هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
70882
نام: کاظم
شهر: ت
تاریخ: 10/14/2009 3:38:12 PM
کاربر مهمان
  الهی آمین
70881
نام: اتنا
شهر: کجا جا دارم که بگم کدوم شهر
تاریخ: 10/14/2009 3:03:17 PM
کاربر مهمان
  اگه عاشقم بهانه ام تویی....


سلام به گلای خوشبوی اوینی....

تسلیت میگم شهادت امام جعفر صادق ع


خوب چه خبراااااااا امروز که نرفتیم مدرسه...
خدا کنه فردا رو هم تعطیل کنن...


سلام امید امید از خوبیها....با توجه به حرفتون
بهم بگین چه طوری باید قدر این لحظاتو بدونم باچه کارایی..تا وقتی به سن شما رسیدم با یه نگاه به گذشته احساس غرورکنم.....منتظرماااااا..


علیرضا ....التماس دعا...
انیسه..ایمان عزیز..شهاب گرانقدر چی اینقدر شمارو مشغول کرده که یادی از ما نمی کنین..امیدوار عزیز بهتون ثابت شد راستی شرایط ثبت صلوات چه طوری هستش..یگانه شما کجائین...

خوشبخت گرامی..سرباز گمنام....گمنام مهربون.....
فریال محترم..وبقیه ی دوستان که نامشون در خاطرم نیست..
التماس دعا...

دوستون دارم یاعلی..
70880
نام: فریال
شهر: تهران
تاریخ: 10/14/2009 2:48:07 PM
کاربر مهمان
  هوالشهید


زمین دیگر بزرگی آن همه عظمت رادراین مقام راستین

تاب نمی آورد.

آخرین لحظه هااززیستن امام صادق(ع)به روی خاک ازصفحه

زمان عبورمی کردکه زمزمه ای عارفانه اززبانی که

هماره معطربه ذکرخدابود،اهالی خانه رابه خویش

فراخواند.

ساعتی دیگرخانه پرشدازدوستان وآشنایانی که همه حواس

خودشان رابه شنیدن سخن امام آورده بودندوامامی که

همه توان خودرادربیان این جمله ریخت:

"شفاعت ماشامل حال کسی که به نمازبی اعتناباشد،

نخواهدشد..."

لحظه ای بعدچشمان فروبسته امام به روی دنیابودوآغوش

بازخداوند،به روی او...


*شهادت جانگدازامام جعفرصادق تسلیت باد*
70879
نام: ایرانی مسلمان
شهر: تهران
تاریخ: 10/14/2009 2:05:06 PM
کاربر مهمان
  سلام- از دست برخی مردمان ساده اندیش و دنباله رو سیاست مدارانی که به اصل نظام اسلامی حمله ور شده اند و خون شهیدان را پایمان می کنند دلم بسیار گرفته است . احساس میکنم که شهیدان ناظر بر اعمال ما و شاکی از رفتار ما هستند و در حال اشک ریختن هستند . چه کار کنم؟؟
70878
نام: نادر
شهر: زنجان - دندی - خاینک
تاریخ: 10/14/2009 1:06:26 PM
کاربر مهمان
  الهی چنان کن کن که فرجام کار تو خوشنود باشی و مارستگار @الهی چون به خود می نگریم خاکیم وخاک بر سر چون به تو می نگریم شاهیم وتاج بر سر@التماس دعا
70877
نام: ملیحه
شهر: .
تاریخ: 10/14/2009 12:24:33 PM
کاربر مهمان
  یا هو

تقدیم به پاره های دل ملت که هنوز بعد از سالیان دراز از خاک می آیند و به افلاک می روند.

از همه چیز می گذشت . سالیان سال بود که از همه چیز می گذشت فاز شب های حمله و از روز های مقاومت، از کمیل های پنهانی نیمه شب پشت خاکریزت و از آن آخرین ( و ان یکاد ) مادر که بدرقه ی راهت شده بود .
از همه چیز می گذشت و گلزار شهدای شهر هرچه آغوش داشت گسترده بود به روی تکه های آمده از بهشت و آسمان، هر چه ابر داشت گریسته بود در فراق همه ی آن نور ها وسپیدی ها !
حالا هزاران هزار چهره ملکوتی در آغوش قاب دیوار خانه ها جای گرفته بود و کوچه ها همه متبرک بودند به نام های آسمانی :
کوچه شهید غفاری ، کوچه شهید مسعودیان ، کوچه شهید محمدی ، کوچه شهید .... تنها کوچه روزگار کودکی تو نام نداشت و تنها قاب دیوار خانه ی تو بود که فریاد می زد حجم خالی حضورت را و مادر که هر روز چشم به راه پیکرت ، آذین می بست خیابان های منتهی به گلزار شهدای شهر را !
از همه چیز می گذشت و کم کم هیاهوی دنیای مدرن داشت آرامش یاد تو را از یادمان می برد که ناگاه آمدی، سبکبال تر از همیشه ! با همه ی آن یک مشت استخوانی که به یادگار مانده بود از آن قامت رشید !
می خرامیدی و شانه های شهر همه با تو می آمدند . آری ! عشق را برایمان تشریح کردی در تشییع شدنت !
یک تکه استخوان انگشت تو کافی بود تا بار دیگر نشان دهد مسیر بزرگراه شهادت را،که هنوز نور میان ظلمت پیدا بود !
آمدی و گذشت و عشق بار دیگر شعله کشید و حال ٬ همه ی ترس من از خاموش شدن همیشه ی آن است.

راستی ! مبادا که دیگر نوری نیاید میان این همه ظلمت !
مبادا که از یاد ببریم هرآنچه را که از یاد برده ایم !
مباد !
70876
نام: sara
شهر: ازت
تاریخ: 10/14/2009 9:45:53 AM
کاربر مهمان
  دکتر شریعتی انسان ها را به چهار گروه زیر دسته بندی کرده است


drshariati.jpg

دسته اول
آنانی که وقتی هستند هستند ، وقتی که نیستند هم نیستند

عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

دسته دوم
آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هم نیستند

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است.

دسته سوم
آنانی که وقتی هستند هستند ، وقتی که نیستند هم هستند

آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

دسته چهارم
آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هستند

شگفت‌انگیزترین آدم‌ها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد


70875
نام: فائزه
شهر: ترکیه
تاریخ: 10/14/2009 4:36:15 AM
کاربر مهمان
  بچه‌ها رسیدن برلین. ولی فیروزه حال خوبی‌ نداره از همه شما خواهش می‌کنم شما را به خدا به پنج تن ال عبا به صاحب الزمان به آقا امام رضا قسم میدم برای فیروزه دعا کنید.قلبم داره میلرزه نمیدونم چکار باید بکنم دو تا خیابون اون ور نیست که برم به دادش برسم خدا یا پناه بر تو اونا جز تو کسی را ندارن خودت به فریادشون برس شما را به صاحب زمان برای فیروزه دعا کنید معراج که تماس داشت اصلا حال خوبی‌ نداشت حرف بزرگتر گوش نمیدن که ما هم که اجازه نداریم که به فیروزه حرف بزنیم یا بگیم پات سوخت بکش کنار. معراج از همه شما التماس دعا داشت آقا سید.خانم ایمان.سارا خانم.و از تمام شما التماس میکرد که برای فیروزه دعا کنید گفت بگم خانم ایمان شما که مادر ما هستید برای دخترت دعا کن شما که میدونید فیروزه تمام زندگی منه.شما را به خدا برای فیروزه دعا کنید من جز همین خواهر کسی را ندارم برای سلامتی خودش دعا کنید اتفاقی براش خودش پیش نیاد خدایا پناه بر تو اگر ناشکری کردن تو خودت از گناه اونا چشم پوشی کن اونا را ببخش خدا یا من خواهر را از تو می‌خوام خدایا تو را به فاطمه زهرا خواهرم را به من ببخش یا فاطمه زهرا من خواهرم را از تو می‌خوام خدایا به دادمان برس چی‌ در پیش نمیدونم خدایا پناه بر تو من فیروزه را از تو می‌خوام

70874
نام: hossein
شهر: montreal
تاریخ: 10/14/2009 2:39:22 AM
کاربر مهمان
  باسلام دعوت از همه هنرمندان برای مقابله با نیرنگ وفریب انگلیسی ها صفحه من را امضا و نظر بدهید با تشکر
حاجی آقا
http://cartoonist.mihanblog.com/
70873
نام: بچه های کانون دفاع مقدس بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد
شهر: اراک دانشگاه آزاد دانشکده پزشکی حوزه بسیج دانشجویی امام هادی(ع)
تاریخ: 10/13/2009 10:40:50 PM
کاربر مهمان
  کاشکی من هم دلی همچون شهیدان داشتم
تا که در صحرای سینه لاله ای می کاشتم
کاشکی در من توان دل بریدن بود کاش
تا که دست از دامن این خاک بر می داشتم

اللهم الرزقنا توفیق شهادت فی سبیلک تحت لواء ولیک
<<ابتدا <قبلی 7094 7093 7092 7091 7090 7089 7088 7087 7086 7085 7084 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=7089&mode=print