شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
118522
نام: فريده فتاحي
شهر: پلدختر لرستان
تاریخ: 10/8/2013 4:05:00 PM
کاربر مهمان
  دوست دارم خادم شهدا برم راهنمايي كنيد لطفا
118521
نام: محتاج دعا
شهر: تهران
تاریخ: 10/8/2013 3:38:50 PM
کاربر مهمان
  ادامه :
هزار بلا و مصیبت و سختی تو زندگی خودم و خانوادم بوده ولی ظاهرو حفظ کردم و حضور داشتم و بودم و جانزدم و ادا درآوردم که من خوشحالم! مشکلی ندارم! همیشه و در همه حال گفتم خدایا راضیم به رضایتت! ولی خدا خیلی بی انصافی کرده و همیشه رضایتش در عذاب من بوده و هست...!
خلاصه اینکه این نوشته ها و کلمات قصار کلیشه ای شامل حال همه نمیشه که خدا کنارمونه و ما نمی بینیم و توجه نمیکنیم! که فقط تو روز تلخی یاد خدائیم! که وقتی مشکلمون حل شد دیگه یادمون میره خدائی هست! خدائی هست ! خدائی که مهربانه! دانا و تواناست! عالم به ذاته! توبه پذیره! بخشنده است! بزرگ و بزرگواره! بی نیازه! دستگیره! بنده نوازه! از رگ گردن به بنده هاش نزدیکتره! هرچقدر گناه کنن باز هم اون بخشنده است! به نیاز بندگانش واقفه! یعنی داناست! بصر ! سمیع ! باسط ، واسع ، رازق ، فتاح ، ودود ، رحمن ، رحیم، غفور، فاتح ، نور، حبیب ، طبیب ، تواب ، علیم، قدیم...
ولی بخدا قسم خیلی در قید و بند دنیا و مسائل دنیوی نیستم...! فکر نکنید که اینقدر دارم هوار میزنم و خدا خدا میکنم که مثلاً فلان کارم درست بشه ، یا پولدار بشم و یا... فقط دیگه عقده ای شدم که خدا هیچوقت جوابمو نمیده! هیچوقت یه نگاه مهربون بهم نمیندازه! یه جائی که دیگه به آخر خط میرسم یه روی خوش یه نیم نگاه یه دل خوشی حتی حداقلش بهم نمیده...خیلی به دستگیری خدا نیاز دارم خیلی...ولی افسوس!....
118520
نام: زینب
شهر: تهران
تاریخ: 10/8/2013 3:36:05 PM
کاربر مهمان
  باباجون داداشی برای همیشه اومدپیشتت دیگه تنها نیستی بابایی هواشو داشته باشه اخه داداشم کوی رنجه هواشو داشته باش داداشم دلتنگته بابایی جمعه مراسمشه یادتت نره بیایی محمدم غریبه دعا کنن من زودتر از مامان بیام پیشتون بابایی دیدی خیلی بی معرفت بودی محمدمو بهم بر نگردوندی همه می گفتن که کسی که بابا نداره بره سرمزار پدر دعاش مستجاب میشه بابایی من به من بگو مزارت کجا بود که کوتاهی کردمو نیومدم. من که مزارتو.... بابایی چرا جواب اشکامو ندادی حالا من بی محمد چه کنم؟؟؟؟؟؟ این همه زیارت عاشورا دعای دیگه خوندم بابایی انقدر بیرحم شدی که محمدمو بردی و تنهام گذاشتین .داداش مگه نگفتی که دیگه غصه نخورم دیگه بزرگ شدم جای بابت میشم؟ مکه نگفتی که حالا می تونم غصه جهازو نخورم و ازدواج کنم مگه نگفتی دیگه غصه ها تموم شد پس چرا گلم زدی؟ چرا تنهام گذاشتی؟ من مستحق این همه سختی نیستیم ؟ عزیز دلم دعا کن زودتر از مادر بیام پیشتون خسته ام بابایی خسته ام از این دنیا از این انتظار خسته ام......
118519
نام: معصومه رمضانی
شهر: قزوین
تاریخ: 10/8/2013 2:54:11 PM
تاریخ ثبت نام: 5/8/2013
  یاد مرگ



یاد مرگ باعث می شود كه انسان به موقت وزود گذر بودن زندگی دنیا توجه داشته باشد و بنابراین حسرت آنچه را ندارد نخورد و از آرزوها و خواسته های بزرگ بپرهیزد و قدر نعمتهایی را كه دارد بداند؛ یاد مرگ همچنین باعث می شود كه فرد مشكلات و سختیها را بزرگ نمایی نكند و بنا بر این در برابر آنها قدرت تحمل بالایی داشته باشد . این عوامل موجب می شود كه فرد كمتر دغدغه خاطر مسائل زندگی دنیا را داشته ودر مقایسه با كسی كه كمتر به یاد مرگ می افتد، خشنودتر باشد. اعتقاد به زندگی پس از مرگ برای سلامت روانی مفید است، بخصوص در مورد كسانی كه سالخورده و بیمارند یا در معرض جنگ قرار دارند.



حضرت علی(علیه السلام) می فرماید:



آن كس كه فراوان به یاد مرگ باشد در دنیا به اندك چیزی خشنود است. ( حکمت 349)



آن حضرت خطاب به امام حسن مجتبی علیه السلام می فرمایند:



پسرکم فراوان به یاد مردن و به یاد پیشامدهای بعد از مرگ که ناگاه به آن در آیی باش و مرگ را جلو چشمان خود تصور کن تا آنگاه که نزد تو می‌آید خود را آراسته و آماده نموده و کمر خود را بسته باشی که مبادا ناگهان بیاید و تو را مغلوب سازد و در حالی که فریفته شدگی تو را دریابد. فراوان به یاد آخرت و نعمت‌ها و عذاب دردناک آن باش که همانا یاد آخرت زهد ورزی در دنیا را به تو می‌آموزد و دنیا را نزد تو کوچک و خوار می‌سازد. و مبادا دلگرمی اهل دنیا که به دنیا دل بسته‌اند بر سر دنیا به یکدیگر می‌پرند تو را فریفته سازد. چه آن که خدا تو را از دنیا خبر داده و دنیا نیز وصف خویش را با تو در میان نهاده و از زشتی‌هایش به رایت پرده گشاده. ( نهج البلاغه، نامه 31)

هر وقت كه دل آدمی به یاد خدا بیفتد اولین اثری كه از خود نشان می‌دهد این است كه ملتفت مقصودها و تقصیرها و گناهان خود گشته،‌ آن چنان متأثر شود كه عكس العملش در جوارح لرزه اندام باشد دومین اثرش این است كه متوجه پروردگارش می‌شود كه هدف نهائی فطرت اوست و در نتیجه خاطرش سكونت یافته و به یاد او دلش آرامش می‌یابد
118518
نام: منتظرظهورمنجی
شهر: قزوین
تاریخ: 10/8/2013 2:52:39 PM
کاربر مهمان
  یادخدا

قرآن، با یک جمله کوتاه و پر مغز، مطمئن ترین و نزدیکترین راه را نشان داده و مى گوید:

الا بذکر الله تطمئن القلوب

بدانید که یاد خدا آرام بخش دلها است!

ایمان به خدا و توجه به آزادگى مۆمن که همیشه با زهد و پارسائى سازنده و عدم اسارت در چنگال زرق و برق زندگى مادى همراه است، به همه اضطرابها پایان مى دهد، هنگامى که روح انسان علی وار آنگونه وسعت یابد که بگوید:

«دنیاکم عندى لاهون من ورقة فى فم جرادة تقضمها؛

دنیاى شما در نظر من بى ارزشتر از برگ درختى است که در دهان ملخى باشد که آن را مى جود» (نهج البلاغه/خطبه 224)

هر وقت كه دل آدمی به یاد خدا بیفتد اولین اثری كه از خود نشان می‌دهد این است كه ملتفت مقصودها و تقصیرها و گناهان خود گشته،‌ آن چنان متأثر شود كه عكس العملش در جوارح لرزه اندام باشد دومین اثرش این است كه متوجه پروردگارش می‌شود كه هدف نهائی فطرت اوست و در نتیجه خاطرش سكونت یافته و به یاد او دلش آرامش می‌یابد.( المیزان، ج 11، ص 543، 545)
توجه به پاداشهای اخرویِ تلخكامی های دنیا و یا یاد مرگ، مقاومت در برابر سختیها و رنجها را تسهیل می نماید، توجه به فنا پذیری و دگرگونی حالات دنیا، به عشق نورزیدن به دنیای حرام ودل كندن از آن و راه یافتن به آرامش كمك می كند
118517
نام: معصومه رمضانی
شهر: قزوین
تاریخ: 10/8/2013 2:44:35 PM
تاریخ ثبت نام: 5/8/2013
  گر نبود خنگ مطلی لگام



زد بتوان بر قدم خویش گام



ور نبود مشربه از زر ناب



با دو کف دست، توان خورد آب



ور نبود بر سر خوان، آن و این



هم بتوان ساخت به نان جوین



ور نبود جامهٔ اطلس تو را



دلق کهن، ساتر تن بس تو را



شانهٔ عاج ار نبود بهر ریش



شانه توان کرد به انگشت خویش



جمله که بینی، همه دارد عوض



در عوضش، گشته میسر غرض



آنچه ندارد عوض، ای هوشیار



عمر عزیزست، غنیمت شمار



شیخ بهایی
118516
نام: منتظرظهورمنجی
شهر: قزوین
تاریخ: 10/8/2013 2:40:34 PM
کاربر مهمان
  يادمان باشد از امروز جفايي ))هوروش نوابي))

يادمان باشد از امروز جفايي نكنيم
گر كه در خويش شكستيم صدايي نكنيم
خود بتازيم به هر درد كه از دوست رسد
بهر بهبود ولي فكر دوايي نكنيم
جاي پرداخت به خود بر دگران انديشيم
شكوه از غير خطا هست،خطايي نكنيم
ياور خويش بدانيم خداياران را
جز به ياران خدا دوست وفايي نكنيم
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بي سر و پايي نكنيم
گر كه دلتنگ از اين فصل غريبانه شديم
تا بهاران نرسيده ست هوايي نكنيم
گله هرگز نبود شيوه ي دلسوختگان
با غم خويش بسازيم و شفايي نكنيم
يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم
وقت پرپر شدنش ساز و نوايي نكنيم
پر پروانه شكستن هنر انسان نيست
گر شكستيم ز غفلت من و مايي نكنيم
و به هنگام نيايش سر سجاده ي عشق
جز براي دل محبوب دعايي نكنيم
مهرباني صفت بارز عشاق خداست
يادمان باشد از اين كار ابايي نكنيم
118515
نام: محتاج دعا
شهر: تهران
تاریخ: 10/8/2013 2:12:28 PM
کاربر مهمان
  بازم سلام ، سلام به همه دوستان...
یه متن کلیشه ای دیگه توی حرف دل راجع به اونائی که از یاد خدا غافلند! اونائی که قدر نعمتهارو نمیدونن! اونائی که تو خوشیها دعا و راز و نیاز یادشون میره! اونائی که فقط وقتی مشکل دارن میگن خدا! اونائی که وقتی خدا حاجتشون میده و نیازشون مرتفع میشه میگن خدا خوبه و وقتی اینطوری نیست نعوذبالله منکرش میشن...
ولی من توی تمام زندگیم همیشه وجودم سرشار از خوف و رجاء بوده! چند بار دیگه هم گفتم در عین حال که سرتاسر زندگیم پر از نشیب و سرازیری بوده (فراز و نشیب برا من مصداق نداره!) ولی همیشه و همیشه خدارو صدا زدم و با تمام وجود معتقد بودم به ایاک نعبد و ایاک نستعین! مثل... از خدا میترسم ! اینقدر که میدونم حتی با نوشتن این حرفها یه بلای جدید سرم میاره! یعنی واقعاً هیچوقت نذاشته آب خوش از گلوم پائین بره! ولی توی تمام این سختیها و مشکلات و بدبختیها همیشه نالان و گریان و پریشان و نیازمند به درگاهش التماس کردم...
وقتائی که از همه غمهام فارغ شدم و بی خیال هرچی ستم این دنیا و دست اندرکارشه شدم و مثلاً خواستم به ظاهر خوش باشم!!! صدبرابر بیشتر یاد خدا و ذکر خدا و فکر خدا و نیاز به خدا در دل و جان و وجود و عملم بوده...یادم نمیاد نمازم قضا شده باشه از بچگی ! توی هر شرایطی سختی و آرامش و با تلاش بی وقفه و تأکید به نماز اول وقت این فریضه واجب رو انجام دادم...و هیچوقت بخاطر نماز خوندم منتی بر خدا و تقاضائی از این بابت ازش نداشتم چون باور دارم نماز یک واجب دینی! ایمان دارم که انسان به خاطر اعتقاداتش انسانه و آدمه! پس وقتی به اسلام و تشیع معتقدم توی هر شرایطی به اعتقادم پشت نمیکنم! پس نماز و روزه و قرائت قرآن و نیکی به پدر و مادر و صله ارحام و کمک به نیازمند ، فراگیری دانش و علم و مطالعه و تلاش برای روز حلال و خدمت به خانواده و...همه اون چیزائی که علاوه بر آموزه های دینی من جزو اخلاقیاتی بوده که بهش ایمان داشتم با تمام توان و با سعی مضاعف برای انجام بهترشون انجام دادم...
توی بدترین سختیهام وقتی از شدت ناراحتی ، دل شکستگی ، بدبختی و... نمیتونستم نفس بکشم!!! سجده شکرم رو فراموش نکردم...وقتی هر روز تحت فشارهای روانی روحی و جسمی ناشی از مشکلات و ناملایمات زندگیم داغون شدم بازم با صدای اذان به نماز ایستادم و درحالی که بغض و درد تمام وجودم رو فرا گرفته سعی کردم سر نماز بخاطر مسائل دنیوی گریه نکنم که نمازم باطل نشه...تمام تلاشم رو بکار بردم که با هوای نفس جهاد کنم جهاد!!!هیچوقت صله ارحام رو قطع نکردم! هر دستی که به سمت من از نیاز مادی ، فکری، معنوی دراز شده ردش نکردم و در حد توانم کمک کردم...همیشه تو بحرانی ترین شرایط زندگی خودم واسطه خیر بودم...وظایف زنانگی، کارمندی، مادری، فرزندی رو سعی کردم در حد اعلاء انجام بدم...در سال چند بار قرآن رو ختم کردم با تفسیر و تأمل در معانی آیات...از استغاثه و التماس و التجاء به ائمه و معصومین دیگه نگو و نپرس که اگه بنویسم یه کتاب میشه...!
روزی رو بدون سلام به امام زمانم شروع نکردم به خدا قسم روزی رو بدون سلام به مهدی فاطمه (عج) آغاز نکردم!!!(آقای من مولای من به خود خدا که جواب سلام واجبه...!!!)
از بس که دلمو شکوندن ، قلبمو کندن ، روحمو داغون کردن...چندین بار با حال زار و نزار رفتم پابوس آقا امام رضا (ع)،به خود خدا یکبارش صبح رفتم و شب برگشتم و چنان تو حرمش دلم شکسته که تمام اون زائرا به حالم گریه کردن!!! ولی دریغ از یه نیم نگاه!!! اگه به آتشکده زرتشیان رفته بودم شاید اون آتش از آه من خاموش میشد!!!
هزار بلا و
118514
نام: o.k
شهر: a
تاریخ: 10/8/2013 2:04:33 PM
کاربر مهمان
  مریم خانم از شهر تبریز
سلام. به نظر من به جای اشک ریختن و عذاب دادن خودتون برو راحت با همسرت حرف بزن بهش بگو متوجه شدی که با یکی دیگه رابطه داری یه جیزی میگم ناراحت نشید اما اگه اعتقادات شوهرتون قوی بود هیچوقت به شما خیانت نمی کرد نمی خوام قضاوت ناحق کنم اما اگه شوهرتون ایمانش قوی بود از ایمانش سایبانی برای هرزگی نمی ساخت ببخشید رک حرفمو گفتم اما شما باید با واقعیت کنار بیای و خودتو گول نزنی رو و راست با شوهرت حرف بزن تنها کسی که می تونه به شما کمک کنه فقط خود شما هستید جراکه کسی از جریانات زندگی شماها خبرنداره ببین کجاها براش کم گذاشتی که به سمت دیگری رفته خیلی خونسرد و منطقی باهاش حرف بزن دور از دعوا و عصبانیت. انشااله شوهرتون آدم منطقیه و به حرفتون گوش میده و مشکلت حل میشه. توکل کن

تا لحظه شکستن به خدا اعتمادکن
خواهی دید آن لحظه هرگز فرا نمی رسد...
118513
نام: کمنام
شهر: باغبادران
تاریخ: 10/8/2013 1:58:15 PM
کاربر مهمان
  دیگر دلم چیزی نمیخواهد از بس بی عدالتی دیدم ایمانم را هم از دست دادم.

عمرمان که تمام شد و هیچ خاطره خوشی نداریم.ای کاش قیامت می شد.......
<<ابتدا <قبلی 11858 11857 11856 11855 11854 11853 11852 11851 11850 11849 11848 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved