شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
119372
نام: مهدي
شهر: تبريز
تاریخ: 10/31/2013 5:46:44 PM
کاربر مهمان
  شيرين جانيمي فخريله جانانه ويرنده بير جان آز اولار جسميدن مين جانيم اوليدي كاش وجود خدا را به راحتي آب خودرن درك مي‌كرديم شايد بهتر از اين بوديم
119371
نام: هدی
شهر: اصحاب کهف
تاریخ: 10/31/2013 4:51:56 PM
کاربر مهمان
  بابای خوبم بی تو رقیه میمیره

طفل سه ساله دیگه از زندگی سیره

من كه دیگه پا ندارم،باید من و بغل كنی

با بوسه از لبام بابا،كام من و عسل كنی

باباحسین باباحسین باباحسین بابا حسین

به عمه گفتم دیگه شبا رو آرومم

خودت نگاه كن امشب كه خیلی خانومم

من التماست میكنم،تو من و با خودت ببر

یه سر بریم بازار شام،گوشواره ام رو برام بخر

باباحسین باباحسین باباحسین بابا حسین

خیلی دل تنگم بابا برا علی اصغر

اومده جونم بر لب از دوری اكبر

آرزومه بازم برم،از شونه ی عمو بالا

از اون بالا نگاه كنم،به تموم آسمونا

باباحسین باباحسین باباحسین بابا حسین
119370
نام: کمیل
شهر: اصفهان
تاریخ: 10/31/2013 4:48:35 PM
کاربر مهمان
  سلام
دونبال ی دوست خوب می گردم تواین حرف دل کسی هست که باهم دوست بشیم منظورم ی آدم بامرام با صفا اهل خدا وشهدای باشه اگ اهل اصفهان باشه که چ بهتر (پسر)
119369
نام: هدی
شهر: اصحاب کهف
تاریخ: 10/31/2013 4:45:38 PM
کاربر مهمان
  بنام خدای مهربونم...

دختری 16 ساله ازگنابادسلام وخیرمقدم.

میتونم بپرسم دلیل بی علاقگی شمابه اون آقاچیه؟واجبارخانواده

واطرافیان برای ازدواج شمادقیقاچیه؟

چون گاهی فرصتهایی پیش میادکه خانواده صلاحش روبهترمیدونن.وآیا این آقایی که گفته درصورت جواب رد خودکشی میکنه چجورخصوصیاتی داره؟آیا با ملاکهای شمابرای زندگی آینده مطابقتی نداره؟
من باپیشرفت شمامخالف نیستم.ولی بایدهمه چی رودرنظربگیری که آیا ارزشش روداره که ازش بگذری.آخه گاهی فرصتهایی درزندگی پیش میادکه شایددرآینده بعدازپیشرفت وتحصیل پیش نیاد!!واما درضمن اگراون آقا مخالفتی باتحصیل وپیشرفت شمانداشته باشه ازدواج مانع پیشرفت نیست.
خواهش میکنم همه ی جوانب رودرنظربگیرین....
موفق باشین...
119368
نام:
شهر:
تاریخ: 10/31/2013 4:36:49 PM
کاربر مهمان
 
بهترین راه خودکشی اینه که :



از رحمت واسعه خدا نا امید بشیم ؛

به یک در بسته خیره بشیم و از یه عالمه درهای باز غافل بمونیم ...

نتونیم کسی یا چیزی ببخشیم ...

دست نیاز بسوی خالق بی همتا دراز نکنیم ...

ظلم کنیم ...

قدر نشناس باشیم ...

فرصتهامون رو بکشیم ...

شکم هامون رو از مال حرام پر کنیم ...

دروغ بگیم ، غیبت کنیم و تهمت بزنیم ...

بین عشق و نفرت ؛ نفرت رو انتخاب کنیم؛

با خانواده و دوستان قطع رابطه کنیم؛

مشورت نکنیم و در مواقع نیاز از کسی کمک نخوایم ...

کتاب نخونیم ...

تعقل و تفکر نکنیم ...

دیده ی عبرت بین نداشته باشیم ...

هدف والایی در زندگی نداشته باشیم ...

مال دنیا بشیم ...

به افکار منفی اجازه جولان در مغزمون بدیم ...

از یک کاه، تو ذهنمون کوه بسازیم ...

خودمون رو دست کم بگیریم ...

به توانایی هامون ایمان نداشته باشیم ...

هزار دلیل شاد بودن رو، قربانی یک یا چند دلیل غمگین بودن کنیم ؛

اعتماد بنفس و عزت نفس نداشته باشیم ...

نخندیم !

اگر هرکدوم از موارد بالا رو مرتکب بشیم درواقع خودمون رو کشتیم

بله گاهی هنوز داغیم و خبر نداریم ...

و بزرگی چه زیبا گفته که : بعضی آدمها در بیست سالگی میمیرن ولی

تا هفتاد سالگی به خاک سپرده نمیشن..!
119367
نام: تنها
شهر: بیکسی
تاریخ: 10/31/2013 4:22:17 PM
کاربر مهمان
  سلام به شما دوستان حرف دل دختری هستم ۳۰ ساله که عاشق بسر ی شدم از خودم کوچکتره شب و روزم شده البته اون چیزی نمیدونه یه عشق یه طرفه دعا کنین واسم یا حق
119366
نام:
شهر:
تاریخ: 10/31/2013 2:59:36 PM
کاربر مهمان
  سوگند به صبر و صابران
سلام
بر بانوي صبر و قرار

ورود اسرا به شام
صداي هلهله از روي بام مي آيد
صداي خنده وشادي مدام مي آيد
صداي چاووش مردي مدام مي گويد
که قافله خارجي به شام مي آيد
ازآسمان تمامي خانه هاي شهر
براي صورت ماالتيام مي آيد
دليل شاديشان را زسنگ پرسيدم
خبررسيد کنيز و غلام مي آيد
تمام چشم هاي نانجيب اين وادي
براي ديدن زينب به بام مي آيد
صداي پاي سري روي نيزه غم
در آستانه سرزمين شام مي آيد
علي اشتري

"تمام چشم هاي نانجيب اين وادي
براي ديدن زينب به بام مي آيد"
يا عباس س
شنيده ام:
هنگامي كه زينب مي خواست به مسجدالنبي كنار قبر رسول خدا(صلي الله عليه وآله) برود، علي(عليه السلام) دستور مي داد شب برود. به حسن و حسين(عليهما السلام) ميفرمود: همراه خواهرشان باشند. حسن(عليه السلام)جلوتر و حسين(عليه السلام)پشت سر، زينب در وسط حركت ميكردند. آنها از سوي مولاي متقيان مأمور بودند كه حتي چراغ روي مرقد منوّر پيامبر را خاموش كنند تا چشم نامحرم به قامت زينب نيفتد.

حالا كوفه دروازه كوفه
زينب س و چشمان نامحرم و نا نجيب و قدر نشناس
خدايا خيلي سخته حتي تصورش
دل ميخواد تاب بياره
خدايا دل عباس چه جوري تاب آورد وقتي اين صحنه رو با چشاي مهربون و با غيرتش ديد
خدايا
يا عباس س
119365
نام:
شهر:
تاریخ: 10/31/2013 2:39:57 PM
کاربر مهمان
  سوگند به صبر و صابران
سلام
بر بانوي صبر و قرار

زينب کبري درقتلگاه
من آن مرغم که بال و پر ندارم
پريدن را خوشم شهپر نداردم
نمي نالم که بازويم ببستند
همي نالم به سر معجر ندارم
عزير جان زهرا زينبم من
دراين طوفان غم مادر ندارم
بسان کشتي بي بادبانم
در اين امواج غم لنگر ندارم
ببند اي ساربان بازوي زينب
که عباس و علي اکبر ندارم
مرا از قتلگاه بيرون نرانيد
کز اينجا مقصد ديگر ندارم
رباب از ديده خون دل بريزد
که در آغوش، علي اصغر ندارم
رقيّم گم شود اندر بيابان
چرا در قافله رهبر ندارم
خداحافظ خداحافظ حسين جان
ز رفتن چاره ديگر ندارم
ندا آمد از آن ناي شکسته
برو خواهر که در تن سر ندارم
سپارم بر خدا اين کاروان را
به غير ازلطف حق ياورندارم
برو جان تو و جان رقيّه
سفارش غير از اين دخترندارم
در آغوشت بخوابانش به شبها
نگويد بالش و بستر ندارم
مرا از آب دريا منع کردند
مگر من ساقي کوثر ندارم
مپرس از ماجراي نيمه شب
چرا انگشت و انگشتر ندارم
«کريمي» آنچنان کن شه نگويد
که من در نام تو نوکر ندارم
کريمي

يا زينب س
119364
نام:
شهر:
تاریخ: 10/31/2013 2:17:28 PM
کاربر مهمان
  سوگند به صبر
سلام
بر بانوي صبر و قرار

زبان حال حضرت زينب(عليها السلام)
تلخي انتظار مي کُشدم *** مرکب بي سوار مي کُشدم
داغ حسرت به سينه ام گل کرد *** تنگي شام تار مي کُشدم
در ميان شکوفه هاي اميد *** لاله داغدار مي کُشدم
غوطهور در ميان خون گلو *** کودکي شيرخوار مي کُشدم
در شب دردناک عاشورا *** اشک بي اختيار مي کُشدم
در بر غنچه هاي تشنه گل *** ساقي شرمسار مي کُشدم
به اسيري به سوي شام ستم *** ماه محمل سوار مي کُشدم
من مُريد سپيده سحرم *** ظلمت شام تار مي کُشدم
محمدي

يا زينب س
119363
نام: راستین
شهر: حرف دل
تاریخ: 10/31/2013 2:03:50 PM
کاربر مهمان
  سلام به همه دوستان که منو از یادشون نبردن.خانم یارزلو،محتاج دعا گرامی،وجود عزیز من پیام ها رو کامل نخوندم متاسفانه.*اگه یکی به من بگه اگر با من ازدواج نکنی خودمو میکشم قطعا خودم شاهد خودکشیش خواهم بود و اگه به وسیله ای احتیاج داشت حتما کمکش میکنم:) شوخی کردم اما دوست ۱۶ ساله خوبم از گناباد با خانواده ت حرف بزن و بگو آدمی که با تهدید بخواد باهاش ازدواج کنم اگر من قبول کنم نقطه ضعف من و شما میاد دستش و تو کوچکترین مسائل میگه خودمو میکشم چرا چون ضعیف حرف زدن بلد نیست برخورد با مشکلات رو بلد نیست این آدم حتی اگه خودشو نکشه هم برای به کرسی نشوندن حرفش ممکن هرکار بکنه مثلا کتک زدن آدمای اطرافش یا خودزنی...به نظرم بشین منطقی با خانواده ت و اون آدم حرف بزن اگه قانع نشدن برو پیش مشاور.من تجربه زندگی مشترک ندارم اما همینجا آدمایی هستن که با چنگ و دندون زندگیشونو حفظ کردن حالا فکر کن علاوه بر اینا یه شوهر ترسو هم داشته باشی که مواظب باشی تو سختی ها خودشو نکشه.
<<ابتدا <قبلی 11943 11942 11941 11940 11939 11938 11937 11936 11935 11934 11933 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved