هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
73392
نام: حسین فخری
شهر: همدان_لالجین
تاریخ: 2/13/2010 7:29:21 PM
کاربر مهمان
  یاده ان روز هایی که در جبهی های جنگ که در عملیات های کربلای ۴و۵و نصر۴وعملیات مرصاد با هم رزم های خود از خاک وکشورم... دفاع کردیم. وبعد ازبیست و هشت ماه خدمت سربازی به اغوش خوانواده باز گشتم. تاریخ اعزام۱۸/۷/۶۵خواتمه۲۷/۱۰/۶۷.یادش بخیر.
73391
نام: یک بنده
شهر: خدا
تاریخ: 2/13/2010 6:57:55 PM
کاربر مهمان
  امام زمان دوست دارم حاجتم مو براورده کن
73390
نام: احمد
شهر: آتن
تاریخ: 2/13/2010 4:26:53 PM
کاربر مهمان
  سلام و درود بر تمامی شیعه های جهان تسلیت باد ایام سوگواری شهادت کریم اهل البیت
من در یونان آتن اصلیت افغانی هستم ولی در این کشور ها به این حرف ها اهمیت نمده کسی
من جز افتخاراتم مقام معزم رهبری است خدا حفظ کند بخدا قدر این دولت اسلامی را بفهمید
باید اتحاد داشته باشیم تا ریشخند این کافران نشویم از وقایع اخیر ایران و کشور های اسلامی در دست آمریکا متاسف هستم
من حاضرم جانم را در راه اسلام فدا کنم
من حتی حاضرم در اروپا حمله انتحاری کنم بر علیه منافع شیطان بزرک اگر لازم باشد انشاالله
دوستتان دارم ای برادران دستتان رامیبوسم
73389
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 2/13/2010 3:35:37 PM
کاربر مهمان
 
.::يَارَبَّ العَالَمين::.

پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمودند :

ثَلاثٌ مَن لَم تَكُن فيهِ فَلَيسَ مِنّى وَ لا مِنَ اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ. قيلَ: يا رَسولَ اللّه‏ِ، وَ ما هُنَّ؟ قالَ: حِلمٌ يَرُدُّ بِهِ جَهلَ الجاهِلِ وَ حُسنُ خُلقٍ يَعيشُ بِهِ فِى النّاسِ وَ وَرَعٌ يَحجُزُهُ عَن مَعاصِى اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ؛

سه چيز است كه هر كس نداشته باشد نه از من است و نه از خداى عزّوجلّ. عرض شد: اى رسول خدا! آنها كدامند؟ فرمودند: بردبارى كه به وسيله آن جهالت نادان را دفع كند، اخلاق خوش كه با آن در ميان مردم زندگى كند و پارسايى كه او را از نافرمانى خدا باز دارد.

خصال، ص 145، ح 172


ايّام ارتحال محور پرگار هستي ، رحمةٌ للعالمين ، پيامبر گرامي اسلام ، حضرت محمّد مصطفي(ص)

و شهادت کريم اهل البيت ، امام حسن مجتبي(ع)

و شمس الشّموس ، امام علي ابن موسي الرّضا(ع)

را به محضر قطب عالم امکان ، آقا امام زمان(عج)
و تمامي شما خوبان تسليت عرض مي نمايم.


.* اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم *.


73388
نام: امین
شهر: کرمانشاه
تاریخ: 2/13/2010 3:19:07 PM
کاربر مهمان
  من کسی را دوست دارم ولی وضعیتم جوریه که نمی تونم بهش برسم
73387
نام: باران
شهر: تهران
تاریخ: 2/13/2010 2:43:24 PM
کاربر مهمان
  اگه دلتون لرزید برای منم دعا کنید.....
73386
نام: یک نفر
شهر: تهران
تاریخ: 2/13/2010 1:37:12 PM
کاربر مهمان
  دیشب در میدان آزادی با دوستم سوار خودرویی شدیم که راننده ابلهش اعصابم رو حسابی ریخت به هم. اولش چیزی نمی کفت. منتظر شد تا چند مسافر سوار شن. بعد صحبتش از اونجایی شروع شد که یه مرد افغانی رو سوار نکرد و بهش گفت طالبان. و بعد انگار که نا خود آگاه یاد مطلبی افتاده باشه به آقایی که بغل دستش نشسته بود گفت:"آقا شنیدی پسر بن لادن رفته پیش آقای خامنه ای؟" مرد جواب داد:"آره ولی آدم که نباید هر چیزی رو باور کنه!" مرد راننده شروع کرد به قسم خوردن که نه به خدا قسم به وا.. قسم من اینا رو می شناسم. من فلانم! من فلان کس رو خودم می شناسم! می دونی( ببخشید که این طوری می گم ولی می خوام طرز صحبت این ابله هم مشخص باشه)... گفت: "میدونی تا حالا خامنه ای چقدر پول از اینا گرفته!؟" بعد اضافه کرد:"من میدونستم که این طوری می شه. من همه اینا رو پیش بینی کرده بودم به خدا قسم وا.. قسم که همه اینایی که رفتن راهپیمایی یه روزی همشون می سوزن یه روزی همین ظالم ها حسابشون رو مرسن. ظالم رو ظالم میسوزونه! وا.. قسم یه روزی جزاشو می بینن! "
من دیگه نتونستم ساکت بمونم گفتم:" آقای محترم شما چه طوری این حرف ها رو راجع به یک ملت می زنید؟ من خودم در راهپیمایی بودم."
کمی هل شد و ادامه داد:"نه خانم!... (یک سری چرت و پرت گفت که خودش هم نفهمید) و آخرهم نتیجه گرفت که انسان جایز الخطاست و انشاا.. خدا من و همه کسانی رو که از رهبر و نظام دفاع کردن ببخشه" من عصبانی شده بودم از یک طرف هم فهمیده بودم طرف یه جورایی قاطی داره. می گفت به وا.. من همه قرآن رو زیرو رو کردم قرآن چی گفته؟ گفته بصیرت داشته باشید!" بعد دوباره موضوع رو عوض کرد ..." آره اصلا خانم من خود الان تد جیبم 20 میلیون پوله. من اصلا شغلم این نیست!" ولی اینا تازه اولش بود چون تهمت های دیگه هم به آقا زد که شرمم میاد بگم. مسیر کوتاهی بود. خواستیم پیاده شیم که گفت مسیرتون کجاست و من هم همین طرفی می روم.فکر کنم می خاست حرفاش رو و احتمالل ماموریتش رو تموم کنه! می گفت من خودم دیدم. خودم بودم و همش قسم خدا رو می خورد. ادعای تقلب در انتخابلت رو پیش کشید و گفت من خودم با آقای خامنه ای بودم و می دونم وا.. این آدم نماز هاشو به زور می خونه. گفتم" تو مگه کی هستی؟ هان؟" حرف های من رو که نمی شنید! با آه و ناله از دختر های بی گناهی می گفت که مثلا توسط نیرو های بسسجی کشته شدن. دستور قتلشون داده شده یا این که می گفت خودش تریاک بعضی روحانین رو با دست خودش میداده. و در همه موارد هم قسم می خورد.
خلاصه کلام این که این فرد به نظر من یه اجیر شده بود که پولی گرفته بود و ابلهانه فکر می کرد می تونه مردم رو منحرف کنه.
متاسفانه نوجوانان هم زود فریب می خورن.
اول یادم نبود ولی بعد به یاد آوردم که چند وقت پیش چنین ماجرایی برای برادر کوچکم هم اتفاق افتاده بود.
برادر کوچکترم برام تعریف کرد که امروز سوار ماشینی شدم که رانندش گفت امروز یکی تو ماشین من مرد. پرسیدم چه طوری؟ گفت:"یه خانمی ماشینش رو در بست گرفته بوده تا شوهر بیمارش رو به بیمارستان برسونه! بسیجی ها جلوی ماشین رو به بهانه مشکوک بودن می گیرن و هرچه آنها اصرار می کنند که بگذار بیمارمان را به بیمارستان برسانیم نمی گذارند و در نهایت هم مرد که بیماری قلبی داشته فوت می کنه!!
نتیجه: سران فتنه با بی شرمی تمام سعی دارند با دروغ و تهمت
73385
نام: sara
شهر: az tehran
تاریخ: 2/13/2010 12:29:26 PM
کاربر مهمان
  درخت را به نام برگ
بهار را به نام گل
ستاره را به نام نور
کوه را به نام سنگ
دل شکفته مرا به نام عشق
عشق را به نام درد
مرا به نام کوچکم صدا بزن
73384
نام: نازنین
شهر: کلبه تنهایی
تاریخ: 2/13/2010 12:15:38 PM
کاربر مهمان
  سلام بچه ها خیلی دلم گرفته نمی دونم چه کار کنم حکایت من مثل این شعر
تکیه بر دیوار کردم خاک بر فرقم نشست
دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست
73383
نام: یاس مدینه
شهر: شیراز
تاریخ: 2/13/2010 12:05:01 PM
کاربر مهمان
  راضیه
شهر: تبریز
ایمیل
تاریخ: 2/12/2010 11:35:20 PM

جمعه، بیست و سوم بهمن ماه 1388
من کسی راخیلی دوست دارم که ازش جدا شدم حالا خیلی دلتنگم


ای بابا راضیه خانم بی خیال دلت شو !! بخوای گیر دلت باشی همیشه غصه داری! این چیزا واسه ادم نون و نمک نمیشه ......

...اگه اوضاعت خیلی خیطه این شبا توسل کن به اقا امام رضا(ع) ۰ ان شاالله رات میندزه...التماس دعا


<<ابتدا <قبلی 7345 7344 7343 7342 7341 7340 7339 7338 7337 7336 7335 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=7340&mode=print