شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
19752
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 4/14/2006 4:03:52 PM
کاربر مهمان
 
یا بقیه الله!

باران که می بارد در قطره قطره هایش تو پیدایی.
آنکس که اشک ریزان است ، خوب می فهمد این راز را.
خوب می فهمد راز پرواز را.

یا بقیه الله... یا بقیه الله... یا بقیه الله...
19751
نام: انا سائل الزهرا
شهر: زیر آسمون خدا
تاریخ: 4/14/2006 3:45:22 PM
کاربر مهمان
  هر روز رو منتظرم تا چراغی روشن کنی.
خوب یادمه که تو آخرین وداع عهد بستیم....... و من منتظرم.... دل بی قرار است. سردر گمم... و دلتنگ. یادم آمد روایت داریم عادت به چیزی نکنیم.... و من گویی بیش از هر چیز ادت کرده ام...
ختم یا اباالفضل گرفته ام. می دانم همه آنها که از معصومین به شفاعت گرفته ام کمک می کنند.... می دانم که هر چه باد خیر است و خیر است و خیر........
الهی الهی الهی....
دریابم که می دانم درمی یابیم.... که اگر نود حتی نمی توانستم از درگاهت بخواهم و به درگاهت دعا کنم و ملتمسانه با تمام گناهکاری و روسیاهیم به آستان پرمهرت قدم بگذارم..........
**************
شمارش معکوس را شروع کرده ام. چشمانی اشکبار و کوله باری از گناه و دلی لبریز از نیاز آورده ام......دریابم..........در یابم..........
********
آه ... هنوز چراغت خاموش است.........
*****
برایمان دعاکنید... به نیت شهادت و وصل.....

یا صاحب الزمان ادرکنی............
یا حبیب قلوب الصادقین....
اغفر ذنوبی التی تهتک العصم. یا ارحم الراحمین........
19750
نام: ....
شهر: ....
تاریخ: 4/14/2006 3:25:47 PM
کاربر مهمان
 
صلی الله علیک یا ابا عبدالله الحسین.
19749
نام: آسمان
شهر: خدایا مرا آسمانی کن
تاریخ: 4/14/2006 2:59:05 PM
کاربر مهمان
  http://www.hajihemmat.blogfa.com/
سلام برچشمانی که سفیدیش به سرخی تبدیل شده بود ودر سه راهی شهادت سربه زیر نگاه برآسمان داشت وسرجدا لبخند برخدا زد وبرای همیشه جاودانه شد
برای فرج مولایمان و شادی روح امام وشهدا وسلامتی سید بزرگوار رهبر فرزانه مان ۳صلوات خداپسندانه بفرستیم .
19748
نام: غریب
شهر: غربت
تاریخ: 4/14/2006 2:51:14 PM
کاربر مهمان
  بنام تو ای مهربانترین

خدای من ترا شکر می کنم به خاطر همه دردهای که نهان است ومرا آنچنان می سوزاند که نمی توانم فریادی بزنم ناله ای کنم .خدایا تراشکر می کنم که ظرف مرا شکستی تا به من نشان دهی که بچه مراقب باش من همین جا هستم مباد که چشم در چشم غیرمن داشته باشی.
خدایا شکر می کنم ترا به خاطر اینکه تو خدای من هستی ومن بنده تو با همه بدیهایم مرا می پذیری وبه حرفهایم گوش می کنی .نسیان دارم وگاه فراموش میکنم که در برابر تو همیشه با منی خطا نکنم وتو ستارالعیوب من چه بزرگوارانه چشم می پوشی برخطاهایم وندید می گیری کوتاهیهایم را .چقدر دوستت دارم ای پروردگار من ای مهربان ای کریم
*******************************************
علی آقا اخوی عزیز من کجا وقریبی کجا .قریب تو یی برادر نه من شما قریب خدایید وبه حرمت این قربت خدا چقدر زیبا هر لحظه می خواندشمارا تماشا .اگر چه زخم جسم سخت وجانکاه هست اما چه شیرینی از این بالاتر که شما هر لحظه مهمان محبوب می باشید وبه یک لبخند می خواند شمارا .خوشا به حال این میهمان که میزبانی چنین عظیم دارد .می دانم که رضا هستید به رضای خدا زیرا که مولای غریبمان امام رضا شمارا به زیارتش دعوت کرده .برادر من اونموقع که یک سلام قریبانه به آقا می دید همون موقع که دلتون می شکنه یک سلام هم از جانب من غریب بدید بگید به آقا قربون کرمت بیا ضمانت من حقیررو هم پیش خدا بکنه تا خدا من را صدا کنه دلم برای خواندن خدا تنگ شده می شه حجتش رو برمن تمام کنه .میشه من را تا خود خدایش ببره .دلم گرفته از این برهوت برای همه دعا کنید تا خدا مارا از این هبوط وتنهایی نجات بده .
خدای من بخوان بلند بخوان همواره بخوان وگام به سویت آمدن را به من عنایت کن.
ملتمس دعا از همگی غریب
یا ارحم راحمین
19747
نام:
شهر:
تاریخ: 4/14/2006 2:51:12 PM
کاربر مهمان
  كاش ميدانستيم كه خداوند متعال چقدر بندهايش را دوست دارد كه براي رسيدن به قرب خودش انها رادر مسير عشق قرار ميدهد وانان رابه طروق مختلف اگاه ميكند كه اي انسان تو اشرف مخلوقاتمي وبايددر مسير كمال قرار بگيري كه راه ان بندگيست .
19746
نام: م
شهر: شیراز
تاریخ: 4/14/2006 2:04:29 PM
کاربر مهمان
  با سلام خدمت همتون مخلص همتون هم مستم
جدا اگه همه دلشون اینقدر صفا داشت چی میشد اگه همه آدما لااقل همه مسلمونا اینقدر دلشون خدایی و امام زمانی بود چی میشد دیگه آدم اینقدر تنها نبود دیگه آدم فکر نمیکرد از دنیا و دیگران جدا افتاده هر لحظه فکر نمیکرد نکنه داره افراط میکنه نکنه داره مقدس مآب میشه نکنه داره ریا میکنه بعد مجبور میشه خودشو بزنه به اون راه و بگه اینقدر سخت نگیرم به هر حال ما هم باید با این آدما زندگی کنیم پس باید بتونیم تحملشون کنیم وگرنه.... پس دل به دریا زدم و یک کمی زندگی رو راحت تر گرفتم پیش خودم گفتم امام زمان هم اینجوری خوشحال نمیشه که ما حتی راحتیها و خوشیهای حلال و مباح را از خودمون بگیریم و افسرده بشیم گفتم یا صاحب الزمان و از اون حال اومدم بیرون....
اللهم عجل لولیک الفرج الهی آمین
19745
نام: دل تنگ
شهر: مرا آسمانی کن خدا
تاریخ: 4/14/2006 1:02:33 PM
کاربر مهمان
  خدایا کمکمان کن................
خدااااااااااایا.........................................
...............................................
19744
نام: زهرا
شهر: شیدایی
تاریخ: 4/14/2006 12:59:07 PM
کاربر مهمان
  به نام خدایی که من وتنهایی را با هم آفرید
اهالی حرف دل سلام!
امروز برای برادرم گفتم که این چند روز دراین صفحه چه گذشت ازشنیدن آن خواب واین همه محبت خیلی خوشحال شدخودش درموقعیتی نیست که پشت کامپیوتر بشینه وبنویسه من دستوردارم!!! پیغامهاش رو برسونم
عبدالرضا میدونم خدا خواهری را به عنوان یه طلیعه الهی به من داده ومن هر روز این نعمت را شکر میکنم اما به قول خودت مومن ! خیلی برام دعا کن وبه آن عزیزتون بگو دعاش مستجاب شده وگرنه نمی فهمید که باید
دنبال راه درست بگرده
سورنای کربلایی سلام همون موقع که تو سلام می دادی آقا جواب داده ؛حتما جواب داده ؛خدا خیرت بده خواهرم
بازمانده جان ! توی دفتر تلفنم خیلی شماره ها هست که اگر زنگ بزنم باید از بهشت جوابم را بدهند ما جاموندیم و فقط خودمون میدونیم هیچ توجیهی نداره ولی من هنوز امیدوارم شما هم امیدواری مگه نه؟
ناشناس برادر بزرگوارم ! این خواهر ما بعضی وقتا که نمی خواد من بفهمم غمگینه همه غصه هاش رو میریزه توی این صفحه ؛ شما همین که دعا می کنی کافیه نیازی نیست قلعه را ترک کنی قلعه بی سرباز مثل آلاچیق بی سقفه شرمندمون نکن!
عبدالفاطمه گرامی که به یقین پیش بانویت آبرویی داری اگه هنوز معتقدی بانویت به سینه شیعه علی(ع) دست رد نمی زنه بازهم برای من شیعه بی آبرووخواهرم دعا کن ولی شما هم هرگز این جا را رها نکن!
آسمان!زهرای من باید زینب بودن را یاد بگیره اما چقدر سخته که من حسین این زینب باشم وزینب شدنش را نظاره کنم خدا به همه ما صبر بدهد
غربت ! قریب تر از اونی که فکر میکنی ، شادم کردی خدا حفظت کند
بیقرارو.....! مخلصیم
واما به قول زهرا؛آقای خروش
حرف های بسیاری هست که به گفتنش قاصرم ؛ ازشما تشکر میکنم که قوت قلبی برای زهرا ی عزیزم شدید ودرحالیکه سخت وعذاب دهنده بود زهرا جان را تنها نگذاشتید اما آقای خروش آخرین حرف هایتان عذابم داد
کاش اینها را زهرا بنویسد ولی نشنود احساس کردم در میان حرفهایت می خواهی بگویی....................
نمی دانم چرا یک دفعه برادرم ناراحت شد، سرخ شد وبا بغض گفت: خواهری ! گفته بودی به خاطر من این حرفها را برای دوستانت نوشتی حالا من از تو می خواهم به خاطر من ، دیگر ننویسی .این یه خواهش نیست التماسه تاابد خودم به درددلهایت صبورانه وبا اشتیاق گوش می دهم ولی دیگر برای هیچ کس نگوکه.............................
وبعد سکوت کرد. همیشه زیارت عاشورا را با روضه وداع می خواند امروز بعد از این اتفاق زیارت عاشورا خواند ولی با روضه حضرت زهرا (س) وبعد هم رفت مسجد وهنوز نیامده. کاش می گفت چه چیزی ناراحتش کرده ؛براش خیلی زیاد دعا کنید گویا من باز به جای مرهم بودن نمک روی زخمش شدم!
شاید برادرم از حرفهای خروش چیزی را فهمیده که من نمی فهمم ولی بهر حال من به برادرم قول دادم واز هم صحبتی با شما خوبان هم محروم شدم اما کاش نبودنم باعث نشه یادتون بره برای من وبرادرم دعا کنید
واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای خدایا ! کجاایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
التماس دعا - یا حق

19743
نام: مهدي
شهر: كنگان
تاریخ: 4/14/2006 12:37:40 PM
کاربر مهمان
  سلام به همه
<<ابتدا <قبلی 1981 1980 1979 1978 1977 1976 1975 1974 1973 1972 1971 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved