شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
118072
نام: مجنون مهدي(عج)
شهر: كوفه...
تاریخ: 9/29/2013 7:36:49 AM
کاربر مهمان
  سلام وعلي آل ياسين....


رفتی و با رفتنت چه بر سر من رفت

داغ ،داغ سنگینیه،كنار بدن علی اكبر،ناله ها زد ابی عبدالله،زانوش خم شد،اما این عبارات فقط برا،روضه ی عباس اومده، بان الانكسار فى وجه الحسین،سریع شكسته شد ابی عبدالله،فبكاء،بكاءً شدیدا،بلند بلند كنار بدن عباس داره ناله میزن و گریه میكنه،دشمنم خوب همراهی كرد،همچین كه صدا ناله اش بلند شد،گفتند ببینید چی میگه،فنادا وا اخا وا عباسا،الان انكسر ظهری،همه شروع كردن هلهله كردن،امروز باید صدات غالب بشه،صدا هلهله ها رو حسین نشنوه،

رفتی و با رفتنت چه بر سر من رفت

هرچه توان داشتم ز پیكر من رفت

پشت و پناه یكی دو روزه ی من نه

یك جبل الرحمه از برابر من رفت

اونهایی كه رفتن عرفات میدونن،جبل الرحمه یك كوه بزرگی است میرن روی این كوه می ایستند،كوهی بود پشت حسین،لذا هنوز ابی عبدالله زنده است،اما تا عباس رو زمین افتاد،حسین كنارش نشست،یكی داد میزد،هركی میخواد بره سمت خیمه ها، علمدار رو زمین افتاد،پناه خیمه ها رو زمین افتاد،

نسیت كمر درد من به خاطر اكبر

دردم از این است كه برادر من رفت

گفتم اباالفضل هست غصه ندارم

عیب ندارد اگر كه اكبر من رفت

زود زمین خوردن من علتش این است

تیغ به بال تو خورد بر پر من رفت

بس كه بلند است هلهله به گمانم

كوفه خبردار شد كه لشكر من رفت

طفل رضیع من را رباب كفن كرد

فكر كنم دیده آب آور من رفت

غیرتی ها كجا نشستن

خواهر من یك به یك به اهل حرم گفت

وای اباالفضل رفت،معجر من رفت

گفت مرا هم ببر به علقمه زینب

گفتم پیش همین خیمه باش مادر من رفت

دل نگران نباش،مادرم سرش رو دامن گرفت،با این بیت چیكار میكنی من نمی دونم.

عباس رفتی و با رفتن تو دست حرامی

تا بغل گوش های دختر من رفت

تن زهرا هم از افتادن تو میلرزد

چه رسد دختركی كه تو پناهش بودی

نشست كنار بدن،گفت داداش تا حالا بچه های من راحت میخوابیدن،خواب به چشم دشمن ها نمیومد،میگفتن عباس هست،رشادتش زبانزد بود،یه حرفی میشنوی،چهار هزار تیرانداز،كنار شریعه،محاصره بكنن،اونهایی كه تو هشت سال دفاع مقدس بودن،میفهمن یعنی چی،تو محاصره ی دشمن،یك نفر به تنهایی بره،به دل دشمن بزنه،ترسی از كسی نداره،یه تنه به دل دشمن زد،چهار هزار تیر انداز شما حساب بكنید،اینها همه زُبده بودن آورده بودن كنار شریعه ی فرات،اگه از این چهار هزار تیرها،فقط ده درصد بخوره،بعد میفهمی كه روایت،تشبیه كردن به كالقنفذ،یعنی مثل جوجه تیغی،تمام بدن پر از تیر،مرحوم آیت الله شوشتری آورده:این همه تیر به بدن باشه،دست هم در بدن نداشته باشی،عمود آهن به فرقت بزنن،وقتی رو زمین بیوفتی،همه ی این تیرها به بدن میرن،ای وای،ای وای،ابی عبدالله میدونه سر نازنین خودش رو زودتر میبرن،گفت:

جان حسین باش روی نیزه مراقب

دیدی اگر سمت كوفه خواهر من رفت......

التماس دعاي فرج
118071
نام: نردبانی سوی خدا
شهر: شهر خدا
تاریخ: 9/29/2013 6:50:31 AM
کاربر مهمان
  سلام وجود گرامی لطفا ۵دسته گل برامن ثبت کنید ممنون
::::::::::::::::::::::::::::::::::::
راتا یه نکته دیگه اگه ختم قران یا صلوات برداشتید لطفا بخونیدش چون اگه نخونید ختم ها ناقص میشه وحق کسانی که ختم برداشتند ضایع میشه
میشه حق الناس
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::
دوستان دعا برامادرم یادتون نره دعاشون کنید
ممنون وسپاس فراوان
118070
نام: نردبانی سوی خدا
شهر: شهر خدا
تاریخ: 9/29/2013 6:45:05 AM
کاربر مهمان
  سلام راتا خیلی باورش سخته شما می گید بد نکردم ثابت کنید:
شما اول مسیحی بودید بعد مسلمان شدید در صورتی که مسلمان هستید هم به خودتون به دینتون به ائمه وشهدا به امامان بد کردید یه جور اهانت کردیدمگر دینمان چه کم گذاشته بخواهید ادای دین دیگر را کنید که ناقص هست دین ما کاملترین وجامع ترین وشیرین ترین دین هست یادمه همیشه تو دعاهام تو مراسم ام گفتم خدایااااا راتا تازه مسلمون شدهاست اهدنا صراط المستقیم نزار پاش بلغزه مهم نیست رو شدی یانه مهم اینه ظاهرا پشیمونی ولی ببین دل شکستن هنر نیست تاتوانی دلی را به دست اور بیشتر از همه خانم صبر اسیب دید ببین خیلی زشته تو این همه دروغ گفتی چرا نمی دونم بعد می گی بد نکردم ولی من حس می کنم کمبود شدید محبت داری که با این کارت داستان های تخیلی بیان کردی تا بتونی نظر دیگران رو به خودت جلب کنی ولی خب به هدفت رسیدی دروغ های شما باعث شده ماهم داستان دروغین شمارو بازگو کنیم که فلانی رو دعا کنیدتازه مسلمان شد
من حلات کردم برو چون باید بخشنده بود باید بخشنده باشیم تا خدا هم ببخشه مارو
شما حرمت سایت رو زیر سوال بردیدبی اعتمادی شدید ایجاد کردید
یازهرا یازهرا

118069
نام: نردبانی سوی خدا
شهر: شهر خدا
تاریخ: 9/29/2013 6:42:11 AM
کاربر مهمان
  سلام دوستان سایت چه خبر شده منتظر ظهور منجی گرامی چی چی خاک پای مولا مرغ باغ ملکوت ؟؟؟جریان چیه میشه توضیح بدید
118068
نام: خادم پسرفاطمه(س)
شهر: زادگاه آیت الله سیدابوالقاسم خوئی(ره)
تاریخ: 9/29/2013 12:35:04 AM
کاربر مهمان
  سلام بچه ها...
دلم خیلی گرفته،از خودم،ازخدای خودم،ازدنیای خودم،از همه.........
دعام کنید...
شمارو به امام زمان دعام کنید
118067
نام: آفتاب آبی
شهر:
تاریخ: 9/28/2013 11:41:06 PM
کاربر مهمان
  بارالها...


خودت میدانی و میدانی و میدانی...


خسته ام...


اینجا میان مشغله هایم گم شده ام...


اما دلم همیشه برای هوایت بیکار است

118066
نام: فاطمه
شهر: شهیدگمنام
تاریخ: 9/28/2013 11:01:24 PM
کاربر مهمان
  بسم الله برام دعا کنید
118065
نام: مرغ باغ ملکوت
شهر: عالم خاک
تاریخ: 9/28/2013 11:00:02 PM
کاربر مهمان
  یاالله
سلام آقا سید مرتضی، دمتون گرم آقا سید این بود رسم مهمون نوازی، شرمنده م آقا شاید که نه حتما من مهمان خوبی نبودم، حلالم کنید آقا سید...
سلام بر همه
اول از همگی عذرخواهی میکنم اگر باعث رنجش خاطر تون شدم و تمنای عفو دارم از همه ی شما بزرگواران.
منتظر ظهور منجی محترم من خواهش کردم ازتون که اسم دایی من رو وسط نکشید چون خودشون نیستند که از خودشون دفاع کنند، خواهش میکنم هرچیزی خواستین بگین به من بگین ولی قبلش یک درصد(فقط یک درصد) احتمال بدید که من و داییم دروغ نباشیم بعدش اگر هرچیزی گفتید بهم حلالتون میکنم چون حقم بوده...
خواهش میکنم همه چیز رو با هم قاطی نکنید من از داستان راتا هیچ خبری ندارم و ترجیح میدم در موردش صحبت نکنم...
خدایا همه چیز رو میسپارم به خودت
فقط خودت خدا
118064
نام:
شهر:
تاریخ: 9/28/2013 10:49:39 PM
کاربر مهمان
  آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه‌ی چشمی به ما کنند....
118063
نام: فاطمه
شهر: تویسر کان
تاریخ: 9/28/2013 10:13:46 PM
کاربر مهمان
  امشب 23 ذی‌القعده ، شب مخصوص زیارتی آقا علی بن موسی الرضا (علیه السلام) هست.


" اللهم صلِ عَلیَ وَلیِکَ عَلیِ بنِ موسیَ الرضا عَدَدَ ما فی عِلمِک صَلاه دائِمَهَ بِدَوامِ مُلکِکَ وَ سُلطانِک ، اللهم سَلِم عَلی وَلیِکَ عَلیِ بنِ موسیَ الرِضا سَلاما دائِمَا مَجدِکَ وَ عَظِمَتِکَ وَ کِبریائِک وَاَلحَمدُلِلهِ رَبِ العالَمین "

--------------------------------------------------

آقا جون خودت که میدونی امسال چقدر دلم میخواست بیام پابوس حرمت ولی نشدهرچی تلاش کردم نشد ولی الان که اینو مینوسم شاید کلیومترها از شما دور باشم ولی دلم تو حرم شماست کنار پنجره فولاد یا امام رضا امشب دلشکسته اومدم با دست خالی و با روی سیاه .اومدم دلمو به پنجره فولادت گره بزنم آقا جون دست خالی نفرستم.

--------------------------------------------------
همیشه از حرمت، بوی سیب می آید
صدای بال ملائک، عجیب می آید!
سلام! ضامن آهو، دل شکسته من
به پای بوس نگاهت، غریب می آید

--------------------------------------------------
"در این شب مخصوص از شما عزیزان التماس دعا دارم"

<<ابتدا <قبلی 11813 11812 11811 11810 11809 11808 11807 11806 11805 11804 11803 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved