شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
104712
نام: زم زم
شهر: منتظر قاِِئم
تاریخ: 2/11/2013 2:22:30 PM
کاربر مهمان
  باسلام وخسته نباشی به اهالی حرف دل
ویه سلام مخصوص به سمیرا از شهر عاشقان
وقتی مطلبت رو خوندم درست نزدیک های اذان ظهر بود برای تو وخانواده عزیزت دعا کردم امیدوارم حاجت روا شی
یاعلی
التماس دعا
104711
نام: خاک پای مولا
شهر: بوستان مهدی
تاریخ: 2/11/2013 1:39:54 PM
کاربر مهمان
  "یاحق"
السلام علی المهدی"عج" و علی آبائه"ع"


خدایا! ستاره ها را کشتند، خورشید را نگهدار.(شهید محمد هاشمی)


هیهات من الذله فریاد عاشقان است
این گونه جان نثاران جان را کنند قربان

***
الهی که هیچ رفیقی از رفیقاش جانمونه

***
خدایا عاقبت همه ی ما را ختم به خیر بفرما.: الهی آمین:.

التماس دعا
یا علی
104710
نام: گمشده
شهر: غريب
تاریخ: 2/11/2013 1:31:11 PM
کاربر مهمان
  با عرض سلام
اقا سيف الدوله يك استخاره اگر امكانش هست برام بگيريد ممنون مي شم.
104709
نام: سمیرا
شهر: عاشقان
تاریخ: 2/11/2013 1:26:33 PM
کاربر مهمان
  سلام بچه ها یک درد دل کوچولو
از شهریور ماه بابام مریض شد نتونست بره سر کار تاحالا پول قرض کردیم تا زندگیمون بگذره خدارو شکر زمین کشاورزی داریم ولی تا پاییز سال بعد خیلی مونده . دیگه خسته شدم که از این واون پول قرض بگیریم .خدا میگه هر چی میخواین از من بخواین اما من بلد نیستم خالصانه از خدا بخوام اینارو گفتم تاشما بچه های باصفا برای همه گرفتارا دست به دعابردارین .
دوستای عزیزم عاجزانه ازتون التماس دعا دارم.(سمیرا از شیراز 5دسته گل برام ثبت کن ممنون)
104708
نام: کیوان رونما
شهر: منوجان
تاریخ: 2/11/2013 1:19:43 PM
کاربر مهمان
  یا صاحب الزمان:
کجا رفتی که رفت از دیده ام دل/به دنبال غمت منزل به منزل
104707
نام: جان و جوانیم فدای رهبرم
شهر: شهر خدا
تاریخ: 2/11/2013 1:14:14 PM
کاربر مهمان
  سلام به همه دوستای خوب حرف دلی

دوستای خوبم تو این چند روز به یاد همتون بودم . و به نیت دلاتون براتون نماز حاجت خوندم. و صلوات فرستادم.

فقط امیدوارم لایق باشم و دعاهام مستجاب شه.

104706
نام: دنیا
شهر: ویرانه
تاریخ: 2/11/2013 12:56:09 PM
کاربر مهمان
  سلام حرف دلی ها من جدیدالورود نیستم اما دوست نداشتم شناخته بشم برا همین با نام جدید اومدم می خوام با همه مشورت کنم شاید یکی بهترین راه حل را پیشنهاد بده خانواده ما 8 نفره است 3 خواهر و3 برادرهمه ازدواج کردیم.
برادربزرگم با دختر عمه دومی دختر خاله سومی غریبه با ازدواج سومی همه مخالف بودن نه اینکه چون فامیل نبود چون تفاوت فرهنگی زیادی داشتیم البته من آن زمان مجرد بودم دخالتی در این امور نداشتم از نظر اقتصادی خانواده من کمی از آنها بالاتر بودند
اما خیلی چشمگیر نبود از نظر مذهبی تفاوت فاحشی بین ما بود ما همه محجبه بودیم اما آنها نه فقط مانتویی بلکه خیلی بی حجاب و بی بندوبار بودند.
تمام اقوام دختر اعتیاد داشتند با مخالفتهای شدید بالاخره این ازدواج سر گرفت اکنون نزدیک به 10 یا12سال از این ازدواج می گذرد برادرم معتاد شد و زنش هر روز به هر نحوی که دوست داشت رفتار کرد آنها دو بچه دارند بچه های 8ساله و9ساله چند سالی است که شکر خدا برادرم اعتیادش را ترک کرده وضعیتش خیلی تغییر کرده.
خانه و ماشین دارد تمام امکانات را برای همسر وفرزندانش فراهم کرده اما زنش هر روز به بهانه های واهی خانه را ترک می کند الآن هم دو روز است که بچه هایش را رها کرده و رفته بچه کوچکش می گه مامانم چون بابام براش مانتو شلوار قرمز نخریده رفته البته نمی دانم دلیل اصلی این باشد یانه اما قبلآگفته بود که براش مانتو شلوار قرمز بخره وبرادرم قبول نکرده بود.
با بدترین آرایش وارد خیابان می شود و می گوید من دوست دارم همه به من نگاه کنن خوشم میاد از اینکه نگام کنن فکر طلاق به سر برادرم زده نمی دانم چقدر مصمم است اما دلم برای این دو بچه می سوزد که هر روز شاهداین ماجرا های پوچ وتهی هستند هیچ کس نگران آینده بچه ها نیست من چه می توانم بکنم؟
نگرانی دیگرم این است که مبادا برادرم دوباره به دام اعتیاد بیافتد زنش بارها گفته اون موقع که معتاد بود بهتر بود آرامش داشتیم. او فقط پول زیبایی وآزادی مطلق را می خواهد ای کاش می شد طرز فکر بعضی ها را عوض کرد چون برادرم تازه یک سال است خانه ساخته و تازه ماشین خریده بدهی اش زیاد است همین بدهی باعث شده دوباره بی خود وبی جهت به جان هم بیافتند خیلی نگرانم هرچند می دانستم دوباره وقتی خوشگذرانی اش تمام شود بر می گردد اما این بچه ها چه گناهی دارند ؟
104705
نام: کیوان رونما
شهر: منوجان
تاریخ: 2/11/2013 12:52:31 PM
کاربر مهمان
  سلام خدمت زینب از شهر اصفهان جشن بهمن شکر خدا با شکوه انجام شد و امتحانات هم به سلامتی گذشتند فقط جای همه خالی نبودید ذوق و شوق مردم رو ببینید
104704
نام: شيدا
شهر: مشهد
تاریخ: 2/11/2013 12:46:31 PM
کاربر مهمان
  حاج آقاسيف الدوله :
سلام وعرض ادب
حاج آقااگه پدري بخاد ارث خودشو تقسيم كنه و ارثش رو به ناحق تقسيم كنه اون دنيا بايدجوابگوباشه يانه ؟؟
104703
نام: زهرا
شهر: ايلام
تاریخ: 2/11/2013 12:24:04 PM
کاربر مهمان
  سلام دوستان گل حرف دل.اميدوارم ايام به کامتون باشه،شيدا جان از مشهد واقعا بهم ريختم از اينکه گفتي شوهرت قراره با همکلاساش بره بيرون و از سر اجبار تن به اين ازدواج داده!!! عزيزم تو نميدونستي يا ميدونستيو قبول کردي؟بهرحال الان کاريش نميشه کرد و همسرته ديگه،شما فقط به خوبي و محبتت نسبت بهش ادامه بده و زندگيتو با توکل و اميد ادامه بده مطمئن باش يه روزي در مقابل خوبيهات شرمنده ميشه و قدرتو ميدونه،هرکسي بايد واسه نجات زندگيش تلاش کنه،نجات اين رابطه هم با شخص شماس،ايشالا ک ازاين ببعد طعم شيرين زندگي متأهلي رو بچشي.
<<ابتدا <قبلی 10477 10476 10475 10474 10473 10472 10471 10470 10469 10468 10467 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved