شهید آوینی
 
خیلی از جانبازان می‌ترسند اعتراض بکنند
خیلی ها می‌ترسند اعتراض بکنند. چون ممکن است بنیاد حقوقشان را قطع کند یا آنها را به کمیسیون بفرستد و درصدشان را کم کند . اما من از جانب خودم می‌گویم که هر کاری که از دستشان بر می‌آید در حق من کوتاهی نکنند. من که سر جمع 44هزار تومان دریافتی ام هست - آن هم جانباز قطع پا - دیگر چیزی ندارم که از دست بدهم.

یکی از جانبازان جنگ تحمیلی با حضور در خبرگزاری مهر خواستار انعکاس مشکلات ایثارگران از این رسانه شد. وی در گفتگو با خبرنگار گروه دفاع مقدس خبرگزاری مهر با رد این مطلب که خدمات ارائه شده به جانبازان از سوی بنیاد شهید و امور ایثارگران تسهیل شده و در راستای حل مشکلات آنان بوده است ، گفت: من به شما ثابت می کنم که وضعیت ما بهتر که نشده هیچ بدترهم شده. حتی در زمینه ساده ترین و مهمترین مسئله جانبازان که درمان است.

خیلی ها می‌ترسند اعتراض بکنند. چون ممکن است بنیاد حقوقشان را قطع کند یا آنها را به کمیسیون بفرستد و درصدشان را کم کند . اما من از جانب خودم می گویم که هر کاری که از دستشان بر می آید در حق من کوتاهی نکنند. من که سر جمع 44هزار تومان دریافتی ام هست - آن هم جانباز قطع پا - دیگر چیزی ندارم که از دست بدهم .

این جانباز قطع عضو 35% افزود : حدود یکماه پیش برای گرفتن عصا به بنیاد مراجعه کردم . معمولا هر شش ماه یکبار طبق فرم آمار به ما یک نامه می دادند که با مراجعه به انبار عصا می گرفتیم. وقتی مراجعه کردم کارمند می گوید: دستور داده شده که شما بروید دکتر تأیید کند که شما احتیاج به عصا دارید، بعد اقدام می شود! پاهایم را نشانش دادم و گفتم من جانباز قطع پا هستم این هم پای مصنوعی است شما نمی فهمید که من احتیاج به عصا دارم؟! گفت نه نمی شود. باید دکتر تأیید کند. با هزار مکافات رفتم دکتر. می گویم دکتر بنویس. می گوید ده هزار تومان بده بنویسم. با التماس بهش گفتم تو را به خدا دکتر جون من پنج هزار و خرده‌ای بیشتر ندارم و باید برگردم شهرستان. کمتر حساب کن. چهار هزار تومان از من گرفت و نسخه نوشت که فلانی احتیاج به عصا دارد و مهر زد.

خلاصه با بدبختی برگشتم بنیاد. آنجا هم نامه نوشت برای اکباتان ، فاز یک داروخانه فلان برو بگیر!خب حالا رفتم می بینم یک عصایی به من داده‌اند که انگار 6-7کیلو وزنه بهش آویزان است. اصلا نمی شد تکانش بدهم. به جان بچه ام رفتم خیابان جمهوری - همانجا که لوازم پزشکی می‌فروشند - همان عصا را از من خریدند چهار هزار تومان! چون به دردم نمی خورد. یک عصای خوب هم که قبلا داشتم ، چون خانه‌ام منطقه نا امنی است و نتوانسته بودم حفاظ مناسبی هم برای آن تهیه کنم ، آمدند با یکسری وسائل دیگر دزدیدند.

این جانباز دوران دفاع مقدس با اشاره به  اینکه جانبازان با بسیاری از مشکلات روبرو هستند تصریح کرد: خیلی ها می‌ترسند اعتراض بکنند. چون ممکن است بنیاد حقوقشان را قطع کند یا آنها را به کمیسیون بفرستد و درصدشان را کم کند . اما من از جانب خودم می گویم که هر کاری که از دستشان بر می آید در حق من کوتاهی نکنند. من که سر جمع 44هزار تومان دریافتی ام هست - آن هم جانباز قطع پا - دیگر چیزی ندارم که از دست بدهم .

وی با اظهار اینکه جانباز را در شرایطی قرار می دهند که مجبور به داد و فریاد بشود افزود: اگر این کارها را نکنی رسیدگی نمی کنند. یعنی اگر بگویی آقای فلان من کوچیکتم به خدا دردم اینه ،44 هزار تومان می گیرم 16تا قسط خانه ام عقب افتاده، اصلا به دردت نمی رسند.  

وی با اظهار تأسف از وضعیت اقتصادی جانبازان خاطر نشان کرد: به خداوندی خدا چند شب پیش فرزندم چنان تبی کرد که نتوانستم ببرمش دکتر . چون حداقل یک دکتر بخواهی بروی 8-7هزار تومان باید خرج کنی، ندارم. حتی پدرم فوت کرد و به دلیل اینکه دستم خالی بود به بنیاد مراجعه کردم و گفتم من جانباز شما هستم. پدرم مرحوم شده است . همان پدری که مرا تربیت کرد ، مرا فرستاد برای مملکت جنگیدم. یک وامی به من بدهید من در مضیقه ام ،آبرویم حفظ شود. گفت نه، خود جانباز اگر چیزی می شد می دادیم ولی برای پدر و مادر چیزی تعلق نمی گیرد! یا از زمانی که دو بنیاد جانبازان و مستضعفان جدا شده بن هایی که شب عید به جانبازان می دادند هم قطع شد. یک هفته تمام رفتم بنیاد برای اینکه شب عید بن بگیرم و برای بچه هایم چیزی بخرم. آخرش هم هیچی به هیچی شد. کارمندان بنیاد می رفتند سوار سرویس می شدند ما هنوز دم در بنیاد بودیم.آن هم سر کاری بود.

پدرم فوت کرد و به دلیل اینکه دستم خالی بود به بنیاد مراجعه کردم و گفتم من جانباز شما هستم. پدرم مرحوم شده است . همان پدری که مرا تربیت کرد ، مرا فرستاد برای مملکت جنگیدم. یک وامی به من بدهید من در مضیقه ام ،آبرویم حفظ شود. گفت نه، خود جانباز اگر چیزی می شد می دادیم ولی برای پدر و مادر چیزی تعلق نمی گیرد!

 

می گویند به جانبازان رسیدگی می شود اما ما رسیدگی ندیدیم. اگر دیده بودیم تجزیه و تحلیلش هم می کردیم. رفتم بنیاد پیش آقای . . .  گفتم صاحب خانه دارد اثاثیه ام را می ریزد تو خیابان، پانصد هزار تومان به من بدهید، یک جایی را اجاره کنم. گفت وام نداریم. گفتم بابا اثاثم داره میاد تو خیابان به دادم برسید. گفت: اصلا حرفش را نزن! حالا برو دو سال دیگه بیا! گفتم: می گویم اثاثم داره میاد تو خیابان. خوب است  اثاثم را بیاورم جلوی بنیاد بریزم. گفت: بیا بریز دستور می دهم بریزند تو گاراژ!

هیچی دو روز بعد اثاثم را ریختم جلوی بنیاد. منجر به این شد که یک هفته آنجا بودم و شبکه پنج هم فیلمبرداری کرد. آنجا 500هزار تومان را دادند آن هم چطوری!300هزار تومان به عنوان وام دادند که ماهانه از حقوقم کم کردند و 200هزار تومان هم بلاعوض دادند. اما این کمک نقدی آنها به من بود.

یک بار هم برای پیگیری کارهایم به تهران آمدم . پولم تمام شده بود و نمی‌توانستم برگردم . پیش آقای . . . در یکی از دفاتر بنیاد رفتم . تا ساعت چهار توی دفترش بودم و می خواستم ایشان را ببینم تا یک مقدار پول برای کرایه ماشین بگیرم. منشی اش گفت چرا نمی روی؟ چه مشکلی داری؟ مشکلم را گفتم. بنده خدا گفت من هم بیش از 500تومان ندارم. بنیاد هم فکر نمی کنم این خبرها باشد که بدهد. گفتم: من هم نیامدم همین جوری بگیرم. قرض بدهند. اگر مجبور نبودم نمی آمدم اینجا رو بیاندازم . رفتم بانک، آخر وقت بود و درها را بسته بودند. آنقدر در زدم تا در را باز کردند . گفتم تو حسابم 1500تومان هست هزار تومان به من بدهید می خواهم بروم خانه پول ندارم.هیچی دفترچه ام را گرو نگه داشت و هزار تومان از حسابم داد رفتم شهرستان.

این جانباز و تأکید کرد:ملاقات با دکتر دهقان رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران غیر ممکن است. آخرین بار ایشان را در فرهنگسرای بهمن برای معارفه دیدم  و به هیچ عنوان اجازه ملاقات نمی دهند. جلوی بنیاد هم کی می‌روی یا جای دیگر اگر اتفاقا ایشان را ببینی محافظانش چنان با شدت برخورد می‌کنند که نمی‌توانی نزدیکشان بشوی . اگر هم مشکل داری برو نامه بنویس. معلوم نیست این نامه کی جوابش می آید!

گفتم صاحب خانه دارد اثاثیه ام را می ریزد تو خیابان، پانصد هزار تومان به من بدهید، یک جایی را اجاره کنم. گفت وام نداریم. گفتم بابا اثاثم داره میاد تو خیابان به دادم برسید. گفت: اصلا حرفش را نزن! حالا برو دو سال دیگه بیا! گفتم: می گویم اثاثم داره میاد تو خیابان. خوب است  اثاثم را بیاورم جلوی بنیاد بریزم. گفت: بیا بریز دستور می دهم بریزند تو گاراژ!

 

وی با بیان اینکه مثلا خانه به ما داده اند اما هرشب که سرم را روی بالش می گذارم هزار و یک فکر می کنم ، افزود: هر شب می گویم ای خدا تا دیروز می گفتم یک آلونک به من بده بعد سرم را می گذارم می میرم. دو تا بچه دارم، مستاجری نکشم. حالا بهم دادی می خواهند بیایند بگیرند. خدایا قسطش را چه کنم! هر ماه دوستم می آید می گوید فلانی عنقریب می خواهند بیایند خانه‌ات را به فروش بگذارند. می گویم بابا ندارم که بدهم . یک خانه است دیگر. چه کار کنم وقتی این دست مو ندارد، چطور بکنم! به خاطر یخچال و تلویزیون که نداشتم هم ، قسط از حقوقم کم می شود. با 44هزار تومان چطور می توانم قسط خانه را هم بدهم؟ وام که به این سادگی ها نمی دهند پدر آدم را جلوی چشمش می آورند تا بدهند. می گویند برو دو تا ضامن بیار که حقوق بگیر بنیاد هم نباشد و از بیرون کارمند بیار. اگر هم نداشتی هیچی برو بمیر. جانبازی که باش!

وی با صدایی لرزان ادامه داد: شب عیدی آنقدر وضعم خراب بود که چیزی نمانده بود بروم در خانه مردم تقاضای کمک کنم تا شب عیدی شرمنده زن و بچه نشوم!

همانطور که پیش از این مکرراً گفته شد به دلیل برخی برخوردهایی که از سوی بنیاد شهید و امور ایثارگران با جانبازان به دلیل گفتگو با « مهر» و بیان مشکلاتشان صورت گرفت ، از ذکر نام و مشخصات جانبازان عزیز در اخبار و گزارشات اجتناب کرده و متذکر می‌شود مستندات مصاحبه فوق به همراه نام و مشخصات کامل مصاحبه شونده جهت ارائه به هر مرجع صلاحیت‌داری در خبرگزاری مهر نگهداری می‌شود. 

 

Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved
logo