شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
118142
نام: نوکرامام رضا
شهر: مشهد
تاریخ: 9/30/2013 5:17:14 PM
کاربر مهمان
 
10حدیث زیبا در مورد برکت در زندگی
در میان سخنان بزرگان دین ، گنج هایی وجود دارد که شاید عمل به حتی یکی از آنها ضمانت خوشبختی و سعادت ما در زندگی باشد ، در
پیامبر گرامی اسلام فرمودند
نیكى و نیكوكاران را دوست بدارید. سوگند به آن كه جانم به دست اوست، بركت و تندرستى، با نیكى و نیكوكاران است
پیامبر گرامی اسلام فرمودند
در پى روزى و نیازها، سحر خیز باشید؛ چرا كه حركت در آغاز روز، [مایه] بركت و پیروزى است
پیامبر گرامی اسلام فرمودند
بدان كه راستگویى، پر بركت است و دروغگویى، شوم
پیامبر گرامی اسلام فرمودند
تا وقتى مردم امر به معروف و نهى از منكر مي ‏كنند و یكدیگر را در نیكى و تقوا، یارى مي‏رسانند، در خیر و نیكي ‏اند، آن‏گاه كه چنین نكنند، بركت‏ها از آنان گرفته ميشود و بعضى بر بعض دیگر مسلّط مي ‏گردند و در زمین و در آسمان، هیچ یاورى نخواهند داشت
پیامبر گرامی اسلام فرمودند
نماز شب، موجب رضایت پروردگار، دوستى فرشتگان، سنت پیامبران، نور معرفت، ریشه ایمان، آسایش بدن‏ها، مایه ناراحتى شیطان، سلاحى بر ضدّ دشمنان، مایه اجابت دعا، قبولى اعمال و بركت در روزى است
امام علی - علیه السلام- فرمودند
پیروان ما كسانى‏اند كه در راه ولایت ما بذل و بخشش مى‏كنند، در راه دوستى ما به یكدیگر محبت مى‏نمایند، در راه زنده نگه داشتن امر و مكتب ما به دیدار هم مي ‏روند. چون خشمگین شوند، ظلم نمى‏كنند و چون راضى شوند، زیاده روى نمي ‏كنند، براى همسایگانشان مایه بركت‏اند و نسبت به هم‏نشینان خود در صلح و آرامش‏اند
امام علی - علیه السلام- فرمودند
هرگاه نیّت‏ها فاسد باشد، بركت از میان مي ‏رود
امام کاظم - علیه السلام - فرمودند
مشورت با عاقلِ خیرخواه، خجستگى، بركت، رشد و توفیقى از سوى خداست
امام صادق - علیه السلام - فرمودند
صله رحم، انسان را خوش اخلاق، با سخاوت و پاكیزه جان مى نماید و روزى را زیاد مى كند و مرگ را به تأخیر مى اندازد
امام صادق - علیه السلام - فرمودند
اگر در میان مردم عدالت برقرار شود، همه بي نیاز مي ‏شوند و به اذن خداوند متعال آسمان روزى خود را فرو مي‏فرستد و زمین بركت خویش را بیرون مي‏ریزد
التماس دعا
118141
نام: نوکرامام رضا
شهر: مشهد
تاریخ: 9/30/2013 5:13:58 PM
کاربر مهمان
 
عبادت‏هاى سنگين و ختم قرآن و سجده ‏هاى طولانى
برادر دعبل مى‏ گويد: حضرت رضا(ص) پيراهنى از خز سبز رنگ و انگشترى از عقيق به برادرم «دعبل» عنايت كردند و فرمودند، اى دعبل برو «قم» كه در آنجا فايده خواهى برد، و فرمود: اين پيراهن را محافظت كن.زيرا كه من در اين پيراهن در هزار شب، هر شب هزار ركعت نماز خوانده‏ام و در آن هزار بار قرآن را از ابتدا تا انتها ختم كرده ‏ام.

صولى مى‏گويد: از جده‏ام پرسيدند كه درباره رفتار حضرت رضا(ع) سخنى بگويد
جده من كه زنى بسيار عاقل و سخاوتمند بود گفت: حضرت رضا(ع) كه هميشه نمازش را در اول وقت مى‏ خواند وقتى نماز صبحش تمام مى ‏شد به سجده ميرفت و سر مبارك خود را بر نمى ‏داشت تابالا آمدن آفتاب. و آن حضرت در اين مدت به ذكر خداى تعالى مشغول بود
118140
نام: ))))**(((((
شهر: یه اشنا از این سایت
تاریخ: 9/30/2013 5:13:18 PM
کاربر مهمان
  سلام
خدایا خودت برای من کافی هستی همین وبس
می دونم همیشه روزی برا بنده هات مقرر کردی یه جوری به دستشون می رسونی
ولی خدا من ناراحتم نه از تو از ادم ها...
از تبعیض متنفرم از فرق گذاشتن متنفرم خوشم نمی یاد
خدایا همین جوری که چند ماه خیلی زیادکمکم کردی این مدت هم به کمکت خیلی نیاز دارم البته ما همیشه بهت نیاز داریم روزی رو فرستادی درست اماده اماده هست می دونم که می گم ولی می نمی خوام درخواستشو از بنده هات بکنم وحتی یه ذره منت باشه اون موقع هست که بغضم می ترکه اون موقع هست که بهم کمکی بشه برام لذت بخش نیست اون موقع کینه به دلم میره از همه چیز متنفر میشم
اون موقع هست که شاید ها اما ها اگرها خیلی زیادمیشه نمیخوام درخواست کنم چون در عذابم
خودت به دلشون بندازتا بگن فرزندم بیا این هم هزینه تو حق تو سهم تو نمی دونم چی بگم
همون جوری که سرویس طلای عروسشو خرید حلقه عقد عروسشو خرید من حسود نیستم اه اگه حسود بودم باذوق وشوق واسه خرید نمی رفتم ولی منم حقمو می خوام واسه پسرش خرید اخه دوسش داره تا کمکی باشه واسه راه افتادن زندگی شون
من ناراحتم نه از بابت خریدن طلاها منم حقمو می خوام منم خیلی هزینه دارم عیب نداره منم طلا ها مو فروختم مهم نیست تا حال که خیلی جاها از ما زدن واسه گذروندن زندگی مون اسمش هست واسه اینده ما اینده من اینجاست من الان نیازدارم خدا به من خیلی کمک کردی ازاین به بعد هم کمکم می کنه تنها دلخوشی دیشبم این جمله بود
خدابرای من کافیست
خدابرای من کافیست
خدابرای من کافیست
بچه ها تنها خدا رو داشته باشیم برامون بسه نمیخوام بزارم اشکم درآد
لعنت به بغض لعنت به بغض که باید به جای شادی داماد شدن داداشم شب ها باید با گریه بخوابم


داداشمو دوس دارم خیلی هم دوسش دارم بهش گفتم ببین حقتو گرفتی چقدر راحت وظیفه حق منم بگیری گفت خدا بزرگه اره می دونم
من دوست دارم هزینه هام با رضایت تمام باشه
118139
نام: نوکرامام رضا
شهر: مشهد
تاریخ: 9/30/2013 5:12:49 PM
کاربر مهمان
  حرمت مؤمن
يسع ‏بن حمزه مى‏گويد: من در مجلسى با حضرت رضا(ص) مشغول صحبت بودم و عده زيادى هم براى پرسش از مسائل حلال و حرام جمع شده بودند. كه مردى بلند قامت و گندمگون داخل شد و سلام كرد و عرضه داشت. من دوستى از دوستداران شما و اجداد شما هستم و از حج مى‏ آيم، زاد و توشه‏ ام گم شده اگر ممكن است كمكى بفرمائيد كه من به شهرم برسم كه اين نعمتى است بر من از جانب خداى تعالى، پس چون به شهرم رسيدم آنرا از جانب شما صدقه مى‏ دهم چون من احتياجى به صدقه ندارم.


حضرت فرمود: بنشين، خدا تو را رحمت كند. حضرت رو كردند به مردم و با آنها سخن گفتند تا وقتى كه متفرق شدند و فقط آن مرد و من و سليمان جعفرى و خيثمه باقى مانديم. حضرت فرمود، اجازه مى‏ دهيد من به داخل منزل بروم؟

بلند شدند و داخل رفتند و بعد از لحظاتى آمدند پشت در و دست مبارك خود را از بالاى در خارج كردند و فرمودند: كجاست آن مرد خراسانى؟ آن مرد گفت: بله اينجا هستم. حضرت فرمود: اين دويست دينار را بگير و كار خود را انجام بده و به آن متبرك شو و از طرف من هم لازم نيست صدقه دهى، بيرون برو كه من ترا نبينم و تو مرا نبينى. آن مرد خارج شد.

وقتى حضرت آمدند، سليمان گفت فدايت شوم شما كه عطاى وافر و زيادى به اين مرد فرموديد چرا روى نازنين خود را از او پوشانديد؟ حضرت فرمود، تا مبادا ذلت سؤال را در چهره‏ اش ببينم. آيا مگر نشينده ‏اى كه رسول خدا(ص) فرمود: هر كس حسنه و كار نيك خود را مستور بدارد، برابر است با هفتاد حج و هر كس سيئه و كار زشت خود را آشكار كند خوار مى‏شود و هر كس زشتى خود را بپوشاند و عمل خلافش را در پنهان انجام دهد بخشيده خواهد شد؟!

اطعام مساكين
معمربن خلاد مى‏ گويد: وقتى حضرت رضا(ص) مى‏ خواستند غذا بخورند يك كاسه بزرگى را كنار سفره مى‏ گذاشتند و از بهترين غذاها، از هر كدام مقدارى، در آن كاسه مى‏ ريختند و مى ‏فرمودند: آنرا به مساكين بدهند.
سپس اين آيه مباركه را قرائت مى‏فرمودند: فلا اقتحم العقبة - سوره بلد آيه 11 - «پس انسان. آن گردنه‏ هاى سخت را نتواند پيمود.» و بعد مى ‏فرمود، چون خداوند مى ‏دانست كه براى هر انسانى، آزاد كردن بنده، مقدور نيست راهى براى رسيدن به بهشت قرار داد با اطعام طعام.
ادامه دارد..........
118138
نام: نوکرامام رضا
شهر: مشهد
تاریخ: 9/30/2013 5:11:08 PM
کاربر مهمان
  تواضع در كمك كردن
يك بار حضرت امام رضا(ع) وارد حمام عمومى شدند. يكى از كسانى كه داخل حمام بود و حضرتش را نمى ‏شناخت از حضرت خواست كه او را دلاكى كند. حضرت با تمام جلالتى كه داشتند شروع كردند به كيسه كشيدن آن شخص.

هنوز چيزى نگذشته بود كه افرادى كه در حمام رفت و آمد داشتند، حضرت را شناختند و به آن شخص معرفى كردند آن مرد شروع كرد به عذرخواهى، ولى حضرت بدون اينكه از كار خودشان دست بردارند، جملاتى براى رفع ناراحتى او فرمودند و همانگونه كه دلاكى مى‏
كردند با كلام نرم و ملايم قلب او را آرامش بخشيدند.

تقوى ملاك برترى
يكى از اهالى بلخ مى‏ گويد: من در سفر حضرت رضا(ص) به خراسان همراه بودم، يك روز وقتى سفره‏اى براى حضرت انداختند آن حضرت تمام خدمتگزاران اعم از سياه و غير سياه را بر سر آن سفره جمع كرد.
من عرض كردم فدايت شوم خوب است براى آنها سفره ديگرى قرار دهيد! حضرت فرمود، آرام باش كه خداى همه ما يكى است، مادر همه ما و پدر همه ما يكى است و پاداش هم به عمل است. هر كس عملش بهتر است نزد خداوند مقرب‏تر است هر چند بنده يا سودانى سياه باشد.

اسراف و تبذير
ياسر خادم مى‏ گويد: روزى غلامان حضرت ميوه‏اى خوردند و آن را به پايان نرسانده به دور انداختند.
حضرت رضا(ع) به آنها فرمود: سبحان الله اگر شما از همين ميوه نيم خورده بى ‏نياز هستيد- بدانيد- افرادى هستند كه به آن محتاج‏اند، آن را به افرادى كه احتياج دارند برسانيد
ادامه دارد..........
118137
نام: نوکرامام رضا
شهر: مشهد
تاریخ: 9/30/2013 5:10:03 PM
کاربر مهمان
 
مهمانى و آداب آن
شبى حضرت رضا(ع) مهمانى داشتند كه يك مرتبه چراغ تغييرى كرد- و احتياج به اصلاح داشت- مهمان، دست خود را دراز كرد تا چراغ را درست كند.
حضرت رضا(ع) دست او را كنار زدند و خودشان به اصلاح چراغ پرداختند و فرمودند: «ما قومى هستيم كه مهمانهايمان را به كارى وا نمى‏ داريم» احترام مهمان، بيش از اين است كه به خدمت صاحبخانه بپردازد.

حقوق كارگر
سليمان جعفرى مى‏ گويد:... من با حضرت رضا(ع) وارد منزلشان شديم، حضرت ديدند غلامانشان مشغول گلكارى هستند و كارگر سياه چهره‏اى هم با آنها مشغول كار است.
حضرت فرمود، اين كيست با شما؟ غلامان گفتند او را آورده ‏ايم به ما كمك كند و چيزى هم به او بدهيم.
حضرت فرمود، آيا مزد او را معين كرده ‏ايد؟ گفتند نه، ما هر چه به او بدهيم راضى است.حضرت بسيار خشمگين شدند به طورى كه مى‏ خواستند غلامان خود را با تازيانه ادب كنند، من پيش رفته گفتم، فدايتان شوم چرا ناراحت شديد؟!

حضرت فرمود: آخر من چندين بار آنها را از مانند اين كار منع كرده‏ ام كه به هيچ كس كارى ندهند مگر مزد و اجرت او را تعيين كنند.
- اى سليمان- بدان اگر كارگرى براى تو كارى كرد بدون تعيين اجرت غالبا چنين است- اگر سه برابر اجرتش را هم به او بدهى باز گمان مى‏ كند. كم داده ‏اى و اگر مزد او را تعيين كردى، اگر همان مقدار هم بدهى ترا سپاسگزار است و اگر يك ذره اضافه كنى آنرا بحساب مى آورد و مى‏ فهمد كه به او زيادى هم داده‏ اى
ادامه دارد........
118136
نام: نوکرامام رضا
شهر: مشهد
تاریخ: 9/30/2013 5:06:18 PM
کاربر مهمان
  اخلاق امام(ع) در بيان روايات
او بسيار به مستمندان رسيدگى مى ‏كرد. به دادن صدقه به ويژه در شبهاى تار و به صورت پنهانى بسيار مبادرت مى ‏كرد. با خدمتگزارانش كنار يك سفره مى‏ نشست و غذا مى‏ خورد
هيچ فرقى ميان غلامان و اشراف و اقوام و بيگانگان نمى‏ گذاشت، مگر براساس تقوا. همواره متبسم و خوش‏رو بود. بهترين بخش غذاى خود را قبل از تناول، براى گرسنگان جدا مى ‏ساخت. با فقرا مى ‏نشست. در تشييع جنازه شركت مى‏ جست. خدمتكارى را كه مشغول خوردن غذا بود، به خدمت فرا نمى‏ خواند. با صداى بلند و با قهقهه هرگز نمى‏ خنديد

رفع نياز مؤمنان و گره‏ گشايى از ايشان را بر ديگر كارها مقدّم مى‏ داشت. روى حصير مى‏ نشست. قرآن زياد تلاوت مى‏ كرد. با گفتارش دل كسى را نرنجانيد. سخن هيچ كس را ناتمام نمى‏ گذاشت و نمى‏ شكست. هيچ نيازمندى را تا حد امكان رد نكرد. پاى خود را هنگام نشستن در حضور ديگران دراز نمى‏ كرد. در حضور ديگران همواره از ديوار فاصله داشت و هيچ گاه تكيه نزد

همواره ياد خدا بر زبان جارى داشت. از اسراف و تبذير سخت پرهيز داشت. به مسافرى كه پول خود را تمام و يا گم‏كرده بود، بدون چشم داشت، هزينه سفر مى‏ داد. در دادن افطارى به روزه‏ داران كوشا بود. به عيادت بيماران مى ‏رفت
در معابر عمومى، آب دهان خود را نمى ‏انداخت. از ميهمان شخصا پذيرايى مى ‏كرد. هنگامى كه بر جمعى كنار سفره وارد مى ‏شد، اجازه نمى ‏داد تا براى احترام وى از جاى برخيزند. به سخن ديگران كه وى را مورد خطاب قرار داده، از او پرسشى داشتند، با دقت كامل گوش مى‏ داد

خويش را به بوى خوش معطر مى‏ كرد، به خصوص براى نماز. به نظافت جسم و لباس به ويژه موى سر توجّه داشت. قبل از غذا دست‏ها را مى ‏شست و با چيزى خشك نمى ‏كرد، بعد از غذا نيز آنها را مى‏ شست و با حوله‏اى خشك مى‏ كرد
اگر غذايى از حد نياز زياد مى ‏آمد، آن را هرگز دور نمى‏ ريخت. در حضور ديگران به تنهايى چيزى نمى‏ خورد. بسيار بردبار و شكيبا بود. كارگرى را كه به مبلغ معين اجير مى‏ كرد، در پايان افزون بر مزدش به او عطا مى‏ كرد. با همگان با رافت و خوشرويى روبرو مى ‏شد. بسيار فروتن بود. به فقرا و بيچارگان بسيار مى‏ بخشيد و آن را براى خود پس انداز مى‏ دانست
اين همه كه ياد شد، بى‏گمان خوشه ‏اى از خرمن شخصيت اخلاقى آن امام بزرگ است و نه تمام
ادامه دارد.........
118135
نام: نوکرامام رضا
شهر: مشهد
تاریخ: 9/30/2013 5:04:22 PM
کاربر مهمان
 
عطر اخلاق امام(ع)، در نسيم شعر شاعران
ابونواس، از اديبان و شعراى معروف عصر امام رضا(ع) است. وى كه در ادبيات و شعر، شهره و نامدار زمان خود بوده است، با تمام توان ادبى كه داشت، از ستودن امام(ع) اظهار ناتوانى كرد. ابن طولون مى نويسد،
برخى از اصحاب به ابونواس اعتراض داشته، چنين گفتند
تو در باره شراب، كوه و دشت، موسيقى و ... شعر سروده‏اى، تو را چه شده است كه درباره موضوعى مهم، يعنى شخصيت والاى امام على ‏بن موسى الرضا(ص) تاكنون چيزى نگفته و شعرى نسروده ‏اى؟ با آن كه معاصر امام نيز هستى و او را به خوبى مى شناسى

ابونواس در پاسخ چنين گفت
والله ماتركت ذلك الا اعظاما له و ليس يقدر مثلى ان يقول مثله
سوگند به خدا كه بزرگى او مانع اين كار شده است. چگونه كسى چون من، درباره شخصيتى چون او مدح تواند كرد
آنگاه ابيات زير را سرود
قيل لى انت اوحد الناس‏طرا فى فنون من الكلام النبيه
لك فى جوهر الكلام بديع يثمر الدر فى يدى مجتبيه

فعلام تركت مدح ابن‏موسى و الخصال التى تجمعن فيه
قلت لا اهتدى لمدح امام كان جبريل خاد ما لابيه

چكيده سخن او چنين است: از من نخواهيد او را بستايم، مرا توان آن نيست تا از كسى كه جبرئيل خدمتگزار آستان پدر اوست مدح گويم.قصيده‏اى به او منسوب است كه در مرو چون چشمش به حضرت رضا(ع) افتاد، آن را سرود و گفت
مطهرون نقيات ثيابهم تجرى الصلاة عليهم اينما ذكروا
من لم يكن علوياحين تنسبه فماله فى قديم الدهر مفتخر
فانتم الملا الاعلى و عندكم علم الكتاب و ما جاءت به‏السور
امامان معصوم، پاكيزگان و پاكدامنان هستند كه هرگاه نامى از ايشان به ميان آيد، بر آنان درود و تحيت فرستاده خواهد شد

كسى كه انتسابش به سلاله پاك على(ع) نرسد، در روزگاران داراى مجد و افتخار نيست.به راستى كه شما در جايگاه بلندى قرار داريد و علم كتاب و مضامين سوره‏هاى قرآن نزد شماست
ابن صباع مالكى درباره حضرتش مى‏نويسد
حضرت از مناقبى والا و صفاتى پسنديده برخوردار است. نفس شريفش پاك، هاشمى‏نسب و از نژاد پاك نبوى(ص) است
بعداز جريان ولايتعهدى، روزى عبدالله‏بن مطرف ‏بن هامان بر مامون وارد شد. حضرت رضا(ع) نيز در مجلس حضور داشت. خليفه رو به عبدالله كرد و گفت: در باره ابوالحسن على‏بن موسى الرضا(ع) چه مى‏گويى؟
عبدالله گفت
چه بگويم در باره كسى كه طينت او با آب رسالت سرشته شده و ريشه در گواراى وحى دوانيده است. آيا از چنين ذاتى جز مشك هدايت و عنبر تقوا مى‏تواند ظاهر شود
ادامه دارد......
118134
نام: نوکرامام رضا
شهر: مشهد
تاریخ: 9/30/2013 5:01:42 PM
کاربر مهمان
  اخلاق و كردار امام رضا عليه السلام
ابراهيم بن عباس مى گويد: من هرگز نديدم حضرت رضا(ع) به كسى ظلم كند يا سخن كسى را قطع نمايد يا حاجت كسى را در صورت قدرت رد كند يا در مجلسى پاهاى خود را دراز كند يا به نشانه بى احترامى نسبت به كسى، تكيه دهد يا بنده‏ هاى خود را ناسزا گويد يا آب دهان خود را بيرون بريزد يا صدايش را به قهقهه بلند كند؛ بلكه خنده آن حضرت تبسّم بود
وقتى براى آن حضرت سفره مى ‏انداختند، تمام بندگان و خدمتگزاران خود، حتى دربانان و چوپانها را در سر همان سفره مى‏ نشاند. خواب آن حضرت بسيار كم و بيدارى اش زياد بود و بسيارى از شب ها تا به صبح نمى خوابيد
روزه هاى مستحبى بسيار مى ‏گرفت و هرگز سه روز روزه را در يك ماه ترك نمى‏ كرد و مى‏ فرمود كه آن روزه دهر است و آن روز پنجشنبه اول و پنجشنبه آخر و چهارشنبه اول از دهه دوم هر ماه است. صدقات سرى آن حضرت بسيار بود و اكثرا آنها را در شب‏هاى تار- بدون مهتاب- انجام مى داد. هر كس گمان كند كه مانند آن حضرت را ديده است او را تصديق نكنيد
ابن ابى عباد، وزير مامون، شيوه زندگى امام(ع) را چنين يادآور شده است
"حضرت على بن موسى(ع) در تابستان روى حصير مى نشست و فرش او در زمستان نوعى پلاس بود، دور از چشم مردم جامه خشن مى ‏پوشيد و هنگام رويارويى با مردم، لباس معمولى مى‏ پوشيد تا خودنمايى به زهد، تلقى نشود
ادامه دارد.......
118133
نام: نوکرامام رضا
شهر: مشهد
تاریخ: 9/30/2013 4:59:37 PM
کاربر مهمان
  علي (ع) و شهادت مالك
علي (ع) در شهادت مالك مي گريست و مي فرمود
آيا شخص ديگري همچون مالك بوجود خوهد آمد؟
خداي مالك را رحمت كند او بر عهدش وفا كرده براهي كه بايست رفت و پروردگارش را ملاقات نمود. ما با اينكه خود را آماده ساخته بوديم كه پس از مصيبت رسول خدا (ص) صبر پيشه كنيم با اين حال مرگ مالك از بزرگترين مصيبتهاست
ختم اين مختصر از زندگاني مالك با اين جمله جالب به نظر مي رسد كه بر اساس آنچه از بزرگان مذهب رسيده است
اشتر كسي است كه به هنگام ظهور حضرت ولي عصر (عج) زنده مي شود و در ركاب حضرتش جنگ خواهد كرد
<<ابتدا <قبلی 11820 11819 11818 11817 11816 11815 11814 11813 11812 11811 11810 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved