شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
19242
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 4/6/2006 3:13:32 AM
کاربر مهمان
 
غریب عزیز از غربت!
سلام
در غریبی و غربت، دل آدمی زود می شکند. برای همین، در غربت ، دل شکسته و دلشکسته زیاد است. دل که شکست به آسمان زیاد نگاه می کند و آماده پرواز می شود. حالا فقط به یک جرقه نیاز است. از نگاه غریبانه ات، احساس کردم که زود !! پرواز می کنی.
دل شکسته ات و غربتت در این دنیای غریب، مبارکت باشد.
خروش را هم دعا کن...


19241
نام: حلاج
شهر: تبریز
تاریخ: 4/6/2006 2:48:50 AM
کاربر مهمان
 
آمد ز درم خنده به لب بوسه طلب مست
در دامن پندار من می زده بنشست

لبهاش شراب سخن عشق فرو ریخت
بر اشک نیازم ره دیوانگی بست

آن ترک ستم کیش که ترک دل ما گفت
باز آمد و هر عهد که بستم همه بشکست

گفتم که دگر در سر من شور غمت نیست
در چشم من آویخت نگاهش که ببین هست

گفتم به خدا سینه ام از عشق تو خالیست
وان رشته پیوند من و زلف تو بگسست

خندید و از آن چشمه خورشید شرر ریخت
دل ذره صفت باز به آن سلسله پیوست

او کودک خودخواه زمان است و عجب نیست
گر لعبتم و در کف او میروم از دست
19240
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 4/6/2006 2:47:28 AM
کاربر مهمان
 
شهید، یاقوت سرخی است که زینت سینه هر دو عالم است و شهادت، معنا بخش همه اعصار و قرون است.

شهید ، بزرگترین استاد دانشگاه عشق است و شهادت ، پایان نامه رشته عاشقی است.

شهید ، حقیقی ترین عاشق است و شهادت ، بلند ترین قله کوهستان عشق است.

شهید ، در نهایت سکوت، تمام کوچه پس کوچه های فریاد را در می نوردد و شهادت ، بلند ترین فریاد انسانهای بزرگ است.

شهید ، جسم را بر فرش می گذارد و روح را به عرش می سپارد و شهادت ، آرامترین راه وصال است.

شهید ،وجود لا وجودی است که در طرفه العینی زمین و آسمان را تسخیر می کند و شهادت ، مکان لامکانی است که جز مرکب نشینان خلوص بدان نرسند و منصب والایی است که جز سرداران تقرب ، بدان دست نیابند.

شهید ، برگزیده ای است که هیچ مرگی برای او منصفانه نیست الا شهادت. و شهادت ، زیباترین مرگی است که هیچ زیبا رویی بدان دست نیابد الا شهید.

شهید ، کبوتر سفیدی است که مدال سرخ شهادت را بر سینه دارد و شهادت ، ایستادن بر فراز سکوی افتخار است.

شهید ، تنها بانی پیوند مبارک آسمان و زمین است و شهادت ، عروس زیبا روی شهید است.

شهید ، نامی است که جز بر شهیدان!! نمی گذارند و شهادت ، جامی است که جز بر راستگویان و دلباختگان نمی چشانند.

شهید ، حقی است که حقش ادا نتوان کرد و شهادت ، حقیقتی است که با الفاظ توصیف نگردد.


خداوندا! ما را شهید بمیران... آمین


19239
نام: .
شهر: ..
تاریخ: 4/6/2006 2:46:23 AM
کاربر مهمان
  کمکم کن انگار تو هواهستم
19238
نام: س - د
شهر: تهران
تاریخ: 4/6/2006 2:40:36 AM
کاربر مهمان
  از خدا می خوام تا آخر فروردین اگر صلاح دونست حاجت من مستجاب کنه. ان شاء الله
19237
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 4/6/2006 2:02:58 AM
کاربر مهمان
 
زهرای شیدایی سلام

خوشحالم که اومدی. سرافرازم کردی.
استغاثه می خونی یا نه؟ به اون مداومت کن. در این صورت به من و امثال من احتیاجی نخواهی داشت هر چند که ما به وظیفه خودمون عمل می کنیم.
زهرای عزیز!!!!برات آینده زیبایی رو آرزو می کنم. می تونی روی سورنای نزدیک کربلایی خیلی حساب کنی . باور کن.
ما هم در خدمتیم. خداوند به تو کمک کنه ان شاءالله.

19236
نام: اکبری
شهر: افغا نستا ن
تاریخ: 4/6/2006 1:53:10 AM
کاربر مهمان
  سرو ده ها ی محرم تو سط اهنگران
19235
نام: زهرا
شهر: شیدایی
تاریخ: 4/6/2006 12:51:09 AM
کاربر مهمان
  بسم رب التوابین
حرف دلیها!فاتحین قلعه شهید آوینی ،سلام
گفتم: کجا؟........گفتا: به خون
گفتم :که کی؟......گفتا: کنون
گفتم :چرا؟......گفتا:جنون
گفتم:مرو...........................خندید ورفت
این دنیای مجازی واسه عقل مجازیه ولی برای دل غمگین من یه چیزی بیشتر از دنیای مادی خاکی روی زمینه
بعضی وقتها درد به سراغ تو می آید و تو مشتاقانه او را می پذیری ودم بر نمی آوری!گاه آنقدر دلتنگی که می گمارم قلب در قفس سینه ات نمی گنجد اما تو می ترسی دلی از صدای غسه تو برنجد وچه زیبا خاموش می مانی!من از دنیای تو چقدر دورم که در این دنیای مجازی!هم می رنجم واعتراض می کنم !
کاش می شد ریه ام را به او بدهم !کاش میشد چشمانم را به او بدهم!کاش میشد التیام دردهایش باشم!کاش غمگین نمی دیدمش !وهزاران کاش که .........
این کاش هارامی گویم ولی امسال جنوب هر چی فکر کردم دیدم واسه اینهایی که نمی شه کاش میگم وواسه اونهایی که میشه سستی میکنم
برادرم میگه اگر ازشهیدی عهد گرفته باشی که تو را هم ببرد مثل شهید خرازی که حاج احمد را برد بالاخره آن شهید روزی تو را هم می برد منظورش این بود که خواهری تا دیر نشده عهد بگیر اما من با چه زبونی به برادرم بگم شهید شدی منم ببر ! اصلا با چه رویی بگم!
تصادف کرده و حسابی ماشین داغون شده وخودش هم
داغون تر از قبل !می گه بازم نشد تا یه قدمیش رفتم و...............
آقای خروش ! برام خیلی دعا کن! ناشناس برام خیلی دعا کن!بیقرار برام خیلی دعا کن!سورنا برام خیلی دعا کن !حرف دلیها برای برادرم خیلی دعا کنید!
یا حق
19234
نام: سعید
شهر: ابادان
تاریخ: 4/6/2006 12:37:39 AM
کاربر مهمان
  عجب زمانه ای شده باید به خدا پناه برد از این همه بی حرمتی نه پسر به پدر حرمت میگذارد نه برادر به برادرجالب اینجاست که همه فکر میکنند خودشان حق میگویند نه بابا اینطوری نیست حق را باید با منطق وعقل سنجید نه با احساس وقتی پایبنده احساس زنانه بشوی روزگارت بهتراز این نمی شود احترام به احساس زن باید گذاشت ولی با تعقل ودوراندیشی مردانه امید کسی که اسیر این احساس شده زودتر به خود بیاید.
19233
نام: زهرا
شهر: شیدایی
تاریخ: 4/6/2006 12:29:52 AM
کاربر مهمان
  به نام خدا
سلام
این شعر تقدیم به ................
بیا یاد گلهای پرپر کنیم
حدیث جنون را مکرر کنیم
چه گلهای سرخی که پرپر شدند
چه مردان سبزی کبوترشدند
بیا هشت فصل جنون گریه کن
بیا زیر باران خون گریه کن
بیا توبه کن ای دل روسیاه
بماندی تو یک فصل در جبهه آه
بگو بی محابا چه کردی بگو
زمیدان غیرت زمردی بگو
تو در راه ایمان فدایی شدی
بسیجی شدی شیمیایی شدی
تویی دست وپا روی مین رفته ای
برای خدا روی مین رفته ای
به دستت گرفتی تو یک شب تفنگ
سرودی تو یک حنجره شعر جنگ
تو در برف وباران جنون کرده ای
و پرواز تا قاف خون کرده ای
تو با عشق بودی به فتح الفتوح
درآن فصل توفان درآن فصل نوح
چه گویم برادر دلم آتش است
مرا مست کن ای جنون مست
بیا سر گذاریم بر دوش غم
بگرییم بی دل درآغوش هم
بیا خون بگرییم با مثنوی
اگر اهل دردی بگو یا علی(ع)
<<ابتدا <قبلی 1930 1929 1928 1927 1926 1925 1924 1923 1922 1921 1920 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved