اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 118412 |
نام:
//
شهر:
//
تاریخ:
10/6/2013 5:07:36 PM
کاربر مهمان
|
خدايـــــا ...
مدعيان رفاقت ، هر کدام تا نقطه اي همراهند ...
عده اي تا مرز منفعت ...
عده اي تا مرز مال ...
عده اي تا مرز جان ...
عده اي تا مرز آبرو ...
و همگان تا مرز اين جهان ...
تنها تويي که همواره مي ماني ... !
رهـــــايم نـکن . . .
|
|
| 118411 |
نام:
ناشناس
شهر:
ناکجا آباد
تاریخ:
10/6/2013 5:07:13 PM
کاربر مهمان
|
دلم تنگه، خیلی هم تنگه انقدرسینه ام سنگینی میکنه که احساس میکنم عنقریب سکته میکنم، ایکاش میشد که همین الان با حضرت عزرائیل قرارملاقات داشتم.ازاین دنیا و ما فیهاش خسته شدم. هرکاری میکنم نمیشه اون چیزی که باید بشه برای هرکی خیر میخوام خرشون که از پل میگذره دیگه یا نمیشناسنم یا با تمام قوا کمر همت میبندند که دلم و بشکونن شده بارها که خواستم از کنار درد و غم آدمها بگذرم و بهشون نگاه هم نکنم اما بازم این دل وامونده رضا نمیده که بی تفاوت باشه. دیگه از همه آدمها حتی از خود آدمم هم خسته شدم. جالب میدونی چیه اینه که هرچی هم که خدا رو صدا میکنم کمتربهم نگاه میکنه واسطه هاش هم به درد خودش میخورن هیچ کدام بهم نگاه هم نمیکنن. خسته شدم دیگه خسته سهراب چه قشنگ میگه که ایکاش این مردم دانه های دلشان پیدا بود
|
|
| 118410 |
نام:
هانی
شهر:
ماکو
تاریخ:
10/6/2013 5:05:55 PM
کاربر مهمان
|
سلام میخواستم بگم منم یه سال میشد از یاد خدا غافل بودم ولی هر روز دارم دعا میکنم و شکر میکنم ولی نماز نمیخونم.
|
|
| 118409 |
نام:
//
شهر:
//
تاریخ:
10/6/2013 5:02:21 PM
کاربر مهمان
|
خداوند به حضرت آدم فرمود من بزودی همه نیکی ها را برای تو در چهار چیز جمع خواهم کرد.
حضرت آدم گفت :خداوندا آن چهار چیز کدامند؟
خداوند فرمود:
یکی از آنها مربوط به من است...
دومی مربوط به خود توست...
سومی مربوط به من وتوست...
چهارمی مربوط به تو ومردم است...
آدم گفت: خدایا آنها را برایم توضیح بده تا بدانم! خداوند متعال فرمود:
آنچه که مربوط به من میباشد اینست که به من عبادت کنی وچیزی رابرایم شریک قرارندهی.
آنچه مربوط به توست این است که من پاداش هرعمل نیک تو را بیش از میزان استحقاقش می دهم.
آنچه مربوط به من وتو می باشد اینکه تو دعا کنی ومنهم اجابت نمایم.
آنچه میان تو ومردم است اینکه نسبت به مردم همان رفتاری را داشته باشی که میخواهی دیگران درباره تو داشته باشند.
|
|
| 118408 |
نام:
سحرخيزمدينه ...
شهر:
كوفه
تاریخ:
10/6/2013 4:39:31 PM
تاریخ ثبت نام: 10/6/2013
|
سلام وعلي آل ياسين.....آجرك الله يا بقيه الله
سلام ودرود برروان پاك شهدا وامام شهدا....
ياجواد الائمه ادركني...
حضرت عشق دست جود خدا
یا علی اکبر امام رضا
دل شکسته دعا که میخواهد
گریه ی بیصدا که میخواهد
گریه کردن برای تو خوب است
ور نه این گریه را که میخواهد؟
هر کرم خانه ای که باز شود
لا اقل یک گدا که میخواهد؟
حرمت را خدا به عالم داد
تا ببیند شفا که میخواهد؟
از روی گنبد تو جار زدند
فیض بی انتها که میخواهد؟
تا زمین، کاظمین را دارد
جنت کبریا که میخواهد؟....
التماس دعاي فرج
|
|
| 118407 |
نام:
مرغ باغ ملکوت
شهر:
عالم خاک
تاریخ:
10/6/2013 4:26:07 PM
کاربر مهمان
|
به خود می پیچد باد از به یاد آوردن آن همه ناعهدی و من، پشت به ماه ایستاده تو را بر لبهایم زمزمه می کنم: "...و بیعه له فی عنقی...لا احول عنها...لا احول عنها..." در گلویم می شکنند واژه ها شبیه همه عهدهایی که شکسته ام به خودم می گویم کدام عهد؟یک کوفه بی وفایی را در خودم یدک می کشم و "بیعه له" می خوانم؟!!... به باد می نگرم... هنوز می پیچد، و خوب می بینم در ذهن آشفته اش قصه دستهایی که پیوند بین بستن و گسستن بودند... دستهایی که هنوز مُهر بیعتشان باقی، خنجرشان میهمان شده بود...پشت به ماه ایستاده ام اما، دستهایم خوب پیداست...و پیچش دوباره باد در بی وفایی دستانم... ..." و بیعه له..." ...کدام بیعت؟... کجاست "لا ازول ابدا..." ؟... در دستهایم چیزی به وسعت یک عشق، یک هزاره انتظار، تو را می طلبد... مهربان آقای خوبیها... حال من بی تو خراب است...کجایی آقا؟... السلام علیک یا صاحب الزمان"عج" یا بقیة الله روحی و ارواحنا فداک
سلام بر اهالی مهربان حرف دل و علیک سلام مجنون مهدی بزرگوار، التماس دعا
|
|
| 118406 |
نام:
o.k
شهر:
a
تاریخ:
10/6/2013 3:47:43 PM
کاربر مهمان
|
سلام. من تازه اومدم و سایت شما رو دیدم. خوشحالم از اینکه هستندکسانی که اهل دل هستن و حرف دل ماها رو گوش میدن. من دختری ۳۰ ساله هستم که با زندگی زیاد دست و پنجه نرم کردم و همیشه سعی کردم با یاری خدا در مقابل مشکلات کم نیارم اما واقعیت اینه که حالا کم آوردم برای خودم کم اوردم. من با آقایی آشنا شدم مدت یک ماه و دوهفته که قبلا با ی دختر دیگه مدت ۲ سال آشنا بوده که رفته خواستگاری اما به دلایلی قسمت نشده که ازدواج کنن. که بعد مدت حدود ی ماه با من آشنا شد و از تنهایی و درددلهاش که کفت از اینکه چقد شاکی بود از دخترو خانواده اش و اینکه دیگه هیچوقت سراغش نمیره و چقد ازش متنفره و حتی از ازدواج کردن متنفر شده و تصمیم گرفته هیچوقت ازدواج نکنه ناخداگاه بهم وابستگی پیدا کردیم اما چند روزیکه دوباره دختره پیداش شده و باهاش حرف زده حتی تمام حرفهایی که بینشون ردو بدل شده رو به من گفت اما نمی دونم حندروزه که احساس می کنم خیلی تغییر کرده و مثل قبلا نیست وجدیدا هم تصمیم گرفته که بره خارج از ایران بخاطر تغییر شغلش حالا موندم جیکار کنم.بدجور اعصابم بهم ریخته اصلا حال خوبی ندارم بین دو راهی گیر افتادم خواهشا راهنمایی کنید. ممن.ن
|
|
| 118405 |
نام:
محتاج دعا
شهر:
تهران
تاریخ:
10/6/2013 2:59:03 PM
کاربر مهمان
|
سلام به همه بچه های خوب حرف دل ، و علیک سلام بر همه دوستان خوبم که به یاد من بودن و بهم سلام دادن...سلام و درود خداوند بر همه اولیاء و انبیاء و مقربین درگاه الهی و همه بچه های خوب حرف دل جدید و قدیم... پروردگار متعال ، ای بزرگ ، ای یکتا ، ای بی همتا ، ای بی نیاز از همه چیز و همه کس ، ای توانا ، ای شنوا ، ای بینا ، ای گشاینده ، ای مهربان ، ای بخشنده ، ای بزرگوار ، ای صاحب جلال و جبروت ، ای صاحب بزرگی و عظمت ، ای خالق یکتا ، ای آفریننده زمین و آسمان ، ای استوار گرداننده کوهها ، ای شفابخش ، ای درمان همه آلام ، ای روزی دهنده ، ای توبه پذیر ، ای قهار ، ای جبار ، ای نور ، ای دوستدار ، ای گستراننده ، ای حلال مشکلات ، ای خدای عالم و آدم ، ای صاحب بهشت و جهنم ، ای مالک روز جزا ، ای....ای خدا ای خدا ای خدا خدایا تو که صفات جمال و جلالت در وصف و نعت نمی گنجد... واقعاً الان از اینکه من، بنده روسیاه ، کم ظرفیت ، ناتوان ، ناچیز ، بی دست و پا، کوچک ، بی مقدار، زشت ، با نفس اماره و لوامه، کور ، کر ، نادان به امور عالم ، نفهم ، گناهکار ، بی دست و پا، کم عقل ،...!!! رفوزه شدم ، بریدم، دوام نیاوردم ، توبه شکستم ، بعد از هشت سال از رحمتت نا امید شدم ! دیگه به حکمت و مصلحت و... اعتقاد ندارم! دیگه دعا نمی کنم ! دیگه هرجائی که بحث دعا و ارتباط غیر از وظایف شرعی و واجبمه! گریزانم!...خوشحالی ؟؟؟!!!! خیالت راحت شد! خدای مهربون ! بخشنده ! بزرگ! لایزال ! خیلی توانا! حالا دیگه مطمئن شدی من دوام نمیارم زیر بار این همه درد و رنج و آلام و نیاز روحی و روانی...! دستت درد نکنه ! خدایا بازهم ازت سپاسگزارم! ممنونم که اینقدر بهم بی اعتنائی کردی که بالاخره بریدم...! حالا توی سجده های شکرم بابت این مهربونی و این بخشندگی و این بزرگواریت هم جداگانه سپاسگزاری میکنم... خدایا الحمد لله رب العالمین الحمدلله رب العامین و... حالا یه امتیاز دیگه به شیطون لعنتی بده که عملکردش برنده تر از راز و نیاز و استغاثه و التماسهای من به درگاه مهربان! و بخشنده! تو بود... خدایا چقدر شیطون رو دوست داری ؟!!! خوش به حالش ! همیشه باهاش همکاری میکنی که اون پیروز بشه...! باور کن خدای من جدی میگم...خدای مهربونم! باورت میشه که بعد از هشت سال دیگه بریدم و دیگه نمیخوام و نمیتونم ادامه بدم...! خدایا تو که قادر مطلقی ، توانا و دانائی ! تا حالا شده مفهوم خستگی رو توی عوالم ملکوتی خودت تجربه کنی؟!!! اگه نشده از اون بندگان خاصت!!! اونهائی که انتخابشون میکنی!!! اونهائی که حتی وقتی به وحدانیت! به معاد! به بزرگیت و به... شک میکنن! نه تنها بهت بر نمیخوره ! بلکه چون انتخابشون کردی و همه جوره بهشون امتیاز دادی ! با معجزاتت بهشون نشون میدی که شکشون برطرف بشه!!! خدای من حتماً خوب میدونی کیارو میگم ! حضرت ابراهیم یادته وقتی باورش نمیشد که مردگان چطور اون دنیا زنده میشن! حضرت موسی چطور؟ یا حضرت یوسف ! یا خیلی از بندگان دیگت که صراحتاً توی کلام خودت گفتی که هرکس را که بخواهی؟! و انتخاب کنی؟! هرچی که بخواد بهش میدی... از اونها بپرس شاید بدونن که خسته شدن یعنی چی ؟ بریدن از مهر و لطف و رحمت خدا یعنی چی؟ نا امید شدن یعنی چی ؟ خدایا ازت متشکرم که اینقدر روی خشو بهم نشون ندادی که بریدم ! که خسته شدم ! که کم آوردم...
|
|
| 118404 |
نام:
بدبخت
شهر:
دماوند
تاریخ:
10/6/2013 2:55:21 PM
کاربر مهمان
|
سلام هرکسی این نامه رامیخواند برام دعاکندخیلی گرفتارم گرفتارمشکلات مالی هستم خدایاکمکم کن برای یک زن بی سرپرست وداشتن سه بچه خیلی سخته خدایاکمکم کن که بدهی که به دیگران دارم مرتفع شود.آمین یارب العالمین
|
|
| 118403 |
نام:
زهره نزادی
شهر:
کاشان
تاریخ:
10/6/2013 2:39:54 PM
کاربر مهمان
|
مهربانی هایت راهیچگاه فراموش نمیکنیم دلتنگی هایمان را بپذیر ای معلم مهربانم ... مدرسه با بودنت در شادی موج میزد حالا که رفته ای رنگ ماتم به خود گرفته...
مطمن باش خاطرات با تو بودن را از یاد نخواهیم برد تقدیم به بهترین معلم دنیا خانم به زارع
روحش شاد یادش گرامی
|
|