شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
117782
نام: سوگند
شهر: امان از جدایی
تاریخ: 9/23/2013 10:33:59 AM
کاربر مهمان
 



یا بقیه الله ...



دلم به ” مستحبی ” خوش است که جوابش ” واجب ” است:
السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه ...




اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم








117781
نام: مجنون مهدي(عج)
شهر: ....
تاریخ: 9/23/2013 10:13:13 AM
کاربر مهمان
  سلام وعلي آل ياسين....

سلام ودرود برروان پاك شهدا وامام شهدا.

سلام برياران حرف دلي...
سلام بر يا عباس يا فاطمه الزهرا...ناپيدايي مومن!
سلام بر تك تك دوستان حرف دل.

سيد مرتضي عزيز سلام...وقتي تصويري ازدوران دفاع مقدس رو مي بينم دعايت ميكنم...مرد بزرگ شاهكارهايت را بايد نسلهاي بعدازما ببينندكه درقاب تصوير جاودانه كردي وبيادگاربراي ما ونسلهاي بعدماجاگذاشتي تا بدانيم مرداني ازجنس آسمان بودندكه ازهمه چيز خود گذشتند وآسماني شدندتا ماها بتوانيم تنفس كنيم وآزادانه هرطوركه خواستيم زندگي كنيم.البته مزد ابن همه شورواشتياق وازخودگذشتگي ات را هم با نمره20 ازبيستمين روز درشروع سال ازياران ورفيقاني كه ازآنها جامانده بودي گرفتي وبه آنها پيوستي تا ازآسمان برحال وروزمان بنگري....واي برمايي كه نتوانيم قداست خون اين عزيزان راحفظ كنيم....درقيامت بايد پاسخگوي شهدا باشيم كه بعدازشما ما چه ها كه نكرديم...!

تنها مي توانم آهي ازجگر سوخته بكشم وبا ياد آن دوران اشكي كه درگلو رسوب مي شود ونمي بارد برزخم خودالتيام بخشم...
با اباعبدالله (ع)همنشين باشي اي مرد.التماس دعاي فرج
_______________________________________________________



التماس دعاي فرج
117780
نام: حمید
شهر: تهران
تاریخ: 9/23/2013 10:12:25 AM
کاربر مهمان
  سلام خیلی ممنون از سایتتون
117779
نام: سعیدسناتور
شهر: زاهدان
تاریخ: 9/23/2013 9:20:44 AM
کاربر مهمان
  تنهــــــا چیــــــــزی که بایـد از زندگـــی



آمــــوخت



فقــط یــک کلمـــــــه اسـت







* میگـــــــــــذرد *







امـــــا دق میدهــد تا بگـــــــذرد
117778
نام: علي اكبرلشتغاني پور
شهر: بندرخمیرلشتغان
تاریخ: 9/23/2013 8:57:06 AM
کاربر مهمان
  سالروزدفاع مقدسه بایدکاری کنییم دفاع مقدس به هیچ عنوان فراموش نشه مثل خلیج تاابدفارس همیشه موندگار برا نسلهای آینده باشه تابتونن ازتجربه ها استفاده بشه باید کتاب درس بشه تو مدارس و دانشگاهها تدریس بشه نه اینکه زنگ تفریح بشه باید جزء دروس اساسی باشه

117777
نام: دلشکسته دلسوخته
شهر: تهران
تاریخ: 9/23/2013 7:47:33 AM
کاربر مهمان
  با سلام خدمت دوست عزیز : هدی از اصحاب کهف
نوشته شما را در باب دعای معراج خواندم
من 5 ماهه که این دعا را هر شب میخونم اما هیچکدوم از حاجتهایم رو تا الان نگرفتم . تازه این یکی از دعاهایی است که دارم میخونم. به نظر شما اشکال از کجاست؟
117776
نام: سوگند
شهر: امان از جدایی
تاریخ: 9/23/2013 7:17:21 AM
کاربر مهمان
 
یا نور ...



به بهشت زهرا می روم،
به قطعه شهدا، از کنار عکس های آنها عبور می کند
چادر را روی سرم محکم میکنم و زیر لب می گویم....
برادرم! دشمن سینه ات را نشانه گرفت و اسلحه ات را بر زمین انداخت
اما من
تا زمانی که زنده ام نمیگذارم دشمن افکارم را نشانه بگیرد و چادرم را بر زمین اندازد...





" ﺷﺎدی روح ﺷﻬﺪا ﺻﻠﻮات "





یا زهرا ... یا زهرا ...
117775
نام: دنیا
شهر: تهران
تاریخ: 9/23/2013 7:14:20 AM
کاربر مهمان
  خیلی حرف دارم نوشتم ولی بعد پاکش کردم ، چون از دست کسی کاری بر نمیاد
117774
نام: سوگند
شهر: امان از جدایی
تاریخ: 9/23/2013 7:07:45 AM
کاربر مهمان
 

بسم الله نور ...




باز آمد بوی ماه مدرسه
بوی بازی های راه مدرسه ...





یاد اون روزها بخیر ....
117773
نام: غلامعلي حيدري
شهر: جلين - گرگان
تاریخ: 9/23/2013 3:07:25 AM
کاربر مهمان
  سلام ، وقتي مي نويسم چشمم فقط به صفحه كليد است كه چه بنويسم ، فقط منويسم من فرزند مرحوم پاسدار غلامحسين حيدري كه پدرم براثر ناراحتي و جراحات شيميايي ريوي در سال 81 به لقائ ا... پيوست .

وقتي پدرم رفت انگار يك فرد معمولي رفت .
وقتي پدرم رفت انگار بغضي ديگر گلويم را ميفشارد!
وقتي پدرم رفت برادرم هم همان درد پدرم را در سينه دارد كه نمي تواند به حق و حقوق خودش برسد.
پدرم:
پاسدار رسمي در تيپ يك نينوا لشكر 25كربلا بودند .


برادرم : جانباز شيميايي و موجي و مجروح كه به عنوان يك بسيجي در جبهه هاي حق عليه باطل شركت داشته اند وضعيت جسماني اش روز به روز بدتر ميشود و مشكلاتش بيشتر ودنبال كارهايش بعداز نشان دادن ناراحتي ها رفت و نتيجه نگرفت؟
و در آخر به او گفتند كه مي خواستي كور بشي نروي به جبهه
كي بهش گفت ؟
بنياد جانبازان گرگان

<<ابتدا <قبلی 11784 11783 11782 11781 11780 11779 11778 11777 11776 11775 11774 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved