اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 19432 |
نام:
لهراسب آقاجري
شهر:
اهواز
تاریخ:
4/9/2006 3:10:32 AM
کاربر مهمان
|
خدايا دلتنگ لحضه هائيم كه از كفم برون شد وقتي دعام مستجاب نميشه فكر ميكنم خدا دوستم نداره نه اين منم كه خدا را دوست ندارم و او را در زندگي وافكارم شريك نميكنم انقدر لحظه هاي با خدا بودن قشنگ و زيبا است كه نگو و نپرس چيزهاي را نشونت ميده كه هرگز نديدي و حالي پيدا ميكني كه ابدا دوست نداري از اون حال بيرون شوي سرمست و مسرور از فيوضات الهي و غرق در انوار حقي و به هر سو نظاره كني نور در نور بوي عطر درفضا زيبائي فوق زيبائي نسيم و بوي خوش بهشت پرواز در پرواز و سرخوشي پشت سر خوشي تورا احاطه كرده كه اين همه از گوشه چشم اوست و خوشا به حال شهيد آويني كه با او بود و بسويش پر كشيد آه كه منه خسته بال پر بسته دنيا نميتونم آن لحظه هارا داشته باشم هركس خاك را بر افلاك قبول كرد در خاكستر زشتيها هلاك خواهد شد
|
|
| 19431 |
نام:
توحید
شهر:
ایران
تاریخ:
4/9/2006 3:01:19 AM
کاربر مهمان
|
امام رضاعليه السلام:كه در مجلسى بنشيند كه در آن ياد ما (اهلبيت) زنده مىشود ، قلبش ، در روزى كه قلبها مىميرند ، نمىميرد.
|
|
| 19430 |
نام:
سید محمد حسین
شهر:
تهران
تاریخ:
4/9/2006 2:48:51 AM
کاربر مهمان
|
ناشناس دلمونو با نوای دلت آشناتر کردی. امروز... امروز، روز شهادت سید الشهدای اهل قلم، آسید مرتضای آوینیه. برق اوون چشم های نافذش رو دلمه. همون خنده ای که داره. با اوون محاسن جوگندمیش. با اوون چفیه ای که خیلی وقتا گردنشه. با اوون دل پاک و بزرگ. به بزرگی اروند... به وسعت فکه... به غربت شلمچه... به نمناکیه طلائیه... به خنکی چزابه... به... به... به... به نابیه دل شهدا. همونایی که به شهود رسیدن. شهود...!!! شهودی که مقدمه ی شهادته. خود شهادته. عین وصاله. امسال نتونستیم تو مقتل شهید آوینی تو فکه توقف کنیم. آخه خواهرها اونجا نشسته بودند. ولی قبل از مقتل نشستیم و روضه خوندیم. یکی از بچه ها که مداح هم نبود روضه خوند. روضه حضرت زهرا خوند. واسه شهدا خوند. اونقدر با اخلاص خوند که نوای تازه کارش اشک همه رو جاری کرد. هنوز داغی رمل های فکه رو روی پاهام حس می کنم. آخه می دونید پاهای آدم روی رمل فرو می ره. کف پا زیاد اذیت نمیشه. ولی روی پاها می سوزه. ای دل ای دل. چه صورت های آسمونی شهدایی که روی این خاک نیوفتاد... که وجه الله هایی که سوختند.
آقا سید... دستت خیلی پر برکته. دارم با خودت حرف می زنم. گوش می دی. مطمئنم. عین یه پدر برامون می مونی. دست جوونامونو بگیر. دست پیرها رو هم بگیر. شماها که دارید واسه سربازی امام زمان آماده می شید، مدد بدید ما هم لیاقت سربازیشونو پیدا کنیم. دلم تنگه. اینقدر تنگ که حتی نمی تونم دیگه ادامه بدم....
یا علی و یا زهرا
|
|
| 19429 |
نام:
لهراسب آقاجري
شهر:
اهواز
تاریخ:
4/9/2006 2:33:55 AM
کاربر مهمان
|
مرضيه خانم چرا احساس دلتنگي ميكني تو كه خدا را داري تو كه قرآن را داري دلتنگي واسه چي البته به شما حق ميدهم چون هيچ كجاي دنيا ايران نميشه امام رضا خودش به شما كمك ميكنه اگر عقيده ات عوض نشود بعضي وقتها آدم دلتنگ و عارف ميشه ولي مقطعي است با رفتن به يك مجلس شيطا ني آن حالت عارفانه و دلتنگي خاص از بين ميرود و آدم دوباره غرق در اميال نفساني و غير اخلاقي ميشود كه اميداست شما از اين تيپ افراد نباشي اگر مستمر اين حالت روحاني را داشته باشي منتظر نصرت الهي باش اي عزيز اندكي صبر سحر نزديك است *
|
|
| 19428 |
نام:
ناشناس
شهر:
غریبستان
تاریخ:
4/9/2006 2:29:46 AM
کاربر مهمان
|
سلام
سلام آقا سیدمرتضی
شهادتت مبارک . البته تبریک به مایی که بعد پرواز تو باورمون شد باب شهادت برای همیشه بازه ...
نمیدونم چرا شهادت تو برای هیچ کس غم نداشت !!! اونقدر که تو قشنگ رفتی . اون لبخند شیرینی که تا عالم عالمه بعید میدونم دوباره تکراری به این شکل داشته باشه و ...... خوشا به سعادتت که پیش خدایی ، پیش آقای دلم عباس ،
آقا سید دارم گریه میکنم ، بغضی دارم به اندازه همه عمرم همین الان به همین اشک قسمت میدم به خدا بگو که بغض و دلتنگی ما رو اول بنام مهدی فاطمه (عج الله) و بعد جوار خودش قرار بده
آقا سید میبینی دوستای نابت چه مامن امنی رو برای دلای پژمرده ما مهیا کردن که بیاییم و با رفاقت چون تویی یه خورده از سیاه رویی خودمون دور بشیم و عاشقانه با خدای خودمون ، با امام زمانمون ، با عاشقایی که ندیده عاشقن نجوا کنیم . میدونم که میدونی جزو شهدایی هستی که مصداق بارز نوید الهین که : مپندارید شهیدان مرده اند ، بلکه آنان زنده اند .....
آقا سید حضور سبزت رو میبینی ؟ !!!
یادته اون روز که آقا سید مصطفی از خاطراتش با شما گفت و اینکه یه روز شما همه زندگیتو ، همه دست نوشته هات رو همه اون چیزی که سالها برای به دست آوردنشون زحمت کشیده بود از بین بردی برای اینکه دوباره شروع و آه که چه آغازی داشتی که پایان جز نوشیدن شربت شهادت نبود
یادته به تبعیت از شما منم همه زندگیم رو از بین بردم نه یکبار بلکه دوبار همه آغاز نکردم با اون آغازی که تو کردی و میبینی هنوز به زمین خدا چسبیدم و به بنده هاش آویزون .......
آقا سید ترو جدت بیا و دل نازنینت برای ما به رحم بیاد ... بیا و از خدا سرنوشت خودت رو برای ما بخواه ... بیا و یه پر از بال پروازت به ما قرض بده ... بیا و با نوک انگشتت اشک روی گونه هامون رو بچین و با زبان تفسیر گوی خودت برای خدا بگو چه بغض و حسرتی پشت این اشکا خوابیده ... بیا و نظر لطفی به برو بچه های قلعه حرف دل بکن و همه ما رو مهمون خونه ویلاییت توی بهشت بکن ...
آقا سید تو که میدونی من زبون مهربون و صدای قشنگ ترو ندارم ، میدونی که قلمم شکسته است و نمیتونه نجوای دلم رو مثل تو روی کاغذ بیاره ، میدونی که شکسته ام ، ترو به قلب پاکت برای ما دعا کن
به روح پاکت قسم قلبم میگیره وقتی خاطرات بازمانده رو میخونم و میبینم با چه دلی داره راه رو تنها ادامه میده
قلبم به درد میاد وقتی خروش میاد و میگه اشکش شده فریاد و آسمون رو داره میلرزونه
واویلای دلم میشه وقتی میبینم عبدالفاطمه حسرت دلش رو تنها برای چشمای سبز پشت قاب عکس میگه ، سورنا دلنوشته هاش داره داغونم میکنه ، بیقرار و بیقراریاش و فقط اون کلمه آخرش که میگه داداش کوچیکتون و منو به یاد برادری آقام عباس میندازه ، از دل کوچیک شهید گمنام بگم و بخوام ترو به همنامیش با امامم علی قسم بدم ، بخوام از دلتنگ کربلا بگم که برگشتم تا ببینم روزی که بقولش عمل کنه و برامون پیغام بگذاره ... خداحافظ رفتم کربلا ، از مست وصال بگم که مست شد و رفت که رفت ، از زهرا بگم و شیدایی دلش ، از علی داداش بگم و تنی که پاره پاره است و داره دل زهرا رو خون میکنه ، از عبدالرضا بگم یا از مرید ............ از چی و از کی بگم آقا سید که تو خودت صاحب سایتی و هر روز میایی و اونو به روز میکنی ...............
آقا سید دیگه خودت از نقطه چینهام تا ته قلبم برو اما دلم رو خوش کن که به تهش رسیدی آرزوی همه ما برآورده شده ............
یا علی آقا سید
|
|
| 19427 |
نام:
ملیحه
شهر:
شهرکرد
تاریخ:
4/9/2006 2:17:46 AM
کاربر مهمان
|
سلامتی دوباره شوهرم و سلامتی بچه هایم و شیرین بودن زندگی
|
|
| 19426 |
نام:
marzia
شهر:
toronto
تاریخ:
4/8/2006 9:57:34 PM
کاربر مهمان
|
f_ali akbary kheily mamnoo az tawajoohe toon
too roo khoda hamin ke cheshmet be harame emam reza oftad dooaam kon
mogan doaaye digaran zood tar mostajab misheh
shoma ro be hamoon emem reza ke saadat dary wa har roozo har shab mibinineshon baram doaa konid
emem reza shoma ro dost dareh ke enghadar be khodesh shoma roo nazdik kardeh
eltemase doa
khoda hafez
|
|
| 19425 |
نام:
marzia
شهر:
toronto
تاریخ:
4/8/2006 8:54:58 PM
کاربر مهمان
|
emshab bazam delam gerefteh
nemidoonam chera ?
az inja ??????????????????????
az in keshwary ke aslan toosh booye khoda nist
delam baraye iran tang shodeh
delam baraye ziyarate emam reza,waseh saye do lkarim tang shodeh
to ro khoda har ki ino mikhooneh wasam doaa koneh
ke khoda oon roozo nayareh ke khoda manoo az yad bebareh
ya zamene ahooooooooo
|
|
| 19424 |
نام:
سوفی یا صوفی نمیدونم
شهر:
حافظ
تاریخ:
4/8/2006 8:33:59 PM
کاربر مهمان
|
عشق می باید این روزگاران خدارا
|
|
| 19423 |
نام:
مسافر
شهر:
باد
تاریخ:
4/8/2006 8:25:16 PM
کاربر مهمان
|
خدایا دوستت دارم.دوستم داری؟دوستش دارم.دوستش داری؟ دوستم داره؟خداااااااااااااا چیکار کنم؟ بمونم باهاش؟دوستش داشته باشم؟یا بقیه عمرومو سفر کنم؟ هر چی تو بگی.ولی توروخدا نگو که یکی دیگه رو دوست داشته باشم که نمیتونم.خدایا عاشقت بودم حالا عاشق مخلوقت هم شدم.شکر شکر شکر...
|
|