اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
68732 |
نام:
انسیه
شهر:
تنهایی وانتظاروامیدو...یاالله
تاریخ:
8/6/2009 7:54:30 AM
کاربر مهمان
|
سلاااااااااام
ای منتظران مژده که این منظرآمد
محبوب خداحجت ثانی عشرآمد
*میلادمنجی عالم بشریت رابه حق وانبیاءومعصومین(ع)وویکایک شماعاشقان تبریک وتهنیت میگویم*
بر چهره پر ز نور مهدی صلوات
بر جان و دل صبور مهدی صلوات
تا امر فرج شود مهیا بفرست
بهر فرج وظهورمهدی صلوات
*****اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم*****
خداجونم فرجش رابرسان*اللهم عجل لولیک الفرج*آمین یارب العالمین
العجل یاصاحب الزمان(عج)
التماس دعا
|
|
68731 |
نام:
saghy
شهر:
tr
تاریخ:
8/6/2009 1:24:13 AM
کاربر مهمان
|
سلام
امشب خیلی دلم تنگه توی این روزهای عزیز یا مناسبتهای مختلف در این غربت لعنتی انسان بیشتر پی به بی کسی خود میبره.
خدایا شکایت نمیکنم چون آنها در نزد تو آنقدر ارزش داران که با شکایت کردن جایگأه خودم را خراب میکنم.ولی دردم را به کی بگم مگه نمیگن.
راز دل را نتوان پیش کسی باز نمود
جز بر دوست که خود حاضر و پنهانش نیست
خدایا مگه ما فرزندان یک امانت به پدر ومادر نیستیم.پس چرا من که از شما آقاجون پدر بزرگور چیزی نمی خوام.پدر عزیز من که میدونم درست که من را از فرزندی رد کردی یا به قول شما من در نظر شما نیستم .ولی خداوند بنده خودش را عفو میکنه ولی شما من را عفو نکردید ولی پدر عزیز من اولین تیشه را به ریشه خودم زدم.ولی برای شما کاری نداره در یک چشم بهم زدن میتونی از این جهنم نجاتم بدی.. باشه این را هم نخواستم.
دوستان عزیز تا حالا انسانی رد شده از فرزندی. ترد شده از خانواده.در حسرت یک سلام پدر.دیده بودید اگه ندیدید آن من بدبخت هستم .
خدایا کاش میشد تمام حقایق را گفت و کمک خواست.ولی تو که از تمام جریان خبر داری پس قضاوت کن
|
|
68730 |
نام:
فریال
شهر:
تهران
تاریخ:
8/5/2009 10:48:10 PM
کاربر مهمان
|
به نام خدا
این دل اگرکم است بگوسربیاورم
یاامرکن تایک دل دیگربیاورم
اقاخلاصه عرض کنم دوست دارمت
دیگرنشدعبارت بهتربیاورم...
**************************************
میلادبزرگ منجی عالم بشریت رابه همه ی اهالی حرف دل تبریک می گویم.
(ایمان بزرگوار-اقاشهاب محترم-اقای علیرضاازهمدان-یاس سفیدعزیز-فائزه خانوم-ملیحه خانوم-چه فرقی می کنه ی محترم-سبکبارگرامی-و...)
التماس دعا
|
|
68729 |
نام:
مرت
شهر:
تهران
تاریخ:
8/5/2009 10:47:29 PM
کاربر مهمان
|
شاید
|
|
68728 |
نام:
sara
شهر:
از ت
تاریخ:
8/5/2009 10:40:35 PM
کاربر مهمان
|
سلام به همه به ایمان عزیز و عید نیمه شعبان بر همگی مبارک..
چی باید بگم.وقتی که باید بگم !!!!ما مثلا بندهی خدا هستیم اما گوشمون از جاهای دیگه کسب اجازه میکنه...من نمیدونم اگر عشق هست که باید بهش تکیه کرد پس دیگه این عقاید و افکار رنگارنگ دیگه چین که دلو به این سؤواین سؤمیکشونن.
ما میتونیم یه رنگی به خودمون بزنیم و بگیم ما این رنگی هستیم اما این قطعاً نمیتونه با اون رنگ واحد که نه سبز نه سفید و نه...مارو متصل کنه...اگر رنگها فقط یه گذرگاهی هستن که باید ازشون عبور کرد پس چرا اینهمه در جا؟؟؟
میگفت که در راه خدمت به خدا واو خلق آمادست و نمیخواد بدون اندیشه قدم برداره...این بود که رفت توی یه دشته وسیعو شروع کرد به تعمق....قبل از اون وضو گرفته بود و برای تامل کاملاآماده بود....دشت کاملا خالی و ساکتو آروم بود.او سعی میکرد که خالی بشه و صبر کنه تا هدایتها از راه برسن...بسیار بردباری کرد...به صدای باد گوش داد...باد رو نمیدید اما حسش میکرد که چه گونه به آرامی نفوذ خود رو در همه جا گسترده میکنه...با خود گفت که میتوان باد بودو دیده نشد اما کار کردو نفوذ پیدا کرد...به دشت نگاهی کرد و گفت پس میشه خالی بودو وسیع...پس اگر دشت خالی اما وسیع هست پس منهم باید خالی بشم...هدفش رو کاملا مد نظر داشت و میخواست راهرو پیدا کنه...دوام آورد پس پیشرفت کرد چون فهمید برای پیشرفت فضایی مناسب لازم هست و تا اون فضا نیست پس باید صبر کرد و همواره هدف رو مد نظر داشت...به آرومی قوای خودشو متمرکز کرد...با خود گفت روح رو نباید فریب داد...اگر صبر کنم مسیر به روشنی قابل رویت خواهد شد...........
کسی که هر لحظه گوشه جان باز کرده و منتظر فرمان الهی هست هرگز بدون اندیشه قدم برنمیداره...اندیشیدن این نیست که صبح تا شب فکر مشغول باشه...اندیشیدن به صبر و انرژی لازم نیاز داره به تمرکز و ارتباط با روح...برای اندیشیدن باید وقت صرف کرد و وقتی فیض الهی از راه رسید باید از گیجی در اومد و خود رو به راه سپرد...اگر روح رو فریب ندیم و با خود صادق باشیم خداوند راهرو به ما نشان خواهد داد...وقتی راهتو پیدا کردی مجددا برگرد درونت و از خداوند تشکر کن...
|
|
68727 |
نام:
نفیسه
شهر:
لس انجلس
تاریخ:
8/5/2009 10:38:30 PM
کاربر مهمان
|
سلام مدیر حرف دل بابت همه چیز ممنون
|
|
68726 |
نام:
دلشکسته
شهر:
اردبیل
تاریخ:
8/5/2009 10:00:02 PM
کاربر مهمان
|
سلام نمیدونم از کجا شروع کنم من یه دختر۲۲سالم جوانم اماشکسته تر وگناه کارتر از یه ادم ۱۰۰ساله غرق گناهم وروسیاه پیش خدا اما بازدلم به خدایی بزرگ خوشه که من وبابت تمام این کارا ببخشه دعا کنید درهای بسته به روم باز بشه و خدا من وببخشه نمیتونم دردلم و به کسی بگم اما حرفام شده یه بغض که راه نفسم و بسته تورخدا دعام کنید
|
|
68725 |
نام:
tahm_ir
شهر:
ایران
تاریخ:
8/5/2009 9:29:48 PM
کاربر مهمان
|
بیا ای عزیز دلبند که ما دلشکستگانیم . منتظر برای دیدار چشم براهت ماندگانیم / یا مهدی ادرکنی . 88/5/14
|
|
68724 |
نام:
مهدی یار
شهر:
گم نام
تاریخ:
8/5/2009 7:24:02 PM
کاربر مهمان
|
انشاالله عیدی عاشقان رو خودش هر چه زودتر بده درد دل من حقیرم هر جه زودتر به گوشش برسه .......... صلوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااات
|
|
68723 |
نام:
یه جون دل شکسته
شهر:
دنیای بی کسی
تاریخ:
8/5/2009 5:28:25 PM
کاربر مهمان
|
سلام . تو رو امام زمان واسم خیلی خیلی خیلی دعا کنید . اگه امام زمان فردا کمکم نکنه آبروم پیش خانوادم میره . تورو فاطمه زهرا ازش بخواین که ناامیدم نکنه شاید حرف شمارو زمین نندازه ........ازتون خواهش میکنم
|
|