|
بخشی از سخنان اخیر مقام معظم رهبری در نماز جمعه تهران در باره روز جهانی قدس(21 مهر 85).
بسماللَّه الرّحمن الرّحیم
الحمدللَّه رب العالمین والصّلاة والسّلام على سیدنا و نبینا ابىالقاسم المصطفى محمد و على اله الأطیبین الاطهرین المنتجبین سیما على امیرالمؤمنین والصّدیقة الطّاهرة والحسن والحسین سیدى الشباب اهل الجنة و علىبن الحسین و زینالعابدین و محمدبن على الباقر و جعفر بن محمدالصادق و موسىبن الجعفر الكاظم و على بن موسى الرضا و محمدبن على الجواد و علىبن محمدالهادى والحسن بن على الزّكى العسكرى و الحجةالقائم المهدى صلوات اللَّه علیهم اجمعین و صلّ على ائمة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین و استغفراللَّه لى و لكم. به همهى برادران و خواهران مجدداً عرض میكنیم كه تقواى الهى را از یاد نبرید. وظیفهى همهى ما رعایت تقواست. توصیهى دائمى ما به نفس خودمان و به برادران دینى و خواهران دینىمان، باید رعایت تقوا باشد. و اما در این خطبه مایلم چند جملهاى راجع به مسائل منطقه عرض بكنم و بعد با برادران عرب مطالبى را در میان بگذارم. مسئلهى لبنان، یك مسئلهى معمولى و عادى نبود. این جنگ سى و سه روزه، یك پدیدهى تاریخى بود. ما حادثهاى شبیه آن در كل این منطقه به یاد نداریم و دشمنان ملتهاى مسلمان و بیدارى اسلامى هم هرگز انتظار و توقع چنین چیزى را نداشتند؛ اما اتفاق افتاد. این جنگ سى و سه روزه، یك طرف پیروزمند داشت، یك طرف شكست خورده. خوب معلوم است طرف پیروزمند، حزباللَّه لبنان، مقاومت لبنان، ملت لبنان و درواقع امت اسلامى بودند. همهى ملتها خوشحال شدند. شنیدید و واقعیت همین است كه امروز نام حزباللَّه و رهبر آن در دنیاى اسلام و كشورهاى عربى و بین ملتها، جزوِ شیرینترینِ نامهاست. افرادشان جزوِ محبوبترین انسانهایند. در كشور خود ما هم همینطور است. در تركیه، مصر، شمال آفریقا و در كشورهاى اسلامى، همهجا همینطور است. این نشاندهندهى این است كه همهى دنیاى اسلام خودشان را در این پیروزى سهیم میدانند. طرف شكست خورده، البته صهیونیستها بودند؛ دولت جعلى اسرائیل بود؛ اما هیچكس در دنیا نماند كه امریكا را هم جزوِ طرفهاى شكست خورده نداند. اروپاییها هم این را تصریح كردند، دیگران هم گفتند، خود امریكاییها هم با زبان بىزبانى به شكلهاى مختلف، گفتند. امریكا هم در این قضیه شكست خورد. بدیهى است اینها در سطوح مختلف، وابستگانى هم در منطقه دارند؛ آنها هم جزوِ جناح شكست خورده محسوب میشوند. همان كه عرض كردیم، این پیروزى از یك طرف و شكست از یك طرف، یك حادثهى بزرگ بود و عبرتهایى هم با خودش دارد كه ملتها - چه دشمنان بخواهند، چه نخواهند - از این عبرتها استفاده خواهند كرد؛ یعنى ملت فلسطین، ملت عراق، ایران و ملتهاى دیگر، همه به چشم خودشان دیدند كه راه مقاومت و ایستادگى، تنها راه پیروزى است؛ راه دیگرى وجود ندارد؛ ولو مقاومت كننده یك گروه كوچك باشد؛ ولو آن قدرتى كه در مقابل آن مقاومت میشود، ارتش درجهى یك دنیا باشد و از طرف امریكا هم حمایت بشود. هرچه باشد، این یك راز و سنّت الهى است. ایستادگى وسیلهى پیروزى است، منتها كسانى كه مقاومت میكنند، باید از خطرات مقاومت نترسند. اگر ترسیدند، در مقاومتشان اختلال پیدا خواهد شد و پیروزى به دست نخواهد آمد و این، آفت اغلب ملتها و جماعات است، كه وسط راه دچار ترس میشوند. اگر آن گروه، ملت و جماعتى كه میخواهد مقاومت كند، از فقدان لذایذ زندگى، از فقدان حیات و از فقدان راحتى نترسد و ناراحت و آشفته نشود و پیش برود، بدون تردید مقاومت با پیروزى همراه است. این مقاومت وقتى با ایمان باشد، ادامه پیدا خواهد كرد. لذا میگوییم و همیشه گفتیم كه ایمانِ همراه با مقاومت، به دنبالش پیروزى است. مراد ما فقط ایمان دینى هم نیست؛ ایمان به هر اصلى. البته اگر ایمان دینى باشد، آن وقت خداى متعال وعده كرده است كه همهى قوانین طبیعت و تاریخ در خدمت این مقاومان قرار خواهد گرفت: «من كان یرید العاجلة عجلنا له فیها و نشاء لمن نرید»؛ این مربوط به كسانى است كه دنیا را میخواهند، نیتشان دنیایى است؛ اما اراده دارند، میخواهند و خدا میدهد؛ و كسى كه ارادهى دین دارد، همینطور است. «كلّاً نمد، هؤلاء و هؤلاء». این سنّت الهى است. این حادثهى لبنان، درسى به همهى مسلمانها داد و شما برادران و خواهران عزیز بدانید كه بعد از قضیهى لبنان، صفحهى حوادث در این منطقه ورق خورده است و ممكن است آثارش بهزودى معلوم نشود؛ اما بتدریج و در بلند مدت براى همه روشن خواهد شد. ملتها یك بار دیگر بعد از انقلاب اسلامى - كه پیروزى انقلاب اسلامى در آنجا تجربه شده بود - به چشم خودشان دیدند و تجربه كردند كه راه پیروز شدن و راه نجات، جز مقاومت در مقابل زورگویان، متجاوزان و ستمگران نیست. آن چیزى كه من میخواهم عرض بكنم این است كه شكست خوردگان این حادثه بیكار نماندهاند و نخواهند ماند؛ ماجرا پایان نیافته است. آنها مشغول فعالیت و تلاشند تا بتوانند نتایج این ناكامى و شكست را مهار كنند؛ چون ضربهاى كه بر آنها وارد شده است، ضربهى سختى است. ضربه بر دولت مجعولِ اسرائیل است كه غرب یكپارچه - اروپا، امریكا و دیگران - همیشه در طول این پنجاه سال، سعى كردهاند این را سرپا نگه دارند. قوام این دولت هم به ارتش آن است. ارتش باید مورد اعتماد مردمش باشد. آنچه در این حادثه مفتضح شد، ارتش اسرائیل بود كه دولت و تشكیلات و همهى روحیات ملى آنها وابستهى به آن است. این ارتش پا در گل ماند و از یك گروه غیرنظامىِ با امكانات بسیار محدود و كم شكست خورد. لذا تكان شدید است و امریكا و فعالان صهیونیست بینالملل و بقیهى پشتیبانانشان، همه در تلاشند كه به شكلى این شكست را مهار و جبران كنند و ترمیم كنند. ما باید مراقب باشیم و ببینیم آنچه را كه علیه دنیاى اسلام، علیه امت اسلامى و علیه ملتهاى مختلف مسلمان - به تنهایى یا با هم - تدارك شده است، چیست؛ ما باید هوشیار و بیدار باشیم. اولاً برنامهى اینها در خود لبنان، تضعیف حزباللَّه است. نتوانستند، لیكن رها نكردند. از لحاظ سیاسى در صددند هر چه بتوانند حزباللَّه را تضعیف كنند. میخواهند از قدرتمند و قوىتر شدنِ حزباللَّه جلوگیرى كنند؛ فشارهاى سیاسى روى آن وارد كنند. این نیروهاى سازمان ملل به نام «یونیفل» كه از كشورهاى مختلف آمدند و مأموریتشان این است كه از مردم لبنان در مقابل تجاوز بیگانه حمایت كنند، میخواهند مأموریت اینها را تغییر بدهند و اینها را در مقابل حزباللَّه - كه نیروى زندهى لبنان است - به حركت وادار كنند. این كارها جزوِ برنامههایشان است. البته آن كشورهایى كه این نیروها را فرستادهاند، حواسشان هست كه نباید با ملت لبنان در افتاد و نباید با حزباللَّه مواجه شد، لیكن سیاستهاى امریكایى دنبال این چیزهاست. ملت لبنان حزباللَّه را دوست میدارند. اغلب سیاستمداران برجستهى لبنانى - چه شیعه، چه سنى و چه مسیحى - به حزباللَّه علاقهمندند و به آن افتخار میكنند، لیكن دشمنانى هم هستند و تلاش میكنند. یكى از كارهایى كه دنبال میكنند، مسائل فلسطین است. آنچه كه دارد در فلسطین اتفاق مىافتد، مقدارى براى جبران بىآبرویى اسرائیل در قضیهى لبنان است. بخش مهمى از این فشارها، این كشتار روزانهى مردم در فلسطین، این حملهى به نقاط مختلف - چه در ساحل شرقى، چه در غزّه - به خاطر جبران آن بىآبرویى است و سعى دارند دولت حماس را ساقط كنند. آنچه كه من در اینجا میخواهم برادران فلسطینى را به آن توجه بدهم - كه آن در بیانات عربى هم آمده است - این است كه ما و مردم فلسطین و همهى ملتهاى مسلمان باید توجه كنند كه واقعیت مردم علیه اشغالگر را به مردم علیه مردم تبدیل نكنند. سعى دشمن این است؛ فلسطینیها در مقابل فلسطینیها؛ در عراق هم عراقیها در مقابل عراقیها. این را باید همه مواظب و مراقب باشند. امروز اتحاد، مهمترین نیاز مردم فلسطین است مثل بقیهى مناطق عالم. از جمله كارهایى كه دشمنان دنبال آن هستند، مسائل عراق است. البته مسائل عراق قبل از قضیهى لبنان هم بود و حالا هم شدت پیدا كرده است. عراق و لبنان و حوادثى كه اتفاق افتاده است، حلقههاى یك زنجیرهى از هم گسیختهى امریكایى است. میخواستند یك كارى را بكنند، از عراق شروع كردند، نشد؛ در لبنان دنبالش رفتند، بدتر شد؛ حالا رها شده است؛ لیكن امریكاییها و همراهانشان همهى تلاش خود را میكنند تا بلكه بتوانند تا حدى آن سیاستها را جلو ببرند. در عراق هم دارند همین مسئلهى مردم در مقابل مردم را دنبال میكنند. واقعیت آنجا، اشغالگرانى است كه آمدهاند و در همهى امور - در دولت، در مجلس، در امور ریاست جمهورى، در امور نخستوزیرى، در امور مالیه، در امور امنیت - دخالتهاى بیجا و بىمورد میكنند و از همهى اینها بدتر و خطرناكتر، اینكه به حكم شواهد فراوان، تروریسم را در عراق ترویج میكنند. یعنى قصد دارند به اسم شیعه و سنّى، مردم را در مقابل مردم قرار دهند. سنى را نسبت به شیعه به نحوى بدبین كنند، شیعه را هم نسبت به سنّى به نحوى بدبین كنند. این را به خون او تشنه كنند، او را در صدد انتقامگیرى از این تحریك بكنند؛ این سیاست امریكاییها در عراق است. امروز برادران عراقى ما بشدت به اتحادى احتیاج دارند كه ناشى از درك این حقیقت باشد كه دشمن میخواهد واقعیت مردم در مقابل اشغالگر را به مردم در مقابل مردم در عراق تبدیل كند. در كل منطقه هم همینطور است. این سیاست قدیمى اختلافات مذهبى و فرقهاى، امروز زنده شده است، كه البته متخصص آن هم انگلیسها هستند؛ این كار را به امریكاییها هم یاد دادند؛ اختلافافكنى بین شیعه و سنّى، به هر نحوى كه بتوانند. همه باید متوجه باشند. در عراق، شیعه و سنّى قرنها كنار هم زندگى كردهاند. چقدر فامیلهاى شیعه و سنى با هم خویشاوند و قوم و خویشند. در طول این چند قرن گذشته، هیچ وقت اختلافى به این شكل مطرح نبوده است. زمان عثمانیها دولت و حكومت به شیعه زور میگفتند و اذیت میكردند، و زمان صدام و زمانهاى دیگر هم كم و بیش همینطور بود؛ امامردمِ شیعه و سنّى با هم كارى نداشتند. امروز میخواهند مردم را به جان هم بیندازند. در دنیاى اسلام هم یك جا از زبان وابستگانشان مسئلهى هلال شیعى را مطرح میكنند كه: «آهاى سنّیها! چه نشستهاید، خودتان را برسانید كه شیعهها دارند مسلط میشوند!»؛ یك هلال شیعى را از ایران تا عراق، تا بحرین، تا لبنان تشكیل میدهند؛ براى اینكه جامعهى اهل سنّت و دولتهاى اهل تسنّن را بترسانند. از این طرف هم مظاهرى را درست میكنند كه جمهورى اسلامى را از همسایگانش دور كنند. مسئلهى جزایر و مسائل گوناگون را مطرح میكنند كه ایران هم احساس كند كه مورد تهدید است. سنّى را یك جور علیه شیعه و شیعه را یك جور علیه سنّى تحریك میكنند. این برنامههاى اینهاست. ما اگر میخواهیم پیروزیهایى كه در این چند سال - به حول و قوهى الهى - علیه سیاستهاى استكبارى در این منطقه به وجود آمده است، به نتیجه برسد، باید هوشیار و بیدار باشیم. ما در كشور خودمان علاوه بر اینكه به بناى كشور هرچه بیشتر مىپردازیم، باید از جهتِ بناى ذهن سیاسى در بیرون كشور، همهى تلاش خودمان را بكنیم و نگذاریم دشمن از این طریق رخنه كند. روز قدس در پیش است؛ روز فریاد امت اسلامى بر علیه ظلم و عدوان پنجاه سالهى دشمنان امت اسلامى است. روز قدس را باید همهى امت اسلام و همهى ملتهاى اسلامى گرامى بدارند و شما مردم عزیز ایران نیز مثل هر سال، به توفیق الهى این روز را گرامى خواهید داشت. بسماللَّه الرّحمن الرّحیم والعصر. إنّ الانسان لفى خسر. الّا الّذین امنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحقّ وتواصوا بالصّبر.
والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته
متن كامل خطبه ها
|