اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 118852 |
نام:
سعدی
شهر:
کردستان_شهرستان سقز
تاریخ:
10/18/2013 2:52:16 AM
کاربر مهمان
|
سلام و درودفراوان بررهبربزرگواراینجانب سعدی دست بوس ونوکرشما دوست دارم درسایه شما جان بدهم وعلاقه زیادی به شغل نظامی ولی به دلیل معافیت پزشکی وسطح سوادتاسیکل وسنم قبول نکردن ازبچگی دوست داشتم لباس نظامی درتن باشه وجانم فدایتون باشه دست بوس شماسعدی
|
|
| 118851 |
نام:
a
شهر:
تاریخ:
10/18/2013 1:51:33 AM
کاربر مهمان
|
salam delm tang hast baryam doa konid
merci az shoma
|
|
| 118850 |
نام:
منتظرظهورمنجی
شهر:
قزوین
تاریخ:
10/18/2013 1:00:35 AM
کاربر مهمان
|
همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود" هست.
یک کم کنجکاوی پشت "همین طوری پرسیدم" هست.
قدری احساسات پشت "به من چه اصلا" هست.
مقداری خرد پشت "چه میدونم" هست.
و اندکی درد پشت "اشکالی نداره" هست.
زندگی چون گل سرخ است
پر از عطر... پر از خار... پر از برگ لطیف...
یادمان باشد اگر گل چیدیم
عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند...!
|
|
| 118849 |
نام:
ناصر
شهر:
تبریز
تاریخ:
10/18/2013 12:57:13 AM
کاربر مهمان
|
خدا رحمت کنه ان بزرگان رو.درر جبهه حق علیه باطل جان دادن وپیروز شدن .اما.................................................... الان بعضی جونا دارن مفدی میبازن
|
|
| 118848 |
نام:
هدی
شهر:
اصحاب کهف
تاریخ:
10/17/2013 11:59:39 PM
کاربر مهمان
|
جهت دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد
نگهم خواب ندارد
قلمم گوشه ی دفتر
غزل ناب ندارد
همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق دیوانه دلسوخته ارباب
ندارد ؟
تو کجایی ؟
شده ام باز هوایی
چه شود جمعه ی این هفته بیایی ؟
به جمالت… به جلالت… دل ما را بربایی…
|
|
| 118847 |
نام:
مصطفی
شهر:
یزد
تاریخ:
10/17/2013 11:57:52 PM
کاربر مهمان
|
خستم خستم بسکه گناه کردم یکی بیاد منو نجات بده... چرا اینجوری شده قبلنا اگه زمین میخوردی دستتو میگرفتن مردم حالا دستتو نمیگیرن هیچ پاروت میذترن این مردم نامردو ولش خدا جون تو دست ما رو ول نکن
|
|
| 118846 |
نام:
براهین
شهر:
تبریز-کوچه باغ
تاریخ:
10/17/2013 11:51:25 PM
کاربر مهمان
|
اللهم خذ بيدى
|
|
| 118845 |
نام:
عشقم بچه های زهراست
شهر:
برازجان
تاریخ:
10/17/2013 11:49:27 PM
کاربر مهمان
|
سلام جاتون خالی همه بچه باحالا امشب برای بار دوم چشم دید و دستم خورد به ضریح خیمه گاه حضرت عباس نمیدونی چه حالی داد امیدوارم که قسمت بشه همه یه روز بریم کربلا السلام علیک یا اباعیداله الهم عجل له ولیک فرج
|
|
| 118844 |
نام:
منتظرظهورمنجی
شهر:
قزوین
تاریخ:
10/17/2013 11:14:44 PM
کاربر مهمان
|
سلام به خوبان حرف دل.اول ازهمه برای تعجیل درظهورآقا امام زمان صلوات بفرستیم.خیلی خوشحالم که باشماهام واحساس خوبی دارم میام حرف دل.به عشق اینجاودوستان مجازی که پیداکردم دنبال مطلب می گردم وخودمم کلی چیزیادمی گیرم ومطالبوهم می ذارم تاهمه بخونن گاهیم که کم میام فرصت نمی کنم خوب بادوتابچه وزندگیومدرسه بچه هاو...خوب با اینهمه مشغله بازم معتاداینجاهستم.
صبرمهربون سلام ***خیلی خوشحالم کردی جواب سلاممودادی بدون که من دوستت دارم واگه حرفی زدم که ناراحت شدی بگوکه حلالم کردی ومن هم می گم که واقعاقصدناراحت کردن شمارونداشتم. عزیزمهربون با اینکه بهم گفته بودی هیچ وقت وابسته کسی نشم که جایی که انتظارشوندارم ازش برخوردی می بینم که ناراحتم می کنه من نمی تونم اینکاروبکنم وباهمه وجودم وابسته اینجاوشماودوستانی شدم که اینجامیان وامیدوارم روزی نیادکه بشنوم همه چی دروغ بوده چون سرمسایل پیش اومده خیلی اعتمادموازدست دادم.من اسم صبرمهربونوبرای شماگذاشتم وخوشحالم که این اسم برازنده شماست.به وب مشترک شماوزینب عزیزهم سزی زدم خیلی جالب بودوخوشم اومد.اون عکس کوه که فکرکنم دماونده با اونهمه دشت گل روذخیرش کردم ورودسکتاپ گوشیم گذاشتم وتانگاش می کنم اولین اسمی که توذهنم میادصبرازهفت شهرعشقه.مادرعزیزحالااه اینهمه سکوتوشکستی باش تاجمعمون جمع باشه وامیدوارم همیشه سالم وسلامت درکنارخونوادتون باشین.واگه بدی ازمادیدین به بزرگی خودتون ماروببخشین.
|
|
| 118843 |
نام:
هدی
شهر:
اصحاب کهف
تاریخ:
10/17/2013 11:07:26 PM
کاربر مهمان
|
بنام خدای مهربونم...
خداخودش میدونه سلام وعرض ادب.
راجب قیمت گذاری بنظرم اگرمجموع قیمت مواد اولیه روبراخودتون
دربیارین.بعد ببینین مثلا
ازصدهزارتومن چندنمونه کاردرمیاد.بعدصدهزارتومن روتقسیم براین
تعدادنمونه کارکنین ببینین چقدر درمیاد.مقداری که بدست اومدبه
اضافه ی مبلغی(مزدوزحمت کارتون) کنین که نه جنستون گرون باشه نه
ضررکنین.
اما راجب بازاری ها قرارنیس که کارهاتون رونسیه بدین.وقتی حساب
وکتاب کنین وقیمت روجوری مشخص کنین که بیشترازسرمایه اولیتون باشه
ضررنمی کنین.بعدش هم اول چندنمونه کار روباقیمت حساب شده میبرین
ببینین استقبالشون چطوره؟
به خداوندتوکل کنین.با افرادی هم که دراین جورکارها تجربه
دارندمشورت کنین.ان شاء الله موفق خواهی شد..
|
|