اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 20362 |
نام:
روشنک
شهر:
کاش مدینه فاضله بود
تاریخ:
4/26/2006 9:18:55 AM
کاربر مهمان
|
اتل متل يه بابا كه اسم اون احمده // نمره جانبازيهاش هفتادو پنج درصده
اون كه دلاوريهاش تو جبهه غوغا كرده // حالا بيايين ببينين كلكسيون درده
اون كه تو ميدون مين هزار تا معبر زده // حالا توي رخت خواب افتاده حالش بده
بابام يادگاري از خون و جنگ و آتيشه // با ياد اون موقعا ذره ذره آب ميشه
آهاي آهاي گوش كنين درد دل بابارو // ميخواد بگه چه جوري كشتن بچه هارو
"هيچ ميدوني يعني چي زخمي هارو بياري // يكي يكي روبازو تو آمبولانس بذاري
درست جلوي چشمات يه خورده اون طرفتر // با شليك مستقيم ماشين بشه خاكستر"
گفتن اين خاطره بد جوري ميسوزوندش // با بغض و ناله ميگفت كاشكي كه پر نبودش
آي قصه قصه قصه نون و پنير و پسته // هيچ تاحالا شنيدي تانكها بشن قناصه؟
ميدوني بعضه وقتا تانكا قناصه بودن // تا سري رو ميديدن اون سر رو ميپروندن
سه راه شهادت كجاست؟ ميدوني دوشكا چيه؟ // ميدوني تانك يعني چي؟ يا آر پي جي زن كيه؟
آر پي جي زن بلند شد "ومارميت" رو خوند // تانك اونو زودتر زدش يه جفت پوتين ازش موند
يه بچه بسيجي اونور ميدون مين // زير شني هاي تانك له شده بود رو زمين
خودم تو ديده باني با دوربين قرارگاه // رفيقمو ميديدم تو گودي قتلگاه
آر پي جي تو سرش خورد سرش كه از تن پريد // خودم ديدم چند قدم بدون سر ميدويد
هيچ ميدوني يه گردان كه اسمش الحديده // هنوز هم كه هنوزه گم شده ناپديده؟
اتل متل توتوله چشم تو چشم گلوله // اگه پاهات نلرزيد نترسيدي قبوله
ديدم كه يه بسيجي نلرزيد اصلا پاهاش // جلو گلوله وايساد زل زده بود تو چشاش
گلوله هم اومده از دوچشم مردونه // گذشت و يه بوسه زد بوسه اي عاشقونه
عاشقي يعني اينكه چشمهايي كه تا ديروز // هزار تا مشتري داشت چندش مياره امروز
اما غمي نداره چون عاشق خداشه // بجاي مردم خدا مشتري چشاشه
يه شب كنار سنگر زير سقف آسمون // مياي پيش رفيقت تو اون گلوله بارون
با اينكه زخمي شده برات خالي ميبنده // ميگه كه من چيزيم نيست درد ميكشه ميخنده
چفيه رو ورميداري زخم اونو ميبندي // با چشماي پر از اشك تو هم به اون ميخندي
انگاري كه ميدوني ديگه داره ميپره // دلت ميگه كه گلچين داره اونو ميبره
زل ميزني تو چشاش با سوز و آه و با شرم // بهش ميگي داداش جون فدات بشم دمت گرم
ميزني زير گريه اون هم تو آغوشته // تو حلقه دستاته سرش روي دوشته
چون اجل معلق يه دفعه يه خمپاره // هزار تا بذر تركش توي تنش ميكاره
يهو جلو چشاتو شرشر خون ميگيره // برادر صيغه ايت تو بغلت ميميره
هيچ ميدوني چه جوري يواش يواش و كم كم // راوي يك خبر شي يك خبر پر از غم
به همسر رفيقت كه صاحب پسر شد // بري بگي كه بچه يتيم و بي پدر شد
اول ميگي نترسين پاهاش گلوله خورده // افتاده بيمارستان زخمي شده نمرده
زل ميزنه تو چشات قلبتو ميسوزونه // يتيمي بچه شو از تو چشات ميخونه
درست سال شصت و دو لحظه تحويل سال // رفته بوديم تو سنگر رفته بوديم عشق و حال
تو اون شلوغ پلوغي همه چشارو بستيم // دستا تو دست هم دور سفره نشستيم
مقلب و القلوب رو باهمديگه ميخونديم // زوركي نقل و نبات تو كام هم چپونديم
همديگه رو بوسيديم قربون هم ميرفتيم // بعدش برا همديگه جشن پتو گرفتيم
علي بود و عقيلي من بودم و مرتضي // سيد بود و ابوالفضل امير حسين و رضا
حالا از اون بچه ها فقط مرتضي مونده // همون كه گاز خردل صورتشو سوزونده
آهاي آهاي بچه ها مگه قرار
|
|
| 20361 |
نام:
محمد مهدي محمدي م.۳
شهر:
اصفهان
تاریخ:
4/26/2006 9:12:00 AM
کاربر مهمان
|
به نام حضرت دوست
هنر دميدن روح است در كالبد انسانها
هنر مند پيامبر عصر خويش است
با رسالتي به وسعت خوبيهاوزيبائيهاي عالم
و معجزه اي در قالب يك اثر هنري كه جلوه اي از حقيقت بي پايان خداست.
دوستان عزيز كمي در نكات زير تا مل كنيد (انشا الله مفيد با شد):
1-تجربه استاد بزرگي است كه هرگز اشتباه نمي كند.
2-لب به سخن مگشا مگر اينكه چيزي بهتراز سكوت براي گفتن داشته باشي.
3-اگر دليلي براي شكر گذاري نمي بيني عيب و كاستي از خود توست.
4-ندانستن بد است اما نخواستن براي ندانستن بدتر.
5-هر سد و مانعي ممكن است فرصتي براي تغيير زندگي انسان باشد.
6-در تصميم گيري هاي زندگي بهترين راه درستترين راه نيست.
7-ترس به غير از خدا را به دل راه نده.
8-دنيا دو روزاست يك روز براي تو يك روز بر عليه تو .در روزي كه براي توست مغرور مشوو در روزي كه بر عليه توست نا اميد مشو كه هر دو مي گذرد.
9-زندگي معلم بي رحمي است كه اول امتحان مي گيرد بعد درس مي دهد.
پروردگارا"من در كلبه حقييرانه خود چيزي دارم كه تو در عرش كبرييايي خود نداري
من چون توئي دارم وتو چون خود نداري.
خدايا! به من زيستن عطا كن كه در لحظه مرگ بر بي ثمري لحظه اي كه براي زيستن گذشته است حسرت نخورم و مردني عطا كن كه بر بيهودگي اش سوگوار نباشم.
گذشت زمان را ثانيه ها نشان نمي دهد.
گذشت زمان را دقيقه ها نشان نمي دهد.
گذشت زمان را ساعت ها نشان نمي دهد.
اين سالهاست كه گذشت زمان را نشان مي دهد.
هر چند ثانيه ها زود مي گذرد.
الي متي احار فيك يا مولاي
متي ترانا ونراك يا بن الحسن روحي فداك
به غبار حرم كرببلاي تو قسم دوست دارم كه شبي در حرمت گريه كنم
به اميد روزي كه با هم در بين الحرمين گريه كنيم ودر انتظار روزي كه مهدي موعود ظهور كند و
جزو ياران او باشيم.
(واسلام)التما
محمد مهدي محمدي قهساره m.3
M_36732yahoo.com
|
|
| 20360 |
نام:
نفیسه
شهر:
نمی گم
تاریخ:
4/26/2006 8:50:54 AM
کاربر مهمان
|
چرا خدا کمکم نمی کنه ؟
چرا؟
چرا؟
چرا؟
|
|
| 20359 |
نام:
حسین کیمیا
شهر:
تبریز
تاریخ:
4/26/2006 8:10:25 AM
کاربر مهمان
|
سلام بر همگی
خوش است خلوت اگر یار یار من باشد
نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد
نمی دونم چرا این در گیری های من با خودم تموم نمیشن
محرمان کوچ نمودند و حرم مانده به جا
پای مردی شده پی , دست ستم مانده به جا
کاشکی خصم خبردار نگردد زین راز
که علمدار سفر کرد و علم مانده به جا
ای کاش یکی هم بدون هر تعارفی من و منها را از عیب خودمون اگاه میکرد دست بوسش هم میشدم...
از آنجا که بهام گفتهشده خورشید را فقط پس از غروبِ خورشید پیدا خواهیمکرد.
حقیقتش را بخواین من قصد رنجوندن کسی را ندارم حرف دلم را زدم حالا هر کی هر جور تابیر میکنه بکنه !
یه چند باری اینجا به من و به ترکها توهین شده از دوستان انتظار داشتم که دفاع کنند که هیچی ندیدم
من انقدر به ان توهینها ناراحت نشدم که به بی تفاوتی دوستان ناراحت شدم حالا بگذریم!
نوکر همتونم شاد باشید
(یاحق)
|
|
| 20358 |
نام:
عشقی
شهر:
شیری
تاریخ:
4/26/2006 8:02:00 AM
کاربر مهمان
|
ای که پیجیددراین دشت سدایت یک جهان قافله بیدار
شد ازبانگ رسیت
بنام حضرت دوست
کس نداندحال ایندذدزذ اتلی البتا لتابیلقثفه ع۸۴۳۵۶۴۳۵۲۲۳۴۵۲۳۴۵۴۳۵۴۳۲۵
|
|
| 20357 |
نام:
anamis
شهر:
karaj
تاریخ:
4/26/2006 7:36:25 AM
کاربر مهمان
|
salam nemidonam che jore bayad begam vali az hameye onaee ke in reigham ro mikhonan mikham ke vasam doa konan man mikham be on chizi ke bayad beresam azaton mikham vaseye man doa konid
merc
|
|
| 20356 |
نام:
سحر
شهر:
تبريز
تاریخ:
4/26/2006 7:33:57 AM
کاربر مهمان
|
salam
man mikhastam be shoma dar morede zendegim begam man ashege kasi shodam ke nemidonam on mano dost dare ya na vali har kari baram mikone va khodesh mige dost daram vali man bavar nemikonam chon pesaray emrozi ashege kasi nemishan dar zemn man gati shodam nemidonam edame bedam ya na vali on mige age gabol nakoni man khodamo mikosham ya aslan azdevaj nemikonam
|
|
| 20355 |
نام:
روشنک
شهر:
کاش مدینه فاضله بود
تاریخ:
4/26/2006 7:10:15 AM
کاربر مهمان
|
چه شب بدي بود ديشب واي كه چقدر عصبي شدم!
چقدر بده كه آدم مجبور باشه براي حفظ دينش با يه نامحرم جر و بحث كنه!
* * * * *
خدايا!
ميدونم اجراي احكام تو سخت نيست!
اونان كه انجام دادن كار درست براشون سخته!
بسكه به بد كردن عادت كردن!
انگار خوب بودن رو بد ميدونن!
. . .
كاش پول و قدرتشو داشتم تا يه مركزي درست كنم كه هيچ خانمي مجبور نباشه براي سالم بودن از عقايدش كوتاه بياد!
كاش اينجا نبودم!
كاش يه تو يه شهري بودم كه . . . اونجا . . . همه چيز اسلامي بود!
* * * * *
مولاي من!
كاش . . . تو زودتر بياي و اون مدينه فاضله اي رو كه همه مون منتظرش هستيم رو بوجود بياري!
همون جايي كه . . . بهش ميگن . . . آرمانشهر مهدويت!
بیاین دعا کنید زودتر اون شهر درست بشه!
* * * * *
التماس میکنم:
منو از دعاهای آسمونیتون فراموش نکنید!
|
|
| 20354 |
نام:
سید امیر حسین
شهر:
قم
تاریخ:
4/26/2006 7:04:24 AM
کاربر مهمان
|
جام می و خون دل هریک به کسی دادند دردایره قسمت اوضاع چنین باشد
|
|
| 20353 |
نام:
بی معرفت
شهر:
غریبستان
تاریخ:
4/26/2006 6:59:31 AM
کاربر مهمان
|
وقتی که به نوای جان خود خوب گوش دهی و صادقانه به خود فکر کنی... اینکه کجا بوده ام و که هستم و این موجود که اکنون دارد فکر می کند چه موجودی است؟!
آنگاهست که دیگر چشمهایت آنچه می دید نمی بیند... و دلت آنچنان جذب آن حقیقت دلربا می شود که از درد دوری از او چشمانت تر می گردد و ضجه هایت گوش فرشتگان مقرب را کر میکند..
آنگاه مانند طفلی که پدر و مادر خود را جایی در این عالم هستی گم کرده است فریاد خواهی زد و او را از خودش طلب خواهی کرد..
چه زیباست که هر چند وقت یکبار به نوزادان نگاه کنی و خود و خدای خود را در عظمت پژواک صدای گریه ی او لمس کنی...
---------------------------------------
http://bimarefat.parsiblog.com
|
|