اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 20052 |
نام:
بي نام و نشان
شهر:
بی سرزمین از باد
تاریخ:
4/20/2006 3:13:03 PM
کاربر مهمان
|
عظمت زندگی در علم نيست بلکه در عمل است.موفقيت پيش رفتن است, نه به نقطه پايان رسيدن.نيروی معجزه آسائی که بزرگترين رؤياها و آرزوهای ما را تحقق ميبخشد, در درون همه ما نهفته است.انديشه های خود را شکل دهيد و الّا ديگران انديشه های شما را شکل ميدهند. خواسته های خود را عملي سازيد وگرنه ديگران براي شما برنامه ريزی ميکنند.قدرت در اين است که بتوانيد روال زندگی خود را تغيير دهيد, افکار خود را دگرگون کنيد و موجب شويد که کارها به مراد شما و نه در جهت مخالف شما انجام شود.پول به منزله سوخت و عامل حرکت جامعه صنعتی بود, اما سوخت و نيروی جامعه اطلاعاتی, دانش و آگاهی است, ما شاهد ايجاد ساختار طبقاتی تازه ای هستيم که بر اساس آن, گروهی صاحب اطلاعات هستند و گروه ديگر ناچارند آگاهانه عمل کنند. اين طبقه تازه, قدرت خود را نه از سرمايه و نه اززمين, بلکه از دانش و آگاهی بدست مي آورد.در دنيای مدرن, کيفيت زندگی, کيفيت ارتباطات است.بزرگترين موهبت اشخاص بسيار موفق نسبت به اشخاص عادی آن است که اقدام به عمل مي کنند.ما از طريق برقراری دو نوع ارتباط تجارب زندگی خود را شکل ميدهيم. . زندگی افراد موفق بارها نشان داده است که تعيين کننده کيفيت زندگي اتفاقات روزانه نيست بلکه عکس العمل ما در برابر آن اتفاقات است.اين شما هستيد که تصميم می گيريد زندگی را چگونه ببينيد و بر مبنای آن چگونه احساس و عمل کنيد. هيچ چيز دارای هيچ معنايی نيست، مگر معنايی که که شما به آن می دهيد.
|
|
| 20051 |
نام:
روشنک
شهر:
کاش مدینه فاضله بود
تاریخ:
4/20/2006 3:03:01 PM
کاربر مهمان
|
این رفتار خدا آدمو دیوونه میکنه:
خداوند با بندگانش آنچنان رفتار ميكنه كه گويي فقط همان يك بنده را داره ، اما بندگان با خدا انچنان رفتار مي كنند كه گويي همگان خداي شان هستند جز او.
وای خدا!
از دست من چی کشیدی!!!؟؟؟
* * * * *
منو از دعاهای آسمونیتون فراموش نکنید!
|
|
| 20050 |
نام:
علیرضا
شهر:
میبد
تاریخ:
4/20/2006 2:45:13 PM
کاربر مهمان
|
سلام
|
|
| 20049 |
نام:
روشنک
شهر:
کاش مدینه فاضله بود
تاریخ:
4/20/2006 2:45:09 PM
کاربر مهمان
|
اوایل بهم برمیخورد اگه میدیدم خدا جلو چشمم کسی بیشتر از من تحویل میگرفت ولی حالا میبینم که حق داشت
خدا تا شما ها رو داره منو میخواد چیکار؟؟؟
* * * * *
خدایا!
با من مهربون نباش که از خجالت آب میشم!
خدایا!
من هیچی نیستم و تو همه چی!
خدایا !
نمیخوام بندگی تو رو بکنم چون اگه کسی ببینه بنده ای مثل من داری شاید از تو هم بدش بیاد!
خدایا!
. . .
* تو خورشیدی و من شبنم چه سازم نه تاب دوری و نه تاب دیدار! *
چرا همیشه تو خوبی میکنی و من بدی؟؟؟
* * * * *
التماس میکنم:
منو از دعاهای آسمونیتون فراموش نکنید!
|
|
| 20048 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همین نزدیکی
تاریخ:
4/20/2006 2:05:10 PM
کاربر مهمان
|
يا ربّ! انا عبدك الضعيف، يا لطيف ! ارحم يا ارحم الراحمين.
سلام عليكم
***
خدايا! سوگند ياد مي كنم كه جز تو پروردگاري نيست و محمد آخرين فرستاده ات بر روي زمين است. خدايا! سوگند به رحمانيتت، كه من دنيا را رها كرده ام ولي دنيا دست از سر من بر نمي دارد.
اله من! در ياب كه بي قرارم.
نازنين خداي من! سوگند به مهربانيت كه در اين زمان كينه توز، و پر از ناسپاسي و كفران نعمت ها به صبح رسانده ايم، بدان گونه كه نيكوكار، بدكار به شمار مي آيد، و ستمگر بر تجاوز و سركشي خود مي افزايد. نه از آنچه مي دانيم بهره مي گيريم و نه از آن چه نمي دانيم، مي پرسيم، ونه از حادثه ي مهمي تا بر ما فرود نيايد، مي ترسيم.
خدايا! اين جملات را مولايم علي(ع) در آن زمان به زبان آوردند و امروز مصداق اين را خود به عينه ديدم! ديشب و پريشب را تا به صبح سر كردم و دانستم كه چرا امام حسن(ع) چرا قيام نفرمودند! به راستي كه با جاهل جماعت راه رفتن ، خود به چاه افكندن است.
الهي! امشب با كميل علي در كوچه پس كوچه هاي مدينه و كوفه راه خواهم رفت ...
اي دنيا! رهايم كن كه تاب درد تو ندارم، تاب دور گشتن از حق را ندارم، شهادت مي دهم كه جز خداي معبودي ندارم.
اي دنيا! سال هاست كه شيره ي جانم براي حفظ تو به كار بستم!!! ولي اينك اراده كردم كه تو را به حال خود رها كنم كه ديگر برايم ارزشي نداري.
اي دنيا! دست از سرم بردار، بگذار دمي براي خداي باشم و براي او قدم بردارم و رها شوم از تو و وسوسه هايت.
اي خدا! مي دانم كه اگر خشمت بگيرد تمام ما را مي سوزاند! مي دانم كه تر وخشك باهم مي سوزد، چنانچه شتر صالح را يك نفر دست و پاي بريد ولي خشمت تمام ثمود را گرفت!
پس چگونه فرياد بر نياورم از اندكي امربه معروف و نهي از منكر!؟؟
الهي! اي كاش اين مردمانت و اين ادعا كنندگان آگاهي از دين و شريعتت اينقدر گستاخانه حرفي را نمي زدند كه خود بدان پايبند نيستند! افسوس كه مرا از تهمت بر حذر مي دارند وآنگاه خود زبان به افترا مي آلايند. در ياب اله من! افسوس كه اينان شدند...
لااله الا الله
الهي! امشب با علي با چاه همنوا خواهم شد و از دست اين مردم فرياد بر چاه خواهم برد، انگار كه در تاريكي دنبال نوري باشي! لااله الاالله
شهادت مي دهم كه تو تنها پروردگار عالمياني
شهادت مي دهم كه جز تو مرا خدايي نيست و جز تو بر كس سجده نخوام برد.
اي خدا! امان از دست اين مردم كوتاه فكر و بي خرد و چشم نگر!
به تو پناه مي برم از شر شياطين انساني.
***
خاك عزيز! ما مخلصيم قربان! اين خاك به اميد وجود شماهاست كه به خود مي بالد. به خدايت پناه ببر عزيز! نيازمند دعاي خالصانه تون هستم. يادتون نره، آقامون منتظره...
فداي مولا بشم با اين مدعيان سربازيش! الهي! اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
فعلاً ياعلي و يازهرا(س)
|
|
| 20047 |
نام:
حلاج
شهر:
تبریز
تاریخ:
4/20/2006 1:32:17 PM
کاربر مهمان
|
خداوندا!
کیست که ساغر محبت از دست تو نوش کرد وحلقه بندگی دیگری در گوش کرد ؟!
کدامین نرگس ، پای نیاز در چشمه تو شست وچشم شیفتگی به تو ندوخت ؟
خدایا!
کدامین کهکشان بر گرد تو گشت و واله وحیران تو نگشت ؟
عزیزا!
کدا مین نیلوفر آبی به عشق تو سر فرود آورد وجاذبه مهر تو دید که به برکه گریخت ؟
معشوقا !
کدامین انسان پیشانی عشق بر خاک ربوبیت تو سائید وشیرینی تو چشید ودل به دیگری سپرد ؟
دلبرا!
کدامین پروانه ، شعله های ملتهب جمال تو دید و به ظلمت پناه برد ؟
امیدا!
کدامین یوسف به عشق رویای تو آواره نگشت ؟ کدامین یوسف در زیر سر پناه تو به زلیخا پناه داد ؟
شاهدا!
کدامین موسی در کوره طور گداخته شد حضور رقیب تو را دوام آورد ؟
ربا!
کدامین مریم کلامی با تو گفت و لب از صحبت دیگران ننهفت ؟
شور آفرینا!
کدامین محمد در حرا صدای تو شنید ونلرزید ؟
خداوندا!
گیاه به خشکی گرائیده ما را در جوار جویبار جاری خودت قرار ده واز زلال محبت خویش سیرابمان کن .
خدایا!
ما که در دل از دنیا ومافیها کنده ایم ودل به غیر تو نسپرده ام ، درونمان را در کوره ود ّ ومهر خویش خالص گردان .
خدایا!
ما را از آن دسته از بندگانت قرار ده که پرنده اشتیاقشان را در آسمان آبی لقاء خودت رخصت پرواز دادی وماهی رضایتشان را در دریای قضاء خودت پروراندی ، آنکه زنگار هر چه غیر از آیینه دلشان زدودی تا آنجا که رخسار تو به تمامه در قلبهای خویش به تماشا نشستند.
آنکه در طاقچه رضایتشان نشاندی و اشک هجران خودت را از مژگانشان چیدی وغبار دوریت را با دستهای مهر آغشته ات از چهره شان پاک کردی ودر چمنهای سبز صداقت در جوار درخت خویش جایشان دادی وظرفیت نوشیدن از چشمه عبادتت را اعطایشان کردی .
خدایا!
ما را از آن بندگانت قرار ده که در دود آتش عشقی که تو در خرمنشان افکندی تصویر روشن تو را دیدند وخانه دل برای ورود تو از اغیار تهی کردند .
آنانکه در فضای خلوصشان جز بوی گل مریم تو نپیچید ودر برکه چشمشان جز نیلوفر آبی تو نرویید، آنانکه بودشان را جز در سجود سپاس تو ندیدند.
آنانکه سینه هایشان مملو از هوای طاعت توست ، آنانکه اسوه های خلایقند واوج ترین پرواز ها در آسمان تو خاص آنان است .
آنکه تو طالب مناجاتشان وخریدار راز ونیازشان هستی .
آنانکه باغچه های دلشان را تو خود وجین می کنی وشاخه های نابجا را از گلدانشان _ که رشد به سوی تو را خدشه دار کن _ تو خود می بری .
خدایا!
ما را از آنان قرار ده که دلهای حزین غمگینشان با دیدار تو شاد می شود وغنچه های درهم ودردآلوده زندگیشان با آفتاب روی تو گشاده .
آنانکه پیشانیشان سجده گاه عظمت توست وچشمانشان بی خواب خدمت نو واشکهایشان روان خشیت تو وقلبهایشان متعلق محبت تو ودلهاشان لرزان محبتهای تو.
ای آنکه ماهتاب رخسار تو روشنایی راه وزیبایی نگاه عاشقان توست .
ای آنکه تنزه جمالت دلهای عارفان را جلای اشتیاق می بخشد .
ای آرزوی دلهای آرزومندان وای اشتیاق مشتاقان وای امید امیدواران وای عشق عاشقان وای غایت شیفتگان وای نهایت والگان وای درد دردمندان !
آتش عشقت را در خرمن وجودم بیفکن ، تخم دوست داشتنت را در گلدان دلم بکار ، سبزینه محبتت را در برگهای به زردی گرائید وجودم بدوان .
دلم را داغ عشقی بر جبین نه زبانم را بیانی آتشین ده .
خدایا!
من عشق به تو را هم
|
|
| 20046 |
نام:
سوووووووووورنا
شهر:
نزدیک کربلا
تاریخ:
4/20/2006 1:30:33 PM
کاربر مهمان
|
به نام خودت
خدا جون! ادبیاتو ولش!! خودت گفتی ما درون را بنگریم و حال را...
می خوام بگم خیلی باحالی ،خیلی باصفایی، خیلی نازی!واقعا خدایی فقط برازنده خودته.
می بینید بچه ها واقعا خوب کسی رو خداش کردن!!بابا بیاین هر چی می خواین از خودش بگیرین.درسته که بعضی وقتا زود جواب می ده بعضی وقتا دیر ولی خوب جواب میده.
خداجون!خیلی مخلصتیم!
|
|
| 20045 |
نام:
دوکوهه
شهر:
همینجا...
تاریخ:
4/20/2006 12:29:11 PM
کاربر مهمان
|
یا ابا عبدالله الحسین
یا لیتنا کنا معکم آقا جان آقا جان آقا جان
سوختم.سوختم.سوختم.
|
|
| 20044 |
نام:
خاک
شهر:
آهن و سیمان
تاریخ:
4/20/2006 12:14:12 PM
کاربر مهمان
|
اعیذ نفسی بالله العلی العظیم
***
قرار بود سر روي شانه ي هلال ماه بگذاري
و با صداي بلند سكوت كني
تمام ديشب
داشتم آخرين دكمه ي پيراهن ماه را به شب مي دوختم
***
ما که هر وقت می آییم اینجا اسم شما جذبمون میکنه
وقتی هم که بتونیم حرفاتون رو بخونیم کلی صفا می کنیم
عبدالفاطمه ی عزیز شب جمعه ست و .....
ما رو از لحظه های ناب عرفانیت خط نزن
میگن هنوز داریم نفس می کشیم
حتما می کشیم
خاک های ناب سرزمین آوینی
التماس دعا/.
۱/۳۱ ۱۹:۴۳
|
|
| 20043 |
نام:
سید امیر حسینی
شهر:
بو شهر
تاریخ:
4/20/2006 12:01:50 PM
کاربر مهمان
|
نازم به ناز انکس که به ناز خود ننازد
|
|