هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
68642
نام: سرباز گمنام
شهر: بندرعباس
تاریخ: 8/3/2009 2:51:20 PM
کاربر مهمان
  بسم الرب الشهداء

سلام علیکم ورحمة الله

خدمت دوست گرامی عرض کنم که ممنون از راهنمایی تون

اما من بندرعباسم و نمی تونم برم تهران اگه میتونستم

که همون اول میگرفتم . گفتم اگه زحمتی نیست برام

بخرن و من خودم هزینه شو پرداخت میکنم . خیلی لازم

دارم اخه همین کتاب داره برام مشکل به وجود

میاره ....

مهدی (عج) آمدست زده شال امامت بر دوش

زچه خاموش نشستی صلواتی بفرست ....

التماس ۲آ
68641
نام: saghy
شهر: tr
تاریخ: 8/3/2009 2:36:32 PM
کاربر مهمان
  سلام و باز هم سلام خدمت تمامی عزیزان

و سالمی خدمت داداشی گلم فکر نکن فراموش کردم ولی‌ ازت دلخورم؟

یعنی‌ در راه رضای خدا اون جای که هستی‌ یک کافه نت نیست که مارا از احوال خود با خبر کنی‌.

البته اینها همه شوخی‌ بود ولی‌ این را جدی می‌‌گم بیا و رضایت بدهه و برگرد دلم حسابی برات تنگ شده شاید بخندی که تو که من را ندیدی ولی‌ دیدن شرط نیست احساس شرط که همین احساس سبب دلتنگی مشه. دیگه برات هیچی‌ نمینوسم و باز منتظر نوشتهای دل گرم کنندهات میمانم هر جا هستی‌ خوش خوب سلامت باش.در پناه خداوند باشی‌. ای تندیس محبت

التماس دعا از تمام عزیزان دارم من را از دعای خیر خودتان محروم نفرماید.

یا حق

68640
نام: اسیر
شهر: زندان
تاریخ: 8/3/2009 2:21:46 PM
کاربر مهمان
  افسانه جومونگ هم به پایان می رسد اما ظلم و ستم همچنان باقی خواهد ماند حکومت ظالم نیست این ظلمی است که مردم خود بر سر خویش آورده اند به امید نابودی ظالمان
با تشکر
68639
نام: نازنين
شهر: تهران
تاریخ: 8/3/2009 1:53:17 PM
کاربر مهمان
  چراآقايون ميتونن شريك زندگيشونو خودشون انتخاب كننداماخانمها نه؟اگرپسري دختريوانتخاب كنه خانوادش قبول ميكننداما اگه يه دخترپسري وانتخاب كنه همه مخالفندچراتواين جامعه دخترهاحق انتخاب ندارند؟
چشمهارابايدشست جورديگربايدديد
68638
نام: با وجود او هیچ کس
شهر: هر جا خدا هست
تاریخ: 8/3/2009 1:47:53 PM
کاربر مهمان
  سلام من دارم میرم مسافرت بیاد ما هم باشید
68637
نام: سميرا
شهر: تهران - رباط كريم
تاریخ: 8/3/2009 1:14:34 PM
کاربر مهمان
  موقع اذانه همه دارن نماز مي خونن تو اداره پشت ميزم نشستم و دارم مي نويسم فقط دعا مي كنم اگه خدا صدامو مي شنوه كه شكي توش نيست هيچكي مثل من اينطوري از خدا دور نشه با گناه هاي بيخود خودم از خدا دور شدم شمارو به خدا برام دعا كنيد . التماس دعا
68636
نام: یگانه
شهر: ارزوها
تاریخ: 8/3/2009 1:14:05 PM
کاربر مهمان
  خدایا به امیدتو که هر چی داریم از توست خدایا به یگانگیت قیپسم میدم که ما رو انی تنا مگذار که ...خیلی خلی دوست دارم خداجون خیلی خیلی دمت گرم خداجون
سیدجان سلام خیلی خیلی دوست دارم خیلی با معرفتی و ...تو رو خدا هوای ما رو هم داشته باش خودت که خوب میدونی که ...
سلام به تک تک شما خوبان
دنیای ما سنبل بی وفایی ...هر چی منو تو میکشیم ...تقصیر اشنایی....التماس دعا خدایش دعا کنیدباشه .بچه ها من خیلی ناراحت هستم و...
68635
نام: انسیه
شهر: تنهایی وانتظاروامیدو...یاالله
تاریخ: 8/3/2009 12:48:14 PM
کاربر مهمان
  سلام

از دامان ليلا گلى بر آمد
شبيه حضرت پيغمبر آمد
نور دل زينب اطهرآمد
لشکر کربلا را افسر آمد

**************

مست عشقم، مست يارم، مست دوست
مست معشوقي که عالم مست اوست
يا صاحب الزمان ادرکني

*****اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم*****

التماس دعا

68634
نام: sara
شهر: از ت
تاریخ: 8/3/2009 12:43:54 PM
کاربر مهمان
  متن زیر منتخبی است از کتاب «چهل نامه کوتاه به همسرم» نوشته ی زنده یاد «نادر ابراهيمي» است كه بسيار زيبا ، آموزنده و دلنشين است.
(توصیه می کنم که حتما تا انتها بخونین)
در این راه طولانی - که ما بی خبریم و چون باد می گذرد- بگذار خرده اختلاف هایمان با هم باقی بماند. خواهش می کنم!

مخواه که یکی شویم، مطلقا یکی!

مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد!مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم، یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را و یک شیوه نگاه کردن را.

مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقه مان یکی و رویاهامان یکی.
هم سفر بودن و هم هدف بودن، ابداَ به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست و شبیه شدن دال بر کمال نیست، بل دلیل توقف است...شايد « اختلاف »، كلمه خوبي نباشد و مرا نگويد. شايد « تفاوت » بهتر از « اختلاف » باشد. اما بهر حال تك واژه مشكل ما را حل نمي كند.
پس بگذار اينطور بگويم:
عزیز من! ...زندگي را تفاوت نظرهاي ما مي سازد و پيش مي برد نه شباهت هايمان، نه از ميان رفتن و محو شدن يكي در ديگري؛ نه تسليم بودن، مطيع بودن، امر بر شدن و دربست پذيرفتن.
من زماني گفته ام: « عشق، انحلال كامل فرديت است در جمع ». حال نمي خواهم اين مفهوم را انكار كنم؛ اما اينجا سخن از عشق نيست، سخن از زندگي مشترك است، كه خمير مايه ي آن مي تواند عشق باشد يا دوست داشتن يا مهر و عطوفت يا تركيبي از اينها، و در هر حال، حتي دو نفر که سخت و بی حساب عاشق هم اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است؛ واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون، حجاب برفی، قله ی علم کوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند، – به يك اندازه هم.
اگر چنين حالتي پيش بيايد – كه البته نمي آيد – باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق.
یکی کافیست. عشق، از خودخواهی ها و خود پرستی ها گذشتن است اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست.
من از عشق زمینی حرف می زنم که ارزش آن در "حضور" است نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری.
عزیز من! ...اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست، بگذار یکی نباشد.
بگذار در عین وحدت مستقل باشیم...
بخواه که در عین یکی بودن، یکی نباشیم.
بخواه که همدیگر را کامل کنیم نه ناپدید
تو نبايد سايه كمرنگ من باشي
من نبايد سايه كمرنگ تو باشم
بگذار صبورانه و مهرمندانه در باب هر چیز که مورد اختلاف ماست بحث کنیم اما نخواهیم که بحث، ما را به نقطه ی مطلقا واحدی برساند.
بحث، باید ما را به ادراک متقابل برساند نه فنای متقابل
چه خاصيت كه من، با همه تفردم، نباشم، و تو باشي، يا به عكس، تو با همه تفردت نباشي و همه من باشم؟
اينجا سخن از رابطه ي عارف با خداي عارف در ميان نيست، سخن از ذره ذره واقعيت ها و حقيقت هاي عيني و جاري زندگي ست.
من كامو را بر ساتر ترجيح مي دهم، صادقي را بر ساعدي.
باخ را بر بتهوون ترجيح مي دهم، عود را به جملگي سازها.
كوه را به دريا، دالي را به پيكاسو.
شاملو را، حتي به نيما.تو اما ساعدي را دوست تر مي داري و بالزاك را.
پيانو و سنتور را به عود ترجيح مي دهي.
نه دالي را طالبي نه پيكاسو را. ون گوك را به هر دو ترجيح مي دهي.
شاملو را دوست داري، اما هرگز نه به قدر سه
68633
نام: فاطمه
شهر: اصفهان
تاریخ: 8/3/2009 12:43:22 PM
کاربر مهمان
  به همه آدمهای تنها که فکر میکنند بی کسند این دنیا با همه رنگهاش از سفید تا سیاه فانی ست اما توی آسمون یه کسی هست که کس همه بی کساس دستت را بگیر طرف آسمن تا دستاشو حس کنی
<<ابتدا <قبلی 6870 6869 6868 6867 6866 6865 6864 6863 6862 6861 6860 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=6865&mode=print