شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
118022
نام:
شهر:
تاریخ: 9/27/2013 9:17:17 PM
کاربر مهمان
  سلام بر همه
جناب صبر.
خدایا تو خود به من بگو.توچگونه می بینی.چگونه قضاوت میکنی.آیا عشق ورزیدن به اسم ها تشیع است.یا شناخت مسمی ها.و یا بالاتر از این شناخت رسم ها

ببخشید شما فدای چی شدید ‏.اصلا یک عمر
مادر ‏.خواهر ‏.عمه و همه کاره اینجا شدید
من که هنوز نفهمیدم شما چی گفتید
مدیریت لطفا لطفا لطفا توضیح بدید
‏(خدایا دین را دام کردند/شکار خلق و صید خام
کردند‏)‏
ببخشید چون تا الان متوجه منظور شما نشدم
این ها رو نوشتم
‏*‏‏*‏‏*‏‏*‏‏*‏‏*‏‏*‏
راتا از تهران خواهر ‏.برادر گرامی
‏(‏سراب تشنه لبان را کند بیابان مرگ/خوشا دلی که به دنبال آرزو نرود¤

شما همه ما رو فیلم کردید و بهمون
می خندیدید
‏*‏‏*‏‏*‏‏*‏‏*‏
زنده باد ا میر کبیر مرد سرافراز میهنم
زنده باد روح تمام آزادی خواهان
118021
نام: مجنون مهدی(عج)
شهر: کوفه...
تاریخ: 9/27/2013 8:17:33 PM
کاربر مهمان
  سلام وعلی آل یاسین.....



السلام علیک یا باب الله....




ای بلند ترزکاش ودورترزکاشکی...روزهای رفته بی شمارشد ونیامدی...



آه ...غروب دلگیروتنگی نفس ویاد یاران و....همه وهمه دست به دست هم داده اند تا اشک مرا دربیاورند....ازهمه بیشتر فراق ویاد روی توست....

تعجیل درفرج صلوات...الهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم


التماس دعای فرج
118020
نام: tannaz
شهر: tehran
تاریخ: 9/27/2013 7:50:43 PM
کاربر مهمان
  delam mikhad onike dosesh daram dosam dashte bashe
118019
نام: وجود
شهر: ال عبا
تاریخ: 9/27/2013 7:46:17 PM
کاربر مهمان
  بِسمِ الله ِالرَّحمنِ الرَّحیمِ***
×××××××××××××××××××××××××××××
اللهم اشف مرضی المومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات و اشف مرضانا بحق محمد و آل محمد

☸ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥
خـتـــم صـلـــوات حــرف دل ؛ نوبت چهل وهفت♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ☸
☸ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥ ☸ ♥
☸ دسته گل صلوات یکصدتایِی 1الی 20:مارال گرامی ازمسیرسبز

☸ دسته گل صلوات یکصدتایِی 21الی35 :منتظرظهورمنجی گرامی ازقزوین(سلام بابت تاخیردرثبت پوزش دیشب ثبت کردم نمیدوننم چراثبت نشده ببخشید)
☸ دسته گل صلوات یکصدتایِی 36الی45:امیدگرامی ازسفید(سلام قبول باشه)
☸ دسته گل صلوات یکصدتایِی46الی55 :ریحانه گرامی ازنظرابادکرج(سلام زیارت عاشوراروخواهرم راستین انجام میده بایدببخشید)

*نکته:
این ختم صلوات به نیّت بخشش گناهان ازجانب خداوشفای بیماران وتعجیل درظهورصاحب الزمان عجل الله تعالی فرج الشریف میباشد/
××××××××××××××××××××
امام باقر (ع) : چیزی دل را بیشتر از گناه فاسد نکند دل که آلوده به گناه شد مغلوب آن گردد تا وارونه شود.

اَللًّهُـــــــمَّ صَـــــلِ عَـــــلَى مُحَمَّـــــــدٍ وَ آلِ مُحَمَّـــــــَد و عَجِّـــــــلّ فَّرَجَهُـــــــم
118018
نام: حبیبه
شهر: نیستی
تاریخ: 9/27/2013 7:19:17 PM
کاربر مهمان
 
تا کی‌ دل‌ من‌ چشم‌ به‌ در داشته‌ باشد ؟
ای‌ کاش‌ کسی‌ از تو خبر داشته‌ باشد

آن‌ باد که‌ آغشته‌ به‌ بوی‌ نفس‌ توست‌
از کوچه‌ ما کاش‌ گذر داشته‌ باشد

هر هفته سر خاک تو می آیم، اما
این خاک اگر قرص ِقمر داشته باشد

این کیست که خوابیده به جای تو در این خاک ؟
از تو خبری چند مگر داشته باشد

خاکستری از آن همه آتش، دل این خاک
از سینه ی من سوخته تر داشته باشد


آن‌ روز که‌ می‌بستی‌ بار سفرت‌ را
گفتی‌ به‌ پدر هر که‌ هنر داشته‌ باشد

باید برود هرچه‌ شود گو بشو و باش‌
بگذار که‌ این‌ جاده‌ خطر داشته‌ باشد

گفتی : نتوان‌ ماند از این‌ بیش ، یزیدی‌ است‌
هر کس‌ که‌ در این‌ معرکه‌ سر داشته‌ باشد

باید بپرد هر که‌ در این‌ پهنه‌ عقاب‌ است‌
حتی‌ نه‌ اگر بال‌ و نه‌ پر داشته‌ باشد

کوه‌ است‌ دل‌ مرد، ولی‌ کوه، نه‌ هر کوه‌
آن‌ کوه‌ که‌ آتش‌ به‌ جگر داشته‌ باشد

کوهی‌ که‌ بنوشد، بمکد، شیره ی‌ خورشید
کوهی‌ که‌ ستاره، که‌ سحر داشته‌ باشد

آن‌ کوه‌ که‌ نایاب ترین معدن دُر اوست
آن کوه که در سینه گهر داشته باشد

کوهی‌ که‌ جوابت‌ بدهد هر چه‌ بگویی‌
کوهی‌ که‌ در آن‌ نعره‌ اثر داشته‌ باشد

کوهی‌ که‌ عبا باشدش‌ از شعشعه ی نور
عمامه‌ای‌ از ابر به‌ سر داشته‌ باشد

آن کوه که یاقوت ، که یاقوت شهادت
در دامنه، در کتف و کمر داشته باشد

این‌ تاک‌ که‌ با خون‌ شهیدان‌ شده‌ سیراب‌
تا چند در آغوش‌ تبر داشته‌ باشد

دردا اگر از خوشه ی این‌ شاخه ی‌ سرشار
بیگانه‌ ثمر چیده‌ و بر داشته‌ باشد

باید بروم هر چه شود گو بشو و باش
بگذار که این جاده خطر داشته باشد

عشق‌ است‌ بلای‌ من‌ و من‌ عاشق‌ عشقم‌
این‌ نیست‌ بلایی‌ که‌ سپر داشته‌ باشد


رفتی‌ و من‌ آن‌ روز نبودم، دل‌ من‌ هم‌
تا با تو سر ِسیر و سفر داشته‌ باشد

رفتی و زنت منتظر نو قدمی بود
گفتی به پدر : کاش پسر داشته باشد

گفتی که پس از من چه پسر بود، چه دختر
باید که به خورشید نظر داشته باشد

باید که خودش باشد : آزاده و آزاد
نه زور و نه تزویر و نه زر داشته باشد

اینک پسری از تو یتیم است در اینجا
در حسرت یک شب که پدر داشته باشد

برگرد ، سفر طول‌ کشید ای‌ نفس‌ سبز
تا کی‌ دل‌ من‌ چشم‌ به‌ در داشته‌ باشد؟!


مرتضی امیر اسفندقه

118017
نام: ناشناس
شهر:
تاریخ: 9/27/2013 6:10:30 PM
کاربر مهمان
  خدایا کممممممممممممممممممممممک از اینجا تا قیامت
خدایااااااااااااااااااااااااااا استغفار از اینجا تا فراتر از قیامت
التماس دعاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
118016
نام: خالده
شهر: شادگان-يه جا توخوزستان
تاریخ: 9/27/2013 6:03:39 PM
کاربر مهمان
  سلام.منم خوبم خداروشكربه قول مامان بزرگم ميگذره...من يه عرب زبانم مامانم به نقل از مادربزرگ مرحومم كه توجنگ به مشهد رفته بودن ميگه يه بار كه رفته بودم بيرون يك خانم فارس زبان يقه ش رو گرفته وبش گفته گم شه بره كه ماعرباييم كه پسرشو شهيد كرديم!نميدونم شايد اين حرفش راست باشه اخه تاحالا هيچكي عكسشو اعلام نكرده هميشه عرب و فارس بوده هميشه اختلاف قومي بوده وهست. يه مدت ديگه داييم رو كه سه ماه تابستون تواون گرما توعسلويه كار ميكرده اخراج ميكنن چون هوا داره سرد ميشه واقايون مناطق بالاتر تو هواي سرد راحتن ومارو مثل نخاله پرت ميكنن شايد توهواي گرم مارو لازمشون شد.چرا هيچكس به ما نگاه نميكنه تو شهر ما عرباي افراطي كه افكار جاهليت توذهنشونه زيادن ولي بخدا ماهم هستيم. باورت ميشه تو شهر مايه جاي تفريحي واس خانوادها نيست كه با ارامش شباشونو بگذرونن وچند لحظه شاد باشن ؟توشهر ما زياد حق اعتراض به بي بندو باري وبي قانونيه كسايي كه ازافراد طايفه هاي بزرگن نداري چون اينجا چيزي كه زياد ه اسلحه وكله گنده هاي بنده شيوخ!راستي يه سوال مردم كلان شهرا به چي ميگن بي امكاناتي؟به مدت سه ماه توخونه نشستن چون هيچ كلاس بدرد بخوري نيست؟درس خوندن تو دانشگاهي كه كل درساشو خودخوان دادن چون استاد ندارن؟شباي ولادت دلبستن به برنامه هاي خسته كننده تلويزيون چون بيرون هيچ چيز بهتري نيست؟ ياشبا منتظر سريالاي ابكي تلويزيون بودن كه بالاخره وقت بگذره؟به اينا چي ميگين؟راستي يه سوال بزرگ چرا اقاتا كردستان ميره ولي هيچ وقت به ما سرنميزنه بخدا ماهيچي نداشته باشيم مهمونو ميذاريم روچشمون چه برسه اين مرد بزرگ رو...ممنون كه يه كاغذ گذاشته بودي من دق دلياموتوش بنويسم البته يه گوشه شو ...ممنون...
118015
نام: فاطمه
شهر: تویسرکان
تاریخ: 9/27/2013 5:52:14 PM
کاربر مهمان
  سلام خواهر گلم راستین
شاید باورت نشه ولی هفته پیش خیلی حالم بد بود از همه چیز و همه کس خسته شده بودم یه جورایی دل میخواست بمیرم همه چیز برام تموم شده بود با خدا قهر کردم با لحن تند باهاش صحبت کردم بهش گفتم خسته شدم از این همه به در بسته خوردن. حتی باورت میشه تصمیم گرفتم نماز نخونم.
شب که شد دلم طاقت نیاورد نماز نخونم. شب وقتی خوابیدم؛ خواب دیدم رفتم قم دنبال یه مسافر خونه قدیمی بودم که خیلی سال پیش رفته بودیم تو خواب تو کوچه پس کوچه ها میگشتم که جلوی راهم یه خیابان اصلی با یه کوچه تنگ که جلوش پر از خاک بود دیدم سر دوراهی گیر کرده بودم
که نمیدونم چطور تصمیم گرفتم از کوچه تنگ برم اولش خرابه بود جلوتر که رفتم یه چادر دیدم داخلش یه پیرمرد سید بود که داشت شمع روشن میکرد بی اختیار بهش گفتم حاج اقا التماس دعا و رفتم جلوتر که یه خانم با چادر مشکی داشت از جلوی من میرفت هر چی صداش کردم خانم کمکم کن حتی نگاهمم نکرد و رفت افتادم گریه التماسش کردم چند قدمی که جلوتر رفت برگشت و بدون اینکه من صورتشو ببینم از رو زمین بلندم کرد دستم تو دستاش بود تا به اخر کوچه که رسیدیم اونجا مراسم تعذیه روز عاشورا بود وقتی رسیدم اونجا یه بچه با لباس سفید که زخمی شده بود اومد طرف ما و مادرش رو صدا میزد و به من اشاره کرد روی دستای من بود ازش پرسیدم شما کی هستین گفت من پسر علی مرتضی هستم...وای نمیدنی خدا با دل من چی کرد...

من نمیدونم که حکمت این خواب چی بود ولی اینقدر می فهمم که حتی اگه خدا جواب دعا هامو نمیده ولی کمکم کرد که راه اشتباه نرم وقتی به این خواب فکر میکنم شاید من تو خواب از خیابان اصلی میرفتم ولی هیچ وقت به مقصد نمیرسیدم شاید مسیر زندگی منم مثل کوچه خاکی سخت باشه ولی مطمئنم میرسم چون از ته دل به خدا توکل کردم.
از حرف های اون روزم خیلی پشیمونم از خدا خجالت میکشم.

خواهر گلم به خدا توکل کن حتما جوابتو میده ما آدما شاید بد قولی کنیم ولی وعده خدا حقه.

امیدوارم هر چی زودتر حال دلت خوب بشه و با خبرهای خیلی خوب برگردی.
118014
نام: امیر حسین
شهر: کرمان
تاریخ: 9/27/2013 4:57:09 PM
کاربر مهمان
  دعا میکنم جوان های امروزجوان های دیروز باشن
118013
نام: هادی
شهر: کانال کمیل
تاریخ: 9/27/2013 4:45:21 PM
کاربر مهمان
  خسته نباشی «آقا» که علمدار انقلابی…



خسته نباشی «آقا» این همه سال که رهبری کردی ما را



نگاه می کنم به نامت و می بینم چه زیباست «خامنه ای»، سرشار از همان حروف


«خمینی» است، گیرم با یک «آه» بیشتر...



نگاه می کنم به مرامت و به همین «چفیه» که همراه همیشگی شماست، تا مبادا فراموش کنیم


فکه و والفجر مقدماتی را. خرمشهر و بیت المقدس را...



اما می دانی!



چفیه خیلی به شما می آید؛ شما که علمداری، فرمانده کل قوایی.



هر جا کم می آوریم،



همین که می بینیم شما رهبر مایی،



آرام می شویم...



من مي نويسم “كانال”… سرمايي ها ياد كولر مي افتند، ديپلمات ها ياد سوئز، سياستمداران


ياد شبكه هاي رسانه ملي اما امام خامنه اي ياد “حنظله” مي افتد، ياد “كميل”.


خدا را شكر رهبرم مي فهمد زبان مرا
<<ابتدا <قبلی 11808 11807 11806 11805 11804 11803 11802 11801 11800 11799 11798 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved