوت میکنم اما خودت همه شون رو به جزای عملشون برسون.
********
ای کاش اصلا در تهران متولد نمی شدم ای کاش پیش آقا امام رضا(ع)بودم و هر روز می رفتم حرم و باهاش درد و دل می کردم.
در هر صورت خدایا شکر .
یا ثارالله / التماس دعا
|
|