اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 20302 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همین نزدیکی
تاریخ:
4/25/2006 2:56:55 PM
کاربر مهمان
|
الله الصمد
سلام عليكم
خدايا! نكنه برا حرف دلم، يه جور انحصاري بايد عمل كرد!؟
الهي! .... مي گم، من كه دلم پر درد و زخمه، اين زخم هام يه جورايي بهش وصله مي كنم، شايد اينجوري بيشتر سوزناك تر بشه!!!
اله من! شرمنده ام، اگه قرار به كارت پستال برا هم فرستادنه، كه من حاضرم هزاران بار اعتراف كنم : حرف دلي هاي مخلص، من فداي دلاي پاك و زلالتون كه مي شه، خودم رو توشون ببينم! نكنه يه موقع حس زيباي باهم بودن براي هم رو از ياد ببريم!؟
خدايا! تو بي نيازي و منزه از هرچه خواستن است! من كه در خود گرفتارم و اسير خاك، چگونه با بندگانت به سخن عشق ننشينم كه ديگر راهي ندارم براي رهايي از بار سنگين روزمرگي!
نازنين خداي من! ...
دوستان! عبدالفاطمه مدت هاست كه كوله باري از تنهايي و دلتنگي به پشت بسته و راهي بيابان بلا گرديده است، حال كه اينجا نيز مرا راه به قلب هايتان نيست، مي روم!!! بگذار بار ديگر ، كوله بارم از درد و تنهايي پر شود تا ...
اگر حرف دلم از جنس تيغ و تير و تبر و فشنگ است كه بر دلهايتان زخمي به جا مي گذارد، حلالم كنيد.
خدايا! تو خود آگاهي كه از كدامين ديار به حرف دل آمدم ، اينجا نه جاي گفتن از دنياست و نه دل بستن به دنيا، تنها و تنها با تو گفتن و رها گشتن است و زماني اندك براي برداشتن اندوه و غم از روي دل نازنيني!
اي، اي ، اي ........
تا حالا فكر مي كردم، اينجا تنها جاييه كه توش نمي شه به ريا و دغل انديشيد! هيهات اينجا هم انسان رو متهم به ....
نازنين خداي من! احساس غريبي بر دلم نشسته است، دلتنگم، نزديك است كه از اينجا هم بار سفر بندم، خوب دانستم كه اينجا نيز محل گذر است، نبايد دل بست و دل داد!!!
خدايا! شكرت كه اينجا نيز تنهايي ام را به رخم كشيدي و فهمانديم كه با غير تو به سخن نشستن جرم است!
افسوس !
خداي من! چرا تا مي آيي دست بنده خدايي رو بگيري تا به اوج آسمونت برسي، مي گن كه خطا كردي!؟
چرا تا مي آيي دلت رو آسموني كني و از همين دنياي مجازي دلت رو بسپاري دست يه ناشناس تا پيش تو بياره، مي گن نكن! قبح عمل رو شكستي و حاليت نيست چي كار مي كني!
خداي من! تا حالا فكر مي كردم، رسيدن به تو مرز نمي شناسه! ولي امروز بعد اين همه مدت بهم مي گن...
الهي! تا مي آيي بدوني مزه ي عشق چه جوريه، دستت رو مي گيرن و خيلي محترمانه مي گن: نكن اين كارو!
اله من! اينه رسمش!؟؟؟
خدايا! حرف دل آدما گاهي وقتا طعمش ترشه! و گاهي وقتا شيرين، نياد اون روزي كه حرف دلي تلخ باشه كه همه رو به هم مي ريزه!
خداي من! تا حالا فكر مي كردم، اينجا مي شه، سفر عشق رو آغاز كرد و سيد رو سر سلسله ي اسن عشق ناميد، ولي حيف و صد حيف كه سخن رو الوده به دنيا مي كنند.
آخر اينجا چه جاي گفتن از خويش است!؟؟؟؟؟ نمي دانم چرا باز از خود مي گويم!
...
یا بانو
|
|
| 20301 |
نام:
غریب
شهر:
غربت
تاریخ:
4/25/2006 1:32:27 PM
کاربر مهمان
|
خدای من مهربانم سلام
امشب مثل همه شبهای دیگه باز هم گرفته داره بارون میاد همه جا را می شوره کاش دل خسته من رو هم بشوره کاش به من یاد می دادی باید تو این دنیا صبر ایوب داشته باشم اما ندارم وبسیار خسته ام .
خداجونم پیش تو نگم به کی باید بگم ناله ام را پیش کی بزنم به کی بگم کمکم کن یاریم کن دیگه نمی تونم ادامه بدم این زندگی مثل یک قفس تنگ هر لحظه داره بیشتر من روخفه میکنه .
خدای من از درگاهت من رو نران چون جایی به جز اینجا نمی شناسم .تمام عشقم گدایی کردن جلوی خونه تو هست ونوکری کردن برای ائمه من عاشق هئتهای حسینی ام وجون می دم برای اینکه تاسوعا عاشورا بشه تا خادم سینه زن حسین باشم فدای سقای حسین بشم
خدایا نذار روح خسته ام اینطور بمیره .تو این بهار که همه چیز زنده شدند روح من داره میمیره خودم دارم میبینم .
امشب شب توسل وتوکل هست همه عشقم اینکه به بچه ها یاد می دم چطور میشه منتظر حقیقی مولا بود میگم وقتی امام ما زنده هست دیگه نیازی نیست ناراحت این باشیم که گره به کارمون افتاده کی باز کنه
خود آقا هست
آقا جون قربون کرمت بیا امشب به حق مادرتون خانم زهرا مارا هم یک نیم نگاهی بکنید .من بد هم دل دارم یک سری هم به من بزن .
خدای من بخوان بلند بخوان همواره بخوان ویاریم کن وگام رسیدنم به سویت را ببخش
دوستان حرف دل خیلی التماس دعا
|
|
| 20300 |
نام:
زینب
شهر:
اهواز
تاریخ:
4/25/2006 1:29:16 PM
کاربر مهمان
|
عشق اقایان مثل شعله های آتش می ماند زبانه می کشد با لا می رود تا آسمان ولی می سوزاند و زود خاموش می شود
عشق خانم ها مثل آتش زیر خاخستر است÷نهان و نهفته ولی همیشگی و آرام .
|
|
| 20299 |
نام:
م
شهر:
ش
تاریخ:
4/25/2006 1:29:00 PM
کاربر مهمان
|
با سلام
خسته ام خسته....
نمی دانم چرا دلم هر مدت یه سازی میزنه
ازبس همه چیز رو سخت میگیرم زود از اون خسته میشم
چکار کنم خدایا کمکم کن ازت خیلی دور شدم
نمی خوام دین رو فقط وسیله دنیا قرار بدم
نمیخوام از دین فقط جنبه ی آرامششو بگیرم
نمیخوام نمیخوام ....
اللهم عجل لولیک الفرج
الهی آمین
خدایا فرج آقا رو هر چه زودتر برسون
یا صاحب الزمان میدونم شما هم کمتر از خود ما نگرانمون نیستید شما میدونید ما توی منجلاب فساد غوطه وریم ولی خوابیم خواب.....
الهی العفو............................
|
|
| 20298 |
نام:
محمدعلی
شهر:
یزد
تاریخ:
4/25/2006 1:01:14 PM
کاربر مهمان
|
خدا روح شهید آوینی را شاد کند
|
|
| 20297 |
نام:
شهید گمنام
شهر:
جزیره مجنون
تاریخ:
4/25/2006 12:20:12 PM
کاربر مهمان
|
یک یادگاری به تمام دوستان حرف دل
********
به سر غیر از تو سودایی ندارم
به جز تو تمنایی ندارم
خدا داند که در بازار احساس
جز جان هیچ کالایی ندارم
***********************
یا علی
|
|
| 20296 |
نام:
زینب
شهر:
تهران
تاریخ:
4/25/2006 12:00:00 PM
کاربر مهمان
|
بگذاریم احساس هوایی بخورد.
|
|
| 20295 |
نام:
محمد مهدی
شهر:
کرمون
تاریخ:
4/25/2006 10:37:00 AM
کاربر مهمان
|
تورابه خدا به این اقای رییس جمهورمثلامحبوب بگوییدبه داد فقرا برسد همچی سر سفره ها دیدیم غیر از اثرات نفت
|
|
| 20294 |
نام:
شاگردمیکانیک
شهر:
تعمیرگاه
تاریخ:
4/25/2006 9:50:54 AM
کاربر مهمان
|
بسه...
|
|
| 20293 |
نام:
آواره
شهر:
تهران
تاریخ:
4/25/2006 9:37:44 AM
کاربر مهمان
|
چقدر جالب همديگر را محكوم مي كنيد در حاليكه خودتون هم ميدونيد كه خدا از نيات همه با خبره
و احتياجي به اين حرفها نيست چرا عادت كرديم تذكرها رو انتقاد ببينيم و براي انتقاد هم يك جبهه و توجيه بسازيم كاش بيشتر گوش بديم تذكر دادن هم براي خود فرد مفيده هم براي طرف مقابل
|
|