اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 20592 |
نام:
شاگردمیکانیک
شهر:
تعمیرگاه
تاریخ:
4/30/2006 3:24:56 PM
کاربر مهمان
|
خداااااااااااااااااااا!!!
امشبو بیخیال شو.فردا از صب تا شب خودم نوکرتم.
این یه شبم به ما حال بده.
|
|
| 20591 |
نام:
رفیقم
شهر:
در راهم
تاریخ:
4/30/2006 3:24:52 PM
کاربر مهمان
|
بوی شرف در راه هست
|
|
| 20590 |
نام:
حسین کیمیا
شهر:
تبریز
تاریخ:
4/30/2006 3:02:15 PM
کاربر مهمان
|
سلام بر همه دوستان
دوستان .چقدر کم خردیم . پیش ربمان.؟؟؟
یا رب چی میکشی از کم خردیها؟
فرزندیم .هچی نمیشه گفت !چون فرزندیم...
من گنهکار .گناه دارم. گناهم مال بزرگتر هاست. اینجوری . یاد گرفتم...
(یاحق)
|
|
| 20589 |
نام:
بازمانده
شهر:
متولد تهران از غربت
تاریخ:
4/30/2006 2:53:18 PM
کاربر مهمان
|
خروش جان: داداش ما را یارای مسابف با شما نیست ، هنوز استارت نزده شما کلی رفتی و من مانده امم ، برو برادر برو ، و اگر رسیدی که انشاالله میرسی ، یک پارتی بازی کوچیک هم برای ما بکن ، مثل اینکه بدون پارتی بازی عمرات ما نمیگذره ، بازمانده که بودم ، جامونده شدم ، و از همه بدتر در باتلاق معصیت ، تو گل مونده شدم.
آقا من یک چند روزی بود که دنبال یک سایت امارگیر بودم ، واقعا جای تاسف داره!!
هر کدام از این سابتها لیستی دارند که شامل سایتها و وبلاگهای پر بیننده است ، باور کنید بیش از نود درصد سایتها پر بیننده ، سابتهای دانلود موزیک و .....بودند تو تمام لیست چند تا سایت و وبلاگ مذهبی بود که از نظر بیننده آخر لیست بودند.
نمیدانم ما را چه شده؟ چرا اینهمه بیخیالی؟ به کجا داریم میریم؟ مقصر کیه؟ چه باید کرد؟
حالا در کشوری مثل عراق با اون وضیعت کلی سایت و وبلاگ مذهبی و معنوی هست.
این سایتهای مذهبی هم که داریم از نظر خدمات خیلی ضعیف هستند ، همین سایت شهید آوینی ،
تو بخش نرم افزار تو لینکستان و.... انگار زمان ایستاده!!!!
بگذریم
سورنای عزیز: در مورد سوربه منظورت را نفهمیدم ، زیارت که میروی عمو را فراموش نکنی ، خیلی التماس دعا دارم
یا علی یا حسین
|
|
| 20588 |
نام:
مرتضی حسینی
شهر:
نراق۱۰/۲/۸۵
تاریخ:
4/30/2006 2:45:30 PM
کاربر مهمان
|
یا حسین غریب مادر تویی ارباب دل من
|
|
| 20587 |
نام:
سعید
شهر:
شور
تاریخ:
4/30/2006 2:28:57 PM
کاربر مهمان
|
خدایا!
باور کن من جای تو بودم دعای غریب را از غربت مستجاب می کردم.افسوس که تو صبر بینهایت داری و من طاقت اندک...
|
|
| 20586 |
نام:
علي رضا
شهر:
تهران
تاریخ:
4/30/2006 2:22:08 PM
کاربر مهمان
|
مايكل ايگناتيف نويسنده نيويرك تايمزو مدرس حقوق بشر در سفر خود به ايران آورده است:در جنوب تهران،گورستان بزرگي است كه براي كشته شدگان جنگ اختصاص داده شده است.جواناني كه در سالهاي ۱۹۸۰تا۱۹۸۸ جان خود را از دست داده بودند.بنظر مي رسيد اين قبرهاي كوچك براغي هميشه باقي خواهد ماند. او مي افزايد:هر نوع محافظه كار آمريكايي كه شرط مي بندد رژيم ايران تحت تاثير انزوا،محاصره،تحريم و محكوميت بين المللي فرو مي ريزد بايد از اين مزار شهدا ديدن كند.
يا علي التماس دعا
|
|
| 20585 |
نام:
غریب
شهر:
غربت
تاریخ:
4/30/2006 2:15:04 PM
کاربر مهمان
|
بنام او که مرا می خواند ومن از برا ی خواندنش مست باران خورده می روم
دربیابان جنون افتان وخیزان می روم.....سوی جانان می روم
بلبلی بشکسته بالم زارو نالان می روم......با نوای قلب کوی باده نوشان می روم
این زمان باپای دل در این بیابان می روم......سوی قربانگاه دل من پایکوبان می روم
چقدر قشنگ وزیبا می توان زندگی کرد چقدر معصومانه می توان گفت خدایا دوستت دارم دوستم بدار "چقدر آرام می توان گریست می توان خدارا در میان شستن دیگها دید "می توان سیاه شد ورگهای از اشک از چشمانت سیاهی را به سپیدی تبدیل کند درست مثل شاهراهی از ظلمات به تمام روشنایی به منتهی الیه بودن سلام ترا که نمی شناسمت عجیب دوستت دارم تمام حسن زیبایی وخوبی "عجب چشمان مهربانی "ترا من جایی ندیده ام در آن کوچه اقاقیا در میان کوچه های کودکیم چشمانت اشناست در آن روزگار که آسمان رنگ نیلی داشت زمانه نا مهربان زمین را مهربان کرده بود
وهمه با نسیم آشنا بودند تو درآن باغ گل سرخ همسفر نسیم نبودی ؟شاید من در آن رویای صادق کودکیم ترا که بردوش ستارگان به آسمان عروج می کردی دیده ام چقدر آشنایی ای غریب چقدر حقیقت زندگانیت افسانه پنداشته می شود"گویی دور دست نیافتنی شده ای دلم می خواهد نعلین از پا برافکنم گام برخار مغیلان بیابان فکنم آن سوی بیابانهای جنون حتم خواهم ترادید راست است من می دانم "باور دارم تو در همان دوران کودکیم در ورق زمان جاودانه گشته ای سیراب زمان هستی ترا احتیاج به وقت نیست تو مملو از ساعت وثانیه هستی در آن لحظه ناب عروج به منتهی الیه زمان رسیده ای اما من هنوز احتیاج به گذشت دقایق دارم هر زمان را که از دست می دهم به امید طلوع زمان دیگری هستم اما تو نه تو سرشار گشته ای حال در آن دقایق جاودانه هستی در آن صفحه از لحظه تاریخ به راه تعالی خود ادامه می دهی"من خواهم آمد از زمان باید بگذرم تا به تو برسم با این پاهای خسته ام نمی توانم جسمم را که آلوده کرده ام با خود بکشم .خسته ام خسته از خاک خواب خوراک خسته ام خسته از این همه دغدغه بیخود .دلم می خواهد رها شوم به سوی تو بیایم دستم را بگیر بگذار همه را بگذارم ورها آسوده با جان ودلی پاک بیایم برایم دعا کن تا در کوچه های ماندن اعجاز این قرن نامیمون که همه اش در پی رنگ است چهره هزار رنگ به خود نگیرم نمانم در گل مات این همه تزویر نمانم نمیرم دعایم کن.دعایم کن چون تو آسمانی شوم خدایی شوم .
دردنامه من با او که خوب زیستنم آموخت ولی زود پر کشید ورفت ومن هنوز چشم در انتهای کوچه دارم تا برگردد برایم دستی تکان دهد.ومرا باخود ببرد.
|
|
| 20584 |
نام:
دوکوهه
شهر:
همینجا...
تاریخ:
4/30/2006 1:23:11 PM
کاربر مهمان
|
السلام علی حسین السلام علی عباس
سلام داداش منتظر خوبم
بازم معذرت می خوام/ببخشید.راستی یه سری به وبلاگ اقای بازمانده بزنیدیه زیارت آنلاین داره که خیلی...
|
|
| 20583 |
نام:
دوکوهه
شهر:
همینجا...
تاریخ:
4/30/2006 1:23:10 PM
کاربر مهمان
|
سلام داداش منتظر خوبم
بازم معذرت می خوام/ببخشید.راستی یه سری به وبلاگ اقای بازمانده بزنیدیه زیارت آنلاین داره که خیلی...
|
|