شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
118892
نام: صدای سکوت
شهر:
تاریخ: 10/19/2013 2:38:49 PM
کاربر مهمان
  تو حرف میخواهی و من
سکوت را میجویم
عالمیست پر از حرف
پر از غوغای افکاری که روحم را سلاخی میکنند
و من خسته از پژواک این پلید افکار
در گوشه ای به دور از احساس سکنی میگزینم
سرم پر است از افکاری که مرا بخود میخوانند
از مرغ عشقی که طلب احساس می کند
تا ذهنی که وحدت وجود را واکاوی می کند
و من سرگردان از این بهت گران، در اندیشه رهایی از آنم
تنم رنجور و فکرم پر
ذهنم خسته و موهایم بی سامان
عشق،منطق،عدالت،ظلم،فلسفه و عرفان را نمی خواهم
فقط میخواهم ذهن شوریده خود را با آب آرامش بشویم
دلم ناله ای میخواهد
گویا تمام افکارم به یکباره غمی عظیم گشته اند
و بر سرزمین خشک و خالی از امید روحم شروع به باریدن کرده اند
اما دریغ
دریغ که درخت تسکین در این شوره زار جوانه نمیزند
شما راهنمایم باشید
حرف دلی گویید که دلم باز شود
...
118891
نام: ناهید
شهر: یزد
تاریخ: 10/19/2013 2:06:51 PM
کاربر مهمان
  دراین دنیای بی حاصل که مردانش عصا از کور می دزدند
من از نادانی خویش محبت جستجو کردم


خدایا دلم خیلی گرفته ازتون میخوام برام دعاکنید
118890
نام: احمدخانی
شهر: تهران
تاریخ: 10/19/2013 1:22:46 PM
کاربر مهمان
  سلام بر همه دوستان اهل دل
اینجا جایی است که حرف دلهای قشنگ زیادی رد و بدل می شود
که اکثر انها رنگ بوی خدایی دارد
دعوت می کنم به وبلاگ من نیز سر بزنید
http://porshko.persianblog.ir
118889
نام: خاک پای مولا
شهر: کربلا
تاریخ: 10/19/2013 1:14:43 PM
کاربر مهمان
  باسلام وصلوات برمحمد وآل محمد

درود وسلام بردوستان واهالی حرف دل

عید گذشتتون مبارک .

باورمان این بود که صبورترین انسان ها ایوب و یعقوب هستند . همان یعقوبی که از دوری فرزندش و اشک های پیاپی چشم هایش نابینا شد و پس از یافتن محبوبش چشم هایش بینا. اما دیشب ایوب واقعی را دیدم که برای محبوبش در 23 سالگی قطع نخاع شد و 26 سال است لذت این زجر را با جان و دل بردوش می کشد. آری انسانی که پیامبر نیست اما صبر پیامبران را دارد.

و عجیب تر از آن وقتی بود که خبرنگار از او پرسید : انتظارت از مردم چیه؟ در نهایت خضوع گفت: هیچی، مردم ولی نعمت ما هستند...
به راستی که حمید حق شناس ایوب زمان ماست و حالا حالا ها مانده تا به خلوص این انسان بهشتی کمی نزدیک شویم

http://sorooshdel.blogfa.com
118888
نام: //
شهر: //
تاریخ: 10/19/2013 12:01:33 PM
کاربر مهمان
 
روزی یه پسری که کاملا از خداش دوربود بر اثر عاشقی به خدا نزدیک شد.شاید تو ذهنتون این فکر عبور کنه که چه جوری شداین پسربه خدایش نزدیک شد!!!! پس ادامه داستان را بخوانید :

این پسر روزی دختر امام جماعت را در کوچه محله شون ملاقات میکنه که بر اثر این ملاقات مجنون لیلا میشه و عشق دختره تو گلوش گیر میکنه!!! عاشق میشه و هر روز در همون تایمی که دختره از کوچه رد میشد می ایسته تا نگاهش کنه تا شاید کمی دلش آروم بگیره. این عاشقیش تا حدی پیش میره که روزی به پدر ومادرش میگه من دختر حاج آقای محله مونو میخوام!!!!مادرش بهش میگه :احمق تو که به خدا اعتقاد نداری حالا میخوای بری دختر کسی و بگیری که کلا مذهبی هستند؟؟؟ پسرکوتاه نمیاد و در جواب میگه :مادرم بالا بری ،پایین بیای من این دختره را میخوام. مادرش یه فکری به ذهنش عبور میکنه که یه هو میگه :فهمیدم!!!!! پسر میگه :خوب مادرگلم چرا این طوری میفهمی ،ترسیدم... مادرش میگه :ساکت شو ،فهمیدم که باید چیکار کنی تا به مرادت برسی. پسر میگه :چیکار کنم ؟؟؟؟؟ میگه :باید 1ماه تموم بری مسجد نماز بخونی تاحاج آقا تو را ببیند بلکه به این روش شاید به عشقت برسی. پسر قبول میکنه و 1ماه تمام در پنجگانه نماز(صبح،ظهر،عصر،مغرب،عشاء)حضور کامل پیدا میکنه.با سجده های طولانیش و قنوت های پر اشکیش خودش را به امام جماعت نشون میده. تا روز آخر این روال را ادامه میده تا اینکه مادرش به او میگه :پسر آماده شو تا بریم خواستگاری!!!!! پسر که ازخوشحالی داشت بال در میاورد که مادرش بهش گفت :آروم ،مگه بهت تی تاپ دادن که اینجوری میکنی؟؟؟ برو حاضر شو تا بریم داره دیر میشه. راه می افتن به سمت منزل حاج آقای محل.... وارد منزل که میشن پسرناخداگاه چشمش به اتاقی می افته که میبینه دختره داره یواشکی به حیاط منزل نگاه میکنه!!!! وارد اتاق میشن.... خواستگاری شروع میشه. پدر پسر میگه :حاج آقا اگه پسر منو قابل میدونید به غلامیه خودتون قبول کنید. حاج آقا میگه :چه کسی از این گل سر بهتر...هم نماز میخونه و هم با خداش رفیق. پدر تعجب میکنه که ناخداگاه از حاج آقا میپرسه :منظورتون از اینکه میفرمائید با خداش رفیق چیه؟؟؟ حاج آقا در جواب میگه :این گل پسر شما در مسجد سجده های طولانی میکنه.در وسط نماز گریه میکنه. پس این معنیش اینه که خداش خیلی دوسش داره تا بهش این فضیلت گریه در نماز را داده!!!!!! پدر که از حرفای حاج آقا داشت شاخ در میاورد با خودش میگه :پدر سوخته چه نقشی بازی کرده که این طوری حاج آقا داره ازش تعریف میکنه.... حاج آقا قبول میکنه که این پسر دامادش بشه. پسر وقتی که میشنوه حاج آقا قبول کرده با خودش میگه :خدایا من 1ماه برات نقش بازی کردم تا حاج آقا قبولم کنه و تو مرا به مرادم رسوندی، اگه این 1ماه واقعی بود چیکار میکردی؟؟؟؟؟؟؟؟

//دوستان هرکی با هر شکلی میتونه به خداش نزدیک بشه ولی خودمون نمیخوایم ،پس بیایید بهم قول بدیم تاشاید........


118887
نام: هدی
شهر: اصحاب کهف
تاریخ: 10/19/2013 11:53:43 AM
کاربر مهمان
  بنام خدای مهربونم...

سلامی گرم به حرف دلیای عزیز:

***منتظرظهورمنجی سلام خواهرم.امیدوارم خوب باشین.

واما آدرس وبلاگم: http://najvayekhodaee.blogfa.com/

امیدوارم مورداستفادتون واقع بشه...

***خواهرم فائزه سلام.ازوبلاگتون دیدن کردم.بسیارزیبابود.دوپست اول

رونظردادم.پست های بعدی کدتایید نداشت وثبت نشد ولی مطالب

وتصاویرمفیدبودن.موفق باشین.التماس دعا...
118886
نام: سعید
شهر: مراغه
تاریخ: 10/19/2013 11:36:50 AM
کاربر مهمان
  سلام به همه ی دوستان، ترو قرآن دعام کنین دیگه توبمو نشکونم به خدا دیگه از خودم بدم میاد ، دعام کنید ...
118885
نام: غريب
شهر: تنهايي
تاریخ: 10/19/2013 10:48:29 AM
کاربر مهمان
  سلام خدمت دوست عزيزم
نردباني سوي خدا از شهرخدا
پدر و مادر منم تو همون سال ازدواج كردن.
روي كارت عروسي شون عكس رهبر و پدر مهربون ايران امام خميني بود. تازه جشن ازدواجشونم تو مسجد گرفتن. الان نزديك سي ساله باهم زندگي ميكنن.
118884
نام: فائزه
شهر:
تاریخ: 10/19/2013 10:30:34 AM
کاربر مهمان
  سلام به حرف دلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییهای عزیز و گل خودم.....

به وب مذهبی بنده سر بزنید خوشحال میشم البته نظر یادتون نره هاااااااااااااااااااااااا...
ff582f.blogfa.com
118883
نام: ایزدی
شهر: مبارکه
تاریخ: 10/19/2013 9:39:13 AM
کاربر مهمان
  خدایا من اگر بد کنم تورا بنده های خوب بسیار است اما تو اگر مدارا نکنی من را خدای دیگر کجاست؟
شکرالله بخاطر تمام نعمتهایی که به من داده و میده و خواهد داد
<<ابتدا <قبلی 11895 11894 11893 11892 11891 11890 11889 11888 11887 11886 11885 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved