اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 20412 |
نام:
خديجه
شهر:
همدان
تاریخ:
4/27/2006 9:18:54 AM
کاربر مهمان
|
چرا خدا باید من را اینگونه امتحان کند چرا باید به کسی دل ببندم که هیچ وقت به او نمی رسم از خدا کمک می خواهم و فقط صبر می کنم از خدا می خواهم مرا به هدفم برساند جزاو کسی نمی تواند به من کمک کند برایم دعا کنید
|
|
| 20411 |
نام:
سورنا
شهر:
نزدیک کربلا
تاریخ:
4/27/2006 9:13:56 AM
کاربر مهمان
|
سلام!
قابل توجه دلسوخته های ساقی کربلا:
دوست دارین با هم بریم زیارت آقا؟؟؟
پس هر که دارد هوس کرببلا بسم الله!از دستتون نره...
http://najva.blogfa.com/
|
|
| 20410 |
نام:
بازمانده
شهر:
متولد تهران از غربت
تاریخ:
4/27/2006 7:49:56 AM
کاربر مهمان
|
غم نامه جنوب
سخن گفتن از خرمشهر، کارون ، اروند ، دهلاویه و طلائیه ، شلمچه، دوکوهه ، هویزه و مجنون و فکه آسان نیست چه بگوییم در نبود سردارانی فاتح چون باکری ها ، همت ها، متوسلیانها، جهان آراها، چمران ها و آوینی ها؟
چه بگوییم که تصویر جهان آرا بر دیوارهای ویران و سوراخ سوراخ خرمشهرحکایت ها بر زبان دارد و خود گویای هزاران سخن است . وجود آثار گلوله بر دیوارها نیازی به راوی ندارد. همه چیز امن و امان است و برجای خویش مانده است . گویی در مقابل بازسازان آیه وجعلنا من بین ایدیهم سداً و من خلفهم سداً و اغشیناهم فهم لایبصرون را خوانده است و می خواهد ارگی باشد بر بم ویران تاریخ .
اما غریب است ، مظلوم است گویی جهان آرا هنوز هم در پشت نخل هایش با فریاد هل من ناصرینصرنی تنها مانده است . نماز عشق را در مسجد جامع به یاد آزادی و شهادت خواندی ؟ نخل های بی سر اروند را دیدهای به نیزه کشیدن سرهای کربلا را برایت تداعی نمی کند و سنگرهایش حنابندان های شبهای شهادت را با ذکر یازهرا؟ نمی دانم طلائیه را دیده اید تشنگی کربلاییش را می گویم حس کرده اید؟ در سه راه شهادت توقف کرده اید که بدانید عبور از چراغ همیشه قرمزش کبوتری را مجال بازگشت به آشیانه اش نداده است. از آن جا که عبور می کردید سر حاج همت را ندیدید؟ آخر اومی خواست مانند مولایش بی سر وارد بهشت شود .
مجروحان تشنه افتاده برزمین منتظرند تا عباس جبهه ها و سردار کمر شکسته خیبر آب بیاورد پس کجاست ؟ چشمان زیبایش را و سجده گاه سرش را گلوله کدام تانک وحشی نشانه رفته است که بالای نیزه رود یا به عنوان پیشکش نزد رقیه اش ببرند .
شلمچه رفته اید، پرپر زدن لشکر ۲۷ را ندیدید؟ در غروبش با زیارت عاشورا به کربلا نرفتید و با خاک سراسر خونش غسل نکردید؟ بدا به حالتان که شلمچه را دیده اید و باز به کربلا رفته ها حسادت دارید! از دهلاویه که می گذشتید چمران را ندیدید هر چند او خوش داشت در نیمه های شب با فرشتگان نجوا کند و جز خدا چیزی را احساس نکند. با چهل شهید هویزه چه ها گفتید آنها به شما چه گفتند؟
از دوکوهه چه خبر دارید آن جا بر شما چه گذشت برای جای خالی چه کسانی زجه می زدید؟مگر آن روزها آنجا بودید مگر می دانید که شهادتنامه ها این جا امضا می شده؟ از کنار مقر گردان ها که می گذشتید فاجعه جا ماندن را حس نکردید؟ صدای دعای توسل شهدا گذاشت چشم برهم بگذارید ؟
در رمل های فکه فرورفته اید تا به قول آوینی بدانید که رمل و ماسه چیست ، بین ابروها رد قناسه چیست ؟ روایت فتح آوینی را با صدای دلنشینش بر مین های فکه نشنیدید؟! آن جا رفتید گردان کمیل را ندیدید؟ تشنه به اسارت رفتن را چشیده اید ؟ از فکه سراغ برادرهایتان را نگرفتید؟فکه از شما نپرسید بعد از شهدا چه کردید؟
به روایت راویان گوش می دادید یا به روایت شهیدان ؟
از یک بسیجی
|
|
| 20409 |
نام:
مهناز
شهر:
تهران
تاریخ:
4/27/2006 7:44:11 AM
کاربر مهمان
|
برای قبول شدن امتحان خرداد
|
|
| 20408 |
نام:
عاطفه
شهر:
آسمان
تاریخ:
4/27/2006 7:17:41 AM
کاربر مهمان
|
زیارت امام رضا (ع) آرزوم ولی آقا نمی طلبه
|
|
| 20407 |
نام:
گلاره
شهر:
قم
تاریخ:
4/27/2006 7:09:33 AM
کاربر مهمان
|
سلام به همه ی عزیزان
|
|
| 20406 |
نام:
دوکوهه
شهر:
همینجا...
تاریخ:
4/27/2006 6:42:30 AM
کاربر مهمان
|
«فلم ار مولي كريما اصبر علي عبد لئيم منك علي»
دیشب شب اول قبر عمه ای بود، نگاه که می کردم دیدم منه فامیل دست سوم که هنر کردم و فقط یه نماز
لیله الدفن خوندم پس چشم طمعم رو از هرچی دختر خواهر و برادر و ..پسر خواهر و....بود بستم، بابای هم که بعد از خاکسپاری خواهری با اون همه علاقه و گریه دوتا مسکن خورد و خوابید پس چشم طمعم رو بروی برادرا و خواهرام هم بستم، بابا بزرگه هم که به علت کهولت سن خود بیشتر دست و پنجه با حضرت ملک الموت نرم می کند تازه اش هم اگه جوون هم بود اونهم بیشتر از داداشه و خواهره کاری نمی کنه جزء اینکه دلش یه کمی بیشتر بسوزه پس بی خیال پدر و مادر شدم ، واااااااااااااای که تو این شب پرالتهاب، تو این نباء عظیم هیچ کسی به دادم نمی رسه به خودت قسم که باور کردم اما تو نه، تو فراموشم نمی کنی اصلا منو آفریدی که به اونجا برسونی، تنهام نذار که ندارم کسی روکه جایگزینت کنم.
|
|
| 20405 |
نام:
بهار
شهر:
کوچولو
تاریخ:
4/27/2006 6:39:12 AM
کاربر مهمان
|
نیلو جان!
من واقعا متاسفم.بهت تسلیت میگم.بنظر من حق بود ایشان شهید اعلام میشدند چون حین خدمت به همین مملکت جون دادند.حیف...
برای شادی روحشون دعا می کنم.
|
|
| 20404 |
نام:
نيلو
شهر:
مشهد
تاریخ:
4/27/2006 6:35:25 AM
کاربر مهمان
|
برادرم كه سربازبود دركلانتري رضا شهر مشهد مورداصابت گلوله قرارگرفت نه تنهااوراشهيد اعلام نكردند بلكه گفتند كه بايك سانحه تصادف هيچ فرقي نمي كند تنها برادرسالم من بود به غيرازآن دوبرادر ديگردارم كه نابينا ميباشند مشكلات فروان دارم .
|
|
| 20403 |
نام:
هانیه
شهر:
مشهد
تاریخ:
4/27/2006 6:25:33 AM
کاربر مهمان
|
چه راهی برای فراموش کردن گذشته و فرار از عذاب وجدان اشتباهاتی که در گذشته انجام دادیم وجود داره ؟
در صورتی که خودمون فهمیدیم که کار اشتباه بوده و همچنین ترکش کردیم اما چه جوری از عذاب وجدانش نجات پیدا کنیم ؟
یاد اوریش خیلی سخته ادمو یاد اشتباهاش میندازه
|
|