قرآنی/شبهه53

 یک شبهه از معجزه علمی قرآن دارم. فرمود همه چیز را زوج آفریدم، در حالی که علم امروز در ساختار اتم، الکترون و پروتون را با‌رهای متضاد و هم چنین نوترون را با بار خنثی و یا حلزونی که نرینگی و مادینگی را در درون خود دارد، ثابت کرده است.

متن و ترجمه آیه مورد بحث به شرح ذیل است:

«وَمِن كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ‌» (الذّاریات، 49)

ترجمه: و از هر چيزى جفت خلق كرديم باشد كه شما متذكر شويد.

الف – وقتی می‌فرماید: «زوج – یا – جفت»، به نرینگی و مادینگی که سبب تکثیر گردد، خلاصه نمی‌شود، بلکه معنای و مصادیق بسیاری به خود می‌گیرد. به عنوان مثال: نر و ماده – مثبت و منفی – جاذبه و دافعه – کنش و واکنش - نور و ظلمت و ...، در عین حال که مقابل یا متضاد و گاه به حیثی شبیه یک دیگرند، جفت و زوج یک دیگر نیز هستند و البته هیچ چیزی وجود ندارد که از این قاعده‌ی زوجیت، به طور کلی مستثنی باشد. همان بار خنثای نوترون نیز زوج بار مثبت و زوج بار منفی می‌باشد.

ب – این آیه، بیش و پیش از آن که به چگونگی زوجیت اشاره داشته باشد، به وحدانیت خداوند متعال و بی‌مانند (لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ) بودن او اشاره و تأکید دارد و می‌فرماید که «زوجیت» به هر شکلی که باشد، از صفات و ویژگی‌های مخلوق است، پس وقتی همه چیز محکوم به قانون زوجیت است، از یک سو فهمیده می‌شود که خالق منزه (سبحان) از زوجیت در هر امر و شئونی است و از سوی دیگر فهمیده می‌شود هر چه زوجیت به او راه یابد، خالق و خدا نیست. چنان چه در آیه‌ی ذیل ضمن اشاره به زوجیت جنسی بین انسان‌ها و حیوانات (چهارپایان)، می‌فرماید برای او مثل و مانندی نیست:

«فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ» (الشوری، 11)

ترجمه: پديد آورنده آسمان‌ها و زمين است از خودتان براى شما جفت‌هايى قرار داد و از دام‌ها [نيز] نر و ماده [قرار داد] بدين وسيله شما را بسيار مى‏گرداند چيزى مانند او نيست و اوست ‏شنواى بينا.

ج – توجه به احادیث ذیل در تفسیر این آیه‌ی ژرف، معنا و مفهوم آن را به خوبی روشن می‌سازد:

*- «امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام: خداوند ميان چيزهايی که با هم دشمن‌اند، الفت برقرار کرده و ميان چيزهايی که با هم الفت دارند، دوری افکند؛ و با جدايی افکندن ميان آنچه با هم الفت دارند، دلالت بر جدايی افکننده و با الفت دادن ميان آنچه با هم در تضاد هستند، دلالت بر تأليف کننده‌ی آنها نمود و اين همان چيزی است که خداوند در کتاب خود فرمود: «وَ مِن کُلِّ شِیءٍ خَلَقنا زَوجَينِ لَعَلَّکُم تَذَکَّرُونَ» (بحارالانوار، ج4، ص 305‌)

*- امام رضا علیه‌السلام: «خداى تعالى با اين كه (به سبب آن که) شعور را شعور كرد، به اين معنا شناخته شد كه كسى او را داراى شعور نكرده، و با اين كه جوهرها را جوهر كرده، شناخته شده به اينكه خودش جوهر ندارد، و با اينكه بين موجودات ضديت برقرار كرد، شناخته شده به اينكه خودش ضد ندارد، و با اينكه بين بسيارى از موجودات مقارنه قرار داده شناخته شده به اينكه خود قرين ندارد. او بود كه بين نور و ظلمت، خشكى و ترى، خشونت و نرمى و سرد و گرم ضديت برقرار كرد، و باز او بود كه بين دو چيز ناسازگار الفت و بين دو چيز نزديك به هم جدايى انداخت، و با همين جدايى انداختن‌ها فهماند كه جدا كننده‏اى در كار است، و با اين الفت اندازی‌ها فهماند كه الفت دهنده‏اى در بين است، و در همين مقام فرموده: «وَ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ».

بين قبل و بعد جدايى انداخت تا معلوم شود خودش قبل و بعدى ندارد، غريزه‏هايى كه در موجودات هست شهادت مى‏دهد به اينكه پديد آورنده و سازنده غريزه‏ها، خود غريزه ندارد. و با اينكه وقت را وقت كرد فهمانيد كه وقت كننده‌ی وقت، خود وقت ندارد، و با اينكه بعضى از موجودات حجاب بعضى ديگر شد، فهماند بين خود او و خلقش حجابى نيست‌» (توحيد صدوق، ص 34)

د – همین که هیچ چیزی قائم به خود نیست و برای پیدایش و بودنش نیازمند به غیر از خود است، خود دلیلی بر زوجیت است، چنان چه هیچ بی‌اثری در چرخه‌ی حیات وجود ندارد، پس اگر در چرخه‌ حیات و ارتباط اجزای آن با یک دیگر، فاعل باشد، زوج آن مفعول می‌شود و اگر مفعول باشد، زوج آن فاعل است. لذا امام رضا علیه‌السلام در قانون زوجیت عامه می‌فرمایند:

«ولم يخلق شيئا فردا قائما بنفسه دون غيره للذى اراد من الدلالة على نفسه واثبات وجوده فالله تبارك وتعالى فرد واحد لا ثانى معه يقيمه ولا يعضده ولا يكنه ، والخلق يمسك بعضه بعضا باذن الله ومشيته» .( بحارالانوار، جلد 10، ص 316)

ترجمه: و (خداوند) چيزى را نيافريده كه فرد و قائم به نفس باشد و نياز به غير خود نداشته باشد. چنين كرد تا مردم را به خويش ‍ راهنمايى كند و هستى خود را اثبات نمايد. پس خداوند تبارك و تعالى تنهايى است كه چيز ديگرى با او نيست كه هستى او به آن بستگى داشته باشد و او را كمك كند و مستور دارد و آفريده ها همه هر كدام ، ديگرى را مى‌گيرند، هستى هر يك قائم به هستى ديگرى است و اتصال آنها به فرمان و خواست خداوند است‌. (بحارالانوار، علامه محمد باقر مجلسی، ج10، ص 316 )


x-shobhhe.com

بازگشت به صفحه ی شبهات قرآنی

 
 Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved