هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
85212
نام: تنهای آرام
شهر: چابهار
تاریخ: 12/3/2011 4:59:05 PM
کاربر مهمان
  یامهدی نمیدانم کی قرار است این دل واقعا برای تو بتپد؟میگن شما غریبی.............حالا که من سمتت اومدم نمی خوای جوابمو بدی؟ چرا نمیخوای منو؟چراااااااااااا؟
این استقرت بک النوی.............
85211
نام: هیوا
شهر: گرگان
تاریخ: 12/3/2011 3:55:00 PM
کاربر مهمان
  برای من گناهکار دعا کنید تا خداوند منو ببخشه
85210
نام: خاک
شهر: ایثار
تاریخ: 12/3/2011 3:39:18 PM
کاربر مهمان
  به نام خدا
خدای من.........خدای خوب و مهربانم.....من و قلب کوچکم دوست داریم......که در آسمان آبی پرواز کنیم!!!!!
.
.
.

نه اشتباه شد ..........قلب کوچکم دوست دارد که با این منِ بزرگ پرواز کند!.............من هم از پرواز بدم نمی آید............اما عجله ای هم ندارم............اصلا مگر پرواز بدون تأخیر هم داریم؟...........
قلب کوچکم گاه بی تابم می کند..........خودمانیم.........زیاد تحویلش نمی گیرم............هر بار به یک نحوی دست به سرش می کنم!...........نا قلا دست بردار نیست............گاهی صدایش را عوض می کند..........صدای تپشش را می گویم...........یک جوری می تپد که من خیال کنم دارد از سینه می زند بیرون...........شاید کمی تحویلش بگیرم..............فکر کرده است............عهد قدیم که نیست..........ساده که نیستم.......... من هم برای خودم کسی شده ام.........نا سلامتی کلی مقاله ی روان شناسی و احساس شناسی و روش شناسی و... خوانده ام........پریشب، آمده به من می گوید، ......... هوای آن روزهایت را کرده ام......که چشم به آسمان می دوختی و آن را در من جای می دادی...........آن روزها با تو که بودم از آسمان هم فراخ تر بودیم............
فهمیدم حاجتی دارد.............به قول امروزی ها........ می خواست روی مخم کار کند،...........
گفتم .....وقت طلاست............حاجتت چیست ؟..........حاشیه نرو................
خیلی حاضر جواب است............می گوید.........حاشیه را از زندگی ات بگیر نه از حرف هایم.............
حاشیه؟................زندگی ام؟..............مگر فوتبال است ؟............اصلا تو عادت داری مغلطه کنی............
میدانی به من چه گفت؟..........در کمال بی شرمی به من می گوید خدا را به حاشیه برده ای...........اصلا خدایا خودت قضاوت کن.....من تو را به حاشیه بردم؟..............نمازم ترک شده؟..........روزه نگرفته ام؟...........اصلا یادت که هست........آن شبی که تا 2 صبح بیدار بودم...........نماز شب را می گویم........یادت آمد؟ ..........خب شکرت.........نذرم را هم که می دهم.........روضه هم که می روم..........5 شنبه ها هم که یاد مرگ میکنم..........خمس هم که مال از ما بهتران است......... جهاد را هم که قسمت نبود.........حج را هم که توفیق نبود........آهان یادم آمد ، فقط یک نماز صبح قضا می ماند ( که تقصیر باتری ساعت بود)...........آن هم که می گویند حق الله است...........اصلا 4 برابرش را می خوانم............دیگر همین دیگر.............
خلاصه من که منظور قلب کوچکم را نفهمیدم......اصلا میدانی؟................ما دیگر حرف هم را نمی فهمییم ....هنوز در کودکی مانده............ساده است بیچاره.............راستش را بخواهی یک مبلغی دلم به حالش سوخته !.............
خدایا.....تو که این قدر توانایی........بیا وصلت من و این قلب کوچک را خاتمه ببخش..........
پرواز می خواهد...........می گوید تو هم باید بیایی..........آخر ضعیف است بی من تاب نمی آورد..........اما من که جایم خوب است...........زمین به این قشنگی ......اصلا اگر خوب نبود که خلقش نمی کردی!

***********
دلم تنگ سادگی های بچگی هاست!..........خدایا کمکم کن پاک بمونم......
التماس دعا
یا علی
85209
نام: بالاتر از فرشته
شهر: زمین خدا
تاریخ: 12/3/2011 3:34:43 PM
کاربر مهمان
  ما از الست طایفه ای سینه خسته ایم
ما بچه های مادر پهلو شکسته ایم

امروز اگر سینه و زنجیر میزنیم
فردا به عشق فاطمه شمشیر میزنیم

ما را نبی قبیله سلمان خطاب کرد
روی غرور و غیرت ما هم حساب کرد

از ما بترس،طایفه ای پر اراده ایم
ما مثل کوه پشت سر علی ایستاده ایم
85208
نام: نرگس
شهر: پر آشوب و پرفریب
تاریخ: 12/3/2011 3:27:31 PM
کاربر مهمان
  سلام آقا جان صاحب الزمان (عجج)
آقا دلم گرفته از دنیا و آدماش
بحق خون مظلوم کربلا بیا
بیا و عالم پر فریب ما را نجات بده
هر روز به انتظارت چشمهایم را باز می کنم
هر شام به امید دیدار عزیز زهرا دیدگان بروی هم می گذارم
آقایم ، مولایم ،
بیا که از این مردمان شهر دلم گرفته

اللهم العجل لولیک الفرج (عجج). آمین
85207
نام: میلاد
شهر: لرستان
تاریخ: 12/3/2011 2:22:09 PM
کاربر مهمان
  سلام بر امام شهید
سلام بر تشنه لب کربلا
سلام بر مولایم حسین
سلام بر مادرشهیدان دوعالم
سلام بر یاران باوفایت
سلام بر حر
وسلام من به بقیع
سلام من به کربلا
سلام من به بین الحریمن وضریح شش گوشه ات
وسلام من به جگر گوشه ات باب الحواج علی اضغرت
85206
نام: سیده ساجده
شهر: بیرجند
تاریخ: 12/3/2011 1:52:05 PM
کاربر مهمان
  اینجاجای خوبییست انگار...من جاهای خوب کم بوده ام التماس دعا برای حال بدم
85205
نام: مسلم
شهر: رفسنجان
تاریخ: 12/3/2011 1:40:17 PM
کاربر مهمان
  کاشکی اینقدر برای خودمان و دیگران دعا نمیکردیم کاشکی به جای همه اینا فقط و فقط برای امام زمانمون دعا میکردیم التماس دعا
85204
نام: پرستوی مهاجر
شهر: تهران
تاریخ: 12/3/2011 1:36:22 PM
کاربر مهمان
  *****شهید سید مرتضی آوینی:******


"آنان كه به مقصد رسيده‌اند مي‌گويند:

ميان ما و شما تنها همين «خون» فاصله است؛

تا سدره‌المنتهي را با پاي عقل آمده‌اي،

اما از اين پس جاذبه ی جنونْ تو را خواهد برد...

طيّ اين مرحله ديگر با پاي اراده ميسور نيست؛

بال مي‌خواهد،

و بال را به عباس مي‌دهند كه دستانش را در راه خدا قربان كرد.



منبع: کتاب فتح خون/ اثر شهید آوینی
85203
نام: زهرا
شهر: یاسوج
تاریخ: 12/3/2011 1:11:17 PM
کاربر مهمان
  در شهر غربت گم شدم مولای من دریاب مرا
یا اباصالح المهدی
مهربانی تو
<<ابتدا <قبلی 8527 8526 8525 8524 8523 8522 8521 8520 8519 8518 8517 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=8522&mode=print